Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی پنجم | می 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

رای من

احمد رافت

 

باز هم انتخابات در راه است . باز هم عده ای تصور می کنند که این یا آن کاندیدا قادر خواهد بود ایران را از انزوای کنونی خارج سازد، مشکلات اقتصادی کشور را حل کند و برای خواست های بیشمار مردم پاسخی معقول و قابل قبول ارائه دهد.

ورود و خروج فوری محمد خاتمی از صحنه ی انتخابات معتادان به  "معجزه ی دوم خردادی " را بار دیگر خمار کرد و هم اکنون در جستجوی  "قهرمان" دیگری هستند که این توهم را در آنها به وجود آورند که نظام جمهوری اسلامی اصلاح پذیر است.  معجزه طلبان خارج از کشور به دنبال میر حسین موسوی آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی افتاده اند و او را  "ناجی"  می دانند. داخلی ها چون محمدعلی ابطحی، یکی از لیبرال ترین هواداران سابق خاتمی و شهردار سابق تهران غلامحسین کرباسچی بر خلاف دوستان برون مرزی شان به جبهه ی هواداران حجت الاسلام مهدی کروبی پیوسته اند.

دوستان طرفدار میر حسین موسوی گویا آگاهانه و یا ناآگاهانه سال های نخست وزیری ایشان را از یاد برده اند.  فراموش کرده اند مردی که امروز وعده ی آزادی می دهد چه نقشی در پاک سازی دانشگاه ها داشته است، چه نقشی در سرکوب سال های اول جنگ داشته است، چه نقشی در ترویج فرهنگ ترور ایفا کرده است.  آیا می توان عملکرد ایشان را که هیچگونه انتقادی به گذشته ی خویش را وارد نمی داند را فراموش کرد و وعده هایش که آنچنان هم تحفه نیستند را باور کرد؟ چرا ما باید برای رهایی از دست محمود احمدی نژاد به گرفتار شدن با دوران جدیدی به رهبری میر حسین موسوی تن در دهیم؟

دوستانی که امروز به نقش فرد در نظام حاکم تکیه دارند تا چند هفته پیش در توجیه عملکرد هشت سال ریاست جمهوری محمد خاتمی می گفتند اگر سید اصلاح طلب نتوانست به وعده هایش عمل کند، به این خاطر بود که نظام اجازه نمی دهد کسی مستقل عمل کند.  شاید این سوال به جا باشد که در چهار سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد چه تغییر و تحولی دست داده است که نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه ما مطلع شده باشیم آمادگی پذیرش تصمیمات فردی به نام میر حسین موسوی را دارد؟

نظام جمهوری اسلامی تا اطلاع ثانوی نظامی است که ملت را آنچنان به حساب نمی آورد و به همین دلیل نیز شخصی را با عنوان ولایت فقیه برای قیمومیت ایرانی ها تعیین کرده است. این نظام حق شهروندی برای افراد قائل نیست و ما را رعیتی بیش نمی داند که راهی جز اجرای اوامر  "خیرخواهانه"  رهبر نداریم.

در چنین شرایطی شرکت در انتخاباتی که انتصاباتی بیش نیست، چه تاثیری و چه هدفی می تواند داشته باشد؟ دعوت به شرکت در انتخابات و یا بایکوت کردن آن را به فعالین سیاسی و گروه ها و احزاب واگذار می کنم.  آنچه هر کس باید در مورد آن به فکر بنشیند ارزش رای خویش است.  من حاضر نیستم رای خود را در اختیار نظامی چون جمهوری اسلامی قرار دهم تا با آن در بازار جهانی برای خود اعتبار خریداری کند.  من رای خود را به نام کاندیدایی به صندوق خواهم انداخت که حداقل خواست های من را در برنامه ی انتخاباتی خود گنجانده باشد.  کاندیدایی که توقع دارد رای خود را خرج او کنم باید حداقل این سه خواست را از جمله اهداف دوران ریاست جمهوری اش به شمار آورد:

۱ - همه ی شهروندان در مقابل قانون از حقوق برابر برخوردار هستند.  منظور از شهروند مردان شیعه ی دوازده امامی نیست.  شهروند من زنان و دگرباشان را هم در بر می گیرد.  شهروند من می تواند سنی، سیمی، زرتشتی، بهایی، یهودی، بودایی و یا طرفدار کریشنا و یا هر مسلک و دین دیگری باشد.  شهروند من فارس، بلوچ، کرد، آذری، لر، گیلکی، ترکمن و یا از هر قوم دیگری که در ایران زندگی می کند است.

۲ - آزادی های ابتدایی که در منشور حقوق بشری که شصت سال پیش ایران نیز امضایش را زیر آن قرار داده است، باید برای همه منظور شود.  از آزادی بیان و تحزب تا تشکیل اتحادیه صنفی و سندیکا و آزادی نحوه ی انتخاب زندگی و پوشاک.

۳ - ترمیم قانون اساسی کنونی که ناقض حقوق بشر است برای پایان دادن به نظامی که شهروند را نابالغ به حساب می آورد و برایش ولی و والی چه فقیه و چه صفیح تعیین می کند.

اگر کاندیدایی حاضر است این سه بند را در کار خود قرار دهد مطمئن باشد که نه تنها رای من بلکه رای اکثریت ملت ایران را به دست خواهد آورد.

 

احمد رافت

25 فروردین 1388

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.