|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی دوم | فوریه 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
روند صلح خاورمیانه امید
کنفرانس آنا پولیس را به یاد اوریم. یک سال گذشت و دوره ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش به پايان رسيد و صلحی که وی به اسراییلی ها و فلسطینی ها تا پیش از پایان حضورش در کاخ سفید وعده داده بود تاکنون محقق نگردیده و بوی این صلح نیز به مشام نمی رسد. باید پرسید چرا و به چه علت؟ به هشت سال پیش باز گردیم زمانی که یاسر عرفات و ایهود باراک ( نخست وزیر وقت اسراییل) و بیل کلینتون ( رییس جمهوری پیشین ایالات متحده امریکا) در کمپ دیوید کنفرانس صلح تشکیل داده بودند ولی ان نیز بی حاصل بود و همان زمان نیز دولت ایهود باراک سقوط کرده بود و اکنون نیز دولت ایهود اولمرت در حال فرو پاشیست و باید منتظر انتخابات زود رس در اسراییل باشیم که تمام نظر سنجیها بر پیروزی حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو دلالت دارند. کمی عقب تر می رویم سال 1948 میلادی سال تاسیس کشور مستقل یهودی. کشوری که بر اساس رای اکثریت اعضا سازمان ملل متحد می باید در در 51 درصد خاک تاریخی پلستینیا به عنوان کشور یهود تاسیس می گشت (اعلامیه بالفور) و اعراب نیز کشور خود را در 49 درصد دیگر که زمینهای حاصل خیزتری نیز داشت تشکیل می دادند. باید دانست که صحرای بی حاصل نگو در قسمت یهودی قرار داشت که بعد ها یهودیان همان صحرای خشک را اباد ساختند به گونه ای که دیگر نمیتوان نام صحرای بی حاصل بر انجا نهاد. داستان از انجا اغاز شد که دولتهای وقت عربی ان قطعنامه را نپذیرفتند و از فلستینیان ساکن خواستند که به سرعت خاک پلستینیا را ترک کنند تا ارتشهای عرب به رهبری جمال عبد الناصر (رهبر وقت مصر) ظرف یک هفته تمام یهودیان را به دریای مدیترانه بریزند و سرزمین را برای باز گشت اعراب خالی از یهودی سازند. در آن هنگام حدود سیصد هزار نفر خانه های خود را رها کردند و هیچگاه باز نگشتند و اکنون همین چهارمیلیون فلسطینی آواره در سراسر جهان می باشند ولی عده ای از اعراب باقی ماندند و گوش به وعده های پوچ جمال عبد الناصرندادند و اکنون در کشور اسراییل دارای شناسنامه اسراییلی می باشند. اعراب شکست خوردند و اسراییل بیش از 72 درصد سرزمین باستانی را در حاکمیت خود قرار داد و 28 درصد باقیمانده که شامل کرانه باختری رود اردن و نوار غزه می بود به ترتیب در تصرف کشورهای اردن و مصر قرار گرفت. پس از پایان جنگ شش روزه سال 1967 کرانه باختری رود اردن و نوار غزه به تصرف ارتش اسراییل درامد. شرق اورشلیم نیز که در کرانه باختری قرار داشت و پیشتر در حاکمیت دولت اردن اداره می شد نیز در تصرف اسراییل قرار گرفت. حال صلح اسراییل با فلسطینیان بر دو موضوع اصلی متمرکز است: 1- بازگشت حدود 4 میلیون فلسطینی پراکنده در گرداگرد جهان 2- پایان اشغال سرزمینهای عربی و تشکیل پایتخت کشور فلسطینی در اورشلیم شرقی. در بحث نخست یعنی بازگشت فلسطینیان از سراسر اسراییل به خاک کنونی اسراییل یعنی سرزمینهایی که پدارانشان به امید سرازیر شدن یهودیان به دریا توسط ارتشهای عرب ترک گفتند و هیچگاه باز نگشتند این موضوع را باید درمد نظر قرار داد که دولت مردان اسراییل بارها بیان کردند باز گشت فلسطینیان پراکنده به خاک اسراییل (اسراییل پیش از جنگ شش روزه 1967 ) به منزله خود کشی اسراییل است و به راستی چرا خودکشی. اکنون بیش از بیست درصد جمعیت اسراییل را اعرابی که دارای شناسنامه اسراییلی هستند تشکیل می دهند که از این بیست درصد حدود 12 درصد مسلمان و دروزیان مسلمان و 8 درصد مسیحی میباشند وهشتاد درصد جمعیت اسراییل را یهودیان تشکیل میدهند. جمعیت کنونی اسراییل حدود هفت و نیم میلیون نفر می باشد. پس تصور کنید در صورت بازگشت 4 میلیون فلسطینی دیگرنسبت جمعیت یهودی اسراییل به اعراب چه تغییری حاصل میشود به اضافه بیش از 5 میلیون فلسطینی ساکن کرانه باختری رود اردن و نوار غزه. و اگر محصور بودن کشور اسراییل میان کشورهای عربی را در نظر بگیریم ایا در اینده این وضعیت برتری نظامی دولت یهود پایدار خواهد ماند؟ ایا دولت یهود در درون خاک اسراییل یهودی باقی خواهد ماند؟ اکنون دولت ایالات متحده امریکا تنها ابر قدرت جهان یگانه حامی پایدار کشور یهود می باشد. ایا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که بیش از هفت دهه یکی ازدو ابر قدرت جهان بود تا ابد ابر قدرت باقی ماند؟ ایا دنیا سالاری بریتانیای کبیر با ان شعار معروف (افتاب در امپراطوری بریتانیای کبیر هیچ گاه غروب نمیکند) جاودانه ماند؟ اگر روزی قدرت ایالات متحده با یک یا چند کشور دیگر تقسیم شود حتی اگر چند قرن دیگر باشد ان زمان کیست که حامی اسراییل باشد؟ در سال 1973 ارتشهای مصر وسوریه و اردن با حمایت کامل تسلیحاتی شوروی به اسراییل یورش بردند و پیشروی های متعددی نیز داشتند و از جبهه سوریه تا بلندیهای گلان واز سمت مصر تا نزدیکی کانال سویز پیشروی کردند و تلفات سنگینی در روز های اغازین نبرد بر ارتش اسراییل وارد اوردند ولی به محض تقویت قوای نظامی اسراییل و ارسال تسلیحات از سوی ایالات متحده، اسراییل به سرعت پیشروی کرد و در پایان جنگ با پیروزی اسراییل و شکست اعراب به پایان رسید. همه می دانیم که اسراییل بمب اتم دارد ولی ایا بمب اتم توانست نظام کمونیستی شوروی را از فروپاشی نجات بخشد؟ پس باید درک کرد که علت مخالفت اسراییل با بازگشت پناهندگان فلیسطینی چه چیز می تواند باشد. اسراییلیان می خواهند برتری نظامی خود را به تنهایی نیز حفظ کنند. موضوع اساسی تر دیگر مشکل اشغال سرزمین های فلسطینی توسط اسراییل می باشد. اسراییل سه سال پیش نوارغزه را بطور کامل تخلیه کرد ولی هنوز شهرکهای یهودی نشین در بخشهایی از کرانه باختری موجود می باشند و همچنین موضوع اینده سیاسی اورشلیم نیز یک موضوع بسیار مهم است. اساسی ترین مشکل در تقسیم اورشلیم محدوده مسجد الاقسی و مسجد عمر و دیوار ندبه می باشد دیواری که به باور یهودیان تنها باز مانده معبد حضرت سلیمان می باشد و روزهای شنبه بسیاری از یهودیان در کنار این دیوار به نیایش می پردازند و فلسطینیان مسلمان نیز نماز جمعه را در مسجد الاقسی بر پا می کنند و این دو مکان در جوار یکدیگرند و بصورتی قرار دارند که امکان جداسازی انها از یکدیگر میسر نیست. فلسطینیان خواهان بر پایی کشور مستقل فلسطینی به پایتختی اورشلیم شرقی هستند ولی اسراییل مخالف این امر است و یکپارچگی اورشلیم به عنوان پایتخت اسراییل را سند هویت قوم یهود می داند چرا که یهودیان بر این باورند که داود پادشاه (یکی از پیامبران یهود) شهر اورشلیم را در سه هزار سال پیش به عنوان پایتخت کشور یهود (اسراییل آن زمان) بر گزید و این در حالیست که در عصر حاضر سازمان ملل متحد حاکمیت کشور اسراییل بر اورشلیم شرقی را به رسمیت نمی شناسد و دولتهاي غربي حاضر به انتقال سفارتخانه خود از تلاويو به اورشليم نمي باشند. ایهود باراک نخست وزیر سابق اسراییل در همایش کمپ دیوید دوم به یاسرعرفات رییس سابق تشکیلات خودگردان فلسطینی پشنهاد داد که کشور فلسطینی به پایتختی رام الله تاسیس شود.
مشكلات خارجي روند صلح خاورميانه دست اندازیهای حکومتهایی مانند رژیم اسلامی ایران و رژیم بشار اسد در سوریه نیز در این میان بی تاثیر نیست و این حکومتها با بی اعتنایی به خواسته های مردم خویش و بدون توجه به جنایاتی که بر مردم خود روا می دارند دم از جنایات اسراییل به مردم مظلوم فلسطین می زنند و گروه های ترور فلسطینی از قبیل حماس و جهاد اسلامی و همچنین گروه حزب الله لبنان را به جنگ با اسراییل تشویق می کنند و از صلح منع می دارند و بطور مداوم برای آنها پول و تسلیحات نظامی ارسال می کنند. آیا با وجود نظام تشنج زا و تروریست پرور اسلامی در ایران گروههای ستیزه گر فلسطینی دست از این پول باد اورده از ایران می شویند و به صلح تن می دهند. اسراییل به خوبی می داند که رهبران اصلی حماس و جهاد اسلامی دست پرورده رژیم دینی ایران همه در دمشق مستقر هستند و از انجا تشنج و آشوب را هدایت می کنند و دولت بشار اسد آنها را تحت حمایت کامل قرار داده و دلارهای رژیم حاکم بر ایران نیز به سوی آنان سرازیر است. اسراییل باید با سوریه به صلح برسد تا این مشکل برطرف گشته و زمینه برای صلح نهایی با فلسطینیان محقق گردد. ولی بشار اسد به چه قیمتی حاضر خواهد بود از کمکهای مالی فراوان رژیم اسلامی ایران و سهمیه نفت بسیار ارزان خود از ایران دست بکشد و ایا اسراییل حاضر به پرداخت اين هزينه ها خواهد بود؟ به نظر مي رسد كه كشورهاي اروپايي و ايالات متحده بايد به دولت سوريه كمكهاي مالي فرواني وعده دهند كه جايگزين دلارهاي ارسالي جمهوري اسلامي باشد ولي دولت بشار اسد به غرب اطمينان ندارد و ترس از آن دارد كه در صورتيكه كمكهاي مالي ايران را از دست دهد و كمك غرب را بپذيرد آيا اين حمايت مالي غرب پايدار خواهد بود و بعدها كشورهاي غربي در زمينه هاي سركوب ازاديخواهان سوري و نقض حقوق بشر توسط رژيم بعث دمشق بر سوريه فشار نخواهند آورد و تهديد به قطع كمكهاي خود نمي كنند؟ ولي دولت سوريه بايد بداند در صورت سقوط رژيم اسلامي تهران اين حمايتها خود به خود قطع خواهند شد و آنگاه دولت دمشق بايد از خواسته هاي خود عدول كند. اسراييل بلنديهاي گلان سوريه را در تصرف خود دارد و بارها اعلام داشته كه در اعضاي پيمان صلح با سوريه بلنديهاي گلان را به سوريه پس خواهد داد. در اخرين ماههاي عمر حافظ اسد (رييس سابق جمهوري بعث سوريه) مذاكراتي ميان دو كشور در جريان بود و بر سر حاكميت درياچه كمرت (طبريه) به توافق نرسيدند زيرا اسراييل ادعا داشت كه براي تامين آب مورد نياز خود به تسلط بر بخشي از درياچه نيازمند است ولي دولت حافظ اسد تمامي درياچه را مطالبه مي كرد و بعدها بشار اسد رييس جمهوري كنوني سوريه گفت كه براي اسراييل صلح از آب بسيار مهمتر است در حاليكه اسراييل مي گويد كه اين درياچه در زمان حكومت عثماني جزء خاك پلستينيا بوده است ولي سوريه اين موضوع را رد مي كند. البته صلح اسراييل با سوريه بر نكته هاي ديگري نيز متمركز است و اينها تنها مشكلات روند صلح سوريه و اسراييل نيستند. حزب الله لبنان نيز معضلي در جبهه شمال براي اسراييل به حساب مي آيد كه هم از جانب دولت بعث بشار اسد و هم از طرف رژيم حاكم در تهران تغذيه مي شود و سوريه عملا به گذر گاهي براي رژيم ايران به لبنان تبديل شده است و مسير ترانزيت سلاح از تهران به لبنان مي باشد هرچند كه هم اينك نيروهاي بين المللي در جنوب لبنان مستقر هستند و امكان دست اندازيهاي حزب الله لبنان بسيار كمتر از گذشته مي باشد و دولت اسراييل تهديد كرده كه هم اينك كه حزب الله بخشي از دولت لبنان به حساب مي آيد و در پارلمان لبنان داراي نماينده مي باشد در صورت هر گونه اقدام كودكانه اي از سوي حزب الله زير بناي اقتصادي لبنان را نابود خواهد ساخت و ملاحضات جنگ 33 روزه لبنان را ديگر رعايات نخواهد نمود.
عقيده ی من تصور من اين است كه اسراييل پيش از صلح با فلسطينيان به صلح با سوريه نياز دارد تا بدين ترتيب هم گروههاي ستيزه جوي فلسطيني ضعيف گردند (گروه ستيزه جوي جهاد اسلامي فلسطين دست پرورده رژيم اسلامي تهران مي باشد) و هم فلسطينيان دريابند كه ديگر با جنگ و ستيزه جويي كاري از پيش نخواهند برد بلكه بايد همانند ديگر همسايگان عرب خود با اسراييل از در صلح بر آيند. همچنين به عقيده من تا زماني كه رژيم جمهوري اسلامي در تهران بر سر قدرت باشد با دلارهاي نفتي كه در دست دارد مانند گذشته در روند صلح اخلال خواهد كرد ولي با به روي كار آمدن يك نظام صلح جو در ايران گامهاي فراواني در راه صلح برداشته خواهد شد و اسراييل نيز بايد عاقلانه بينديشد و از شعارهاي مذهبي احزاب داخلي خود دست بكشد و بداند كه بايد به مرزهاي بين المللي احترام بگذارد و به پشت مرزهاي جنگ شش روزه 1967 باز گردد و اين حقيقت انساني را بپذيرند كه جان انسانهايي كه در جنگ كشته مي شوند بسيار ارزشمند تر از اماكن مقدس مذهبي است و كودك و پير و جواني كه جان خود را از دست مي دهند ديگر در اين جهان نيستند كه از اين اماكن مذهبي ديدن كنند و در خيابان قدم بزنند و به تفريح بپردازند و از زندگي خود لذت ببرند. بياييم و به جان خود احترام بگذاريم و آن را حفظ كنيم و حيات ديگران را حيات خود بدانيم مگر عمر آدمي چقدر است؟ بني آدم اعضاي يك پيكرند كه در آفرينش زيك گوهرند چوعضوي به دردآوردروزگار دگر عضوها را نماند
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |