Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی چهارم | ایپریل 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

 

گاس ون سنت

رسول معین

 

"گاس گرین ون‌سنت جونیور" (Gus Greene Van Sant Junior) ‏  کارگردان، عکاس، موزیسین، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس.

گاس ون سنت در ۲۴ ژوئیه، ۱۹۵۲ در شهر لویی ویل ایالت کنتاکی متولد شد. به دلیل شغل فروشندگی پدرش، خانواده‌اش در دوران کودکی او مدام در سفر بودند.

او از ابتدا به نقاشی و فیلم‌سازی با دوربین‌های سوپر ۸ علاقه داشت و زمانی که در دبیرستان بود، فیلم‌های کوتاهی با الهام از زندگی خودش با هزینه‌هایی در حدود ۳۰ تا ۵۰ دلار ساخت.

در ۱۹۷۰ به دلیل علاقه‌اش به هنر، به یک مدرسهٔ طراحی رفت که در آن‌جا با "دیوید بایرن" و سایر اعضای گروه "تاکینگ هدز" همکلاسی بود. در همین مدرسه بود که ون‌سنت با کارگردان‌های پیشرویی مثل "اندی وارهول" آشنا شد. این آشنایی باعث شد که او به سرعت گرایش‌اش را از نقاشی به سینما تغییر دهد.

بعد از مدتی زندگی در اروپا، ون‌سنت در ۱۹۷۶ به لس آنجلس رفت. او در آن‌جا دستیار تولید "کن شاپیرو" -کارگردان و نویسنده- شد و به همراه او بر روی چند طرح کار کرد که هیچ یک به نتیجه نرسیدند. او در این مدت بیشتر با هالیوود آشنا شد و توجه‌اش به لس‌آنجلس و مردم حاشیه­ی آن جلب شد، به حدی که بیشتر فیلم‌های بعدی‌اش را بر پایهٔ زندگی این افراد نوشت.

او سپس به نیویورک رفت و در یک شرکت تبلیغاتی شروع به کار کرد. با ۲۰۰۰۰ دلاری که در مدت دو سال کار در آن‌جا پس‌انداز کرده بود، فیلم "شب بد" را به صورت سیاه و سفید ساخت که در مورد رابطهٔ عاشقانهٔ یک مهاجر مکزیکی با فروشندهٔ یک فروشگاه مشروب بود. این فیلم برای او در فستیوال‌ها شهرت زیادی به همراه آورد، تا اندازه‌ای که لس آنجلس تایمز آن را بهترین فیلم مستقل سال نامید. موفقیت این فیلم توجه هالیوود را به او جلب کرد و کمپانی یونیورسال با او قرارداد بست. این قرارداد البته بعداً فسخ شد، چون کمپانی مایل به کمک به ون‌سنت در ساخت طرح‌های شخصی او نبود.

 بعد از آن، او به پورتلند برگشت و مشغول کار بر روی طرح­های رد شده­اش توسط یونیورسال شد. در 1989 فیلم "گاوچران­های داروخانه" را ساخت؛ موضوع این فیلم درباره­ی دستبرد چند معتاد برای تهیه مواد به داروخانه­ای بود

این فیلم نیز در میان منتقدان بسیار محبوب شد و علاوه بر تثبیت جایگاه ون‌سنت، به "مت دیمون" به عنوان بازیگر کمک بسیاری کرد.

 

 

فعالیت ون سنت در ۱۹۹۰تا ۱۹۹۵

ون سنت در ۱۹۹۱، فیلمی ساخت که در آن مثل فیلم قبلی‌اش، به قشرهای حاشیه­ای جامعه پرداخت و آن را در پورتلند فیلمبرداری کرد. "آیداهوی اختصاصی خودم" با بازی "ریور فینیکس" و "کیانو ریوز"به اتمام رسید. این فیلم هم مثل گاوچران‌های داروخانه، برندهٔ جایزهٔ بهترین فیلمنامه شد و علاوه بر آن، ریوز را به منتقدان شناساند.

پروژه­ی بعدی ون‌سنت، اقتباسی از کتاب "حتی دخترهای گاوچران هم افسرده می‌شوند" اثر "تام رابینز"، یک شکست بزرگ هم از نظر مردم و هم منتقدان بود. با وجود بودجه­ی بسیار زیادی که برای آن در نظر گرفته شده بود - حدود ۸.۵ میلیون دلار - و حضور بازیگرانی مثل "اوما تورمن" و "جان هرت" و کیانو ریوز ، نتیجهٔ نهایی فیلم اصلا راضی کننده نبود. او این فیلم را به "ریور فینیکس" تقدیم کرد. همچنین قبل از آن تصمیم داشت فیلمی با حضور فینیکس در مورد زندگی "اندی وارهول" بسازد که به علت مرگ فینیکس این پروژه منتفی شد.

پروژهٔ بعدی او ، اقتباس از رمانی به نام "به خاطرش مردن" از "جویس مینارد" بود که کمدی سیاهی با حضور "نیکول کیدمن" ، "مت دیمون" و "یاکین فینیکس" بود و به او کمک کرد موفقیتش را دوباره به دست بیاورد . به خاطرش مردن، اولین کار ون‌سنت برای یک کمپانی بزرگ مثل "کلمبیا" بود و موفقیت‌اش باعث شد که راه او برای انتخاب کارها بازتر شود.

در همان سال بود که او تهیه‌کننده­ی فیلم "بچه‌های لری کلارک" شد. موضوع این فیلم از موضوعات مورد علاقه­ی ون‌سنت بود و همچنین عکس‌هایی که کلارک قبلاً از معتادها گرفته بود، یکی از منابع ون‌سنت در ساخت گاوچران‌های داروخانه بود.

در ۱۹۹۷ ، با ساختن "ویل هانتینگ خوب" که در ایران به اسم ویل هانتینگ نابغه در تلویزیون دولتی پخش شد، بر اساس فیلم‌نامه‌ای از "مت دیمون" و "بن افلک" بود. گاس ون‌سنت برای اولین بار به عموم مردم شناسانده شد و فیلم علاوه بر فروش ۲۲۰ میلیون دلاری، نامزد چند اسکار، از جمله بهترین کارگردانی برای ون‌سنت شد. همچنین مت دیمون و بن افلک و "رابین ویلیامز" برای این فیلم برندهٔ اسکار شدند.

موفقیت ویل هانتینگ خوب، فرصتی برای ون‌سنت پدید آورد که بتواند "روانی هیچکاک "را بازسازی کند. او آن را صحنه به صحنه و به صورت رنگی با حضور گروهی از بازیگرهای جوان هالیوود دوباره فیلمبرداری کرد. فیلم در میان منتقدان با نظرهای متفاوتی همراه بود، ولی حتی اگر نتوان آن را یک شکست قاطعانه نامید، این فیلم از افتخارات کارنامهٔ ون‌سنت هم نیست. با این‌حال، در آن زمان هیچ‌کدام از این مسائل تاثیری در روند کار او نداشت و او خیلی زود سرگرم انتشار دو آلبوم موسیقی و یک رمان شد. رمان او به نام "صورتی" ، کتاب کوچکی در مورد ناراحتی ون‌سنت دربارهٔ مرگ "ریور فینیکس" بود.

نتیجهٔ کار ون‌سنت در سال ۲۰۰۰ بر روی "یافتن فارستر" بهتر بود. باز هم عکس‌العمل منتقدها متفاوت، ولی در مجموع نظرشان نسبت به فیلم مساعد بود. آن‌ها عموماً کارگردانی ون‌سنت را تحسین کرده ولی از فیلمنامه­ی مغشوش آن کمی ناراضی بودند.

 

 

بازگشت به سینمای شخصی

علاقهٔ ون‌سنت به سینمای جمع ‌و جورتر، باعث شد که کار برای استودیوها را موقتاً کنار بگذارد و با الهام از کارهای "بلا تار"  کارگردان و "جان کاساوت"، در سال ۲۰۰۲ فیلمی به نام "جری" با حضور کیسی افلک و مت دیمون در بیابان‌های آرژانتین، یوتا و نوادا بسازد . این فیلم در جشنوارهٔ "سان دنس" برای اولین بار اکران شد و با خط داستانی بی‌حادثه و فیلمبرداری درخشان هریس سویدز، به همان اندازه که تشویق شد، مورد انتقاد هم قرار گرفت.

یک سال بعد ون‌سنت مشغول ساخت فیلم بعدی‌اش فیل بود. او از سوی تهیه‌کنندهٔ فیلم، دایان کیتون، برای ساختن فیلمی در مورد کشتار سال ۱۹۹۹ در دبیرستان کلمباین انتخاب شد و تصمیم گرفت که فیلم را در دبیرستانی در شهر خودش پورتلند، با حضور تعداد زیادی دانش‌آموز بسازد. با برداشت‌های طولانی و فیلمبرداری روی دست و معلق، فیلم در جشنوارهٔ فیلم کن بسیار تشویق شد. اتفاق‌نظری در مورد فیلم در بین داوران وجود نداشت و با این حال، فیلم برندهٔ نخل طلا و تندیس بهترین کارگردانی برای گاس شد. موفقیت فیل باعث شد که ون‌سنت، درآمد حاصل از فروش اولین اکران آن در آمریکا را به موسسه‌ای هدیه کند که به نوجوانان خیابانی کمک می‌کند.

در سال ۲۰۰۵، ون‌سنت فیلم "آخرین روزها" را با حضور مایکل پیت ساخت؛ فیلمی که خود او از آن به عنوان آخرین قسمت از سه‌گانهٔ مرگ‌اش -با جری و فیل- یاد می‌کند. این فیلم روایتی داستانی از آخرین روزهای پیش از مرگ کرت کوبین، خوانندهٔ گروه نیروانا است که در آن ون‌سنت با الهام از اتفاقات واقعی، زندگی یک هنرمند راک افسرده را روایت می‌کند.

سال بعد، در ۲۰۰۶، ون‌سنت فیلمی بنا بر کتابی از بلیک نلسون به نام "پارانوئید پارک"در مورد پسر نوجوان اسکیت‌بازی که اتفاقی کسی را می‌کشد ساخت. فیلم در فوریهٔ ۲۰۰۸ در اروپا اکران شد و قبل از آن هم در جشنوارهٔ فیلم کن، جایزهٔ ویژهٔ شصتمین سال جشنواره را به خود اختصاص داد. در همان سال، او دو فیلم کوتاه ساخت که اولی به مناسبت شصتمین سال جشنوارهٔ فیلم کن به گروهی از کارگردانان محبوب این جشنواره سفارش داده شده بود و دومی در مجموعه فیلم‌هایی که در مورد شهر پاریس با نام "پاریس، دوستت دارم" تهیه شد، قرار داشت.

                     

 در ۲۰۰۸، ون‌سنت فیلم کوتاهی برای مجموعه فیلم ۸ ساخت که شامل همفکری هشت کارگردان معروف با یکدیگر است و سپس کار بر روی ساخت فیلم "میلک" را شروع کرد.

 

 

 

و اما میلک:

این فیلم در چارچوب داستانی واقعی، به زندگی هاروی میلک می‌پردازند. میلک در دهه ۷۰ میلادی با راه‌اندازی یک مغازه دوربین‌فروشی، فعالیت‌های خود را در راه پشتیبانی از حقوق همجنسگرایان آمریکا آغاز کرد. او با تلاش زیاد و پس از چندین بار نامزدی، سرانجام موفق شد در سال ۱۹۷۷ به دفتر هیئت حاکمه شهر سان­فرانسیسکو راه پیدا کند. در پی افزایش قدرت سیاسی میلک، حضور دن وایت همتای او در شهرداری، رنگ باخت و در نتیجه او را به همراه شهردار به قتل رساند.

فرآیند تولید فیلم:

ون سنت، در برخی از صحنه‌های میلک، از فیلم‌های مستند مربوط به رویدادهای واقعی، را در میان صحنه‌های ساختگی به‌کار برده است. یکی از این منابع، فیلم مستندی است که در سال ۱۹۸۴ برنده جایزه اسکار شد. میلک در شهر سان فرانسیسکو فیلم‌برداری شده است و حتی برای ساخت برخی سکانس‌ها، از همان مغازه دوربین‌فروشی خیابان کاسترو، که میلک در آنجا فعالیت می‌کرد، استفاده شده است. در این فیلم افزون بر بازیگران سرشناسی همچون جیمز فرانکو و امیل هرش، بسیاری از دوستداران و همکاران هاروی میلک به‌عنوان بازیگر و سیاهی‌لشکر حضور دارند.

 

کارنامه­ی فیلم‌های بلند ون سنت:

•           شب بد (1985)

•           گاوچران‌های داروخانه (1989)

•           آیداهوی اختصاصی خودم (1991)

•           حتی دخترهای گاوچران هم افسرده می‌شوند (1993)

•           به خاطرش مردن (1995)

•           ویل هانتینگ خوب (1997)

•           روانی (۱۹۹۸)

•           یافتن فارستر (۲۰۰۰)

•           جری (۲۰۰۲)

•           فیل (۲۰۰۳)

•           آخرین روزها (۲۰۰۵)

•           پارانویید پارک (۲۰۰۷)

•           میلک (۲۰۰۸)

 

جوایز:

•           آیداهوی اختصاصی خودم (۱۹۹۱)

o          جشنوارهٔ فیلم ونیز - بخش اصلی

o          جشنوارهٔ فیلم تورنتو - برندهٔ جایزهٔ منتقدان

 

•           ویل هانتینگ خوب (۱۹۹۸)

o               جشنوارهٔ فیلم برلین - بخش اصلی

o               اسکار بهترین کارگردانی (نامزد)

o               انجمن کارگردانان آمریکا - بهترین کارگردانی (نامزد)

•           یافتن فارستر (۲۰۰۰)

o               جشنوارهٔ فیلم برلین - برندهٔ جایزهٔ خانهٔ سینمای هنری آلمان

•           جری (۲۰۰۲)

o               جشنوارهٔ فیلم تورنتو - برندهٔ جایزهٔ ویژهٔ داوران

•           فیل (۲۰۰۳)

o               جشنوارهٔ فیلم کن - نخل طلا (برنده)

o               جشنوارهٔ فیلم کن - بهترین کارگردانی (برنده)

•           آخرین روزها (۲۰۰۵)

o              جشنوارهٔ فیلم کن - بخش اصلی

•           پارانویید پارک (۲۰۰۷)

o              جشنوارهٔ فیلم کن - برندهٔ جایزهٔ ویژهٔ شصتمین سال جشنواره (و برای مجموعه کارهایش)

میلک(2008)

•              انتخاب به‌عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۰۸ از سوی اتحادیه تهیه‌کنندگان آمریکا

•              نامزد دریافت جایزه در ۸ رشته از سوی انجمن رسانه‌ای منتقدان فیلم (BFCA)، از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین کارگردان

•             نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر مرد درام (شان پن)

          ۸۱   مین مراسم اسکار (۲۰۰۹)؛

•           برنده: بهترین فیلمنامهٔ غیر اقتباسی – داستین لنس بلک

         برنده: بهترین بازیگر نقش اول مرد – شان پن

 

 

منابع:

ویکی پدیا http://en.wikipedia.org

مای اسپیس http://www.myspace.com/gusvansant

فیلم های ون سنت http://www.geocities.com/SunsetStrip/Club/9542/gusbio.html

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.