|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی ششم | ژوئن 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
شعارتغییر اوباما در پیوند با روابط آمریکا و رژیم اسلامی ایران نویسنده : امید farvaharneshan@yahoo.com
باراک حسین اوباما توانست با وعده تغییر بر رقیب کارکشته خود سناتور جمهوری خواه جان مک کین پیشی گیرد و رییس جمهوری ابر قدرت ترین و پیشرفته ترین کشور جهان یعنی ایالات متحده آمریکا گردید، وی توانست با شعارتغییر رییس جمهور شود؛ شعار تغییرات اساسی و بنیادین، تغییر درساختار اقتصادی کشور و تغییر در روابط ایالات متحده با کشورهای به اصطلاح دشمن. می باید پرسید کشورهایی که به عنوان دشمنان ایالات متحده محسوب می شوند به چه دلیل دشمن و کشورهایی که ایالات متحده دوست خود می پندارد به چه علت دوست تلقی می گردند؟ در اینجا با چند نمونه موضوع را بررسی می کنیم؛ فرض بر آن گیریم که کشورهای دارای حکومتهای دموکراتیک و مردمی نظیر کشورهای اروپایی، ژاپن و کره جنوبی دوستان ایالات متحده محسوب می شوند که نتیجتا باراک حسین اوباما خواستار تغییر چندانی در روابط آمریکا با کشورهای مذکور نیست و کشورهای دیگری همانند چین کمونیستی و روسیه که نه دشمن ایالات متحده محسوب می شوند و نه آنچنان یار آمریکا هستند ولی روابط اقتصادی گسترده ای میان این کشورها و ایالات متحده برقرار است که این موضوع نیز مورد بحث نیست. حال از کشورهایی که دشمنان ایالات متحده تلقی می شوند می توان به کره شمالی و ایران اشاره کرد که باراک حسین اوباما پیش از پیروزی در انتخابات وعده ایجاد تغییر اساسی در روابط آمریکا با آنان داده بود. برای مذاکره با رژیم اسلامی ایران پیش شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم را برداشت و در آغاز سال نو ایرانی در پیام شادباش خویش مردم ایران را در کنار دولت ایران قرار داد و خواهان روابط بهتر و بدون سوء نیت میان ایالات متحده و رژیم حاکم تهران شد. دوباره متذکر شوم رابطه میان آمریکا و رژیم اسلامی ایران نه مردم ایران. آیا تاکنون رابطه تیره ای میان مردم ایران و دولت و مردم آمریکا وجود داشته که باراک حسین اوباما این رییس جمهور مسلمان زاده کنیایی بخواهد آن را روشن سازد؟ آیا مردم ایران در مقر تفنگداران آمریکایی در لبنان بمب گذاری کردند و نظامیان آمریکایی را به خاک و خون کشیدند و یا مقصر حکومت ایران بود؟ آیا مردم ایران بمبهای کنار جاده ای به عراق ارسال می دارند تا آمریکایی بکشند؟ و آیا ملت ایران هستند که به تروریست های افغان گروه افراط گرای اسلامی طالبان اسلحه و تجهیزات نظامی سنگین ارسال می کنند تا موجب کشتار نظامیان آمریکایی و افغان گردند؟ آیا مردم ایران هستند که آمریکاییان ایرانی تبار را به اتهامات واهی از قبیل جاسوسی و براندازی نرم دستگیر می کنند و آنها را به زندان می افکنند و آیا همین ایرانیان نبودند که پی حوادث یازده سپتامبر خلاف شادمانی و پایکوبی اعراب ساکن کشورهای عربی (همان کشورهایی که دولت ایالات متحده بسیار روابط حسنه ای با رهبران و امیران آنان دارد) به منظور ابراز همدردی با بازماندگان قربانیان آن حادثه غیر انسانی در میدان محسنی تهران گرد هم آمدند و شمع افروختند. به یاد آریم که چند روزی پس از حوادث یازده سپتامبر در ورزشگاه آزادی پیش از بازی تیم ملی ایران گزارشگر مسابقه آقای عادل فردوسی پور اعلام کرد که تماشاچیان ایرانی به احترام یاد جانباختگان برجهای منهتن نیویورک لحظاتی سکوت می کنند و همگان سکوت اختیارکردند؟ آیا دولت نو پای باراک حسین اوباما می خواهد با همان کسانی که این ابراز همدردی خود جوش ایرانیان را محکوم کردند (سخنرانی آیت الله جنتی رییس شورای نگهبان در نماز جمعه همان موقع که اقدام ایرانیان تجمع کننده در میدان محسنی تهران را شدیدا محکوم کرد) پای میز مذاکره بنشیند؟ آیا بدین گونه پرزیدنت اوباما باید چشمان خویش را به روی واقعیتها ببندد؟ کشورهایی مانند عربستان صعودی و امارات متحده عربی و کویت و دیگر کشورهای عربی و بعضی از کشورهای غیر عربی مانند پاکستان و مالزی و اندونزی دوستان ایالات متحده به حساب می روند ولی این دوستی تنها میان دولتهای آنان با آمریکا می باشد و توده عرب و مردم کشورهای غیر عرب اسلامی بارها تنفر خود را از دولت و ملت آمریکا در تظاهرات گسترده خیابانی خود جوش خویش ابراز نموده اند، ولی تظاهرات ضد امریکایی در ایران همواره دولتی بوده و با تبلیغات گسترده پیشین روی داده است. براستی اوباما به دنبال چه می گردد؟ آیا مردم کره شمالی مانند دولت استبدادی کیم جونگ ایل نسبت به آمریکا به دید خصمانه می نگرند، در حالیکه کره شمالی از دید باراک حسین اوباما کشور دشمن تلقی می گردد و اوباما همچنان که مردم ایران را در کنار دولت ایران قرار می دهد مردم محصور کره شمالی را در آن نظام کمونیستی به شدت بسته نیز در کنار دولت استبدادی و خونریز کیم جونگ ایل قرار می دهد. طی چند ماهی که از دوره ریاست جمهوری اوباما سپری می شود وی کمترین اشاره ای به نقض گسترده حقوق بشر در چین کمونیستی نکرده است در حالیکه مشهور است که دولتهای دموکراتیک ایالات متحده بیش ازجمهوری خواهان به حقوق بشر چشم دارند ولی آقای اوباما در این مورد از آقای بوش عقب ترمانده است. من در این مدت به خوبی دولت جدید آمریکا را نظاره کردم و تصورم بر این است که اوباما بیشتر مسا ئل را به مشاوران خود سپرده است و گاهی نیز که خود وی اظهار نظری می کند بدلیل ناآگاهیش در امور مربوطه با واکنشهای منتقدان روبرو می شود. وقتی اوباما مردم و دولت ایران را با یک دید می نگرد باید دانست که سطح دانسته های وی در امور ایران کافی نیست و او از بازیهای سیاسی رژیم اسلامی ایران کم اطلاع است. باراک حسین اوباما با که می خواهد مذاکره نماید؟ در حکومت اسلامی ایران ولی فقیه است که اختیار تام دارد و قیم تمام مردم است و مقام ریاست جمهوری تنها یک سمت اجرایی می باشد و وظیفه اش تنها اجرای قانون بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه است و آن نیز با رضایت کامل رهبر می باشد و رهبر نیز در مسیری معین حرکت می کند که کاملا مشخص است و بر مبنای فقه شیعه می باشد و شاید تنها کسی را که می توانست به صورت کاملا دیکتاتور محور در مواردی خاص تصمیماتی به اجرا گذارد و آنها را همسنگ با شرع اعلام دارد آیت الله خمینی بود که پس از وی آقای خامنه ای حرکتی عجیب و کاملا به صورت دیکتاتوری فردی انجام نداده است. در اصل باید گفت نظام جمهوری اسلامی به صورت دیکتاتوری جمعی اداره می شود و از ارکان اصلی این نظام استبدادی می توان به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و نهاد رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان و هیئتهای موئتلفه اسلامی اشاره داشت ولی نهاد رهبری از قدرت بسیار بالایی بر خوردار است تا جایی که رییس جمهور در شب انتخابات از جیب مبارک آقا بیرون می پرد. باراک حسین اوباما یا از این موضوعات اطلاع چندانی ندارد که در این صورت می باید از مشاوران قدیمی کمک گیرد، یا اینکه نه او را از این امور با خبر ساخته اند که در این صورت شاید به دنبال معجزه ای می گردد. زمانی که پرزیدنت بوش راس کار بود و مذاکراتی میان دیپلماتهای رژیم اسلامی و دولت عراق و مقامات ایالات متحده در جریان بود رژیم اسلامی به هر دری می زد که در مورد بحران هسته ای نیز به صورت کاملا