|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی دهم | اکتبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
نگاهی به موقعیت دگرباشان در فضای کنونی ایران فرخ
این سوال که «من کجای این ماجرا ایستاده ام؟» نه تنها به جا، که طبیعی ترین سوالیست که به ذهن هر کس می تواند خطور کند. اگر این پیش شرط را بپذیریم که وقایع سه ماه اخیر به همان اندازه که ابعاد سیاسی دارد، دارای ابعاد اجتماعی نیز هست، هر گروه اجتماعی برای تعیین مسیر حرکت خود، نیازمند بازشناسی موقعیت خویش است. دگرباشان با آن که از نظر آماری (دست کم در بعد علنی) بخش بسیار ناچیزی از اجتماع را تشکیل می دهند، دارای پتانسیل های بسیار بالایی برای تأثیر گذاری در هر جنبش اجتماعی هستند. چند هفته پیش مهمانی داشتم. در میان صحبت از من پرسید: «آیا این حقیقت دارد که دگرباشان از سایرین باهوش تر هستند؟ چون اغلب دگرباشانی که من دیده ام متعلّق به طبقات بالای علمی و فرهنگی جامعه هستند!» این سوال شاید در نگاه اول، من همجنس گرا را بی اندازه خوش بیاید، ولی در واقع این نکته نه تنها باعث افتخار نیست، که بزرگترین نقطه ی ضعف دگرباشان به عنوان یک گروه اجتماعی است. امّا دلیل این حرف من: کاملاً صحیح است که در ظاهر درصد دگرباشانی که پایگاه فرهنگی قابل توجهی دارند به مراتب بیش تر از درصد چنین افرادی در میان اکثریت جنسی جامعه ی ماست؛ ولی دلیلش این است که دگرباشانی که شرایط فوق را دارا نباشند "از بیخ" خود را دگرباش معرفی نمی کنند! مثلاً من، به عنوان یک مقاله نویس، فعال حقوق بشر، بلاگر و ... خود را رسماً دگرباش معرفی می کنم و در حقیقت دیده می شوم. ولی ممکن است در همسایگی من دگرباشی وجود داشته باشد که به عنوان یک فرد فنی زبر دست یا یک ورزشکار زبده یا... نه تنها خود را دگرباش معرفی نکند که چه بسا دچار بحران هویت باشد! ربط این مطلب به این مقاله هم در این است که وقتی از دگرباشان سخن به میان می آوریم، این گروه (که شاید از ما هم بیشتر باشند) خود به خود از قلم می افتند. در نتیجه آنچه که به عنوان جامعه ی دگرباشان مورد بحث قرار می گیرد، همواره کسری از جامعه ی واقعی دگرباشان است که هویت خود را پذیرفته و از ابراز آن شرم ندارند. موارد مطرح شده در این مقاله هم ناظر بر این گروه می شود. فرد دگرباش و جامعه ی دگرباشان اگر نخواهیم سر خودمان را کلاه بگذاریم، باید بپذیریم که تمام آن چه از آمار دگرباشان در ایران داریم مبتنی بر گمان، و با ضریب خطای بالاست. پس عملاً ارائه ی درصد برای فعالان دگرباش در سطوح مختلف سیاسی و اجتماعی غیر ممکن است. ولی دست داشتن افراد دگرباش در بوجود آمدن شرایط فعلی، با ذکر مثال غیر قابل انکار است. خود من در ستاد انتخاباتی مهدی کروبی عضویت رسمی داشتم و از میان (حدوداً) هفتاد نفری که (در همان منطقه ی مشخص در شهر تهران) همکار من بودند، سه نفر خود را همجنسگرا می نامیدند. سه دوست همجنسگرا و یک دوست دگر جنس گونه ی خود من هم در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی فعالیت می کردند. با یک حساب سرانگشتی نه چندان غیرعلمی، می توان به این نتیجه رسید که در یک جامعه ی آماری (حدوداً) صد و هفتاد نفره، دست کم هشت مورد دگرباش دیده شده است. البته فراموش هم نمی کنیم که این در یکی از بهترین حالات در مدرن ترین منطقه ی ایران اتفاق افتاده است. اگر نیمی از نتیجه ی بدست آمده از این جامعه ی آماری را نماینده ی کل جامعه بدانیم (که به نظر من بد بینانه هم هست) باز حضور دگرباشان در بوجود آوردن شرایط فعلی غیر قالب انکار است. تجربیات فردی من نشان می دهد که احتمالاً چنین مشارکتی، پس از انتخابات هم بدون ریزش بوده است. به این رقم می شود تحریم کنندگان انتخابات را هم اضافه کرد. اما نکته ای که در این محاسبات باید مورد توجه قرار بگیرد این است که مشارکت اغلب این افراد، نه به نمایندگی از جامعه ی دگرباشان، که به صورت فردی صورت گرفته است. دست کم تا آن جایی که من توانستم ببینم، در میان سازمان های حامی حقوق دگرباشان، اجماعی بر سر کاندیدای مشخص، یا حتی بر شرکت در انتخابات حاصل نشد. حتّی اشاره به انتخابات در سرمقاله ی آخرین شماره ی ندا، پیش از انتخابات، به صورت نظر شخصی سردبیر صورت گرفت. در حقیقت آن چه که باید به عنوان «شورای دگرباشان» نامیده شود، در باره ی انتخابات کاملاً ساکت بود و به نظر هم نمی رسد که پس از آن هم دست به فعالیت و یا حتی ارائه ی موضعی مشترک زده باشد. حتی اگر گروهی ادعا کنند که سیاسی شدن سازمان ها و گروه های حقوق بشری کار درستی نیست، این سوال برجای خود باقی می ماند که آیا محکوم کردن «جنایت و تجاوز» بیش از آن که عملی سیاسی باشد، عملی حقوق بشری نیست؟
ضرر احتمالی حضور جامعه ی دگرباش گروهی بر این باورند که فعالیت علنی دگرباشان (مخصوصاً همجنسگرایان) می تواند عوارض جانبی شدید داشته باشد. مثلاً عنوان می کنند که ابراز وجود ما در کنار جنبش دموکراسی خواهی می تواند به حکومت مذهبی اجازه دهد که ابواب جمعی خود را گرد محور مخالفت با «همجنسبازها» متّحد کند! در شرایط فعلی، این نظر به هیچ عنوان غیر منطقی نیست. البتّه می شود به این موضوع از این سو هم نگریست که حضور ما می تواند باعث قوت قلب گروه های لیبرال هم بشود، که در این شرایط بیش از هر چیز به دنبال متحد می گردند. با این وجود به نظر می آید که به زودی از مرحله ی «یارکشی» خواهیم گذشت و مبارزه علنی تر از آن خواهد شد که از استفاده ی تبلیغاتی از دگرباشان بترسیم. این جا این سوال مطرح است که آیا جامعه ی دگرباشان آمادگی چنین شرایطی را دارد؟ آیا جامعه ی دگرباش توانسته است برای خود هویت مشخّصی ایجاد کند یا همان شبکه ی محدودی که داریم هم مشغول تقسیم بر دو و سه و چهار و... شدن است؟
اثرات شرایط فعلی بر دگرباشان تا امروز مسئله ی دگرباشان جنسی در شرایط فعلی در متن نیست و بعید به نظر می رسد که در جریان مبارزه با رژیم فعلی نیز از حاشیه خارج و به متن منتقل گردد. تاریخ نشان می دهد که در شرف براندازی یا اصلاح ساختاری حکومت ها، سیاست و اقتصاد بیش از سایر مسائل مورد توجه قرار می گیرند و با توجه به این قاعده ی نه کاملاً همه گیر، پیش بینی می شود که در این شرایط، توازن قوای سیاسی، اقتصاد و مسائلی که به «تمامی» افراد جامعه به شکل یکسان مربوط می شود محوریت داشته باشند. با وجود این مسئله ی دگرباشان در پی فجایع جنسی در زندان های ایران در میان عوام موضوعیت یافت. پس از مطرح شدن موضوع تجاوز، طبق معمول دگرباشان در موضع برائت خواهی از این مسئله قرار گرفتند. در حمایت از جلوگیری از خطر بروز احساسات ضد همجنس گرایانه بود که عیرضا نوریزاده که بدون شک یکی از مهم ترین تحلیل گران سیاسی در شرایط فعلی است و صدای بسیار بلندی در افکار عمومی ایران داراست در برنامه ی شخصی خود «پنجره ای رو به خانه ی پدری» (مورخ 1/ 7 ) در پی ابراز نگرانی همجنسگرایان، به صراحت به این مطلب اشاره کرد و با دقّت توضیح داد که تجاوزگری را بر اثر تعصب،عقده و... می داند و به روشنی توضیح داد که معتقد است که همجنسگرایی بخشی از «هویت طبیعی گروهی از افراد» است و مشخص کرد که نمی خواهد این دو مسئله با هم اشتباه شوند. درباره ی سایر مفسرین سیاسی هم این نکته جالب توجه است که اکثریت غریب به اتّفاق این افراد با دقّت خاصی از کنار این مسئله عبور می کنند و در بسیاری موارد به شکل آشکاری تلاش می کنند تفسیر خود از هویت تجاوزگران را به گونه ای ارائه دهند که ایجاد سؤتفاهم نکند. این را باید از جمله دست یافته های مهم جامعه ی دگرباشان در قلمرو فرهنگ سازی قلمداد کرد. (البته نقش بخش غیر ایرانی این جامعه هم بسیار پررنگ است) از امروز شکی نیست که در صورت باز شدن شرایط سیاسی و مهیا شدن آزادی بیان نسبی، فضای کار برای تمامی حامیان حقوق بشر و به همان نسبت برای حامیان دگرباشان ایجاد خواهد شد. میزان نتیجه بخشی این فضا البته نسبت مستقیم با استحکام سازمان دهی ما دارد. در غیاب سازمان های حقوق بشری قدرتمند، باز شدن فضا هم کمک چندانی به ما نخواهد کرد. همچنین عدم اتحاد گروه های موجود موجب تحلیل بردن نیروی در اختیار ما خواهد بود. بدون شک دوران انتقال سیاسی همیشه دست بالا را به گره های حقوق بشر می دهد. مثلاً اگر شرایط اصلاح قانون در کشور ما بوجود بیاید (که زمان آن به هیچ روی قابل پیش بینی نیست) شانس تحمیل قوانین دگرباش دوست را نیز بوجود می آورد. شاید هر کدام از روزهایی که در حال سپری شدن هستند شانس غیر قابل تکراری برای سامان دهی نیروهای ما باشد.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |