Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی یازدهم | نوامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

اسلام گرائی خطری جدی برای جنبش سبز

احمد رافت

 

در این روزها بسیاری می نویسند مطرح کردن بدیل جمهوری ایرانی در مقابل جمهوری اسلامی بی موقع و مضر برای جنبش است.  استدلال این دوستان بر این است که هرگونه شعار جدیدی که مورد توافق بخشی از جنبش سبز نباشد به  اختلال و شکاف منتهی می شود. این دوستان البته نمی گویند چرا تاکید و اصرار برخی در ایران، و متاسفانه حتا در خارج، بر جمهوری اسلامی نه کلمه ای بیش و نه کلمه ای کمتر  اخلال نمی آفریند و دودستگی به وجود نمی آورد. بار دیگر برخی بر وحدت کلمه اصرار می ورزند و فراموش می کنند ایرانی هائی که چون نویسنده سی سال پیش هم فعالیت سیاسی داشتند تا چه اندازه از  وحدت کلمه و آنچه این مقوله به دنبال آورد وحشت دارند. وحدت کلمه، سی سال پیش به روحانیون آنچنان قدرتی داد که به جمهوری اسلامی  انجامید. وحدت کلمه جنبش آزادی خواهانه و نه دمکراتیک سی سال پیش را کاملن از محتوای سکولار و غیر دینی پاک  ساخت.  نتیجه این پاکسازی  نمی توانست چیز دیگری غیر از جمهوری اسلامی ولایت فقیه محور آقای خمینی  باشد.  بسیاری از دوستانی که امروز باردیگر وحدت کلمه را در مقابل وحدت عمل قرار می دهند خود از جمله قربانیان جمهوری اسلامی ولایت فقیه محور هستند.  بررسی حتا  سطحی آنچه سی سال پیش گذشت، بدون شک  هر انسانی که سیاست را وسیله ای برای  تجارت به حساب نیاورد و آن را ابزاری برای حل مشکلات جمع بداند، معتقد خواهد ساخت که چادر به سر کردن فمینیست ها تحت لوای وحدت کلمه اشتباه بوده است، که نمازگزاردن لائیک ها به نام  همگامی با هواداران ولایت فقیه اشتباه محض بوده است، و عدم مطرح ساختن خواست های دینی، قومی، جنسی و اجتماعی برای ایجاد اتحادی  مجازی و غیر حقیقی اشتباهی فاحش بوده است.

 

امروز جدی ترین خطری که جنبش سبز را تهدید می کند حرکت در چارچوب جمهوری اسلامی و قانون اساسی کنونی اش نیست. در چارچوب همین جمهوری اسلامی و همین  قانون اساسی می توان تغییراتی اساسی ایجاد کرد، هر چند که تغییر این نظام و قانون اساسی اش  راه را بر  استقرار دمکراسی هموار خواهند ساخت. خطر واقعی برای جنبش سبز اسلام گرائی بخشی از آن و گروهی از مدعیان رهبری این حرکت مردمی است. اصولن نام ها و چارچوب ها از جمهوری تا سلطنت به هیچ وجه مهم نیستند. مهم محتوای این نظام ها است. هلند، اسپانیا و یا سوئد پادشاهی اند و سوریه و کره شمالی هم جمهوری اند. مهم قانون اساسی و اختیارات حکمرانان است. جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه و شورای نگهبان با جمهوری اسلامی کنونی متفاوت است، هر چند که حکومتی کاملن دمکراتیک نخواهد بود. آنچه می تواند تهدیدی برای آینده ایران به حساب آید حاکمیت ایدئولوژی ای انحصار طلب و اقتدارگرا بر نظام است. عدم جدائی دین از حکومت و سیاست که بسیاری از مدعیان رهبری جنبش سبز حاضر نیستند به هیچ وجه آنرا به پذیرند خطری بسیار جدی است که نباید آن را نادیده گرفت. ویژگی های اسلام گرائی بسیارند از جمله گسترش دادن قوانین و شریعت اسلامی به زندگی شخصی افراد، قرار دادن اسلام در جهت برتری جوئی در مقابل دیگر ادیان و ایدئولوژی ها، و کسب ابزار قدرت برای توسعه اسلام از طریق سرکوب دیگر نظرات و ادیان. تبدیل مذهب به ابزار قدرت که بسیاری از سبزپوشان نیز آن را تبلیغ می کنند خطرناک ترین تهدید برای آینده جنبش مردمی کنونی است.

 

سبزپوشان اسلام گرا خواهان تغییر شیوه حکومت و یا نفی ولایت فقیه نیستند بلکه با خامنه ای و احمدی نژاد مشکل دارند و تغییر در رهبری تنها هدف آنهاست. برای آنها مساله فرد حاکم مهم تر از نحوه حکومت و محتوای نظام است. اسلام گرایان سبزپوش با بسیاری از احکام غیر انسانی رایج در جمهوری اسلامی چون قصاص و یا اعدام و سنگسار مشکلی ندارند و هرگز در مخالفت با این احکام صحبت نکرده و نخواهند کرد و دخالت نظام و مذهب در زندگی خصوصی افراد را جایز می دانند. این گروه همچنین حاضر نیست برای کسانی که اقلیت به حساب می آیند چون بهائی ها یا دگرباشان و بی دینان حقوق برابر قائل شوند. خود را مجاز می دانند این گروه ها را از بسیاری از حقوق مدنی شان محروم سازند. برای اسلام گرایان سبز، قرمز و از هر رنگ دیگری مسلمان باوران از حقوق ویژه ای باید برخوردار باشند و دیگران از احکام اسلام گرچه بدان باور ندارند پیروی کنند. تمرکز بر نام حاکمان به جای اصرار بر شیوه حکومت می تواند رهبری جنبش را به اسلام گرایان سبز پوش تقدیم کند و شکست دیگری را برای جنبش دمکراسی خواهی ایران به ارمفان بیاورد.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.