محرمانه مذاکراتی صورت گیرد ولی دولت پرزیدنت بوش بدون پیش شرط حاضر به مذاکره نبود و خواهان مذاکره مستقیم با حکومت اسلامی در صورت تعلیق کامل غنی سازی اورانیم و آن هم آشکارا بود، حال که دولت اوباما حاضر به مذاکره مستقیم بدون پیش شرط شده رژیم اسلامی پا پس کشیده است. این بدان دلیل است که رژیم اسلامی آن زمان از حمله نظامی آمریکا وحشت داشت، ولی اینک که دولت اوباما تلویحا اعلام داشته که قصد حمله نظامی به ایران را ندارد رژیم تهران پاسخ مبهم می دهد و زمانی که رژیم تهران درنقطه ضعف قرار گیرد جهت خرید زمان دوباره برای مذاکره با ایالات متحده تلاش خواهد کرد. با وجود این همه اتلاف وقت دولت اسراییل نیز بیکار ننشسته است و در دقیقه نود که رژیم اسلامی بتواند به بمب اتم دست یازد زیربنای اتمی رژیم حاکم تهران را در هم خواهد کوبید. توان نظامی اسراییل آن چیزی نیست که اسراییل در عملیات سرب گداخته غزه و جنگ سی و سه روزه با حزب الله بکار برد و بسی بیش از آن است که رژیم اسلامی ایران بتواند با آن موشکهای کاغذی خود با درصد خطای بالا تهدیدی برای اسراییل باشد. اسراییل تاکنون در تمام جنگهایی که با اعراب داشته در هیچ زمانی از موشکهای دور بردی که در اختیار دارد استفاده نکرده است که درصد خطای آنان تنها 12 متر می باشد (موشکهای یریخو) و همچنین اسراییل دارای سیستم سپر موشکی پیشرفته ختس (پیکان) می باشد که می تواند موشکهای دور برد را در آسمان منحرف و سپس منهدم کند و اینک دولت ایالات متحده قرار است سیستم سپر موشکی جدیدی نیز برای اسراییل برپا سازد. اگر جمهوری اسلامی بخواهد در صورت حمله اسراییل دست به ماجرا جویی بزند و موشکهای شهاب را بسوی اسراییل شلیک کند نخست اینکه در اسراییل نزدیک دو میلیون عرب فلسطینی الاصل زندگی می کنند که موشک تفاوتی بین آنان با یهودیان نمی بیند و کرانه باختری رود اردن و نوار غزه نیز که شامل بیش ازچهار و نیم میلیون فلسطینی است درمعرض فرود این موشکها قرار دارند و همچنین کشور اسراییل از نظر عرضی محدود است و از نظر درازا طول بیشتری دارد و موشکهای ارسالی رژیم تهران ممکن است در کشورهای اردن و مصر و حتی سوریه و لبنان فرود آیند که آن زمان رژیم اسلامی باید پاسخگوی آن کشورها نیزباشد. گمان نمی رود رژیم اسلامی ایران تا این اندازه نسنجیده عمل کند زیرا در اینصورت اسراییل ایران را ویران خواهد ساخت، حتی اگر ایالات متحده حاضر نشود خود را وارد میدان نبرد کند. رژیم ایران ممکن است عمال خود مانند گروه تروریستی حزب الله لبنان و حماس و جهاداسلامی فلسطین را تحریک کند که در آن صورت باید خاطر نشان کرد که اسراییل بیش ازشصت سال است با ترور دست و پنجه نرم می کند و پاسخ آنان را نیز به خوبی خواهد داد. جنگ برای غیر نظامیان و بویژه مردم ایران بسیار پر هزینه خواهد بود و اسراییل نیز برای هر گونه عملیات جنگی که طی شصت سال گذشته انجام داده است از جایی اجازه نگرفته است که این بار نیز برای نابود ساختن تاسیسات هسته ای ایران خواهان کسب اجازه از ایالات متحده آمریکا باشد. امید بر آن که پرزیدنت باراک حسین اوباما دوراندیشی بیشتری از خویش نشان دهد و علاج واقعه را پیش از وقوع نماید و فشار بین المللی را بر رژیم اسلامی ایران در هر زمینه ای تنگ تر سازد، به حقوق مردم ایران احترام گذاشته و برای جلوگیری از این نقض گسترده حقوق بشر توسط رژیم ایران اقدام جدی و عملی نماید. برای جلوگیری از این خود کامگی رژیم ایران دولت آمریکا و مردم آمریکا را در کنار مردم ایران قرار دهد؛ بی شک نتیجه بهتری بدست خواهد آمد. همواره در انتظار نظرات دوستان گرامی خواهم بود.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |