Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی دوازدهم | دسامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

سخن اول

آرشام پارسی

 

نعمت صفوی به جرم لواط محکوم به اعدام شد. این خبر حدود یک سال پیش مخابره شد و برخی از رسانه ها آن را منتشر کردند و به فراموشی سپرده شد. نعمت تنها یک نفر از کسانی است که به این جرم محکوم به اعدام و سپس فراموش شد و خبری از او نیست. در مارچ دو هزار و پنج روزنامه ی اعتماد خبر محکومیت اعدام دو  نفر به جرم لواط در تهران را نیز مخابره کرد و هیچ خبری، حتی نام آنها نیز به آن اضافه نشد. در فوریه ی دو هزار و هفت نیز حمزه و لقمان به جرم لواط در دادگاه سنندج محکوم به اعدام شدند و باز خبر جدیدی از وضعیت آنها در دست نیست. در جولای دو هزار و پنج خبرگزاری ایسنا خبر اعدام ایاز و اصغر در مشهد را منتشر کرد. در نوامبر دو هزار و پنج روزنامه ی کیهان خبر اعدام علی و مختار در گرگان را منتشر کرد. در نوامبر دو هزار و شش خبرگزاری ایرنا خبر اعدام شهاب در کرمانشاه را منتشر کرد. در دسامبر دو هزار و هفت هم ماکوان در کرمانشاه اعدام شد. جزئیات تمام این اعدام ها و محکومیت ها و همچنین تمام موارد شکنجه، تبعیض، قتل و فشارهای اجتماعی دگرباشان ایرانی در گزارش تا به امروز چهل و پنج صفحه ای سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) به ثبت رسیده است. و حتمن موارد زیاد دیگری نیز هست که تا به امروز از آنها بی خبر هستیم.

همه ی آنها به جرم لواط یا همان رابطه ی جنسی مرد با مرد (که همیشه روابط همجنسگرایانه هم نیستند) به اعدام محکوم شده اند. مشکل اینجاست که وقتی جرم لواط می باشد خیلی از وکلا و یا فعالین به دلیل تابو بودن قضیه مایل به همکاری یا انتشار جزئیات بیشتر نیستند. در برخی موارد نیز علاوه بر لواط جرم هایی از قبیل بر هم زدن نظم عمومی، ارازل و اوباش، دزدی، تجاوز و ... نیز وجود دارد. سیستم قضایی جمهوری اسلامی ایران نیز به گونه ای نیست که دسترسی به پرونده ها برای افراد ذی صلاح مقدور باشد و رسانه ها این اخبار را آنطور که هست منتشر نمایند. رسانه ها تنها مجاز هستند چیزی را منتشر کنند که به آنها دیکته شده است. هیچ راه اثباتی هم برای تایید و یا رد داستان های منتشر شده وجود ندارد. به عنوان مثال در ارتباط با اعدام دو نوجوان مشهدی داستانی که رسانه ها منتشر کردند داستان تجاوز آنها به یک کودک سیزده ساله بود. هیچ کس با والدین آن کودک سیزده ساله مصاحبه ای نکرد و آنها هیچ جا حاضر نشدند تا داستانشان را از زبان خودشان بگویند. شاید اصلن وجود نداشتند. به سختی و توسط رابطه های زیاد توانستیم خانواده ی ایاز را پیدا کنیم اما چند ثانیه پس از باز کردن در خانه شان آن را محکم بستند. و پس از مدت کوتاهی به شهر دیگری مهاجرت کردند (بخوانید تبعید شدند). و همچنین در رابطه با شهاب توانستیم اخباری از کوچه و محله شان پیدا کنیم که برخی او را پسری شر و "زورگیر کن" خطاب کرده بودند اما صحت این ادعاها نیز برایمان روشن نشد.

برای من به عنوان فعال حقوق دگرباشان ایرانی و کسی که مدام مورد سوال رسانه ها قرار می گیرد بسیار سخت است که در ارتباط با این اعدام ها اظهار نظر کنم. چطور می توان اطمینان داشت که آنها همجنسگرا بودند. منظور من از همجنسگرا، همجنسگراست نه هر رابطه ی دو همجنس و دقیقن مشکل نیز همین جاست. در شرایط بسته ی بی خبری، سانسور، داستان سازی، اقلیت بودن، حامی نداشتن، انگ بودن و ... چطور می توان با اطمینان گفت که: "----- به جرم همجنسگرایی محکوم به اعدام شد."؟

عده ای می نویسند که ----- همجنسگرایای ایرانی به اعدام محکوم شد. عده ای می نویسند که آنها همجنسگرا نبوده اند و فقط جرم آنها لواط بوده است که دلیلی بر گرایش جنسی آنها نیست و اگر دو مرد دگرجنسگرا نیز با هم به هر گونه ای ارتباط جنسی داشته باشند، عنوان لواط برای آنها به کار می رود. عده ای هم معتقد هستند جرم لواط به دلیل تابو بودنش و رد خور نداشتن اش برای برخی از افرادی که دولت با آنها مشکل دارد و نمی خواهد دلیل اصلی آن را فاش کند، به کار می رود و تنها جنبه ی تشریفاتی دارد. به نظر من احتمال دارد که همه ی این نظرها درست باشد و اتفاق هم بیافتد اما نکته ی مهم این است که در ایران این خطر وجود دارد که افراد به دلیل رابطه ی جنسی شان محکوم و مجازات می شوند. در قانون مجازات اسلامی، تعریف روشنی برای لواط ارائه نشده است. مرز های تجاوز با روابط همجنسگرایی روشن نشده است و هرگونه سوء تفسیری امکان پذیر است.

چیزی که بدیهی است شنیع بودن مجازات اعدام است. حال اعدام به دلیل گرایشات سیاسی، مذهبی، عقیدتی و یا جنسی تفاوتی در این اصل نخواهند داشت. مجازات اعدام باید لغو شود و سیستم قضایی هم اصلاح. خبرهای ما نیز هم می تواند اینگونه منتشر شود: "-------- به جرم رابطه ی جنسی اعدام شد."

 

 

این شماره ی ندا، نشریه ی دگرباشان ایرانی سخن دومی نیز دارد. فرخ از شماره ی بعد سردبیری ندا را بر عهده خواهد گرفت و امیدوارم که با همکاری شما دوستان و تلاش تحسین پذیر او بتوانیم برگ سرفصل جدیدی را آغاز کنیم.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.