Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی نهم | سپتامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

مروری بر تجاوز و آزار جنسی

فرخ

 

پیش گفتار

شب ها را معمولاً تا صبح بیدارم. یا می خوانم یا می نویسم یا تلویزیون های مختلف می بینم و... چند هفته پیش CNN برنامه ای داشت درباره ی این که زنان در آفریقا از حمایت لازم قانونی در برابر تجاوز برخوردار نیستند. از این نوع برنامه ها زیاد دیده ام! امّا چیزی که من را بهم ریخت گزارش رادیو BBC بود از تجاوز به پسری 15ساله در تهران. چنان تکانم داد که ابعاد سیاسی ماجرا از دستم به در رفت.

گفته بود: «از زندگی نا امیدم!»، «می خواهم خودم را بکشم!»، «احساس امنیت ندارم!»، «تجاوز مقاومتم را از بین برده است» و...

شاید کسی در آفریقا با شنیدن این حرف ها تکانی نخورد ولی من خوردم. به دو دلیل:

1- این فرد با زبان مادریم سخن می گفت و در جامعه ی من می زیست.

2- ده سال پیش خود من این جملات را به دوستانم گفته بودم!

 

لزوم سخن گفتن از تجاوز و آزار جنسی

در ایران امروز شاید هیچ گروهی به اندازه ی فعالان حقوق دگرباشان، آمادگی بررسی این امر و ارائه ی راهکارهای عملی در این زمینه را نداشته باشد. چرا که این فاجعه بیش از هر گروهی گریبان زنان، کودکان و دگرباشان را گرفته است و در میان این سه گروه، فعالان حقوق دگرباشان بیش از سایرین توانسته اند خود را از بند سنّت ها و باورهای دست و پا گیر رها کنند.

می دانیم که در کشور ما بسیاری از مسائل با عنوان "ناموس" و "اخلاق" هرگز مورد بحث قرار نمی گیرند. تجاوز خانگی به زنان از مشکلات جدّی فعالان حقوق زنان است که در اغلب موارد به دلیل پنهان نگه داشته شدن آن بوسیله ی خود قربانیان مورد رسیدگی قرار نمی گیرند.

مشکلات جنسی جوانان ما در میان خود آن ها می ماند. بسیار کم اتفاق می افتد که والدین مستقیماً با کودکان خود درباره ی این مشکلات سخن بگویند.

در این میان بسیاری از فعالان حقوق زنان تا به امروز تلاش کرده اند تا با شکستن این چرخه ی معیوب، کاری کنند که این معضل به صورت جدّی و علنی مورد بررسی قرار گیرد. امّا فعالان حقوق دگرباشان از همان روز اوّل ناچار بودند تا به این "به اصطلاح اصول" بی توجه باشند. در این مسیر بهای زیادی پرداخت شده است ولی امروز شاید زمانیست که از آن هزینه های سنگین بهره برداری کنیم!

در این مقاله تلاش شده است نگاهی جامع به انواع آزار و تجاوز جنسی، عوارض و راه های برخورد با آن انداخته شود. آمار ارائه شده در این مطلب با آمار سازمان های "دیده بان حقوق بشر"، "یونیسف"، "عفو بین الملل" و "مرکز ملی اختلال اضطراب پس از ضربه ی روحی آمریکا" مطابقت داده شده اند.

 

آزار و تجاوز جنسی چه هستند؟

آزار جنسی و تجاوز متفاوتند. تجاوز رابطه ی جنسی ناخواسته و به زور است. معمولاً برای قرار گرفتن رفتار مجرمانه، زیر عنوان تجاوز لازم است که عمل جنسی به شکل کامل فیزیکی خود انجام گرفته باشد (البته تعریف تجاوز جنسی در قوانین کشور های مختلف تفاوت هایی دارد). ولی آزار جنسی معنایی کلّی دارد. مثلاً برهنه کردن ناخواسته ی یک فرد نوعی آزار جنسی به حساب می آید. حتّی تحقیر انسان ها بر پایه ی جنسیت و گرایشات جنسی به عنوان آزار طبقه بندی می شود. به یاد داشته باشید که این دو عامل هم برای زنان و هم برای مردان، در هر سنّی بوجود می آیند.

به دلیل عدم وجود دانش لازم، در بسیاری موارد، هم کسی که مورد آزار جنسی قرار می گیرد و هم شخص آزار دهنده از "عنوان" عملی که در حال انجام است بی خبرند ولی این بی خبری مانع از بروز آثار مخرب آن نمی شود. گرچه فروید جنس تحریک جنسی در فرد متجاوز را مشابه جنس تحریک افراد در روابط جنسی غیر مجرمانه می داند؛ بسیاری امروز بر این باورند که تجاوز بیش از آن که ارضا کننده ی نیاز جنسی باشد، به نیاز فرد برای سرکوب کردن و اعمال قدرت بر می گردد.

برای شناخت تجاوز، خشونت فیزیکی الزامی نیست. به طور نمونه، موارد زیادی از تجاوز جنسی پس از مسموم کردن فرد (مثلاً با مواد مخدر) و یا تهدید به خشونت و نه خود خشونت انجام می گیرد. یا گروهی از تجاوز گران ممکن است برای ارتکاب این جرم دست به فریب قربانی خود بزنند. در نتایج تحقیق "سابسی" و "وارنهاگن" (Sobsey& Varnhagen) که در سال 89 منتشر شد، بزرگ ترین گروه قربانیان تجاوز را افراد عقب مانده ی ذهنی تشکیل می دادند. این دو دانشمند دلیل بالا بودن آمار تجاوز به عقب افتادگان را، سادگی فریب خوردن آنان می دانند.

سازمان ملل در اطلاعات رسمی ای که از 65 کشور عضو به دست آورده است، اعلام می دارد که رقم میانگین تجاوز به شکل سالیانه 250000 مورد است. البته نباید فراموش کرد که این رقم مربوط به 65 عضوی است که توانایی و تمایل ارائه ی آمار به سازمان را دارند و همچنین تجربه نشان داده است که آمار غیر رسمی در موارد این چنینی به مراتب بالا تر از آمار رسمی هستند.

از انواع مختلف تجاوز جنسی می شود به : تجاوز گروهی، تجاوز خانگی (وادار کردن همسر به برقراری رابطه ی جنسی)، تجاوز در زندان (در متون مختلف این نوع را جدّی ترین نوع تجاوز دیده ام ولی بر این مسئله توافق همه گیر وجود ندارد)، تجاوز جنگی و تجاوز به خردسالان اشاره کرد. موارد فوق الذکر در باره ی آزار جنسی نیز صادقند.

اما آن چه که باید به یاد داشته باشیم این است که هر گونه از این اعمال جرم محسوب می شوند. اگر تجاوز جنسی به شکل سازمان یافته (مثلاً به دست یک دولت)  انجام بگیرد، مصداق "جنایت علیه بشریت " و یا "جنایت جنگی" خواهند بود.

 

کودک آزاری و تجاوز به کودکان

"مرکز ملی اختلال اضطراب پس از ضربه ی روحی آمریکا" ادعا می کند که بین 15 تا 25 در صد از زنان و 5 تا 15 درصد از مردان در سنین خردسالی مورد آزار جنسی قرار می گیرند. آمار تجاوز به کودکان در میان سازمان های مختلف چنان متفاوت است که من نتوانستم حتّی میانگین عقل پسندی از آن ها را در این متن بیاورم.

دراین بخش به دو مورد اشاره می شود:

1- مصادیق آزار جنسی کودکان در حقوق بین الملل:

-          رابطه ی مستقیم جنسی با کودک

-          نشان دادن عضو تناسلی به کودک

-          فشار یا حتّی پیشنهاد رابطه به کودک

-          نمایش هر نوع فیلم یا عکس که نشان دهنده ی مسائل جنسی باشد

-          استفاده از کودکان (به هر گونه ای) برای تولید فیلم یا عکس جنسی (porn & child porn)

 

2- عوارض کودک آزاری و تجاوز به خردسالان

-          احساس گناه و سرزنش خود در کودک

-          تداعی خاطره و کابوس

-          بی خوابی

-          ترس شرطی از موارد مربوط به تجاوز ( بوها، اشیا، اماکن و ...)

