Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی هشتم | آگوست 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

چرا دین ستیزی؟

پارسا

 

توی دین هایی که نام خدایی بر خود می گذارند همجنسگرایی نکوهیده شده است. در اسلام هم در پی داستان لوط پیوند و حتا معاشقه همجنسگرایان نکوهیده است. اما آیا دین تنها بنابر یک روایت دارد روای آدم ها را پایمال می کند؟ این پرسشی بود که چندی پیش از یک حجت الاسلام پرسیدم. او فراتر از این جمله همیشگی که «خدا گفته است این کار نباید انجام شود» پاسخم را داد. وی برای ستیز دین با همجنسگرایی سه فرنود (دلیل) آورد. یکی اینکه همجنسگرایی به زاد و ولد کمکی نمی کند و این پایان آدم ها و رفتن آنان به سوی انقراض خواهد بود. دوم اینکه همجنسگرایی با ارزش ها سر سازگاری ندارد و مایه ی پدیدار شدن اختلال در زندگی آدم ها می شود و سوم، همجنسگرایی مایه ی از هم پاشیدن خانواده ها می شود. او همچنین درباره اینکه دانش تایید می کند همجنسگرایی بیماری نیست نیز گفت: «دانش می گوید چه چیز هست و چه چیز نیست و این ما هستیم که با ارزش ها می سنجیم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد» آوردن پاسخ برای این پرسش ها کار سختی نبود و من به این روند پاسخش را دادم؛ درباره فرنود نخست: همجنسگرایی هرگز پایان انسان ها نخواهد بود چرا که تنها یک گروه از مردم جهان همجنسگرایند و شاید تنها این شمار سه دهم جمعیت جهان را تشکیل دهد. از اینها گذشته درباره زاد و ولد هم باید بگویم که همه می دانیم که دین به پیروان هر چه بیشتر نیاز دارد از این رو با همجنسگرایی که بر شمار پیروان یک دین نمی افزاید به ستیز برخواسته (این را می شود به سران کشورها هم تعمیم داد چرا که آنان نیز نیازمند به نفرات بیشتری برای ارتش خود هستند.) که البته این دغدغه ی دین در کشورهای باختری پاسخ گفته شده به این ترتیب که مردان همجنسگرا اسپرم خود را به بانک اسپرم هدیه می کنند و زنان همجنسگرا آن اسپرم را دریافت کرده و باردار می شوند. بنابر قانون فرزند آنان هم در 18 سالگی می تواند پدر خود را ببیند و اگر خواست رابطه خود را با او ادامه دهد. مردان همجنسگرا نیز می توانند بچه هایی را از پرورشگاه به خانه آورده و بزرگ کنند و خب چه چیزی بهتر از این که فرزندان پرورشگاهی به دست کسانی که دوستش دارند رشد کند. همچنین مردان همجنسگرا اگر بخواهند فرزندشان از پوست و خون خودشان باشد می توانند از زنانی کمک بگیرند که رحم خود را کرایه می دهند و باید این دو نکته را یادآوری کرد که در این نوع فرزند دار شدن حتا نیازی نیست که زن و مرد همدیگر را ببینند و هم چنین همجنسگرا بودن پدر و یا مادر به همجنسگرا شدن فرزند نمی انجامد.
درباره فرنود دوم که همجنسگرایی با ارزش ها سازگاری ندارد نیز گفتم که به گفته دیوید هیوم فیلسوف شهیر باختری «ارزش ها و باید ها و نباید ها اموری اعتباری اند که سرانی برای رسیدن به سود خود آنها را طرح می کنند.» و خب با پروا به این سخن به این می رسیم که دین تنها بنابر نیاز خود با این امر به ستیز برخواسته و البته نگاه بدی که نسبت به این امر در درازای زمان پدیدار شده تنها بنابر همین ارزش ها بوده و این یکی از تصاویر ذهنی نابهنجاری است که در درون آدم هاست و البته هرگز «ارزشهایی» که بخواهد روای همجنسگرایان را زیر پا گذارد ارزش قیمتی ای نیست. به ویژه اینکه دانش روشن می کند که همجنسگرایی بیماری نبوده و گرایشی مادر زادی و غیر ارثی است. از همه اینها گذشته همانگونه که گفتم ارزش ها اعتباری اند؛ برای نمونه در آلمان هیتلری برتری نژاد ژرمن یک ارزش بود و یا در افریقای جنوبی سپید پوست بودن ارزش بود تا جایی که حتا دختر بچه های سیاه پوست از خریدن عروسک های سیاه خودداری می کردند پس آیا این ارزش ها ارزشهایی قیمتی شمرده می شد؟
اما درباره فرنود سوم که همان از هم پاشیدن خانواده ها بود. ما در سده ی بیست و یکم زندگی می کنیم؛ در این سده دیگر چنان دسترسی به منبع های آگاهی رسانی بالاست که یک همجنسگرا خود را بشناسد و بداند گناهکار یا بیمار نیست. از این رو اگر همجنسگرا ناچار شود تن به پیوند با جنس دیگر دهد زندگی آنان آن شور و شادی را نخواهد داشت و چه بسا به جدایی بیانجامد؛ فرزندان طلاق بیشتر شوند و بزه در کشور افزون شود. همجنسگرایان چون نمی توانند ازدواج کنند تن به رابطه جنسی با دیگران می دهند و این افزون بر پیامد های ناسودمند روانی به گسترش بیماریهایی چون هپاتیت و ایدز نیز می انجامد ولی اگر ازدواج آنان آزاد شود نه تنها در این مورد جامعه ای با سلامت روحی و روانی خواهیم داشت بلکه نوع تازه ای از خانواده نیز پدیدار خواهد شد همچنانکه چندی پیش فرزندان همجنسگرایان در یک راهپیمایی پلاکارهایی را در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «خانواده من؛ من، پدرم و پدرم»، «خانواده من؛ من، مادرم و مادرم»
به هر رو انتظار نداشتم که او از سر دیدگاه خود کوتاه آید ولی هنگامی که می خواست پاسخم را دهد این جمله همیشگی را که پیشتر بازگو نکرده بود را بازگو کرد و گفت:
«خدا با این کار مخالف است.» و البته در سخنانش می شد این را دریافت که دیگر آن دیدگاه سخت پیشین را در این باره ندارد و حتا شاید دیگر با معاشقه همجنسگرایان چندان هم مخالف نیست.

پی نوشت: کمک گرفته از برنامه فرزندان همجنسگرایان در یکی از برنامه های رادیو رها

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.