Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی هشتم | آگوست 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

اواخواهر

نوشته ی Brandon Hayes  و Claude J. Summers

ترجمه ی  روزبه

 

واژه Sissy  که امروزه برای خطاب به مردان دارای شخصیت زنانه استفاده می شود، در حقیقت از کلمه محبت آمیز Sissy  بعنوان، خواهر یا همان Sister ریشه می گیرد که بعدا بصورت کلمه ای اهانت آمیز برای نقل مردان دارای شخصیت زنانه استفاده شد. کتاب فرهنگ لغات American Heritage ، Sissy  را پسری با حرکات و رفتارهای دخترانه معنی می نماید. و در ایران واژه ی اواخواهر دقیقا به همین معنا کاربرد دارد.

این واژه تحقیر آمیز بوده و استفاده آن بدین صورت اثرات عمیقی بر رفتارهای کلی مردان دارد و به عنوان سلاحی برای کنترل عرف های اجتماعی مردانه و رفتارهای جنسیتی شایسته،  مورد استفاده قرار می گیرد.

در حقیقت نفوذ قدرت این کلمه چنان عمیق است که اکثر پسران، چه آنهایی که در نوجوانی دگرباش بودن خود را کشف می کنند و چه آن دسته که به ماژوریته مردان هتروسکشوال می پیوندد سعی بر این دارند که با دوری از مباحث پر مخاطره ای مانند مدل مو و یا هنر خود را به موضوعاتی مانند ورزش یا حرفه های فنی سرگرم کنند تا مبادا چنین برچسب ننگینی بر آنها خورده شود. در خیلی از موارد، آنها بخش های زیادی از طبیعت ذاتی خود  که ممکن است با این معقوله مرتبط شود را، به بهای گزافی، محدود و سرکوب می کنند.

ننگی که همیشه به همراه کلمه اواخواهر می آید، ریشه در ترس و تنفر از دگرباش بودن و تا حدودی زنانه بودن است. مطمئنا ترس و دلواپسی که همیشه در فکر پسرانی که به آنها برچسب اواخواهر بودن خورده وجود دارد ناشی از ترس (انتظار) دگرباش شدن خود در آینده می باشد.

عمق تاثیر این کلمه واکنش عظیمی بر رفتار مردان داشته  و همچنین نحوه معاشرت مردان چه در جمع هتروسکشوال ها و چه بین افراد دگرباش دستخوش اثرات این واژه شده است. بعضی از مردان دگرباش با واکنش های فراگیر معکوس مردانه و ماسکیولین سعی می کنند خود را با نرم های اجتماعی هماهنگ سازند و بعضی دیگر ( Sissy ها که حتی توسط بستگان خود به آنها، ملکه، Queen نیز خطاب می شود )  با بروز فاحش رفتار های زنانه خود و اغراق حرکات دخترانه، حداقل در معاشرت با جمع های دگرباشان دیگر از الحاق واژه اواخواهر بر هویت خود ابائی ندارند.

اواخواهر ها و دوران کودکی مردان دگرباش

در سال 1973، انجمن روانپزشکی امریکا (APA) ، با آرای خود، دگرباش بودن را از لیست بیماری ها حذف نمود اما در سال 1980، همین انجمن مقاله ای دیاگنوستیک و آماری را به چاپ رساند که در آن از دگرباش بودن به عنوان "اختلال هویت جنسی در کودکی" و "سندرم پسران اواخواهر" یاد نمود.

برای تشخیص چنین اختلالی، کودک می بایست دقیقا" دارای روحیات جنس مخالف بوده و از رفتارهای کرداری جنس مخالف نیز پیروی نماید. تلاشهای گوناگونی صورت پذیرفت تا "سندرم پسران اواخواهر" به عنوان جایگزینی برای واژه دگرباش بودن در این مقاله ثبت شود و رفتار اختلالی جنسیتی در لیست موارد پاتیولوژیک آسیب شناسی (بیماری ها) قرارگیرد.

در بسیاری از اتوبیوگرافی های مردان دگرباش، اقلب این موضوع به چشم می خورد که در دوران کودکی آن ها بدلیل دارا بودن رفتارهای نا متعارف دخترانه، از جمع دوستان و همسالان خود کنار گذاشته می شدند. در کتاب خاطرات آلن هلمز، "مرد جوانی از دهکده"، نشر 1995، او چنین می نگارد: "آرام آرام متوجه شدم که من، فاجعه آمیز تعریف از جوانی آمریکایی تبار هستم، من (حتی نمی توانم خودم را راضی به نوشته اسمش کنم!) یک اواخواهر بودم.

با وجود اینکه رفتار دخترانه در زمان کودکی تنها در جرگه زندگی افراد دگرباش قابل تعریف نیست و تمامی دگرباشان در کودکی عنوان اواخواهر را به همراه نداشته اند، اما در کل برچسب اواخواهر بودن جزئی از زندگی گذشته عده کثیری از دگرباشان است. این مسئله ارتباط تنگاتنگی را بین موضوع "رفتارهای نامتعارف جنسیتی"  و  بعدا دگرباش بودن را اظهار می نماید. شناخت فردی بعنوان اواخواهر، در بعضی موارد، اولین قدم برای شناختن پتانسیل وی در دگرباش بودن است. اطلاق واژه اواخواهر در جمع همسالان و بستگان اغلب دردناکترین تجربه است. پیروی از رفتارهای هنجاری جنسیتی در اکثر جوامع بسیار نافذ و در برگیرنده است و کودکان و مردان نوجوان دارای منش های دخترانه عموما" به صورت طاقت فرسایی مورد آزار فیزیکی و روانی قرار میگیرند.

 

اواخواهر ها و هویت

منش بد فرهنگی جوامع در رویارویی با اواخواهرها، به فرهنگ دگرباشان بالغ نیز سرایت کرده است. در سال 1996، در برنامه رادیویی بین المللی "این زندگی امریکایی"، “This American Life” ، مقاله نویس سکس، دن سوج Dan Savage، بدین موضوع اشاره نمود که در اکثر آگهی های دگرباشان برای پیدا نمودن شریک زندگی، شرط مردانه بودن، ماسکیولینیته و کردار مردانه Straight Acting به چشم می خورد. در این مطالب، در می یابیم که نه تنها در دنیای معاشرتی دگرباشان (حداقل برای آنهایی که آگهی چاپ نموده بودند)  صفات مردانه بودن، و کردارمردانه بیشتر مورد تقاضا و دارای گرایش شهوانی بالاست، بلکه حرکات زنانه و رفتار دخترانه به شدت مورد بی رغبتی و تنفر قرار می گیرد. چنین بی رغبتی ممکن است ناشی از نگرش دگرباشان برای یافتن شریک حاصل شده باشد ولی در اصل ریشه در هوموفوبیای داخلی شخصیتی (Internalized Homophobia) دارد.

لازم به ذکر است که در جوامع دگرباشان نیز همچون در جوامع هتروسکشوال، منش های جنسیتی با عناوین چند قطبیتی گوناگونی نام گذاری می شوند. مردان دگرباش خود را با عناوینی چون "Butch یا Flamer "، " Top  یا Bottom "، " Macho یا Queen" دسته بندی می کنند. چنین دسته بندی شخصیتی، نه تنها برای تعریف خصوصیات، رفتار و سلایق یک شخص به کار گرفته شده بلکه از آن به عنوان روشی زیرکانه برای درج هویتی فرد در میان طیف گسترده جنسیتی نامتعارف، استفاده می شود. در جوامع دگرباش معاصر، شخص ماسکولین دارای درجه بالاتری از افراد با رفتار دخترانه می باشد. در همین حال، سنت عکسی در میان جوامع دگرباش نیز وجود دارد که رفتار های زنانه و اواخواهر بودن را ارجح تر دانسته و همینطور مردانی وجود دارند که آنان را از نظر شهوانی نیز بیشتر می پسندند.

اغلب، فرد با رفتارهای دخترانه به عنوان مشخصه روشن دسته دگرباشان به حساب می آید، کسی که نمی تواند در فضای هوموفوبیک جامعه منش خود را مطابقت دهد. چنین ناتوانی در پنهان سازی رفتارها، توانمندی های شخصیتی ستودنی همچون صداقت، غرور و شجاعت را در آنها بوجود می آورد. با وجود اینکه اواخواهر ها بعنوان افراد ترسو و ضعیف فرض می شوند اما با رویارویی و مقابله با هنجارهای عمومی جامعه و تحمل خصومت های ناشی، شجاعت و قدرت مقاومت بالایی را در خود بوجود می آورند.

همانگونه که سوج Savage نیز اشاره کرده است، اواخواهر در مقایسه با دسته Butch و مردانه اغلب شجاع تر و دارای اعتماد به نفس بیشتری می باشند. همچنین آسیب پذیری اواخواهر  ها که همیشه در مقایسه با دگرباشان محدود به خانه و Closeted ، در برابر عداوت و دشمنی جامعه بیشتر بوده، حس همدردی و نوع دوستی را در جوامع دگرباش برای آنها به ارمغان آورده و همین امر دسته بندی ها و برتری های اروتیک مختلفی را حاصل می شود. لازم به ذکر است، به موازات چنین خصوصیات و شرایط، همیشه حس همبستگی خاصی میان آنها با تمامی دگرباشان وجود دارد که از آن به واژه Sisterhood یاد می شود. این حس بویژه در میان Queen  ها حتی با در نظر گرفتن کردار زنانه آنها، بسیار پرقدرت است.

 

اواخواهر ها و فرهنگ مردان دگرباش

تفکر مردانگی و زنانه بودن هتروسکشوالی، در فرهنگ دگرباشان نیز وجود دارد که به  اواخواهر ها و رفتار آنها ختم می شود. نه تنها آنها در بعضی مواقع برای مردان دگرباش غیر جذاب هستند بلکه اغلب در نظر مخصوصا افراد ماسکولین دگرباش، بعنوان سمبل ناشایستی از دگرباشان و جامعه آنان، در نگاه هتروسکشوال ها به حساب می آیند. عموما اینگونه به نظر می آید که اواخواهرها، اختلاف جنسیتی خود را همیشه بزرگنمایی می کنند و حتی در فیلمها و تلویزیون آنها را مورد تمسخر قرارداده و نماینده دگرباشان می دانند. چنین طرز تفکر هایی باعث می شود جمع زیادی از افراد دگرباش از معاشرت با اواخواهر ها دوری نمایند.

دوری دگرباشان از اواخواهر ها و خصوصیات آنها به شفافی در دوره Post Stone و سعی بر ماسکولین شدن دگرباشان قابل مشاهده است. در دهه 70، پیراهن های مردانه کارگری، بهمراه شلوار جین و ریش و سبیل مردان دگرباش را بعنوان ماسکولین جلوه می داد. مورد مشابهی نیز در دهه 90 و سعی دگرباشان به شبیه نمودن خود به Abercrombie & Fitch و حالت ورزشی وی، بوجود آمد. هر دو الگو برداری، سعی شدیدی بر دوری از ظاهر دخترانه و اواخواهر داشت. فرهنگ بدنی دگرباشان که در آن فرد با کمک ورزش های پرورش اندام سعی بر ماسکولین شدن دارد، راهی است برای دوری شدید از روحیات و کردار دخترانه. فرهنگ Leather و Bear  نیز دو مثال دیگر برای حداکثر دوری از اواخواهر بودن و بزرگنمایی ماسکیولینیته است. اغلب چنین حرکاتی برای عدم نزدیکی به فضای اواخواهر بودن از کسانی حاصل می شود که در کودکی طعم تلخ این واژه را چشیده اند.

ریچارد گلداشتاین در مقاله اش، "افسانه بزرگ مرد دگرباش" نقطه نظراتی را در مورد رفتارهای منفی در مورد اواخواهرها در فرهنگ دگرباشان ارائه می دهد. وی متذکر می شود که عرف و نرم خاصی برای رفتار دگرباشی موجود نمی باشد ولی از آنجا که کردار ماسکیولین در جوامع هتروسکشوال نیز قابل قبول است، اکثرا مردان دگرباش نیز آن را به عنوان رفتار شایسته در خود و دیگر دگرباشان بر می گزینند و سعی بر یافتن حدی متعادل برای هنجار سازی در جوامع دگرباشی ندارند.

اما چنین رفتارهایی در مورد افکار و کردار دگرباشان اواخواهر، تاریخ گذشته و خط مشی دگرباشی را خدشه دار می کند. اواخواهرها نقش بسیار مهمی در ثبات فرهنگی دگرباشان را ایفا کرده اند و آنها بودند که با رفتارهای بزرگنمایی شده، در سینما و یا رویارویی واقعی با مردم، با شوخی ها و طنز ها، قصه پردازی ها و نمایش آستانه تحمل و درک جامعه را در مورد دگرباشان، بالا بردند. علاوه بر این بسیاری از علاقه مندی های واقعی اواخواهر ها از مد و فیلمهای قدیمی گرفته تا اپرا و نمایش ها، همکنون از علاقه مندی های اصلی بسیاری از دگرباشان می باشد و مهم نیست که آنها در دسته اواخواهر ها قرارگرفته باشند و یا خیر. اواخواهر های دگرباش، تا حد زیادی در تعریف و تشریح آداب و فرهنگ دگرباشی نقش مهمی داشته اند.

با وجود حرکات و رفتارهای بزرگنمایی شده و دخترانه اواخواهرها، آنها نیز دارای تفکر و انتظارات ماسکولینی بوده و  این نوع حرکات زنانه آنها بیشتر حالت اجتماعی دارد تا بیولوژیک. با وجود سعی شدید مبنی بر الگوبرداری از شخصیت ماسکولین بعنوان یک دگرباش واقعی، و اینکه با این روش، آستانه تحمل و درک جامعه از دگرباشان بالاتر می رود، اما عده زیادی بر این باورند که این کار روح واقعی و فرهنگ اصیل دگرباشی را از بین برده و گروه ها و انجمن های مختلفی همچون  Radical Faeries، در برار کپی برداری و مدل سازی (ماسکیولینیته) مقابله کرده و اواخواهر ها را سمبل اصلی و روح واقعی دگرباشان می خوانند.

از قدیم، انجمن های lgbtq در مورد مساله سکس و جنسیت و تعامل یا ناهمنوایی این دو بسیار منعطف و با مدارا بوده اند.

 

اواخواهر ها و رفتار

با درنظر گرفتن اینکه ممکن است رابطه ای مستقیم بین ناهماهنگی جنسی در کودکی و دگرباشی در آینده وجود داشته باشد، مدرک علمی دال بر اینکه مردان دگرباش بالغ از نظر کردار نسبت به مردان هتروسکشوال دارای ماسکیولینیته کمتری می باشند، وجود ندارد. حرکات دخترانه دگرباشان را می توان بیشتر به شرایط فرهنگی-محیطی آنان نسبت داد تا فاکتوری بیولوژیکی.

البته اکثر دگرباشان پس از خودشناسی و سعی بر ورود به ساختار و گروهی که به آن تعلق دارند، چنین رفتارهایی را بعنوان سیگنال و علامات گروهی بر می گزینند. دگرباشان جوان ممکن است حرکات دگرباشان Queen و مسن تر خود را برای هماهنگ ساختن خود با گروهی که در آن هستند، انتخاب نمایند.

بررسی و تعیین میزان رفتار دخترانه در مردان کاملا به محیط، منطقه، میزان جمعیت شهر، فرهنگ، زمان و شرایط بستگی دارد. بعنوان مثال رفتارهای شایسته یک مرد بالغ هتروسکشوال در یک محیط شهری مانند نیویورک یا شیکاگو، ممکن است در محیطی دیگر دخترانه جلوه نماید. چیزی که به آن متروسکشوال گفته می شود، بعنوان مثال مرد هتروسکشوالی در شهری بزرگ که به مد و زیبایی ظاهر علاقه دارد ممکن است در مناطق روستایی نشانی از دگرباشی باشد.

جنسیت، قابل نمایش است اما رفتاری های فردی افراد اواخواهر به شرایط و گروه اجتماعی آنها بر می گردد. حتی زنانه ترین مردان، در مواردی می توانند خود را مستحکم تر و مردانه تر نشان دهند. بعضی از دگرباشان در محیط کار و یا معاشرت های خانوادگی خود را بسیار ماسکولین تر نشان می دهند. اما شخص اواخواهری را در یک Gay Bar در حال معاشرت فرض کنید، جایی که ناهماهنگی جنسی مورد خوشامد قرار می گیرد. گوناگونی شخصیتی و شرایط مختلف، امکان مشخص سازی فردی را بعنوان یک اواخواهر بسیار دشوار می سازد. علاوه بر این، اواخواهر بودن یک مرد بیشتر در زمان مقایسه حرکات وی با مردان محیط وی مشخص می شود و نه تنها با حرکات فردی او.

 

نتیجه

افراد اواخواهر جزء جدا نشدنی از اجتماع دگرباشان به حساب می آیند و با وجود اینکه در بعضی مواقع توسط هتروسکشوال ها و دگرباشان، هردو، پس زده می شوند، افراد اواخواهر  کمک بزرگی در تثبیت و عمومی سازی و تفهیم دگرباش بودن در جامعه بوده اند و همواره سعی بر این داشته اند تا با استفاده از کردارهای متفاوت خود، افراد اجتماع را در مورد گوناگونی امیال جنسی و ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم آن با جنسیت، به فکر فرو ببرند.

اکثر دگرباشان، اواخواهر  نیستند (و تمام اواخواهر ها دگرباش نیستند)، بسیاری از مردان ماسکیولین دگرباش از اینکه در آنها حرکات دخترانه دیده شود واهمه دارند و اواخواهر در نگرش کلی اجتماع هسته اصلی دگرباشان را تشکیل می دهند. چنین طرز فکری، دوگانگی خاصی را در جامعه دگرباش و هتروسکشوال ایجاد می نماید.

دگرباشان، از رفتار های دخترانه فرار می کنند و هتروسکشوال ها، دگرباشان را شبیه زنان می دانند. این مساله شاید بدین سان شکل گرفته باشد که برای سال های متمادی زیادی دگرباشان دخترنما تنها افراد دگرباشی بودند که بصورت واضح در مقابل دیدگان اجتماع زندگی می کردند. آنها آسان ترین نوع دگرباشان برای تشخیص بودند.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.