-          مشکلات مربوط به اعتماد به نفس

-          اختلالات جنسی

-          درد های مزمن

-          اعتیاد (انواع مختلف مانند: الکل، مواد مخدر، بازی و رفتار های نا متعارف)

-          خود زنی

-          تفکرات انتحاری (فکر خود کشی با عمل خود زنی متفاوتند)

-          افزایش احتمال قربانی شدن در بزرگ سالی و ...

 

تجاوز و آزار جنسی دگرباشان

در میان اقشار نه چندان آگاه جامعه این تصور غلط موجود است که دگرباشی (مخصوصاً هم جنس گرایی در مردان) موجب تجاوز است. ولی به عکس این تفکر عامیانه، دگرباشان بیش از این که عامل تجاوز باشند قربانی آن هستند. در کشوری مثل ایران که به شکل سازمان یافته دختران و پسران را از هم دور نگاه می دارند، پسری که رفتارهای ملایم تری نسبت به سایرین داشته باشد، به عنوان یک عنصر جنسی علامت دار به سرعت توجه ها را به خود جلب می کند. در عین حال در بسیاری موارد نوجونان و جوانان هم جنس گرا به دلیل نداشتن حمایت خانواده و به این دلیل که می دانند در صورت با خبر شدن خانواده، صرف نظر از عکس العمل پدر و مادر نسبت به فرد متجاوز، خود با محدودیت های جدیدی رو به رو می شوند، از خبر دار شدن خانواده جلو گیری می کنند. که این خود می تواند پایه ی تکرار این فاجعه باشد. در اغلب جوامع فردی که مورد تجاوز قرار می گیرد، خود دچار شرم می شود. این شرم را در کنار این قرار بدهید که در بسیاری موارد زیبایی قربانی، خود توجیه عمل متجاوز است.

این دو جمله را یا به یاد بیاورید یا اگر آن ها را نشنیده اید به خاطر بسپارید:

فردا آدلر: « تجاوز تنها جرمیست که قربانی آن مورد اتهام قرار می گیرد.»

چارلز پیرس: « ترجیح می دهم سیاه پوست باشم تا هم جنس گرا، چون اگر سیاه پوست باشی مجبور نیستی سیاه پوست بودنت را به مادرت بگویی!»

جدا از این باور کلّی باورهای غلط دیگری نیز در مورد تجاوز و دگرباشان وجود دارد:

1- مردها نمی توانند مورد تجاوز قرار بگیرند!

2- همجنس گرایان خودشان می خواهند با هر مردی رابطه داشته باشند!

3- اگر فرد متجاوز آشنا باشد، این عمل تجاوز نیست! (موارد زیادی از تجاوز پدر و مادر به فرزند هم وجود دارد.)

4- زن ها نمی توانند تجاوز کنند! (آمار تجاوز از سوی زنان روز به روز در حال افزایش است.)

5- فرد در ابتدا با رابطه موافق بود، بعد نظرش برگشت! (رابطه ی جنسی از هر زمانی که یک طرف مجبور شود خلاف میل خود به آن ادامه دهد ناظر بر تجاوز است.)

6- توجیه تجاوز زیر چتر روابط جنسی خشونت آمیز (S&M)! (خشونت در رابطه ی جنسی تا جایی جایز است که هر دو طرف با آن موافق باشند. و توان ابراز مخالفت را از دست ندهند.)

 

انگیزه های تجاوز

(توضیح: پاره ای از مطالب این بخش ممکن است در مورد آزار جنسی نیز صدق کنند، ولی اکثر مطالب زیر صرفاً مربوط به تجاوز است. انگیزه های آزار جنسی چنان متنوع هستند که در زمان این بحث نمی گنجند.)

از زمانی که فروید گفت: « برای متجاوز فرقی نمی کند که رابطه به شکل عادی باشد یا به شکل تجاوز» تا امروز که بسیاری از جرم شناسان انگیزه ی جنسی را چندان در انجام تجاوز دخیل نمی دانند ده ها انگیزه ی متفاوت برای ارتکاب این جرم مطرح شده که هیچ کدام نتوانسته اند بر دیگری ارجحیت یابند. به نظر می رسد که تجاوز با انگیزه های کاملاً متفاوتی انجام می گیرد.

جدا از نیاز اعمال قدرت، خشم، دیگر آزاری (سادیسم)، نیاز جنسی و فشار روانی مزمن از انگیزه هایی هستند که بیشتر در مورد تجاوز به چشم می خورند.

انگیزه ی تجاوز هر چه که باشد، یک عامل در تمامی موارد تجاوز به چشم می خورد و آن این است که هویت قربانی در نظر فرد متجاوز در حد یک شئ جنسی نزول می کند. به این معنی که مجرم قربانی خود را با هویت انسانی نمی شناسد، بلکه او را موجودی فاقد حقوق اولیه ی انسانی می انگارد، که هر گونه استفاده از او و در اختیار گرفتن او بلا مانع است.

 

تجاوز سازمان یافته

این شکل از تجاوز مصداق "جنایت علیه بشریت" و در صورت بروز در شرایط جنگی، "جنایت جنگی" هستند. هم چنین اگر اثبات شود که این عمل به هدف اخلال در ادامه ی حیات یک گروه محلّی (یا بخشی از آن) انجام گرفته است، می تواند عنوان "عنصر نسل کشی" هم بگیرد.

مهم نیست که تجاوز سازمان یافته با دستور از بالا صورت بگیرد، یا نیروهایی دست به این عمل بزنند و حاکمان قانونی آنان از این عمل جلو گیری نکنند. در هر دوی این موارد عاملان و آمران این جنایت گناه کارند. ضمناً این عمل (مانند شکنجه) نمی تواند به بهانه ی اجرای فرمان توجیه شود.

به دلیل اهمیت این مطلب به مثال زیر توجه کنید:

اگر افرادی بی گناه در یک کشور محکوم به اعدام شوند (موارد بی شماری از این نوع اعدام ها وجود دارد) و با دستور مقامات قضایی و یا نظامی آن کشور کشته شوند؛ هیچ مرجع بین المللی نمی تواند سربازی که آن ها را تیرباران کرده است، یا ماموری که طناب دار را به گردن آن ها انداخته است را مورد پی گرد قرار دهد. در چنین مواردی سرباز و مامور کاملاً بدون مسئولیت هستند چرا که دستورات مقامات مافوق را انجام داده اند. به زبان خودمانی "مامورند و معذور". درباره ی تجاوز سازمان یافته این ماده ی قانونی صدق نمی کند و عامل و آمر هر دو مجرم و با عنوان "جانی علیه بشریت" قابل پی گرد هستند.

خوشبختانه با وجود بی تفاوتی بسیاری از کشور ها، سازمان های بین المللی در مقابل این جرایم واکنش سریع و شدید نشان می دهند. مثلاً در معروف ترین مورد این جرایم در سال های اخیر که "جنایات جنگی" در "بوسنی" بودند، فشار سازمان های بین المللی موجب مداخله ی آمریکا شد. این در حالی بود که دولت "کلینتون" به هیچ عنوان علاقه ای به مداخله نداشت، تا جایی که سخن گوی کاخ سفید پس از کشته شدن 500000 انسان هنوز این اعمال را به عنوان نسل کشی نمی شناخت.

قرن بیستم شاید یکی از موحش ترین قرن های بشری در مورد تجاوز سازمان یافته بود. مثلاً

1- در جریان جنگ جهانی دوم 200000 زن چینی و کره ای وادار شدند تا در فاحشه خانه های نظامی ژاپن به عنوان کارگر جنسی فعالیت کنند.

2- گفته می شود که ارتش سرخ 2000000 زن آلمانی را در جریان جنگ جهانی دوم مور تجاوز قرار داد.

3- در امپراتوری سوم آلمان (رایش سوم) دست کم 34140 زن از کشور های فتح شده در هتل ها، بارها و فاحشه خانه ها اسکان داده شدند تا به سربازان آلمانی خدمات جنسی ارائه کنند.

4- در جریان "جنگ بوسنی" دست کم 20000 زن مسلمان بوسیله ی سربازان صرب مورد تجاوز قرار گرفتند.

تجاوز سازمان یافته در بوسنی چنان تکان دهنده بود که نام سه کمپ "ویلینا ولاس"، "اومارسکا" و "کراترم" عملاً امروز به نمادی از تجاوز سازمان یافته به شمار می روند.

 

تجاوز سازمان یافته در ایران

دهه ی 60

در طول دهه ی 60 در ایران افراد زیادی اعدام شدند. اکثر این افراد اعضای سازمان موسوم به "مجاهدین خلق" بودند که عملاً با دولت ایران به مبارزه ی مسلحانه می پرداختند. پس از دو دهه هنوز آمار قابل قبولی از تعداد اعدام ها در دست نیست، با این حال گروه های بسیاری در تلاشند تا اسناد مربوط به آن وقایع را جمع آوری کنند.

در میان افرادی که در آن سال ها اعدام شدند، تعداد کثیری دختر جوان وجود داشت. از آن جایی که در فقه شیعه این باور وجود دارد که دختر باکره در صورت کشته شدن به بهشت می رود، و سران دولت ایران مسلّماً علاقه نداشتند که دشمنان را با دست خود به بهشت بفرستند، تصمیم بر آن شد که پیش از اعدام بکارت این دختران را از بین ببرند. در پی این تصمیم تعداد کثیر و نا معلومی از دختران محکوم به اعدام در شب اجرای حکم به عقد یکی از افراد سپاه (درباره ی ارگان اطّلاعات کافی پیدا نکردم) در آورده شدند. و پس از اعدام به خانه ی پدر دختر می رفتند و مقداری پول به او می دادند  و مدعی می شدند که این پول مهریه ی دختر است که پول گلوله ی تیر باران از آن کسر شده است.

این مورد نه تنها از سوی فعالان حقوق بشر به شدت تقبیح شد، که گروه هایی از مسلمانان نیز به آن خرده ی شرعی گرفتند. دو مورد شرعی قابل ذکر آنان این بود که 1. رضایت دختر جای شک جدی دارد! و 2. در فقه شیعه دختر حتی با رضایت خود نمی تواند بدون اجازه ی پدر به عقد کسی در آید.

زندان ها و ...

مواردی از تجاوز در طول چهار دهه ی اخیر گزارش شده است. بسیاری از افراد ادعا کرده اند که ساواک از آزار و تجاوز جنسی به عنوان شکنجه استفاده کرده است. هم چنین پس از انقلاب از کردستان ایران و .... نیز گزارشاتی به دست رسیده است اما در هیچ یک از این موارد مدارک کافی برای تایید "تجاوز سازمان یافته" ارائه نشده است.

در مورد زندان های ایران نیز در دهه ی اخیر گزارشاتی منتشر شده است که ادعا می کنند زندان بانان و بازجویان زندانیان را (از هر دو جنس) مورد آزار و تجاوز جنسی قرار داده اند. مهم ترین مدرک در این راستا نامه ی "احمد باطبی" به پاره ای از سران جمهوری اسلامی بود که در آن به آزار جنسی اشاره کرده بود. در پی وقایع رخ داده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، این بحث جدّی تر و با جزئیات بیشتری مطرح شده است.

پس از 22 خرداد 1388

کمی بیش از یک ماه پیش، در چند وبلاگ شایعاتی در باره ی تجاوز به چند نفر از بازداشت شدگان اعتراضات به انتخابات مطرح شد. در ادامه ی این اخبار تایید نشده، روزنامه ی سبز (متعلق به محسن مخملباف، محسن سازگارا، علیرضا نوری زاده، نوشابه امیری و...) مصاحبه ای بدون نام منتشر کرد و از جزئیات زندگی یکی از قربانیان پرده برداشت.

چند روز بعد "مهدی کروبی" دبیر کل حزب "اعتماد ملی" نامه ای را منتشر کرد که گفته می شد ده روز قبل به رییس مجلس خبرگان فرستاده شده بود و در آن تجاوز محتمل دانسته شده بود. در همان روز سخن گوی اعتماد ملّی در مصاحبه با تلویزیون فارسی BBC گفت که در این مورد مدارکی وجود دارد. در پی این سخنان یکی از کسانی که به کروبی مراجعه کرده بود دوباره دست گیر شد و مورد شکنجه ی کلامی قرار گرفت. (بازجو تلاش می کرده صحنه را در ذهن او بازسازی کند و از او سوالات آزار دهنده می پرسیده) سپس مهدی کروبی اعلام کرد که تا زمانی که رؤسای قوای مقننه و قضاییه به شاهدان تضمین امنیتی ندهند، شاهدانش را معرفی نخواهد کرد.

آیت ا... خامنه ای هم به "جنایات" انجام شده اشاره کرده است ولی تا به امروز معلوم نیست که آیا این به معنای پذیرش اتهام آزار جنسی است یا نه. برای درک واقعیّت در این باب لازم است که تمامی مدارک موجود مورد بررسی قرار بگیرند و سایر کسانی که احتمالاً به چنین سرنوشتی دچار شده اند هم اقدام به اطلاع رسانی کنند. اگرچه انتظار می رود که در صورت اثبات این فجایع، حاکمیت ایران آن ها را به "گروه های خود سر" منتسب کند، گروه های حقوق بشری بین المللی و ایرانی به مطالعات خود در این زمینه ادامه خواهند داد.

در باره ی این که آیا این وقایع ناظر بر "تجاوز سازمان یافته" هستند یا خیر، هنوز نمی توان نظر قطعی داد، امّا این جانب (نویسنده) به عنوان یک شاهد، اخلاقاً این آزادی را دارم که بگویم، خود من شخصاً در بازداشتگاه مورد حتک حرمت و آزار جنسی (نه تجاوز) قرار گرفته ام!

 

تجاوز اصلاحی

اگر چه در اکثریت قریب به اتفاق فرهنگ ها، تجاوز جنایتی غیر قابل بخشش است، در پاره ای فرهنگ ها از آن به عنوان وسیله ی "تنبیه" یا "درمان" یاد شده است. این مسئله امروز در آفریقا به چشم می خورد. به طور مثال در میان تعدادی از آقریقاییان این باور وجود دارد که تجاوز به یک دختر باکره می تواند بیماری ایدز را درمان کند.

اما این مسئله زمانی جنبه ی تکان دهنده ی خود را بیشتر عریان می کند که در محافل حقوقی پاره ای از کشورها، تجاوز به عنوان جرم شناخته نمی شود. برای بسیاری از ما، شاید اولین برخورد با این واقعیت به دادگاه "جیکوب زوما" رئیس جمهور فعلی آفریقای جنوبی برگردد که آقای زوما در آن با این کلمات از خود دفاع کرد: « لباس آن زن لباس بازی بود! و در فرهنگ "زولو" شما نمی توانید زنی که "آماده" باشد را رها کنید!» این بیانات در حالی بیان می شد که هواداران "زوما" دراطراف دادگاه تجمع کرده بودند و فریاد می زدند: «فاحشه را اعدام کنید!» دست آخر هم نه تنها "زوما" تبرئه شد، که زنی مورد تجاوز قرار گرفته ناچار شد از ترس اعدام از آفریقای جنوبی بگریزد.

نمونه ی دیگری که برای فعالان حقوق هم جنس گرایان آشنا تر است، داستان ورزشکار مشهور آفریقایی، خانم "سیملین" است که بوسیله ی پنج مرد مورد تجاوز قرار گرفت و شدّت جراحات چنان بود که به مرگ او انجامید. خانم "سیملین" مشهورترین چهره ی آفریقایی بود که به طور علنی خود را همجنس گرا معرفی می کرد! در دفاع از متجاوزان گفته شد که این عمل را برای اصلاح او انجام داده اند! چرا که «او باید "زن بودن" را می آموخت!»

