Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی دهم | اکتبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

آخر خط جمهوری اسلامی

احمد رافت

 

کسانیکه که هنوز معتقدند با فتوای این یا آن آیت الله می توان جهاد کرد و جمهوری اسلامی را از آیت الله خامنه ای گرفت و محمود احمدی نژاد را کنار گذاشت، سخت در اشتباه هستند. بقای نظام با توجه به شرایط بین المللی و گسترش جنبش در داخل کشور تنها با توسل به شیوه های پادگانی و طالبانی میسرخواهد شد. در این نظام که پس از سی سال کاملن فرسوده شده است، فضائی برای تحول و اصلاحات باقی نمانده است. تنها گزینه در مقابل پادگانی شدن و طالبانی شدن نظام،  گذر ازجمهوری اسلامی و حرکت بسوی جمهوری بدون پیشوند و پسوند است. اکثریت مردم در داخل کشور به این نتیجه دست یافته اند و این واقعیت در شعارهای تظاهرات تبلور یافته است.  مطرح ساختن شعار جمهوری ایرانی در مقابل جمهوری اسلامی نفی واضح جمهوری اسلامی است. این شعار با وجود اخطارهای پی درپی میرحسین موسوی که معتقد به "جمهوری اسلامی نه کمتر و نه بیشتر" است، هر بار با قاطعیت بیشتری از سوی جوانان در تظاهرات مطرح می شود. اگرچه جمهوری ایرانی مقوله ای نا مشخص و پراز ابهام است، ولی با این وجود تنها بدیلی است که تا کنون در مقابل جمهوری اسلامی از سوی مردم مطرح شده است.

پیام مردم در تظاهرات جمعه 27 شهریور بسیار روشن بود. نه مرگ بر اسرائیل بلکه مرگ بر روسیه و چین، حامیان جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین المللی. نه غزه و نه لبنان بلکه آزادی برای ایران، که نفی کامل سیاست های منطقه ای و اسلام گرایانه حکومت های کنونی و قبلی است. و بالاخره قرار دادن جمهوری ایرانی در مقابل جمهوری اسلامی.  پیامی که گیرندگان آن تنها رهبران کنونی جمهوری اسلامی نیستند. مدعیان رهبری جنبش سبز نیز مخاطبین همین مردم هستند. روز به روز از شمار کسانی که هنوز معتقد به امکان اصلاح جمهوری اسلامی هستند کاسته می شود. وقایع ماه های گذشته هرگونه ابهامی را در رابطه با اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی با قانون اساسی و ساختار کنونی اش را از بین برده است. امروز بیش از ده سال پیش اصلاح طلبان واقعی در مقابل دوراهی قرار گرفته اند. ده سال پیش در پیامد وقایع 18 تیر و هجوم طرفداران جمهوری پادگانی به مطبوعات بعنوان نماد هرگونه تغییری در جهت دمکراسی و پلورالیسم، در نشستی که رئیس جمهور وقت محمد خاتمی با مشاوران و همراهانش برگزار کرد این سوال مطرح شد که باید دمکراسی را قربانی بقای نظام کرد یا برای پیش بردن اصلاحات باید از جمهوری اسلامی گذر کرد. آن زمان آقای خاتمی و بسیاری از اصلاح طلبان گزینه اول را انتخاب کردند. این انتخاب نه تنها اصلاحات را یاری نرساند بلکه به قدرت رسیدن احمدی نژاد و پاسداران را تسهیل کرد.  امروز نیز رهبران جنبش سبز در داخل و خارج ایران در مقابل گزینش مشابهی قرار دارند. اصرار ورزیدن بر بقای جمهوری اسلامی نتیجه ای جز تقویت حکومت پادگانی و طالبانی ندارد و اولین قربانیان این چنین گزینه ای حامیان اصلاح طلب نظام کنونی خواهند بود.

امروز ایران و ایرانیان در موقعیت بسیار حساسی در داخل و خارج قرار گرفته اند. در محافل بین المللی هفته های آینده مهلت و فرصتی که برای جمهوری اسلامی در نظر گرفته شده است به پایان خواهد رسید. این بار صحبت از جنگ و حمله نظامی نیست، اگر چه این گزینه هرگز حذف نخواهد شد. در این روزها صحبت از تحریم های جدی و تصمیم گیری در این رابطه در خارج از شورای امنیت است. دول اروپائی و آمریکا اگرچه هنور درها و پنجره ها را بروی جمهوری اسلامی نیمه باز گزارده اند، ولی هم زمان در تلاش ایجاد گروهی از کشورهای صنعتی و هم پیمانان شان در سطح جهانی برای مقابله با ایران هسته ای هستند. این گروه که در حال پای گرفتن است در نظر دارد با کنارگزاردن چین و روسیه تحریم ها را تشدید بخشد . تحریم هائی بسار جدی تر از گذشته. تحریم هائی از قبیل آنهائی که کره شمالی را به زیرخط فقر راندند و رژیم آپارتاید را در آفریقای جنوبی مجبور به عقب نشینی کردند. تحریم هائی که به اقتصاد خلاصه نخواهد شد و ایران را در زمینه های فرهنگی، هنری، ورزشی، سیاسی هم به انزوا خواهد کشید. تحریم هائی که درهای جهان را به استثنا چند کشور دوست و هم پیمان جمهوری اسلامی،  برایران و ایرانیان خواهد بست.

امروز زمان گزینش است. همه باید انتخاب کنیم. تنها احمدی نژاد و خامنه ای یا موسئوی و کروبی بر سر دوراهی قرار نگرفته اند. این نظام فرسوده هم باید انتخاب کند. تنها راه بقای جمهوری اسلامی چرخشی بسوی پادگانی شدن و طالبانی شدن است. راه دیگر، فراهم کردن مقدمات ریزش نظام از درون است. راه سومی متاسفانه یا خوشبختانه در مقابل نداریم، و فرصت بسیاری هم برای انتخاب باقی نمانده است.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.