|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال اول | شماره ی دوازدهم | دسامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
بچگي هايم كو؟ نیماد
براي مطلب اين ماه شعري را از خودم با نام عاشق شبهاي سپيد تقديم ميكنم به تمام دگرباشان فارسي زبان. اميدوارم بزرگاني كه دستي در شعر و ادبيات دارند اشكالات اين واژگاني را كه به هم پيوند داده ام و نامش را گذارده ام شعر بر من حقير ببخشايند.
اي كه جاويداني و جانانمي اي صدايت بال و پر، پروازمي اي كه مجنون، خسرو و فرهادمي اي كه راز عشقي و همرازمي به تو خواهم پيوست گر شوي بوي تنم گر بلرزد لب تو بهر لبم گر بخواهد تن تو بوي تنم گر شوي ماه شبم به تو خواهم پيوست فكر اينم كه شبي، چشمه اي از شعر شوم شكل شن ريزه اي از قصه پاييز شوم بهر تو تكه اي از سنگ دلاويز شوم تيغه خنجري از بهر شفا تيز شوم
من خسروام فرهاد من شيريني كنج لبت به ز صد شيرين است من ندادم دل و دين به تماميت اين راه دراز راه بي يار فقط خار و خس و شن ريز است
اگر بي تار و بي پودم اگر كوتاه و بي سودم اگر من روزني بي تابش نورم اگر من ميله اي از جنس فولادم اگر من جرز ديوارم مرا بشكن مرا بشكاف دلي پر خون در اين ويرانه پنهان است اي پر از مهر و ترانه، شور و شعر اي كه لبخندت به از قند و عسل، ناخورده غير به تو خواهم پيوست
به كه گويم كه من مي خوردم امشب؟ به كه گويم كه من بي تابم امشب؟ من كه را گويم كه تو همراه و همسايه ، ولي بي ياري امشب؟ من اگر شاعر نبودم من اگر عاقل نبودم اگر شبها دمي بر شاخه اي بنشسته بودم اگر من با تو ام پيمانه اي بود اگر در من دلي و عشقي و كاشانه اي بود به تو مي پيوستم در دلم، در نهانگاه بي روزن تورا مي بوسم امشب در نهانگاهم تو را مي بويم امشب من نمي خواهم تو را در اين قفس زنداني و بي جان ببينم من نمي خواهم تو را آواره و رسوا ببينم چون تو را بهتر ز من جامي و پيمانه اي هست چون تورا بهتر ز من عشقي و دلداده اي هست پس قفس را باز خواهم كرد تا تو را در آسمانها با كبوتر ها ببينم تا تورا بهتر ز گلگون جام بي ساغر ببينم اگر وقتي، شبي، روزي، زمان باده افروزي تو را در دل ندايي از پيام روشنم افتاد اگر وقتي، شبي، روزي، زمان باده افروزي تورا در دل هواي بوم و بر افتاد من اينجايم همان بيقوله ي بي ساز و بي آواز همان ديوار بي جرز كهن ساز دلم آنجا نهفته است دلم در سرسرايش دل سپرده است چشم به در دارد ولي ، هرگز نمرده است تا كه تو اگر وقتي، شبي، روزي، زمان باده افروزي قدم بر تخم چشمانش گذاري تو بر زخم دلش مرحم گذاري
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |