Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی ششم | ژوئن 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

 

سخن اول

آرشام پارسی

تصمیم داشتم برای این شماره در ارتباط با شرایط زندگی پناهجویان دگرباشی بنویسم که به تازگی وارد کانادا شده اند. اما امروز که از مسافرت چند روزه ام به ونکوور بر می گشتم، صحنه ای را در هواپیما دیدم و نامه ای را پس از آن دریافت کردم که باعث شد پیش نویس هایم را کنار بگذارم و به آنها بپردازم >>>

 

تن فروشی مردان

ترجمه ی فرخ

 تن فروشی مردان به فروش خدمات جنسی از سوی یک فرد مذکر (جیگولو، اغوا گر، روسپی مذکر) گفته می شود. جنسیت مشتری و نوع عمل جنسی مورد نظر لزوماً نماینده ی گرایشات جنسی شخص تن فروش نیست. در قیاس با کارگران جنسی مونث، کارگران جنسی مذکر چندان از سوی محقّقان مورد بررسی قرار نگرفته اند >>>

 

انتخابات برای تغییر یا برای تثبیت؟

احمد رافت

یکی از سایت های داخل کشور که توسط مهدی خزعلی فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی یکی از محافظه کارترین روحانیون قم اداره می شود اخیرا نتایج نظرسنجی ای را منتشر ساخته است که جالب توجه است.  آقای مهدی خزعلی که در انتخابات آینده گویا از میرحسین موسوی حمایت می کند می نویسد>>>

 

سیب (قسمت دوم)

پریا.ف.

 

وقتی به خونشون رسیدم ساعت مچیم دقیق هفت رو نشون میداد. توی آینه ماشین سر و وضعم رو چک کردم. سی دی داخل پخش رو عوض کردم و بهش مسیج دادم.

- "بیا پایین. من دم درم." >>>

 

 

محمود احمدی نژاد، شهرنوش پارسی پور و ایرانی ای که مدام از خنّاق می گریزد

فرّخ

پنج روز است که درباره ی شهرنوش پارسی پور مطالعه می کنم. جدا از این که عادت ندارم بدون مطالعه چیزی بنویسم، در این مورد بخصوص چند روز است که بی اختیار دست به قلم شدن را به تعویق انداخته ام. باورش برایم سخت است که در سوّمین مقاله ای که برای ندا می نویسم >>>

 

انتخابات درحکومت اسلامی- انقلابی ایران

امید

در آستانه نمایش انتخاباتی رژیم اسلامی که بیشتر می توان نام انتصابات را بر آن نهاد قرار داریم و همانطور که انتظار می رفت از میان صدها کاندیدا تنها همان چهار نفر یعنی کروبی و موسوی و رضایی و احمدی نژاد از فیلتر شورای نگهبان عبور کردند. پرسش اینجاست که اگر قرار بر این بود که از میان صدها داوطلب تنها نام چهار نفر به عنوان کاندیدا معرفی شود >>>

 

نمادهای هوموسکشوالیته-  پرچم رنگین­کمان

رسول معین

 

قبل از اینکه وارد بحث مربوط به هوموسکسوالیته شویم اول به بحث پرچم رنگین کمان می­پردازم. پرچم صلح­، شامل هشت رنگ است؛ سفید، بنفش، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز که حتی گاها رنگ آبی تیره مایل به سبز هم در آن نقش داشته است.  استفاده از پرچم رنگین کمان سابقه طولانی دارد، در فرهنگ­های زیادی در ادوار مختلف تاریخ و در نقاط مختلف جهان از این پرچم برای نشان دادن >>>

 

دگرباشان جهان هم پیمان شوید

پارسا

 

شايد ده ها سال پيش كه ماركس فریاد سر می داد «كارگران جهان هم پیمان شويد» هيچ گاه به این را به پنداشتش راه نمی داد كه روزي اين شعار به درد بسياري از گروهها كه آنان نيز زير ستم فرمانروایان شان هستند بيايد. پس از همين روست كه بايد گفت دگرباشان جهان هم پیمان شوید چرا كه با اين روال كه دارد ادامه پيدا مي كند نه كسي مي خواهد پندار خود را >>>

 

بازتاب روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا در رسانه های دیداری و شنیداری و وب فارسی

آبی آسمانی

 

روز 17 ماه می مصادف با 27 اردیبهشت ماه که روز جهانی مبارزه هوموفوبیا نام گرفته است امسال بازتاب های زیادی در رسانه های دیداری و شنیداری برون مرزی و همچنین در وب فارسی داشت.  با نزدیک شدن به این روز و از چند هفته ی پیش رضا (پسر) عزیز شروع به فعالیت در این باره کرد. اولین گام این فعالیت ها دعوت به نوشتن نامه هایی به >>>

 

رسانه ها

 

هومان – اولین مجله ی همجنسگرایان ایرانی 

ماها - مجله ی الکترونیکی همجنسگرایان ایرانی

چراغ – نشریه ی دگرباشان جنسی ایرانی

رها – رادیو همجنسگرایان ایرانی

دلکده - ماهنامه ی ادبی همجنسگرایان ایرانی

پسر - وبلاگ خبری دگرباشان ایرانی

رنگین کمان – فصلنامه ی دگرباشان ایرانی

همجنس من – نشریه ی لزبین های ایرانی

ندا – نشریه ی دگرباشان ایرانی

 
 

شعارتغییر اوباما در پیوند با روابط آمریکا و رژیم اسلامی ایران

نویسنده : امید

باراک حسین اوباما توانست با وعده تغییر بر رقیب کارکشته خود سناتور جمهوری خواه جان مک کین  پیشی گیرد و رییس جمهوری ابر قدرت ترین و پیشرفته ترین کشور جهان یعنی ایالات متحده آمریکا  گردید، وی توانست با شعارتغییر رییس جمهور شود؛ شعار تغییرات اساسی  و بنیادین، تغییر در ساختار اقتصادی کشور و تغییر در روابط >>>

 

 

شب وحشتناک

پ.

دیشب داشتم دیوانه می شدم. نمی دانستم که مادرم شک کرده که من همجنسگرا هستم یا نه. دوست داشتم خودم به او بگویم و از زبان خودم بشنود. اما می ترسیدم از اینکه حالش بد شود و سکته کند. کمی در خیابان راه رفتم و به حرف هایی که می خواستم بزنم فکر کردم و آن ها را پیش خودم مرور می کردم. بعد از آن یک تک زنگ به مادرم زدم و چند دقیقه بعد او با من تماس گرفت.>>>

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.