|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی هفتم | ژوئیه 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
ندا، ندایت را هرگز فراموش نخواهیم کرد احمد رافت
دوازدهم خرداد احتمالن چون هجدهم تیر، سی ام تیر و دیگر روزهایی که مردم ایران علیه حکومت به خیابان رفتند در تاریخ هفت هزار ساله ی ما به ثبت خواهد رسید. امید این است که این بار موفق شویم کتاب تاریخ را ورق بزنیم و فصل جدید را بگشائیم تا در آینده مجبور نشویم این چنین روزهایی باز بگوییم «ز خون جوان وطن لاله پرورید». جوانان ما تا کی باید خون خود را برای زندگی در کشوری که حقوق انسان ها در آن رعیات شود، به زمین بریزند. جوانان و مردمی که در این روزها در خیابان های تهران، اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، کرمانشاه، بابل و ده ها شهر دیگر می بینیم همچون جوانانی که در عمده شهرهای جهان از اروپا تا امریکا و حتی مالزی و ترکیه در حمایت از برادران و خواهرانشان در میادین و مقابل سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران گرد می آیند، پرچم هیچ حزب و مذهبی را در دست ندارند. شعار آنها بسیار ساده تر از آنچه می توان تصور کرد است. آنها می خواهند خود برای خود تعیین سرنوشت کنند. خواست آنها تنها انتخاب آزاد یک رئیس جمهور نیست. خواست آنها حق انتخاب آزاد دین و مذهب و یا حتی بی دینی و بی مذهبی است. خواست آنها حق انتخاب پوشش و لباس است. خواست آنها حق انتخاب فیلم، موزیک و کتاب است. خواست آنها انتخاب آزاد شیوه زندگی و عشق است. خواست هایی که در بسیاری از کشورها حتی خواست به شمار نمی آید چون نسل جوان این کشورها این حقوق را از بدو تولد از پدران و مادرانشان و یا شاید از پدربزرگان و مادربزرگانشان به ارث برده اند. ندای بیست و هفت ساله به نام هیچ ایدئولوژی و یا مذهبی به خیابان نیامده بود. ندای بیست و هفت ساله نمی خواست مجبور شود هر روز حجابی اجباری بر سر کند. ندای بیست و هفت ساله نمی خواست مخفیانه کتاب بخواند و یا موسیقی گوش دهد. ندای بیست و هفت ساله برای این به خیابان آمده بود که بتواند آزادانه دست در دست همسر آینده اش در خیابان قدم بزند و از شیرینی سال های اول جوانی اش لذت ببرد. ندای بیست و هفت ساله که امروز به نماد آزادی خواهی جوانان ایرانی تبدیل شده است، ندای بیست و هفت ساله که اشک را از چشمان قدرتمندان جهان جاری ساخت، ندای بیست و هفت ساله که برخی او را نماینده ی جایزه ی نوبل صلح کرده اند تنها گناهی که مرتکب شده بد به هم چسباندن دو حرف نون و هه بود. او با حضورش در آن روز شوم در خیابان می خواست به حکومتی که رای مردم را دزدیده است نه بگوید. می خواست به حکومتی که ایران را به قفسی تبدیل ساخته است که حتی رویا ها هم حق پرواز ندارند نه بگوید. ندا را به خاطر نه گفتن کشتند. امروز وظیفه ی هر ایرانی و هر انسان آزاده در ایران و در جهان گرفتن پاسخ آری به خواست های نداست.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |