|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی پنجم | می 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
آموزش جنسی نوشته: ناتانیل رایت ترجمه: فرخ
با وجود این که آموزگاران و فعّالان، شجاعانه می کوشند تا برنامه هایی حاوی اطّلاعات جامع در باره ی روابط جنسی و جنسیت را به مدارس عمومی اضافه کنند؛ این برنامه ها مورد انتقاد و تهاجم بوده و هستند. در حقیقت تلاش های آن ها با مقاومت مذهبیون افراطی (م. در ایران خود را اصول گرا می نامند) و مسیحیان راست گرا مواجه است؛ کسانی که با سوء استفاده از جنبش آموزش جنسی، تلاش به انتشار تفکّرات بازدارنده ی خود، که ترکیبی از عدم تحمّل و ترس است دارند؛ و باید افزود که این تلاش ها در بسیاری از موارد با موفّقیت همراه است. فقر آموزش جامع جنسی، تبعات جدّی ای به همراه دارد که به خصوص متوجّه دگرباشان می گردد. میزان عظیمی از دارایی های عمومی که امروز برای آموزش جنسی به مصرف می رسد، تبدیل به برنامه های درسی ای می شود که دگرباشان جنسی را یا کم اهمیت می نمایانند، یا به کل از قلم می اندازند. بنیادگرایان اجتماعی و مذهبیون راست گرا اصرار می ورزند که کودکان باید در برابر اطّلاعات مربوط به جنسیت و روابط جنسی محافظت شوند. و این در حالیست که در میان نتایج این بی توجّهی و اطّلاعات غلط، می توان از فرهنگ عدم تحمّل و نفرت از خود نام برد. تاریخچه: در ایالات متّحده جنبش آموزش جامع جنسی در دهه ی 1960 شکل گرفت، دوران جنبش های حقوق مدنی، ضدجنگ و عشق آزاد. از اواسط قرن بیستم، بنیاد هایی مانند اتّحادیه ی آموزش ملّی، خدمات بهداشتی عمومی ایالات متّحده و اتّحادیه ی پزشکی آمریکا برای آموزش جنسی در مدارس عمومی فراخوان دادند. پس از آن در سال 1964 شورای اطّلاعات جنسیتی و آموزش ایالات متحده (SIECUS) تاسیس شد. در میان اهداف این شورا، ایجاد آموزش جنسی متناسب با سن (شامل همجنس گرایی) در برنامه ی درسی مدارس به چشم می خورد. مری کالدرون نخستین مدیر اجرایی (SIECUS) چهره ای محوری در جنبش ابتدایی آموزش جنسی به حساب می آمد. نظرات شخصی وی به شکل گیری فعّالیت ها و سیاست های اوّلیه ی این جنبش کمک شایانی کرد. مبارزات او در جهت شکستن خطوط قرمز مربوط به سخن گفتن از جنسیت قرار داشت. نقل قولی از وی در تلویزیون وجود دارد که می گوید:"این یک کلمه ی چهار حرفی به معنای آمیزش است که به حرف (K) ختم می شود. و این بهترین راه آمیزش است به نام ...حرف زدن (…Talk) . هر چند نظر کالدرون در مورد همجنس گرایی کمتر پیشرفته به حساب می آمد و در ابتدا به جدایی فعّالان آموزش جنسی و فعّالان حقوق همجنس گرایان منجر شد. عمل اتّحادیه ی روانپزشکان آمریکا مبنی بر حذف همجنس گرایی از لیست اختلالات روانی این اتّحادیه هم تا سال 1973 تحقق پیدا نکرد؛ و این مدّتی پس از شکل گیری اوِلین فشار های سازمان یافته با هدف آموزش جنسی عمومی بود. گرچه کالدرون از تحمّل همجنس گرایان در اجتماع دم می زد، به خوبی روشن ساخته بود که همجنس گرایی را به عنوان یک روش زندگی به رسمیت نمی شناخت. او یک بار گفته بود:" کسی که همجنس گرا باشد، بدبخت است!" جدا از اختلاف نظرهای بنیادی که درون خود جنبش وجود داشت، پاسخ جامعه ی مدنی به ایده ی آموزش مسائل جنسی به کودکان، با وحشت همراه بود. زمانی که (SIECUS) و سایر سازمان های متجدّد در تلاش بودند تا این گونه آموزش ها را به انجمن های سرتا سر کشور بکشانند، گروه های متعدّدی از محافظه کاران توده گرا در برابرشان صف آرایی کردند. صحبت از موارد جنسی در عرصه ی عمومی احساسات پر حرارتی را تحریک کرد که در تفاوت های عمیق سیاسی، فلسفی و مذهبی ریشه داشتند. هر مدرسه ی عمومی به طور بالقوّه به میدان نبردی برای ارائه ی دانش در باره ی جنسیت و روابط جنسی به کودکان تبدیل شد. در سال 1981 دولت فدرال تصمیم گرفت تا در راه ترویج تعلیمات جنسی مبتنی بر مذهب اقدام نماید. در سند اصلاحیه ی بودجه ی عمومی سال 1981 که به امضای رئیس جمهور وقت رونالد ریگان رسید، الحاقیه ای به نام سند زندگی خانوادگی نوجوانان (AFLA) پیش بینی شد. این الحاقیه توسّط سناتورهای جمهوری خواه اورین هَچ از ایالت یوتا و جرمیا دنتون از ایالت آلاباما تهیه شده بود. (AFLA) میزان اندک امّا قابل توجّهی از پول فدرال را برای ترویج پرهیزجنسی و تعلیمات دینی در زمینه ی جنسی، در مدارس عمومی اختصاص داد. این قانون زمانی از سوی دادگاه عالی مورد اعتراض قرار گرفت که در سال 1987 اتحادیه ی آزادی های مدنی آمریکا از آن شکایت کرد. در این شکایت (AFLA) متّهم به نقض اصلاحیه ی نخست قانون اساسی شده بود. (م. اصلاحیه ی اوّل قانون اساسی ایالات متّحده ی آمریکا مربوط به آزادی مذهب، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات و حقّ شکایت از دولت رسمی کشور، برای تمامی کسانیست که تابعیت این کشور را دارند.) از طرّاحان این قانون خواسته شد تا آن را دوباره و این بار بدون اشاره به مذهب بازنویسی نمایند؛ امّا در سال هایی که از تصویب این قانون گذشته بود تا آن زمان میزان هنگفتی پول به جیب محافظه کاران مذهبی سرازیر شده بود که به مصرف تولید و پایدارسازی انجمنهایی رسید، که برای به سکوت کشاندن آموزش جامع جنسی ترتیب داده شده بودند. یک دهه پس از آن، محافظه کاران به دومین پیروزی خود در نبرد جذب سرمایه ی آموزش جنسی نایل آمدند. در عنوان پنجم بخش 501(B) قانون اصلاح خدمات اجتماعی، که به امضای رئیس جمهور وقت بیل کلینتن رسید، رابطه ی تک همسری با وفاداری دوسویه در قالب ازدواج به عنوان یگانه رابطه ی جنسی مورد نظر قانون تقدیس شد. این ماده ی قانونی همچنین پنجاه میلیون دلار بودجه ی سالیانه برای آموزش جنسی، صرفاً بر پایه ی پرهیز، پیش بینی کرد. بالاخره در سال 2000 برنامه ای با تعریفی بسته تر از تعلیم پرهیزکارانه معرّفی شد. این برنامه طرح ویژه ی اهمّیت ملّی-منطقه ای –آموزش پرهیز اجتماع گرا(SPRANS-CBAE) نام داشت. در سال 2003 پیش نویس این برنامه پنجاه و پنج میلیون دلار برای برنامه هایی دریافت کرد که هر کدام بر یکی از مصادیق آموزش پرهیزکارانه نظارت داشت. به طور کل، امروزه دولت فدرال، سالیانه 120 میلیون دلار صرف می کند تا به کودکان بیاموزد که تنها راه مناسب برای جلوگیری از بارداری های ناخواسته، ایدز، وسایر عواقب ناخواسته ی عمل جنسی همانا پرهیزکاریست. یک برنامه ی آموزش پرهیز مطلق با نام "احترام جنسی" آموزش می دهد که یکی از بهترین راه های جلو گیری از ابتلا به ایدز، خودداری از انجام روابط همجنس گرایانه است. سوگند بکارت که یکی از تکنیک های متداول در بسیاری از این دروس پرهیز است، دانش آموزان را تشویق می کند که رابطه ی جنسی ای نداشته باشند، تا زمانی که بر پایه ی انجیل به عقد کسی در بیایند. زمینه ی اصلی این آموزش های پرهیز کارانه آن است که ایدئولوژی را برتر از اطلاعات قرار می دهند. علاوه بر این، مطالعات جدید به ما نشان می دهد که آموزش های پرهیزکاری ممکن است در آغاز برقراری جنسی در جوانان تأخیری ایجاد کند ولی در مورد جلوگیری از روابط جنسی پیش از ازدواج کاملاً بی اثرند. همچنین این آموزش ها منجر به کاهش استفاده از کاندوم و سایر تکنیک های محافظت جنسی (م.جلوگیری) می شوند. جوانانی که سوگند بکارت یادمی کنند به لحاظ آماری دقیقاً به همان میزانی به بیماری های مقاربتی مبتلا می شوند که دیگران. تلاش دولت ایالات متّحده برای فرو نشاندن خواسته های مذهبیون دست راستی نتایج بین المللی به بار آورده است. دولت جورج بوش از پیمان های جهانی کنترل جمعیت، پیش گیری از بارداری و جلوگیری از انتشار بیماری ایدز و ویروس (HIV) خارج شده است و اصرار دارد که اجرای برنامه های آموزش پرهیز جنسی مطلق، باید یکی از شرایط دولت های در حال توسعه ای باشد که از محل پول مالیات دهندگان آمریکایی کمک دریافت می کنند. به رغم (شاید هم دقیقاً به دلیل) این سیاست ها آمار بارداری نوجوانان، سقط جنین، بارداری های ناخواسته و بیماری های مقاربتی در آمریکا به شدّت بالاتر از سایر کشور های پیشرفته ی دنیاست. یک مطالعه ی تطبیقی در سال 2001 که در آمریکا، کانادا، سوئد، فرانسه و انگلستان انجام شد نشان می دهد که آمریکا بالاترین میزان زایمان نوجوانان، سقط جنین و بیماری های مقاربتی را داراست. کشورهایی چون هلند، آلمان و فرانسه، اطلاعات دقیق جنسی را به عنوان بخشی از حقوق جوانانشان در اختیار آنها قرار می دهند. تحقیقات سال 1999 تایید می کند که در این کشور ها کوچک ترین تلاشی برای جلو گیری از رابطه ی جنسی جوانان صورت نمی گیرد. به جای این کار، آموزگاران و سیاست گذاران با به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به حریم خصوصی و استقلال جوانان آن ها را تشویق می کنند تا مسئولانه دست به انتخاب بزنند. تصادفی نیست اگر میزان بارداری نوجوانان و بیماری های مقاربتی در این کشور ها از ایالات متّحده پایین تر است. آموزش جنسی و دگرباشان جنسی بحث همجنس گرایی، در آموزش جامع جنسی بارها و بارها در میان جوامع شکاف انداخته است. در کتاب از جنسیت سخن بگویید: جنگها ی بر سر آموزش جنسی در آمریکا نویسنده ی کتاب جِنِس اِرواین نشان می دهد که چگونه واکنش های تند علیه آموزش باز و صادقانه ی جنسی سر تا پا آلوده به پیش داوری های کورکورانه و تعصّب علیه همجنس گراییست. " به نظر می رسد که مطرح شدن هم جنس گرایی در مدارس به عنوان مظهر انحراف تهدید کننده ی جنسی، آب فراوانی به آسیاب فعّالان محافظه کار مسیحی ریخته است." محافظه کاران مذهبی همیشه همجنس گرایان را در راه مخالفت خود با آموزش جامع جنسی قربانی کرده اند. اِرواین می نویسد:" وحشت تبدیل (ترس از همجنس گرا شدن فرزندان) که از بدنام دانستن گسترده ی همجنس گرایان در اجتماع نشإت می گیرد موجب شده است والدین کودکان خود را در برابر گفتمان آشکار جنسی "محافظت" کنند. برنامه ی درسی ای که در اوایل دهه ی 1990 برای نیویورک پیش نویس شده بود به اتّهام "تبلیغ همجنس گرایی" و "تدریس لواط به دانش آموزان سال اولی" زیر آتش گرفته شد. با وجود حمایت عمومی، این برنامه ی درسی به علّت اشاره به همجنس گرایی مردود اعلام شد؛ و این در حالی بود که آن برنامه اساساً همجنس گرایی را آشکارا تأیید نمی کرد. در نتیجه ی مقاومت تمام عیار محافظه کاران مسیحی، گفتگوی بنیادی در باره ی گرایشات جنسی همچنان در مدارس عمومی کشور (م.آمریکا) به ندرت به چشم می خورد. متاسفانه نتایج این سکوت بر جامعه ی دگرباشان جنسی فاجعه آمیز است. در مدارس، جوانان دگرباش، به دلیل گرایشات جنسیشان و نا هماهنگی جنسیتیشان با اکثریت، در سطح بین المللی مورد اذیت و تبعیض قرار می گیرند. تهدید فیزیکی و احتمال اخراج از مدرسه یا انصراف از تحصیل در این کودکان دو برابر دیگران است. میزان خودکشی کودکان دگرباش چهار برابر سایر همکلاسانشان است. مدارس بی شماری قادر به حمایت ار شاگردان دگرباش در برابر اذیت و آزار نیستند و دروس جنسی پرهیزکارانه کودکان دگرباش جنسی را نادیده می گیرند یا آشکارا آنها را بدنام می کنند. با وجود این شرایط تیره و ناامید کننده، دگرباشان جنسی و یارانشان موفّقیت هایی در ایجاد حمایت برای آموزش جامع جنسی در مدارس و کاستن از اذیت و آزار و تبعیضی که دانش آموزان دگرباش از آن رنج می برند داشته اند. در سال 1990، زمانی که شبکه ی آموزش جنسی همجنس گرایان و غیر همجنس گرایان (GLSEN) بوجود آمد، در کلّ کشور (م.آمریکا) تنها دو مورد پیمان همکاری همجنس گرایان و غیر همجنس گرایان (GSAs) وجود داشت امّا امروز این رقم به شکل انفجار مانندی به 2500 رسیده است. با این که وجود این ارگان ها نمی تواند نبود برنامه ی آموزش جامع جنسی در نواحی آموزشی را جبران کند، این ارگان ها می توانند در جهت پشتیبانی از کودکان دگرباش جنسی و حمایت از آن ها در برابر آزار و اذیت و تبعیض کارساز باشند. در حقیقت تحمّل همجنس گرایان و حمایت از آموزش جامع جنسی، هر دو رو به گسترشند. نظر سنجی ها نشان می دهند که 79% از والدین مایلند که کودکانشان در مدرسه، در باره ی گرایشات جنسی بیاموزند. و 67% از والدین می خواهند که مدارس به کودکان بیاموزند که همجنس گرایان با سایرین تفاوتی ندارند. جنگ برای آموزش جامع و فراگیر جنسی، بخصوص به دلیل وجود سازمان ها و دستک و دنبک راست گرایان جدید، سخت است؛ امّا تلاش ادامه دارد.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |