|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال دوم | شماره ی پانزدهم | فوریه 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
به جای سرمقاله سینا – سردبیر میهمان
الهم عجل لولیک الفرج... (این بخش از متن به دلیل طولانی بودن به وسیله ی سردبیر سانسور شده است!) منحرفین و همجنس بازهای عزیز. اگرچه قبلاً گفته بودم که شما کلّاً وجود ندارید، الآن که به زمین سفت رسیده ام خوشحالم که شما وجود دارید. اگر شما وجود نداشتید خراب کاری های خودم را به گردن چه کسی می انداختم؟! اصلاً امیدوارم خداوند شما را بیشتر کند. که هم ما بتوانیم بیشتر شما را بکشیم، هم وقتی گفتیم شما دارید دولت ما را پایین می کشید کمتر به ما بخندند! البته ما عادت داریم که به ما بخندند. به ما نخندند به کی بخندند؟ ولی مشکل اینجاست که الآن فعلاً ما بیشتر نیاز داریم که مردم از ما بترسند و وقتی کسی به ریش شما می خندد، زیاد نمی تواند از شما بترسد و این خوب نیست. اسناد این اعدای بنده هم موجود است و از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که جای اسنادش خیلی هم درد می کند! دلم می خواهد در این موقعیت کمی درباره ی برنامه های ما، مربوط به شما صحبت کنم. ما هنوز فکر می کردیم که اگر کسی را به شما ببندیم، طرف خراب می شود ولی با این سیاست... بگم؟ بگم؟ زیر سایه ی آقا ترکمان زدیم! البته محاسبات ما خیلی هم اشتباه نبود؛ واقعیت این است که هنوز خیلی ها چشم دیدن شما را ندارند ولی بیشتر خیلی ها چشم دیدن ما را ندارند. در نتیجه ما که می خواهیم شما را خراب کنیم، شما آباد می شوید! البته برنامه ی اعدام برای شما هنوز هست و بنده قول می دهم که اگر زورمان برسد انجام می دهیم. فعلاً زورمان نمی رسد! خودمان هم البته می دانیم که این دو گروه ربط چندانی به هم ندارند، ولی خودتان بگویید، کدام کار ما منطقی بوده که این یکی باشد؟ نه! جان من! در عین حال انتقادی هم به شما دارم. هر بار من یا دوستانم شما را "همجنس باز" صدا می کنیم، همه تا یک ماه فحشمان می دهند که "همجنس باز" نه و "همجنس گرا"! به نظر من این حرف ها سوسول بازیست. اگر بدانید ملّت من را چه ها که صدا نمی کنند! اگر بشنوم یک نفر به من گفته همجنس باز کلّی کلاهم را هم بالا می اندازم چون معمولاً من را با کلمه ی دیگری صدا می زنند که نمی شود اینجا گفت! اما در میان شما کسانی هستند که مثل خود من اول حرف می زنند و بعد فکر می کنند! مثلاً یک دفعه ای می گویند در تمام دانشگاه های ایران جنبش دگرباشان فعال است، یا اگر جلویشان را نگیرید ممکن است بگویند که تحکیم وحدت اصلاً در ابتدا یک جنبش دگرباشان بوده است! خواستم بی زحمت به این دوستان سلام برسانید و بگویید که لطفاً چند مورد از این بیانات ایراد بفرمایند، که در آستانه ی بیست و دو بهمن بسیار به درد ما می خورد. جدا از این که ثواب دارد و خودشان هم که در ینگه ی دنیا نشسته اند و کسی به خودشان کاری ندارد؛ من آمادگی دارم که هاله ی نورم را هم بدهم که با آن یک عکس بگیرند. می دانم که خیلی ها کشته مرده ی هاله ی نور هستند ولی ژست روشن فکری اجازه نمی دهد که آن را رو کنند، در نتیجه به عنوان فلان کاره ی فلان جنبش تاج گذاری می کنند و چون کسی برایشان دست نمی زند خودشان دست می زنند. من با این دوستان همدردی عمیق می کنم! در پایان از من خواسته شده است که بگویم به دلیل ترافیک مطالب از قبل مانده، و مطالبی که باید حتماً در همین شماره چاپ شوند و دو هفته ی دیگر به درد نمی خورند، بخش سوم گفتگوی ندا (که این جا هم اسمش دست از سر ما بر نمیداره) با مانی زانیار در شماره ی بعدی منتشر می شود. ضمناً یک بچه سوسولی (سردبیر میهمان ندا) تصمیم گرفته است به مناسبت تولد ندا آقا سلطان، این شماره را به او، کاسپین ماهان، خانواده ی آقاسلطان و بیش از همه به مادر ندا تقدیم کند. محمود سینایی نژاد محصول آرادان کمی مانده به 22 بهمن
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |