Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی نهم | سپتامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

بشریت

فیروز

 

همانطور که می دانید بشیریت سالها برای رسیدن به یک جامعه ی مدنی که بتواند در آن بر پایه ی  آرامش زندگی کنند تلاش کرد. انسان ابتدا از غار نشینی شروع کرد بعد یکجانشین شد و کشاورزی و سلاح سازی را ابداع و اختراع کرد. لازم به ذکر است که حس متولوژی انسان را وادار کرد که همیشه در ارتباط با انسانهای دیگر زندگی کند و این عامل ایجاد یکجانشینی و شهر نشینی شد. همان حس متولوژی برای بشریت ادیان را به ارمغان آورد. ادیانی که از خدایان کوچک گلی گرفته تا خدایان میتراییستی  و خدایان  سومری و مصری و خدای زردشت و پس از آن ادیان سامی را به وجود آورد. اعتقادات و ادیان بشریت برگرفته از مدنیت و تمدن و حس متولوژیک همیشه گوناگون و متنوع بوده و جالب اینجاست که همه ی این باور ها را خود بشر برای آرامش خود و بهتر زندگی کردن و با دست خود بوجود آورد و همیشه تلاش داشته که به اثبات برساند که نیرویی ماورای در کار است.

از بعد ادیان و حس متولوژیک و آین که بگذریم انسان همیشه موجودی نوگرا و کاوشگر و محقق و برتری جو بوده و هست. همان برتری جوی انسان بود که انسان غار نشین امروز بتواند به کرات دیگر سفر کند و حتی انسان دیگر درست کند. سوای حس کنجگاوی بشر همیشه در جستوی بهترین ها بوده تا زندگیش راحتر از روز گذشته شود. و این برتری جویی و انحصار طلبی کاری کرد که انسانها زمانی برای قدرت و برتری به جان هم بیفتند و خون ریزی های عظیمی به راه افتد. آنجا بود که همان حس متولوژیک که آیین و دین را بوجود آورد دراین راستا دخالت کرد و کشت و کشتار و تعرض به حقوق انسانه را نکوهش کرد. تا جای که گروهی از بشر ها برای پیشنهاد این مورد به سایر گروها در میان احاد مردم تقدس پیدا کردند و حتی بسیاری به عنوان فرستادگان موجودی ماورای که خداست مورد عنایت مردم و ستمدیدگان قرار گرفتند تا جایی که سخنان  آنها به عنوان سخنان خدا و خالق بشر به شکل قانون در آمد. قانونی که در زمانهای دور و حتی تا الان هم برندگی و حکم داشت.

جالب اینجاست بشریت هیچ گاه از حس انحصار طلبی و سلطه بر دیگر گروها فروگذار نکرد و بشریت این بار برای دستیابی به قدرت و سلطه امپراتوری ها و پادشاهی های  با شکوه و نیرومند تاسیس کرد و برای توسعه ی قدرت و مرزهای تحت سلطه ی خود به هم نوعان و هم نشین های مجاور خود حمله می کرد و با قتل عام و خون ریزی به فتوحات می رسید. جالب اینجاست که حس انحصار طلبی انسان به جایی رسید که کاری کند وجود انسانهای مصلح و حامی حقوق بشر را که قبلا در قالب پیامبر و بر گرفته از حس متولوژیک پا به عرصه ی عمل می گذاشتند و انسانها را اندرز می دادند محدود کند (من نمی خواهم  به دینی توهین یا بی احترامی کنم) بله محمد پیامبر اسلام  شخصی بود که خود را آخرین فرستاده ی آن موجود ماورایی معرفی کرد و حق بشارت و ... و ادعای فرستادگی را از سایرین گرفت. بگذریم مشکل بشیریت باز با آن دین و پیامبری حل نشد بلکه بد تر شد. عقده های روانی و قدرت های خارق العاده ای که بشریت دارد وی را به راه های دیگری می برد. از این موارد گذشته تروریسم و کشتن انسانها به شکل موذیانه ایجاد شد و کشتنی کاملا ناجوانمردانه که جبهه و دشمنش مشخص نیستند. بله آخرین فرستاده ی خدا حجت را بر مردم تمام کرد و با یک تیر 2 نشان را زد و نشان اول هدفی بود که انسانها مصلح شوند و هدف دیگر انحصاری بود که در اختیار عزیز ترین پیامبر خدا که مردی عرب بود بیافتد. اما اگر عمیقا مساله را مو شکافی کنیم در می یابیم که هیچ کدام از آن 2 هدف به حقیقت نپیوست و انسان مشکلاتش نه تنها حل نشد 3 چندان شد و از سوی دیگر ادیان دیگر و کیش های متعدد دیگر حاضر نبوده و نخواهند بود که انحصار عزیز ترین پیامبر را به مردی عرب دهند. حتی پیروان ادیان سامی که پیامبر اسلام، دین اسلام را  نشات گرفته از آنها می داند.

با گذشت زمان و توسعه ی علم و تکنولوژی بشر  مفهوم  واقعیات و قوانین فیزیکی حاکم بر جهان هستی را بیشتر دریافت و آموخت که کار و تلاش است که می تواند زندگی آرامی برای انسان فراهم کند و یاد گرفت که هر چیزی را بدون دلیل و برهان قانع کننده قبول نکند و علاوه بر آن بار دیگر به خوبی معنای هم زیستی را درک کرده و به منفعت زندگی اجتماعی پی برد. بله کاوش های انسان و علم و درایتش برای جامعه ی مدنی قانون ساخت و قانونی که به انسانها اجازه می دهد هر طور که ارامش دارند فکر کنند و هر دینی که می خواهند را قبول کنند  ولی به هم نوع خود آسیب نرسانند و تا می تواند در چهار چوب توانایی های خود برای خود و خانواده و شهر و کشور شان تلاش کنند.

بشر همه ی اینها را با دست خود  انجام داد تا سلامت جامعه ی مدنی خود و شهروندان اجتماع را تامین کرده و در راستای حس زیبا دوستی و نوع دوستی  قانون حقوق بشر و حتی حقوق حیوانات و نیز حقوق  محیط زیستی که خود در آن زندگی می کند را  فراهم کند. بله این بار بشر با دست خود خواست که گامی عالی برای بقای خود و نسلهای پیش از خود و محیطی که در آن زندگی می کند بر دارد. و باز هم در حال تلاش است تا معنی بنی آدم اعضای یک گوهرند را به شکل بهتری درک کرده وعشق و محبت را در قلب ها به جای ترور و بشر کشی تعالی بخشد. گذشته از این موارد که بشر در راهی که تاکنون طی نموده تا اندازه ای موفق بوده اما این تلاش تا بشریت هست و تا ندای انسانهای آزادی خواه و نوع دوست و علم دوست هست ادامه خواهد داشت.

 اما الان و در حال حاضر و در قرن 21 چه چیزی مانع رشد و تعال بشریت است؟ یکی از عومل ان همان حس انحصار طلبی بشر است که می خواهد امپراتوری ها ایجاد کند مثلا امپراتوری کمونیسم – فاشیسم – یهودیت – اسلام – مسیحیت – نهیلیسم و....  این ناشی از حماقت بشر است که می خواهد امپراتوری  ها ایجاد کند تا در چهار چوب آن گروهای های دیگر را به بندگی و بردگی و اطاعت وادار کند. این حماقت انسان است که حاضر نیست ببیند که گرو ه ها و نژاد های دیگر بشر در کنارش و با عقاید متفاوت زندگی کند و دائم در تلاش است که با سوء استفاده از ادیان و مذهب و ایدئولوژی عقاید گروهی را بر گروه دیگر برتری دهد. تا شاید بدین وسیله به منافعش برسد و حس انحصار طلبی اش ارضا گردد. عامل دیگر رشد انسان در جامعه ی بشری که مانع رشد و هم زیستی اش می شود عدم رشد و آگاهی و نبود علم است. وقتی ملتی با ابزار علم مجهز شود هیچ گاه حاضر نیست که قانونی را بی دلیل بپذیرد و هیچ گاه حاضر نخواهد شد زیر بار ظلم برود. متاسفانه ملت های خاورمیانه امروزه از این مورد درد می کشند و در  حاکمیت قوانین قهقرای و سنتی عصر حجر و حکومت های توتالیتر مذهبی از درد بی علمی و بی آگاهی رنج می برند و همیشه ی دست تروریسم و جنایت به خونشان آغشته است نمونه اش القاعده و طالبان وافراطیون مذهبی در افغانستان و عراق و سوریه و یمن و پاکستان و عربستان و... است و درایران رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی که به هر شکل و قیمتی که می تواند جنبش های آزادی خواه ملت ایران را سرکوب می کند و با ترور و ارعاب و ترس و اعدام و وحشت، شخصیت انسانی را زیر سوال می برد و جالب اینجاست که ابزار قدرتمند دست حکومت هم همان مذهب قهقرای است ولی باز هم متاسفانه گروه هایی از  مردم به مذهب مقیدند و مالیخولیالی مذهب دارند .و دلیلش هم همان عدم رشد و آگاهی ذهنی از مسائل طبیعی دنیا و قوانین علمی و بشری است.

ولی هنوز جای امیدی وجود دارد و مردم ایران و جوانانش روز به روز آگاه تر می شوند و با تمام وجود و بدون ترس و وحشت در مقابل ترسناک ترین رژیم دنیا که تنها با  نمونه های  رژیم های سفاک استالینی و صدامی و هیلتری  گوربه گور شده قابل مقایسه است با تمام وجود می ایستند و نمونه اش هم  به تازگی در جریان اعتراض به کودتای 22 خرداد 1388 روی داد که  مردم ایران به گوش دنیا چه رژیم های طرفدار حقوق بشر و چه رژیم های طرفدار فاشیسم رساندند که ملت ایران جنبشی را  که برای آزادی و حقوق بشر و دموکراسی شروع کرده ادامه خواهد داد و تا آخرین لحظه کوتاه نخواهد آمد.    

 

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.