|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی دوم | فوریه 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
موش های آزمایشگاه برای پزشکان ایرانی ص.
من یک دگرجنسگونه ی زن به مرد هستم. برای انجام مرحله ای از عمل تغيير جنسيتم و برای برداشتن كل سينه هابم نزد دكتر س. م. رفتم و ايشان قبول نمودند كه عمل فوق را براي من انجام دهند . بالاخره در بيمارستان بستري شدم و پس از چند روز مرا سرم به دست به اطاق عمل بردند ولي آقاي دكتر به بهانه بالا بودن آنزيم هاي كبدي عمل مرا لغو كرد. در حالي كه 2 روز در بيمارستان گرسنه و تشنه بودم و جواب آزمايشات موجود هيچ مشكل خاص كبدي جهت عمل جراحي نداشته است. پس چرا بي دليل عمل مرا در اطاق عمل لغو نمودند و علت چه بوده است؟
از سوپروايزر بخش خواستم با ايشان تماس گرفته و علت را جويا شوند اما دكتر فرداي آن روز يعني با پرستار بخش به بالين من آمدند و بدون اين كه حتي پانسمان مرا باز كند فقط گفتند چون شما مي خواهيد مرد شويد و جاي برش و بخيه روي سينه مي ماند و زمان رفتن به استخر و يا تعويض لباس جاي برش مشخص مي شود من عمل شما را تغيير دادم و تمام پوست جمع خواهد شد و عمل ديگري نياز نداريد و مرا مرخص نمودند در حالي كه من از انجام اين عمل ناراحت بودم. آيا اين طبق منشور اخلاقي كاري پسنديده مي باشد كه بدون اطلاع بيمار زمان بي هوشي عمل را تغيير بدهند؟ و حتي هيچ توضيحي كه كجا و چگونه پانسمان ها را تعويض نمايم يا اين كه بخيه هايم جزئي هست يا نه مرا رها کنند؟ آنها به من گفتند سیزده روز بعد از عمل جهت ويزيت به درمانگاه مراجعه نمايم و طي اين مدت كه دكتر به مسافرت خارج از ايران رفته بودند سرگردان بودم و هيچ بيمارستاني يا درمانگاهي پانسمان مرا تعويض نمي كرد و به مي گفتند مي بايست از پزشك معالج خود نامه اي جهت چگونگي نوع پانسمان و دستورات لازم جهت تعويض پانسمان داشته باشيد و هيچ پزشكي هم مرا جهت مداوا و معاينه نمي پذيرفت و مي گفتند برایمان مسئوليت دارد. دكتر بعد از 13 روز مرا ويزيت نمود آن هم براي اولين بار بعد از عمل جراحي و با توجه به درد شديد سينه هايم و برآمدگي ها مرا معاينه كامل نمود و اظهار داشت كه ديگر نيازي به آنتي بيوتيك نيست و پانسمان ها نيازي به تعويض ندارند. تازه فهميدم بخيه هايم جزيي بوده و بعد از چند روز تب و لرزهاي شديد و استخوان درد من شروع شد. در حالي كه فكر مي كردم آمفولانزا گرفته ام به متخصص داخلي در بيمارستان مراجعه كردم و ايشان برايم سونوگرافي از سينه ها را نوشتند و زماني كه به مطب دكتر مراجعه كرديم ايشان 4 نقطه را با ماژيك علامتگذاري نمودند و گفت بايد توسط پزشك معالج شما آب ها كشيده شود چون سینه ی شما آبسه شده است و جهت مشخص شدن به آزمايشگاه فرستاده شود در حالي كه هيچ تلفني از دكتر جراحم نداشتم و هيچ بيمارستاني مرا با تب و لرز شديدي كه داشتم نمي پذيرفت. به بيمارستان رفتم و با اصرار فراوان مرا بستري كردند و آن جا در اطلاعات گفتند كه ما امشب نمي توانيم با دكتر شما تماس بگيريم. دكتر شب هم تلفن همراه خود را جواب نمي داد در حالي كه 40 درجه تب داشتم آنها گفتند بايد تا فردا صبر كنيد تا دكتر بياید. هر چه گفتم به دكتر وضعيت مرا گزارش دهيد آن ها گفتند نمي توانيم تماس بگيريم. فردا صبح كه دكتر آمد و سونوگرافي مرا نگاه كرد اما نه خون من را کشت داد نه نمونه برداری کرد و تنها گفت خودم تشخيص مي دهم كه چه كار كنم شما دخالت در كار من نكنيد. بالاخره آنتي بيوتيك جنتامايسين و كفلين را برايم وريدي شروع نمودند و شب قبل هم سفترياكسون و مترانيدازول را شروع كردند و بعد از گذشت 5 روز كه هنوز تب و لرز شديد كه نه با دارو نه شياف نه پاشويه كه در تمام نقاط بدن انجام مي شد قطع نشده بود، مترانيدازول و سفيرياكسون را هم شروع نمودند و دكتر در اطاق بخش بعد از 5 روز جهت كشيدن ترشحات با سرنگ در نقاطي از سينه به جز نقطه هاي اصلي علامتگذاري شده فرو نمودند و ترشحات آب خون را بيرون كشيدند و هر چه خواستم جهت آزمايش آن را بفرستند قبول نكرد و با عصبانيت گفتند در كارم دخالت نكنيد و آن ترشحات را دور ريختند. چرا؟
اي كاش در همان روز اول بستري شدنم اين ترشحات چركي كشيده مي شد تا اين همه تب و لرز من ادامه دار نمي شد و اين همه عذاب و زجر نمي كشيدم. همان روز صبح به علت عرق هاي شديد و ضعف و بالا رفتن آنزيم هاي كبدي در آزمايشات به علت مصرف دارو و عفونت و پائين آمدن تب داروهاي وريدي مرا قطع نمودند و فقط قرص مترانيدازول را شروع و بعد از 13 روز مرا مرخص نمودند در حالي كه هنوز لرز و عرق شديد داشتم. بعد از مرخصي دوباره سونوگرافي كرديم و باز هم دكتر مجدداً نقطه قديمي سمت چپ را علامتگذاري نمودند و گفتند هنوز اين قسمت مايع تجمع دارد و طرف راست هم هست ولي قابل كشيدن نيست و باز در جهت معاينه به درمانگاه رفتم كه ايشان بعد از ديدن سونوگرافي با سرنگ اول ترشحات چركي سبز رنگ را كشيد و سرنگ بعد آب و خون از همان محل علامتگذاري در سينه چپ را بیرون کشیدند. حال سوال من اين است چرا دكتر روز اول مراجعه مرا به اطاق عمل بيمارستان نبردند و محل عفونت و آب را باز شستشو ندادند و يا همان روز اول حداقل آب ها را نكشيدند. چرا جهت نوع چرك و ميكروب به آزمايشگاه نفرستادند؟ و چرا عمل برداشتن كامل سينه را برايم انجام ندادند و با توجه به بزرگ بودن سينه هايم باعث شود اين همه درد و رنج بكشم و مجددا بايد دوباره عمل شوم و زير تيغ جراحي بروم و متحمل ضرر و زيان شوم؟ جاي عمل پر از چين و چروك هاي ناموزون و كريه منظر شده كه برايم غيرقابل تحمل است و گردي نوك سينه سمت چپ داراي نقص و هم خيلي بدشكل و ناموزون شده است و سينه سمت راست هم نواقصي دارد. چرا وقتي از دكتر خواستم نمونه مايع درون سينه را به آزمايشگاه بفرستند دكتر امتناع نمود و مي گفت در كار من دخالت نكنيد و من تشخيص مي دهم و نيازي نمي بينم. چرا عصباني مي شد؟ آيا بيمار حق ندارد در درمان خود سهم داشته باشد؟ آیا این دکترها نمی خواهند از ما به عنوان موش های آزمایشگاه خودشان استفاده کنند؟ باید جلو این فجایع را گرفت. نباید خودمان را به دست هر دکتری بدهیم تا هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |