|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی سوم | مارچ 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
مصائب من آرشان ر. Bacheyeh.mahal@Gmail.com
بعد از اتفاقاقات چند سال اخیر، از جمله اعدام، آزار و اذیت، شکنجه و گرفتار کردن همجنسگرایان ایران که رسانه های داخلی و خارجی را تحت الشعاع خود قرار داد، شاهد هجوم و پناهنده شدن بی سابقه همجنسگرایان ایرانی برای نجات جان خود و پیداکردن روزنه امیدی برای آینده خود بودیم. طبق دیده ها و شنیده ها کشور ترکیه یکی از پناهنده گیرترین همسایگان ایران است که پناهجویان زیادی مخصوصا ایرانی و عراقی را به دلایل اجتماعی، سیاسی، مذهبی و همچنین همجنسگرایی در خود جای داده است. البته شایان ذکر است که، باز هم تعداد افرادی که به علل جنسی به ترکیه پناه آورده اند سهم بسیار کوچکی از پناهندگان ترکیه را شامل می گردند. حتی با درنظرگرفتن بیشتر شدن پناهندگان همجنسگرای ایرانی که در بین سالهای 2008 – 2005 در بین موج خفقان، تهدیدات و اعمال فشارها به این اقلیت در کشور خود ایران به سازمان ملل ترکیه خود را معرفی نمودند. شاید کمتر در جای جای این کره خاکی شاهد پناهنده شدن این تعداد (هرچند به ظاهر کم ) به کشور دیگری باشیم. بیشتر کشورهای آسیایی سعی در همخوان کردن قوانین داخلی و رفتار خود با این اقلیت را دارند. مثال بارز این مساله کشور چین می باشد که ازسال 2001 با وجود داشتن جامعه ای سنتی دست به این کار زد و همجنسگرایی را از لیست بیماری های خود حذف و حقوق آنان را به رسمیت شناخت. سریلانکا، لبنان، ترکیه و مصر از لحاظ فرهنگی و مذهبی و زیرساختهای اجتماعی شبیه جامعه ایران هستند، اما همجنسگرایان این کشورها هم در راه گرفتن حقوق قانونی خود برآمدند. شاید اقلیت جنسی همجنسگرایان این کشورها دارای حقوق شهروندی مانند دیگر شهروندان نباشند اما مخالفت علنی نیز با آنها نمی شود و حد اقل کلوپ و بارهای خود را دارا می باشند. با این مقدمه بد نیست سری به کشور ترکیه و پناهندگان آن بزنیم. ابتدا در مورد ترکیه این را بدانید که هرچقدر بیشتر در آن زندگی کنید به شباهت های آشکار و پنهان ریشه ای آن از لحاظ فرهنگی و سنتی با ایران پی خواهید برد. جمهوری ترکیه کشوری با 71.517.100 نفر جمعیت و از این لحاظ در رده هفده ام دنیا قرار دارد که %99.8 از این جمعیت را مسلمانان عموما سنی تشکیل میدهند. از لحاظ وسعت، کشور ترکیه با 783.562 کیلومتر مربع کشور سی و هفتم دنیا است (1). شعار ملی آنان جمله Peace at Home, Peace at World) ) صلح در خانه، صلح در دنیا می باشد. این شعاری بود که مصطفی کمال پاشا بنا نهاد. ترکیه راه ترقی و مدرنیته را در سال 1923 شروع کرد. آنجا که مصطفی کمال پاشا که بعد ها به نام آتا ترک ( پدر تمامی ترکها ) ملقب شد امپراتوری بزرگ عثمانی را در هم شکست تا به عنوان قهرمان ملی آن دیار شناخته شود. چیزی که حایز اهمیت است و آن را باید بدانیم این است که هیچگاه در قوانین رسمی ترکیه همجنسگرایی ممنوع نبوده است (2). در شهرهای عموما توریستی ترکیه مانند استانبول، آیدین، کوش آداسی، آنتالیا، ازمیر، بدروم و مارماریس گرفته تا پایتخت آن آنکارا کلوپ های همجنسگرایان متعددی یافت می شود. در آن کشور سازمانهای فرهنگی همجنسگرایی فعالیت می کنند و نشریه های همجنسگرایی به آزادی چاپ و در دسترس علاقمندان قرار می گیرند. اما این شاید تنها یک روی سکه باشد. اما روی دیگر سکه چیست؟
