|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی یازدهم | نوامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
گفتگویی با سایه یک زن ایرانی
خب میدانید، در ايران اين موضوع به راحتي انكار می شود. اينجا يك خواننده دختر به اندازه كافي مورد تحقير و تمسخر ديگران قرار می گیرد، ديگر چه برسد به اين كه آن دختر بخواهد همجنسگرا هم باشد. من زمانی که فقط ايده ي اين آهنگ را با دوستان همكار خودم مطرح كردم (كه البته همه ی آنها پسر بودند و از گرايش من بي خبر) تنها عكس العمل آنها خنده هاي تمسخرآميز بود و با جملاتي مثل :مگه موضوع قحط اومده كه اينو انتخاب كردي، نكن اينكارو آبروت ميره، آهنگتو هيچ كس نميذاره رو سايت و يه دونه هم دانلوود نميشه، از پسرا كسي ديگه با تو كار نميكنه و... سعي داشتند این موضوع و استفاده آن را برای شعرم حقير و پست نشان بدهند. من با يكي دو تا شبكه ی خارج از كشور نامه نگاري كردم به امید این که شايد آن ها بتوانند صداي من را به گوش ديگران برسانند و تلاش يك انسان با اين شرايط دشوار برایشان جالب باشد، اما متاسفانه پاسخي دريافت نكردم. پس به من حق بده كه وقتي تو به من پيشنهاد مصاحبه دادي شوكه بشوم.
سایه اسکای کیست؟ سايه اسكاي ميتونه همون جوانی باشد كه حسي كاملا پاك و بي عيب دارد ولي نمي تواند آن را بیان کند. همان زني كه حسش را بيان كرده و خانواده اش براي اصلاح او به ازدواج وادارش كردند؛ الان بچه دارد، پيش مردي ميخوابد كه هيچ احساسي به او ندارد و در تنهايي خودش اشك ريزان سركوب عواطف و احساساتش را می بیند. سایه اسکای همان كسي است که به خاطر گرايشش به دار آويخته شده است. همان استاد دانشگاهی كه نمی تواند از عقايدش صحبت كند. انساني كه آنقدر به او گفته اند اين رابطه خلاف قوانين الهي و مغاير با عرف جامعه ايراني است که از شدت شرمساری بخاطر همجنس گرا بودنش و يا از ناكامي براي رسيدن به آرزویش دست به خودکشی زده است. من سايه اي هستم جدا شده از پيكر اين انسانهایی كه سهم شان از زندگي به وسعت اسمان است. وقتي به مشكلات زنان فكر مي كنم، حس مي كنم اگر صدها آهنگ در رابطه با ناامني، تجاوز، ناديده گرفتن زن و حقش به عنوان انسان، و... بخوانم هنوز به اول راه هم نرسيدم. اما خوشحالم كه می توانم براي نسل هاي بعدي استارت کار را بزنم. خب این از تعریف سایه اسکای، اما از خودت چه چیزی دوست داری برای خوانندگان ندا بگویی؟ سن، تحصیلات، شغل و ... راستی لزبین ها هم روی سن شان حساس هستند؟ خب البته لزبين ها هم ممكن است كه دوست نداشته باشند سن شان باز گو شود، اما من به شخصه با اين قضييه مشكلي ندارم. من 20 سال دارم، دانشجوي انصرافي دانشگاه آزاد تهران در رشته الكترونيك، بعضي مواقع براي طرفداري از زنان همكارم از كار بي كار شده ام و معمولاّ از كساني كه مرا مي شناسند ميشنوم كه "سرانجام زبان سرخ تو سر سبزت را به باد خواهد داد" حاضر جواب، غد و لجباز و جنگنده هستم اما به نداي وجدانم كاملاّ گوش ميكنم. معمولاّ نصفه هاي شب تكست مينويسم، به فيلم هاي معنا دار علاقه مند هستم؛ البته از فيلم هاي ترسناك هم كه اصلاّ به سادگي عبور نخواهم كرد. عاشق حيوانات به خصو0ص حشرات هستم. معمولاّ هميشه فول آپشن انرژي دارم و البته دوست دخترم كه خيلي زياد مديوونش هستم متاسفانه فرسنگ ها از من دور هست و همانطور كه در آهنگم گفتم، با آهنگ هام فاصله 001 تا 0098 كم خواهد شد.
