Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال اول | شماره ی دوازدهم | دسامبر 2009 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

 آیا هر سکوتی علامت رضاست؟

احمد رافت

 

در این روزها که شوق و شور خردادی کم رنگ شده است و شعارهای خیابانی جای خود را به بحث های مجلسی داده اند، شاید زمان آن فرا رسیده باشد که در گفتگوئی گسترده خواست های طیف های گوناگونی که این جنبش رنگین کمان را تشکیل می دهند مطرح شوند. اگر طیف های غیر مذهبی جنبش سبز هنوز بنام وحدت عمل و کلام در سکوت بسر می برند، شخصیت های برجسته قشر مذهبی و بویژه مخالفان هرگونه ساختار شکنی به ستاره های کنفرانس ها و نشست ها تبدیل شده اند. در کنفرانسی که اخیرا در مریلند آمریکا با حضور آقای مهاجرانی، وزیر ارشاد اولین دولت آقای خاتمی برگزار شد، ایشان هم پس از آقای گنجی و شخص آقای موسوی به خط کشی پرداختند و حد و حدود جنبش سبز را از دید خود مشخص ساختند. آگرچه عقاید و نظرات ایشان، چون دیگر دیدها قابل احترام است، ولی شاید بجا باشد دگراندیشان و متفاوت ها هم سکوت را بشکنند و اظهار نظر و ابراز عقیده کنند. کثرت آرا و عقاید و بحث در مورد آنها اولین گام بسوی دمکراسی و جامعه ای سالم و کثرت گرا است.

آقای مهاجرانی که در جریان کنفرانس واشنگتن انستیتو گفتند سیاست های هسته ای و منطقه ای جنبش سبزی که ایشان از جمله نخبگان آن هستند تفاوت چندانی با سیاست های دولت آقای محمود احمدی نژاد ندارد، در مریلند اضافه کردند «رنگ جنبش ما به همين سبزی است که رهبران ما در داخل کشور تعيين کرده‌اند و سبزتر از اين هم نمی‌خواهيم و نبايد بشود». وزیر سابق ارشاد که در انتخابات ۲۲ خرداد از آقای کروبی حمایت کرده بودند افزودند «رهبران اين جنبش آقايان ميرحسين موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی هستند و ما به هيچ رهبر ديگری، چه در داخل و چه در خارج، نياز نداريم». آقای مهاجرانی چندین بار بر این اصل تکیه کردند که «جنبش سبز در پی باز پس گرفتن آرای ريخته شده به صندوق‌های انتخابات اخير است و آن‌هايی که با اين جنبش همراه‌اند نبايد هيچ خواسته ديگری را بر اين خواست بيفزايند و بار جنبش را سنگين کنند.......  ما نبايد بر اين خواسته‌ها چيز ديگری بيفزاييم و يا شعاری به‌جز شعارهايی که توسط رهبران جنبش تعيين می‌شود بدهيم». آقای عطا الله مهاجرانی آب پاکی را هم بروی دستان کسانی که صحبت از دمکراسی و جدائی دین از سیاست می کنند هم ریختند و در خاتمه سخنرانی شان اخطار دادند «ما به دنبال جدايی دين از حکومت که هيچ، به دنبال برقراری دموکراسی هم نيستيم چون دموکراسی در کشوری مثل کشور ما فعلا  قابل برقراری نيست».

شعارهائی که ما در هفته های اخیر در خیابان های تهران و شهرستان ها شنیدیم البته با نظرات آقای مهاجرانی تا حدی فاصله دارند و این توهم را در من و بسیاری دیگر بوجود آورده است که این جنبش در پی تفکيک دين از سیاست، و بدنبال استقرار نوعی دموکراسی است، هر چند که مشخص نیست این دمکراسی که در خیابان ها مطرح می شود چه محتوائی دارد. برداشت من از سخنان مهاجرانی و برخی دیگر از شخصیت های مدعی رهبری جنبش سبز این است که آنها پس از سال ها حضور در قدرت تنها هدفشان نشستن مجدد بر همان صندلی هائی است که سالها بر آنها تکیه داده بودند. این چند سالی که این آقایان سرپا استاده اند گویا آنچنان خسته شان کرده است که قصد دارند با مصادره جنبش و یا تغییر جهت آن و سوقش بسوی منافع شان، صندلی های از دست رفته را بیابند و دوباره بر آن و بر پشت مردم تکیه بزنند. آرزوی بازگشت به حکومت و قدرت گویا مهاجرانی و دیگرانی که هم فکر او هستند را در حدی کور و کر کرده است که قادر نیستند شعارهای مردم را در کوچه و خیابان های تهران و شهرستانها ببینند و بشنوند. سکوت نخبگان طیف های دیگری که در جنبش سبز حضور دارند نیز از سوی این آقایان به درستی بعنوان علامت رضا تلقی شده است.

ادامه سکوت ما می تواند این توهم را در آقای مهاجرانی و دیگران بوجود آورد که جنبش سبز در کلیت اش تنها  بدنبال رای گمشده  است، تنها خواستش بازگرداندن آقای مهاجرانی و دوستانش به قدرت است، تفکیک سیاست از مذهب را نمی خواهد و پذیرای ساختار کنونی بدون هیچ تغییری در آن می باشد. اگر این چنین است، بازهم انتظار واهی ای نیست که از نخبگان ایرانی و بویژه آنهائی که در درون مرزهای ایران زندگی می کنند بخواهیم سکوت خود را بشکنند و بطور علنی در کنار آقای مهاجرانی قرار گیرند. اگر بسیاری از کسانی که در انتخابات ۲۲ خرداد به آقایان موسوس و کروبی رای دادند و امروز هم بدنبال این رای نیستند و در خیابان ها حضور ندارند، شاید اشتباه نباشد بگوئیم که بر عکس عمده کسانی که رای ندادند در ماه های اخیر در صف اول تظاهرات و جنبش سبز قرار داشتند و برخی از آنها نیز جان خود را از دست دادند. زمان آن رسیده است که مشخص شود جنبش سبز در نظرات آقای مهاجرانی خلاصه می شود و یا باید شعارهائی که در خیابان ها مطرح می شوند چون٬ نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران و مرگ بر دیکتاتور را نمایانگر خواست های سبزهای حاضر در صحنه دانست. بقای جنبش سبز در  گرو پاسخ به این پرسش و دهها پرسش دیگر است. 

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.