اگر چه متجاوزان به خانم "سیملین" در دادگاه محکوم شدند، گروه "مثلث" که از گروه های حامی حقوق همجنس گرایان در آفریقای جنوبی است می گوید که به طور میانگین، هر هفته در این کشور ده مورد "تجاوز اصلاحی" صورت می گیرد. و تا به امروز تنها همین پنج نفر در دادگاه محکوم شده اند.

در کشور ما با آن که بسیاری زن را (مثلاً به دلیل بد حجابی) عامل بروز تجاوز می دانند، قوانین ما بجز در مورد تجاوز خانگی به زنان (که با مورد تمکین مواجه می شوند)، با انواع تجاوز خط کشی روشنی را انجام داده اند.

با این حال گروهی از کسانی که ادعا می کنند در زندان ها و بازداشتگاه های ایران مورد تجاوز قرار گرفته اند، می گویند در زمان تجاوز به آنان گفته شده است که این کار برای "درس دادن" به آنان، "اصلاح" آنان و در سه مورد (که تا به حال توانسته ام پیدا کنم) "به خاطر خدا" به آنان تجاوز شده است. در صورت اثبات این ادعاها، این اعمال حتّی اگر از سوی ارگان های مسئول محکوم شوند، به عنوان "تجاوز اصلاحی" به حساب خواهند آمد.

 

عوارض تجاوز و آزار جنسی

تجاوز و آزار جنسی همواره با آسیب روحی همراه هستند، ولی آسیب فیزیکی ممکن است در بسیاری موارد وجود نداشته باشد. همانطور که گفته شد، تجاوز و آزار جنسی لزوماً با خشونت فیزیکی همراه نیستند (مانند تجاوز با کمک ارعاب و مسمومیت و...) با توجه به همین مسئله مرگ در اثر تجاوز نیز به شکل روز افزونی اولویت خود در میان عوارض تجاوز را از دست می دهد. به هر حال، امروزه قربانیان تجاوز از سه جنبه در خطرند: 1.سلامت دستگاه تناسلی 2.سلامت روانی 3.سلامت اجتماعی 

در این بخش متداول ترین عوارض تجاوز در بزرگ سالان را فهرست وار بیان می کنیم:

1- خونریزی و عفونت واژنی و مقعدی

2- درد مزمن

3- سردی یا ناتوانی جنسی

4- بارداری

5- بیماری های مقاربتی

6- ملامت خود

7- بی خوابی

8- اختلالات تغذیه

9- کابوس و تداعی صحنه ی تجاوز

10- سر درد و خستگی

11- (PTSD) اختلالات استرس پس از ضربه

12- اعتیاد

13- گوشه گیری

14- خشم

15- افکار انتحاری    

16- خود زنی

 

چه باید کرد؟

در واقع این پرسش برای دو گروه دو جواب دارد. نخست کسانی که خود مورد تعرض قرار گرفته اند و سپس کسانی که به فکر کمک به این افراد هستند.

اگر مورد تعرض قرار گرفته اید:

نخست به این سوال پاسخ دهید که: آیا دلتان می خواهد خود را با نام "قربانی" تجاوز بنامید، یا "بازمانده" تجاوز؟ بسیار مهم است که بتوانید از ته دل خود را بازمانده ی این واقعه بدانید. ابعاد واقعه ای که بر شما رفته است بسیار گسترده است و این را همه می دانند. ولی وظیفه ی شما در این لحظه این است که خود را به عنوان یک نیروی بسیار مهم اجتماعی، سالم و سر حال به اجتماع برگردانید. چرا که شما بهتر از هر کسی می توانید از تکرار چنین فاجعه ای جلوگیری کنید. پس تا زمانی که کاملاً سرپا بایستید، به مشکل خود بخندید و آن را تحقیر کنید. بدانید که انسان های زیادی (مانند من و هم فکرانم) تا آن زمان درد شما را فریاد خواهیم زد. اصولاً این بوق از دست ما نیافتاده و نخواهد افتاد!

اگر بتوانید خود را به عنوان بخشی از اجتماع ببینید و نه یک فرد مجزا، به خود کمک زیادی کرده اید. تجاوز یک مشکل اجتماعی است (مانند اعتیاد، بی سوادی، استبداد و...) که گروهی را درگیر می کند. شما تصادفاً یکی از این افراد هستید. مهم است که باور داشته باشید که شما از یک مشکل اجتماعی تواناتر هستید! روش رو به رو شدن با این مشکل هم با شماست! گروهی دوست دارند با سرعت به پی گیری قانونی و یا به مبارزه بپردازند، گروهی هم دلشان می خواهد که کمی آرامش داشته باشند و فشارهای روحی خود را کاهش دهند. هر کدام را که دوست دارید انتخاب کنید. البته این را هم بدانید که به یک گوشه خزیدن و به دنبال سلامت نبودن به هیچ عنوان به معنای آرامش پیدا کردن نیست.

در نهایت به عنوان کسی که با این مشکل رو به رو بوده و امروز بسیار هم حال خوبی دارد، و به عنوان یک فعال حقوق بشر به شما پیش نهاد می کنم که در این سه محور حرکت کنید:

1- به این درک "درونی" برسید که در بروز این مشکل، شما مقصر نیستید. حتی اگر لخت، وسط خیابان هم راه می رفته اید، روش برخورد با شما باید چیز دیگری می بود. شما مقصر جرم کس دیگری نیستید!

2- در اولین زمان ممکن به پزشک مراجعه کنید تا مطمئن شوید دچار جراحت یا بیماری عفونی (مانندAIDS  یا هپاتیت) نشده باشید. و تا آن زمان از برقراری رابطه ی جنسی خود داری کنید.

3- اگر قوی باشید، دچار مشکل روحی جدی نخواهید شد. ولی جلو گیری از هر مشکل احتمالی، حتماً به یک روانشناس مراجعه کنید. خدا را چه دیدید، شاید به بهانه ی همین مشاوره سیگارتان را هم ترک کردید!

اگر عزیزی دارید که مورد تعرض قرار گرفته است:

در چند روز اول گوش شما از زبانتان کارایی بیشتری دارد. اجازه بدهید (هر وقت که دلش خواست) با شما سخن بگوید. مهم است که چنان محیط امنی بسازید که عزیزتان بتواند درباره ی تجربه ی تلخش حرف بزند. ولی او را مجبور به این کار نکنید. حرف زدن او درباره ی هر چیزی نشان از پیشرفت دارد، پس با کشاندن مطلب به "تجربه ی تلخ" او را از حرف زدن با خود منصرف نکنید.

با او طوری رفتار کنید که انگار مورد تصادف رانندگی قرار گرفت یا در خیابان کیفش را دزدیده اند. این مسئله نه برای شما و نه برای او، نباید از ابعاد احساسی بیشتری برخوردار باشد.

او باید بتواند تصمیم بگیرد. کسانی که مورد تجاوز قرار می گیرند معمولاً با بحران اعتماد به نفس رو به رو خواهند شد. به او کمک کنید تا شرایط را ببیند و خود تصمیم گیری کند! اجازه دهید که از اعماق وجود احساس کند که به او ایمان دارید.

همه باید بپذیرند که در این واقعه، او هیچ جرم و مسئولیتی ندارد، و ایجاد این درک از مهم ترین مسئولیت های شماست!

 

در پایان

تجاوز و آزار جنسی پدیده های جدیدی نیستند و به نظر هم نمی رسد که به این زودی از بین بروند. وظیفه ی ما این است که تا می توانیم این بحث را علنی و جدی مطرح کنیم. اگر خود مورد آزار قرار گرفته ایم، مسئولیم تا از این که کس دیگری آن را تجربه کند جلو گیری کنیم! اگر هم که خود تا به امروز در امان بوده ایم باید بدانیم که در آینده کودکانی خواهیم داشت که ممکن است به خوش شانسی ما نباشند.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.