همجنسگرایان ترک
در خفا زندگی می کنند نه بطور علنی در جامعه. همجنسگرایی آنها در خانه اتفاق
می افتد و یا در کلوپ های شبانه و یا گاهی در حمام های عمومی! این جملاتی
بود که سخنگوی گروه
Kaos GL
در مورد جامعه همجنسگرایی کشور خویش گفته بود. اما دلایل ان چیست؟ همیشه بر این اعتقاد بوده ام که اگر کشوری بخواهد متحول شود باید از ریشه آن یعنی فرهنگ و از آن مهمتر ساختار مذهبی مردم آن شروع کرد. اما در ترکیه این موضوع از دولت آن شروع شد. دموکراسی که درباره آن سخن گفته می شود یا همین مساله همجنسگرایی قانونی و آزاد و علنی شاید تنها در کتب قوانین ترکیه دیده شود. آزادی دینی در ترکیه یک قانون است اما آیا این قانون با وجود جمعیت %99.8 مسلمان آن چیزی بیگانه بنظر نمی رسد؟ در ماه رمضان اخبار شبکه سراسری تلویزیون ترکیه به این نکته اشاره کرد که چرا حرمت این ماه در ساحل توریستی آلانیا (120 کیلومتری آنتالیا ) که یکی از مراکز مهم توریستی بخش مدیترانه ای ترکیه محسوب می شود با پخش موزیک و رقص در ساحل و گردش برهنه توریست ها در کوچه و خیابان شکسته می شود. و یا در هنگام پخش اذان از مناره های مساجد، گوش دادن به موسیقی عیب محسوب می شود و اگر هدفون در گوش کسی باشد آن را از گوشش در می آورند و به او تذکر می دهند ! ! ! در حال پخش اذان صدای تلویزیون ها بسته می شود و کسی پا روی پایش نمی اندازد. شایان ذکر است که من هیچگاه حاضر به بی احترامی به هیچ دین و مذهب و فرقه ای و پیروانان آنان نیستم اما هر چه بیشتر سعی در آشکار کردن جامعه سنتی ترکیه را دارم. آن هم جامعه ای که لقب آزادی دینی و حکومت لائیک را بر دوش می کشد . آری. این روزها اختلاف زیادی بین دولت دمکرات اتحادیه اروپا طلب وجود دارد و مردم. هر چه آزادی و مدرنیته هست مربوط به همان عکسهای روزنامه ها و شبکه های تلویزیون استانبول و همان چند شهر توریستی است . اما ما پناهندگان را چه به آن شهرهای توریستی و روزنامه و تلویزیون ؟ در تمامی شهرهایی که پناهندگان همجنسگرا اقامت دارند آنها مورد ضرب و شتم و اذیت و آزار قرار گرفته اند. یکی را بخاطر موهای بلندش، دیگری را بخاطر حالت راه رفتنش یا شاید هم رنگ مو و نوع لباسش و یا حتی ناخن بلندش . . . اما واکنش پلیس چه بود؟ سرپوش گذاشتن بر این حقایق تلخ تا حتی توهین و محکوم کردن ما همجنسگرایان !!! پلیس حتی به این باور اعتقاد دارد که عنوان می کند ما شما را از لحاظ قانونی حمایت می کنیم اما مردم کار خود را می کنند. متاسفانه انتخاب شهر برای اقامت بوسیله پلیس ترکیه مشخص می گردد و سازمان ملل تنها با گفتن این جمله که " در حد اختیارات ما نیست " از این موضوع مهم بسادگی شانه خالی می کند. تجربه نشان داده است. هر شهری که بافت سنتی و مذهبی تری دارد جای سخت تری برای اقامت ما همجنسگرایان خواهد بود. اما آخر چرا با وجود این همه آمار اذیت شدن همجنسگرایان و عدم امنیت جانی باز هم آنها به چنین شهرهایی فرستاده می شوند؟ جواب این سوال را می دانم یا حداقل در مورد آن می توانم حدسی بزنم. دانشگاه آزاد اسلامی ایران سعی در داشتن شعبه ای در هر یک از شهرهای ایران می کرد. اما بعضی از این شهرها انقدر مذهبی و بسته بودند که چند سال اول با دانشجو های آن دانشگاه بخاطر طرز پوشش و رفتار و در کل اختلاف در نوع فرهنگ به مشکل بر می خوردند و گهگاهی زد و خوردهایی نیز اتفاق می افتاد. اما در عرض چند سال همه چیز تغییر می کرد و این فرهنگ آن شهر کوچک و سنتی بود که ارام ارام عوض می شد. حال می توان حدس زد که فرستادن این همه اقلیت مذهبی مثلا به شهر مذهبی کایسری در ترکیه چه هدفی را دنبال می کند ... تصور اینکه ترکیه با این سنت و مذهب بخواهد وارد اتحادیه اروپا شود شاید چیزی شبیه رویا باشد. این را بدانید که پلیس و امنیت ترکیه به سازمان ملل این مساله را دیکته کرده که بسته به نوع ملیت پناهجو او در چه شهری می تواند اقامت کند. به عنوان مثال با درخواست پناهجویان همجنسگرا با ملیت ایرانی برای اقامت در شهر اسپارتا (115 کیلومتری آنتالیا) مخالفت می شود اما یک پناهجو از سومالی به راحتی به این شهر جهت اقامت معرفی می گردد. اگر بنا به دلایلی پناهجویان در ترکیه بخواهند شهر مورد اقامت خود را عوض نمایند با این درخواست پلیس روبرو می شوند : فامیل درجه یک! بیان این مطلب از طرف آنها بیشتر به یک جوک شبیه است. بسیاری از ما همجنسگرایان دیگر فامیلی در ایران خودمان نداریم چه برسد به این خاک غریب. ما بنا به گرایش جنسی که داشته ایم از کشور خود رانده شده ایم. چطور ممکن است ما در این دیار دور از وطن فامیلی داشته باشیم ؟ مگر اینکه قضیه همجنسگرایی در فامیل ما موروثی اتفاق افتاده باشد . یا اینکه !!! این قانون در خدمت هر پناهجویی است غیر از پناهجوی همجنسگرا . ما همجنسگرایان مانند اقلیت های مذهبی نیستیم که بصورت خانوادگی به ترکیه کوچ کنیم و چه در ترکیه و چه از خارج از آن حمایت شویم. بسیاری از ما با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم می کنیم. مشکلات مالی در صدر آنهاست و اما بلاتکلیفی زندگی پناهندگی را کجای قلبمان بنهیم؟ تا هنگامی که وقت پیش مصاحبه و مصاحبه هست انسان تکلیف خود را می داند که چه مقدار باید انتظار بکشد اما دیری نمی گذرد که فکر و خیال و تردید تمامی وجود انسان را فرا می گیرد انتظاری که هیچگاه مشخص نیست کی به اتمام برسد. بسیاری از پناهجویان در عرض کمتر از یک سال جواب خود را از سازمان ملل دریافت می دارند اما کشور هایی که به آنها معرفی می گردند با صبر و حوصله زیادی کارها را از پیش می برند . برای هر کسی هیچکدام از این زمانها و منتظر شدن ها شبیه هم اتفاق نمی افتد. مهمترین دلیل افت روحی پناهجویان همان بلاتکلیفی و انتطار است. باید در این محیط بود و دید که چقدر روح انسان بی حوصله و کرخ می شود. متاسفانه این یک سریال تکراری است که برای همگی ما اتفاق می افتد. حال از افسرده شدن و گریه های شبانه و بی خوابی می گذریم. هر کدام از ما آنقدر از لحاظ عاطفی شکننده می شویم که با یک تلنگر در خود می ریزیم. آنقدر که حتی هنگام رفتن از این دیار و پرواز بسوی امید و آینده آنقدر شادمان نمی کند که شاید شکلاتی کوچک کودکی را شاد.
متاسفانه مساله هموفوبیای ( ترس – نفرت ) جنسی از بعضی از جهات نسبت به ایران بیشتر خود را نشان می دهد . درست است که در ترکیه مانند ایران کشتار یا دستگیری همجنسگرایان را شاهد نیستیم اما باز هم همجنسگرایان روزگار سختی را پشت سر می گذرانند .
پانوشت ها : --------------------------------------------------------------------- (1) - http://en.wikipedia.org/wiki/Turkey - مجله ماها. شماره 7 . تیر 84 . صفحه15
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |