|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی اول | ژانویه 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
Harvey Milk (1978-1930) سوزان استریکر ترجمه ی سامان
هاروی برنارد میلک اولین مردی بود که آشکارا همجنسگرایی اش را اعلام کرد و برای تصدی در ادارات دولتی امریکا انتخاب شد. (او همچنین پس از الایین نوبل عضو دولت ایالت ماساچوست، دومین همجنسگرایی بود که در سیستم دولتی امریکا وارد شد). ترور وحشتناک هاروی در شهرداری سانفرانسیسکو او را به چهره ای فداکار و جاودانی در جنبش آزادی خواهی همجنسگرایان امریکا تبدیل کرد. هاروی میلک در بیست و دوم می هزار و نهصد و سی در وودمر نیویورک در خانواده ای متوسط یهودی به دنیا آمد. او از همان دوران نوجوانی به گرایش جنسی اش پی برد. رندی شیلتس در شرح حال هاروی اشاره کرده است که اولین تجربه ی جنسی همجنسگرایانه ی او در دوران نوجوانی و در سالن اپرای منهتن نیویورک بوده است. میلک در سال هزار و نهصد و پنجاه و یک از دانشکده ی آلبانی فارق التحصیل شد. او تصمیم داشت که معلم دبیرستان شود. پس از مدت کوتاهی میلک وارد نیروی دریایی امریکا شد و مسئولیت هایی در جنگ با کره داشت. میلک از دوران سربازی اش خشنود بود. او تا زمان مرگش کمربند زمان سربازی اش که آرم برنجی نیروی دریایی بر او حک بود را استفاده می کرد. پس از اینکه هاروی وارد سیاست شد شایعات زیادی در ارتباط با اخراج خفت انگیز او از نیروی دریایی به دلیل همجنسگرایی اش در شهر پیچید اما این شایعات بی پایه بودند. هاروی در دهه ی پنجاه و شصت در یک شرکت ارائه کننده ی خدمات مالی و بیمه ای کار می کرد. در تمام این سال ها او در آپارتمان بسیار زیبایی در غرب منهتن و نزدیک پارک مرکزی نیویورک زندگی می کرد به جز مدت بسیار کوتاهی که در دالاس تکزاس بود. حامی بزرگی برای هنر و به خصوص اپرا و تئاتر بود. این علاقه وافر به همراه تجربیات اقتصادی اش باعث شد تا به عنوان تهیه کننده برای بسیاری از نمایش کوچک و بزرگ در دهه 1960 فعالیت کند. برای مثال نمایشنامه مو (Hair)، عیسی مسیح (Jesus Christ) و سوپراستار. معشوق میلک در اواخر دهد 60 یعنی جویی کمپل که عضو گروه اندی وارهول بود در میان عامه به شهرت رسید و حتی در آهنگ "Walk on the Wild Side" که لویی رید خوانده بود "ساحر دلچسب و شیرین" لقب گرفت.
میلک در سان فرانسیسکو هاروی وقتی به همراه گروه نمایشنامه مو به سان فرانسیسکو رفت عاشق این شهر شد. زمانی که در سال 1972 همراه با اسکات به آنجا نقل مکان می کرد میلک نوعی حرکت و بیداری را بر ضد فرهنگ غالب حس کرد و خود را در آغوش فعالیتهای معروف به استون وال در راه آزادسازی همجنس گرایان انداخت که در مراحل ابتدایی اش به سر می برد. کت و شلوار برادران بروکز خود را با پیراهن هی گواتمالایی و جین های چاک خورده عوض کرد و فروشگاه دوربینی در خیابان کاسترو سن فرانسیسکو که محله جدید و محاصره شده ی همجنس گراها بود راه اندازی کرد. میلک حس ستیزه جویی را که در این حرکت جدید همجنس گرایی دید با آغوش باز پذیرا شد. در واقع یکی از مشوق های او در انتخاب سن فرانسیسکو به عنوان محل زندگی علاقه او به "بیرون آمدن" و حضور درجامعه ای بود که در آن بتواند به راحتی به عنوان همجنس گرا زندگی کند. او حتی به فکر توسعه این حرکت و پیشنهاد راهپیمایی همجنس گرایان (Gay Pride) به شهرداری افتاد و این باعث شد مدت کمی بعد از رسیدنش به سن فرانسیسکو به فکر پستی در سیاست هم باشد. جامعه همجنس گرایان سن فرانسیسکو در ابتدا به میلک به عنوان یک تک روی تازه به دوران رسیده نگاه می کردند که البته این نظر سیاستمداران محلی هم بود اما بر خلاف انتظار همگان او موفق شد رای همجنس گرایان را به طرف خود جذب کند و به شورای شهر سن فرانسیسکو راه یابد.
او سپس به ایجاد روابط پیشتازی میان جامعه همجنس گرا و حزب کارگر پرداخت و خود در نقش قهرمان مردم دوستی که نماینده گروهها و قومیت های مختلف سان فرانسیسکو برعلیه مصالح فرهنگ مرکز شهری که سعی در یکسان سازی مردم از لحاظ فرهنگی به فعالیت پرداخت. میلک ابتدا برای عضویت در شورای شهر در سال 1973 وارد عرصه رقابت شد و با 17000 رای نفر دهم شد. در سال 1976 در رقابتی برای 6 صندلی خالی نفر هفتم شد. در این دوره تعداد رای های او به 52000 رسید. بعد از یک تلاش ناموفق برای هیئت قانون گذاری کالیفرنیا (San Francisco Board of Supervisors) او بالاخره توانست در سال 1976 وارد شورای شهر سان فرانسیسکو شود. او یک تغییر نقش تعیین کننده ای در پیروزی انتخاباتی اش داشت که هماهنگی آن ایده ی خود او بود: تبلیغات در سطح عمومی شهر جای خود را به تبلیغات در محله های مختلف داد. این تغییر به میلک این امکان را داد تا حضور همیشگی و مردم پسند خود را در محله شدیدا همجنس گرای کاسترو و اطرافش مهم جلوه دهد. شروع کار هاروی میلک در 9 ژانویه 1987 موفقیتی نمادین و البته موثری برای حرکت همجنس گرایان به حساب می آمد. در آن روز او به همراه ده ها هزار نفر از طرفدارانش طول خیابان مارکت که مرکز تجاری سان فرانسیسکو به حساب می آمد را طی کردند: از خیابان کاسترو تا ساختمان شهرداری. به عنوان عضوی از شورای شهر، میلک آیین نامه مهمی در مخالفت با تبعیض تالیف کرد. او از موقعیت خود برای اعتراض به تبصره 6 (Proposition) که به ابتکار بریگز مشهور بود استفاده کرد. بر طبق این تبصره آموزگاران همجنس گرا حق تدریس در مدارس دولتی کالیفرنیا را نداشتند.
موفقیت و مصیبت دوران تصدی میلک در شورای شهر به صورت حزن انگیزی کوتاه بود. در 27 نوامبر 1978 بعد از تنها 11 ماه خدمت در شورای شهر دن وایت عضو سابق این شورا، میلک و جرج موسکون شهردار سان فرانسیسکو را ترور کرد. وایت اخیرا به خاطر ابراز مخالفت خود با آیین نامه تالیفی میلک که نقطه تحولی برای حقوق همجنس گرایان به حساب می آمد، از سمت خود کناره گیری کرده بود.
اینکه یک آدم کش سرنوشت میلک را در دستان خود داشته باشد با توجه به خشونت و هموفوبیایی که در سیاست آمریکا موج می زد خیلی دور از انتظار نبود. خود میلک هم بارها به امکان کشته شدنش فکر کرده بود. او نسخه های متفاوتی از وصیت نامه سیاسی خود را بر روی نوار داشت: "تا اگر کشته شدم خوانده شود" یکی از نوارها حاوی این جمله بود : "اگر قرار است یک گلوله وارد مغزم شود بگذار آن گلوله هر آنچه را در وجودم دفن کردم آشکار کند" وایت قبل از اینکه وارد عرصه سیاست شود یک افسر پلیس بود. جرم او در دادگاه بر خلاف انتظار عموم نه قتل عمد بلکه آدمکشی غیر عمدی (Manslaughter) شناخته شد. نتیجه آنچه که امروز به آن "دفاع در برابر همجنس گرایی" گفته می شود. وکیل وایت اینگونه استدلال کرد که موکلش را به خاطر میزان زیاد فست فودی که در روز جرم خورده بوده نمی توان مسئول کاری که انجام داده دانست. وقتی که طول محکومیت وایت در روز 21 می 1979 چیزی کمتر از 8 سال اعلام شد، شهروندان خشمگین که احساس می کردند این توطئه ای بیش نیست به تالار شهرداری هجوم آوردند. شورشی که بعد ها به شورش شب سفید معروف شد. بیشتر از یک ملیون دلار به سان فرانسیسکو صدمه وارد شد که شامل صف هایی از ماشین های پلیس می شد که معترضان خشمگین به آتش کشیدند. در انتهای آن شب پلیس در جواب به این شورش حمله ای ناگهانی به خیابان کاسترو کرد. افسران پلیس مغازه ها و فروشگاه های همجنس گرایان را ویران کردند و عابران پیاده را کتک زدند. (وایت 6 سال بعد در حالی که دوران محکومیت خود را کامل نگذارنده بود آزاد شد و مدتی بعد خودکشی کرد)
میراث هاروی میلک در سال های پس از مرگ نابهنگامش، هاروی میلک که در نظر دوستانش فردی سکولار، شهوت ران، مشروب خوار و عاشق مهمانی (البته ظاهرا بعد از شروع کارش در شورای شهر مشروب و مهمانی های آنچنانی را کنار گذاشت) بود کم کم تبدیل به چهره ای قدیس وار شد که در راه آزادی همجنس گرایان جان خود را قربانی کرده است. همانطور که آندره آپستاین نویسنده همجنس گرا در کتاب خود ذکر می کند، این تغییر به درستی منطقی می رسد زیرا میلک "کندی ما (رئیس جمهور آمریکا که برای حقوق سیاه پوستان تلاش کرد و ترور شد)، شاه ما، مالکوم ایکس ما (رهبر حرکت حقوق مساوی سیاه پوستان که ترور شد) و اسلحه ما بود " سالها پس از اینکه زندگی میلک به طرز وحشیانه ای به اتمام رسید، حضور او کماکان حس می شود. یک سال پس از مرگش صد هزار نفر در پایتخت آمریکا و برای حقوق شهروندی همجنس گرایان به راهپیمایی پرداختند در حالیکه می خواندند "هاروی میلک زنده است، هاروی میلک زنده است". هری بریت جانشنین او در شورای شهر سان فرانسیسکو که آشکارا همجنس گرا بود تنها کاندیدایی بود که در رائ گیری پس از ترور ها رائ آورد. دبیرستانی به نام هاروی میلک در شهر نیویورک برای دگرباشانی که در خطر هستند تاسیس شده و همینطور دبستانی در خیابان کاسترو سان فرانسیسکو به نام آکادمی حقوق شهروندی هاروی میلک فعالیت می کند. بدیهی است ایستگاه قطار و کتابخانه عمومی محله کاسترو هم به افتخار او نامگذاری شده اند. یک راهپیمایی سالیانه در طول خیبان مارکت به مناسبت ترور او برگذار می شود و مردم هرکدام با شمعی در دست در این راهپیمایی شرکت می کنند. زندگی و میراث میلک موضوع یک اپرای مخصوص و همچنین تعداد بسیاری کتاب و فیلم شده است. کتاب شهردار خیابان کاسترو (1982) از رندی شیلت و مستندی که راب آپستاین و ریچارد اشمیخن با نام دوران هاروی میلک (1984) ساختند که برنده جایزه اسکار هم شد. در سال 2008، از تندیس هاروی میلک در تالار شهر سن فرانسیسکو پرده برداری شد. گروهی نیز در تلاشند برای پاس داشتن یاد او یک روز تعطیلی در ایالت کالیفرنیا ایجاد کنند.
|