سایه، از کی متوجه گرایش جنسی ات شدی و آیا کسی از گرایش جنسی تو با خبر هست؟ راستش با اين كه اكثر همبازي های من پسر بودند و كلا با پسرها ارتباط خوبي داشتم و دارم، هيچ وقت از لحاظ احساسي با جنس مخالف كنار نیامدم و اصلا كششي به آنها احساس نكردم. من هم اول مثل همه سعي كردم اين حس را سركوبش كنم اما خيلي زود متوجه شدم آنقدر اين حس به من نزدیک است كه انگار از بدو تولد لزبين به دنيا آمده ام و نه تنها نبايد سركوب شود بلكه بايد خيلي محترمانه و آگاهانه با آن برخورد کنم. متاسفانه به دليل شرايط بدي كه دولت، جامعه، و خانواده ها فراهم مي كنند، من هم مثل هر لزبين ايراني ديگر بايد رابطه و احساسم را مثل يك راز در دلم نگه دارم و به دلايلي كه گفتم كسي از اين موضوع خبر ندارد. با هيچكس نمی شود صحبت كرد چون به ديد يك آدم منحرف نگاهت خواهند کرد و انگ هاي مختلف خواهند زد. ولي همهٔ تلاشم، برای رسیدن به روزی است که ببينم هر انسان ايراني، بدون هراس، آزادي را حس می کند و با آرامش با هر کسی كه مايل است، رابطه برقرار می کند.
اگر روزی خوانواده ات متوجه لزبین بودن تو شوند به نظرت چه اتفاقی خواهد افتاد و چه عکس العملی خواهند داشت؟ مثل رپ كه موسيقي زير زميني ناميده ميشود، زندگي ما لزبين ها نيز زير زميني است. صددرصد نظر جالبي نخواهند داشت و با شناختي كه من از خانواده ام دارم و از درجه ايمان و پافشاري بر عقايدشان باخبر هستم، به صراحت ميتوانم بگويم كه طرفداران من به جاي اينكه منتظر آهنگ بعدي من باشند ميتوانند انتظار آگهي فوتم را بكشند. واقعاّ پنهان كاري هاي مداوم تاثيرات بدي بر من داشته، من باييد منتظر باشم ببينم كي خانواده خانه را ترك ميكنند تا شايد بتوانم آهنگم را تمرين كنم، مراقب باشم با دوست دخترم صحبت ميكنم كسي متوجه نشود و مشكلاتي ازاين قبيل. مطمئناّ اگر آنها متوجه شوند من را لكه ننگه خانواده و جامعه ميدانند و اگر خيلي ارفاق كنند، بيمار جنسي خطابم ميكنند و در صدد رفع "بيماري " بر خواهند آمد!! حالا به چه روشي و بر چه اساسي فقط خدا آگاه است.
چه شد که به فکر موسیقی و آهنگ افتادی و چرا رپ؟ يك روز آهنگي به دستم رسيد كه يك دختر در آن مشاركت داشت. ولي جز ناز و عشوه هنر ديگه اي از خود نشان نداد. در اينكه آن دختر پر از استعداد است هيچ شكي نيست، اما كاملا مشخص بود كه فقط براي بيشتر شدن دانلوود از او استفاده (يا از ديد من سوءاستفاده) شده بود. راستش خيلي ناراحت شدم، پيش خودم گفتم حالا كه فرصت پيدا كرده و ميكروفون در دست دارد پس چرا از هزار و يك مشكلي كه گريبان گير هم جنس هایش شده است صحبتی نمی کند؟! چرا نمی گوید چه فجايعي در حال اتفاق افتادن است و تنها گوشي كه صداي زجه هاي زن را می شنود گوش خودش است؟ واقعاً از ته قلبم متاثر شدم چون هميشه دنبال اين بودم كه راهي برای انتشار عقايد سركوب شده زنان به خصوص لزبين ها پيدا كنم. يك دليل ديگر این بود که به خاطر نبود دسترسي به اطلاعات كافي و اظهار نظرهاي بي پايه و اساس دولت و جامعه، بعضي از دوستان عزيز، لزبين بودن را به غلط همجنس بازي می دانند، البته تقصيري هم ندارند. وقتي در فرهنگ لغت ايران چنين تعبيري بکار برده می شود انتظاري بيش از اين نبايد داشت. نبود اطلاع رساني باعث می شود نوجوانان معناي واقعي يك رابطه سالم را درك نکنند و من فكر كردم كه رپ می تواند بدون سانسور با مخاطبش رو در رو صحبت کند و تلاش کند تا آگاهی مردم ارتقا یابد. خوب رپ مزيت دیگرش این است که موسيقي ای است كه مسائل روز جامعه را نقد می کند، طرفداران زيادي دارد و راحت به دست همه ميرسد (البته اين آخري در مورد من صدق نمی کند چون مديران سايت ها اگر آهنگي را دختری به تنهايي خوانده باشد و موضوع اش هم خاص باشد را قبول نميكنند) ولي به هر حال به اين نتيجه رسيدم كه براي من بهترين راه فرياد، خواننده شدن است، اما براي رسيدن به هدفم می توانم بگویم واقعاً جنگيده ام. پس رپ شد جاده ي من، و صدا و افكاري كه آن ها را به شعر در می آورم سلاح من، البته در جنگي كاملا نابرابر.
اولین باری که موزیک سایه دختر ایرانی را گوش می کردم یکی از دوستان همجنسگرایم نیز اینجا بود. می دانی اولین انعکاسش چه بود؟ گفت وای چقدر ضد مرد؟ چرا اینقدر خشن؟ چه پاسخی برای این گونه سوالات داری؟ خب مسلماّ اگر دوست شما كه براي ايشان احترام زيادي قائل هستم نگاهي گذرا به تاريخ زنان ايراني بكنند متوجه خواهند شد كه زنان از بدو تولد توسط مردان به بردگي گرفته شده و فجيع ترين خشونت ها كه شامل خشونت هاي فيزيكي (و البته تحقير شخصيت و روح پاك و بيگناه زن ميشود) توسط مردان؛ تنها به علت چيره شدن نيروي فيزيكي آنها و به اين دليل كه بازوي اقتصادي به شمار ميروند و پول و قدرت در دست آنهاست به روي تن بي دفاع و مظلوم زن انجام مي گيرد. پس در مقابل آن همه بيرحمي با جنس زن و ناديده گرفتن حقوق وي به عنوان انساني برابر، من حتي با نهايت ملايمت با مرداني كه زن را كالايي با تاريخ مصرف ميبينند صحبت كرده ام.
خب کسی منکر تبعیض های جنسی و جنسیتی نیست و مسلمن هنوز مردان زیادی هستند که اینگونه رفتار می کنند و البته زنان زیادی هم هستند که این رفتارها را می پسندند. به نظر من زمان اینگونه رفتار و منش ها به سر آمده است و ما وارد دنیای جدیدی شده ایم که باید از ابزارهای جدیدی نیز برای مبارزه و دفاع از حقوق مان استفاده کنیم. نظر تو چیست و فکر می کنی چه ابزارهایی در اختیار داری؟ دقيقاّ موافق هستم. گوش هموطنانم مهمترين ابزار من است. هرچقدر زور و تبعيض بيشتر شود، خلاقيت انسان هم به همان اندازه براي رهايي از ظلم گسترش پيدا خواهد كرد. الان زمانيست كه زنان بايد به خود بيايند و اين ترس خانمان سوز از مرد را به خاك بسپارند. چرا كه حق گرفتنيست حتي اگر حق در مشت مرداني باشد كه جز خشونت به جنس لطيف منطق ديگري ندارند. هر بانوي ايراني به نوبه خود دِيني به آزادي زنان دارد كه بايد ادا كند؛ يك زن قاليباف به جاي زدن نقش مردي هوسباز كه زنان دور وي جمع اند و به وي خدمت ميكنند، طرح زناني با دستان باز در اوج آرامش را به تصوير بكشد، يك استاد جرات بحث كردن در مورد حقوق هم جنسانش را به خود و دانشجويانش بدهد. ابزار من هم موسيقيست و با صدايي درد كشيده؛ و افكاري كه شعر مي شوند دين خودم را به جنس زن ادا خواهم كرد. زنان بايد بشنوند تا صداي آزادي به گوششان آشنا گردد؛ آن را در گوش خود و همه بانوان زمزمه كنند تا اين نجواها فريادهايي شوند كه از بلندي و شدت آن زنان در خواب و بيخبري بيدار گردند و همه با هم و با كمك هم آزادي را در آغوش بگيرند. هر چقدر هم تبعيض و خفقان باشد؛ من و هر بانوي ايراني سلاحي داريم كه اگر درست از آن استفاده شود حتي پس از مرگ هم ماندگار خواهد ماند و آن تفكر ماست كه هيچ مرز و مرزباني نميشناسد و اگر اين قدرت را اصيل و غير قابل تحريف نگه داريم ديگر احساس تساوي حقوق زن و مرد يك روياي دست نيافتني نخواهد بود. پس تفكر من حصار ندارد و هر راهي كه احساس كنم روزنه اي براي آزاديست فوراّ آن را نفس ميكشم.
آهنگ هایت را چطور می سازی و آماده ی پخش می کنی؟ سؤال خوبي بود. به سختي، با مشقت زياد ! اولاّ من خواننده دختر هستم و تا همينجاي كار محدوديت هاي زيادي پيش رو دارم استوديو ها اول در را به روي من باز ميكنند و از من ميپرسند با چه پسري ميخواهي فيت بدهي و وقتي من ميگويم من تنها خواهم خواند يك نگاه به من و يك نگاه به در خروجي مي اندازند و خيلي راحت 2 ثانيه بعد من بيرون خواهم بود. به همين دليل مجبور شدم براي استارت با كساني كار كنم و در كارشان چيزي را بخوانم كه به هيچ عنوان خواست قلبيم نبوده است. اما خوب با اين آهنگ و كارهاي بعدي جبران خواهم كرد. من پس از رفت و آمد هاي زياد دوستي را پيدا كردم كه آهنگ را مطابق ميل من ميسازد؛ من ماكت آهنگ را كه پنجاه درصد كار است گرفته و تكستم را كه از قبل نوشته ام روي آهنگ سوار ميكنم و بعد از آمادگي من ركورد را انجام ميدهيم. بعد از اتمام ركورد ميكس و مستر انجام ميشود. كار پخش آهنگ هم با خود من است كه در اين قسمت همانطور كه اشاره كردم به دليل تك خواني و موضوعاتي كه انتخاب ميكنم مديران سايت ها به هيچ عنوان قبول نمي كنند كه كار من را بر روي سات خود بگذارند و تنها اميدم براي شنيدن افكار من و هم قطارانم دست به دست گشتن آهنگ از طريق دوستان عزيزم است.
ممنون از اینکه قبول کردی تا با هم گفتگویی داشته باشیم. در آخر چه حرفی به تمام دگرباشان ایرانی و دیگر خوانندگان ندا داری؟ مرسي از شما كه براي گفتگو با مجله ندا دعوتم كرديد تا قسمت هايي از هزاران حرف ناگفته بانوان ايراني گفته شود. خوشحالم كه اولين خواننده ی رپ دگرباش در ايران هستم. رسالتي مهم بر دوش من و همه كسانيست كه در راه نجات زنان تلاش مي كنند اما اين مهم نيازمند ياري و همدلي مي باشد و اگر ما خودمان به هم كمك نكنيم تعداد كساني كه مارا ياري ميدهند به عدد انگشتان دست خواهد رسيد. اميدوارم روزي برسد كه همه دگرباشان عزيز با فراق بال انديشه خود را فرياد بكشند و با سينه اي سپر از شجاعت به انتخاب خود به عنوان يك دگرباش آزاد انديش ببالند. اهداف بزرگ غرامات سنگيني در پي خواهند داشت، با گسترش فرهنگ دگرباشي با هر روشي كه در چهار چوب انسانيت باشد اين بهاي سنگين را سبك تر كنيم. دولت ايران هم بايد بداند كه نميتوان وجود هزاران دگرباش را در ايران منكر شد كه به فجيع ترين وضع با آنها رفتار ميشود. برخورد به گونه اي كه واقعآ به دور از انسانيت ميباشد.
به اميد آزادي عضو كوچك اجتماعي بسيار بزرگ؛ سايه اسكاي
نيست دگرباش ايراني تنها حتي اگر شده به قيمت جانها يي كه فداي پرچم حق شوند فداي آزاديه مطلق شوند فكر من و ما بشود صلح ساز نداي آزاديه ما حق ماست نيست كسي جز منو تو فكر ما ظلم به دگرباش نباشد روا
آهنگ سایه را از اینجا دانلود کنید.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |