Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی هفدهم | ایپریل 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

 نوروز ، نگاهی به گذشته و نگاهی به آینده

احمد رافت

 قبل از هر چیز عید نوروز را به خوانندگان، و البته گردانندگان نشریه ندا تبریک می گویم. آرزوی من برای  همه سالی پربار است. سالی که  بتواند برای همه ما سرنوشت ساز باشد. سالی که بتواند آنچنان در زندگی ما رقم بزند که در تاریخ کشورمان و در تاریخ جهان به ثبت برسد. سالی که اگر دمکراسی را برای ما به ارمغان نیاورد حداقل ما را از دیکتاتوری رها سازد. سالی که هر ایرانی بتواند ار هر قوم و مذهب، هر قشر و جنسیتی که باشد از آن به نیکی یاد کند

  ساعات نخستین سال نو برای ایرانیان،  زمان انداختن نگاهی به گذشته برای جستجوی آینده ای بهتر است. قراردادن آینه بر سر سفره هفت سین، بروایتی انداختن نگاهی به گذشته و عدم تکرار اشتباهات  سال فبل در سال رو به آغاز است.    ۱۳۸۸  بعنوان سالی ویژه و پر اهمیت در تاریخ معاصر ما  به ثبت خواهد رسید. در این سال مردم ایران با قلبی پر از امید به پای صندوق های رای رفتند تا بلکه با نوشتن نامی بر برگه ای بتوانند سرنوشت خود را رقم برنند. امیدی که  با توطئه  گروهی اقتدارگرا که حاضر نیستند حتا  از بخشی از قدرت صرفنظر کنند به تحقق نه پیوست. این بار مردم ما، و بویژه جوانان خاک و بوم ما،  واکنش نشان دادند و فریاد اعتراض خود را بلند کردند

 

دهها پیر و جوان  در ماه های گذشته جان باختند. هزاران نفر به زندان انداخته شدند .  میلیون ها هنوز دست از مبارزه نکشیده اند و حتا در آخرین روزهای سال گذشته  به خیابان ها ریختند تا چهار شنبه سوری را با شکوه هرچه بیشتر برگزار کنند. شعله ای که ساعاتی پس از بسته شدن حوزه های رای گیری در سراسر ایران بر افروخته شد هنورز زنده است و این چنین به نظر می آید که با وجود سرکوب وحشیانه قصد خاموشی ندارد.  این وظیف تک تک ما است که در زنده ماندن این آتش کوشا باشیم تا شاید بتوانیم هر آنچه پلید و ضحاکی است در این آتش بسوزانیم.

 

برای زنده نگاه داشتن این آتش بد نیست ابتدا چند سوال را برای خود مطرح سازیم.  شاید با پاسخگوئی به این پرسش ها بتوانیم  آینده را روشن تر ببینیم. ابتدا اینکه آیا آنچه با نام جنبش سبز شهرت یافته است  تنها واکنشی به نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد بود، یا ریشه آنرا باید در عملکرد نظام در ۳۱ سال گذشته جستجو کرد؟. جنبش سبز اگرچه ۲۲ خرداد جوانه زد، ولی بذر آن سالها پیش از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بر نظام پادشاهی  کاشته شده بود.  ریشه این جنبش را باید در ناتوانی نظام اسلامی  در ۳۱ سالی که از عمرش می گذرد  جستجو کرد. ناتوانی در پاسخگوئی به خواست های مردم در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی . البته در این ۳۱ سال تغییرات مهمی نیز در جامعه رخ داده است که در  برافروختن خشم مردم بی تاثیر نبوده است.  گسترش جمعیت شهری، رشد سواد آموزی،  دستیابی به فناوری های جدید ارتباطی، و بویژه جوانتر شدن جمعیت کشور و  ورود به صحنه زنان، از جمله  تغییراتی هستند که تاثیری  عمیق بر آنچه در سال گذشته شاهد آن بودیم داشتند.

 

عوامل دیگری هم در این زمینه بی تاثیر نبودند. منجمله می توان به  تشدید و تعمیق  گسل ای اجتماعی، جنسی، قومی و طبقاتی اشاره کرد. جانشینی مقولاتی چون حقوق بشر و دمکراسی بجای گفتمان مذهبی و ایدئولوژیکی نیز  نقش مهمی را در تولد جنبش آزادی خواهانه مردم ایران ایفا کردند.  جنبش سبز اگرچه با تقاضای باز گرفتن رای  بغارت رفته پا به خیابان گذاشت، ولی خواست های آن  بسیار گسترده تر است، و بهمین دلیل نیز راهی که برای تحقق این خواست ها در مقابل داریم طولانی و پر از فراز و نشیب خواهد بود.  برکناری  محمود احمدی نژاد اولین گام و اولین خواست این جنبش و نه  پایان راه استاگر جنبش آزادی خواهانه بتواند به این خواست ابتدائی اش دست یابد تنها اولین گام را برداشته است.  انتقال قدرت از محمود احمدی نژاد به میر حسین موسوی، که  از سوی مردم به ریاست جمهوری انتخاب شده داست، تنها اگر ایشان با توجه به خواست مردم مبنی بر تعیین سرنوشت  راه را برای مراحل بعدی بگشایند قابل پذیرش خواهد بود.  دولت جدید باید با تاکید بر اصل انتخابات آزاد، که آقایان موسوی و مهدی کروبی هم بارها بر آن تاکید داشته اند،  شرایط را برای انتخاباتی که حتا کسانی که نظام و قانون اساسی آنرا قبول ندارند بتوانند در آن شرکت کنند، فراهم آورد.  تنها با واگذار نمودن حق تعیین و  تکلیف نظام کنونی به مردم از طریق انتخابات و همه پرسی می توان گفت  جنبش سبز در راهی که آغاز کرده است اولین گام را پیموده است.

 

آنچه جنبش سبز و حرکت آزادیخواهانه مردم باید بر آن در سالی که آغاز شده است اصرار ورزند، خصوصیت های آن در سال گذشته است.  این حرکت، که در جهان با نام جنبش سبز شهرت یافته است، باید  استراتژی عدم استفاده از خشونت را به هیچ وجه تغییر ندهد و در آینده نیز با تکیه بر مقاومت مدنی برنامه های  مبارزاتی اش را تنظیم کند.  صلح آمیز بودن این جنبش در کنار عدم تمرکز رهبری و مخالفت با هرگونه شخصیت سازی  ضامن بقای و ادامه حیات این جنبش است. سارماندهی غیر متمرکز، فرصت آفریدن برای ابتکارات شخصی و «شعار هر سرباز یک رهبر و هر رهبر یک سرباز» تا کنون از حکومت امکان تفرقه اندازی را سلب کرده اند و اتحاد خودجوشی را که ۲۲ خرداد بوجود آمد  را تضمین کرده اند. جنبشی این چنین کثرت گرا نمی تواند رهبری متمرکز و سازماندهی واحد داشته باشدو تنها وحدت در عمل و در میدان مبارزه می تواند ادامه این حرکت را میسر سازد و آنرا از مسیر کنونی منحرف نکند.

البته این جنبش کمبود هائی نیز داشته است که باید تلاش در رفع آنها کند. بسط جغرافیائی حرکت های مردمی، توجه به خواست های اقوام و اقشار اجتماعی،  تنها راه گسترش جنبش آزادی خواهانه به سراسر کشور و جامعه است. بدون شرکت دادن آنچه برخی اقلیت  می نامند، چه این به اصطلاح اقلیت ها قومی، اجتماعی، مذهبی و یا جنسی باشند، جنبش هرگز نخواهد توانست حکومت و ماشین سرکوب آنرا وادار به عقب نشینی کند. یکی از ابزاری که حکومت های استبدادی و اقتدارگرا از آن استفاده می کنند ایجاد ترس و اختلاف است.  ایجاد واهمه از  فروپاشی  و در نهایت از هم پاشیدگی کشور در صورتیکه حکومت برکنار شود، و ایجاد تفرقه و اختلاف  میان نیروهائي که خود را بدیل نظام به حساب می آورند، از جمله حربه هائی هستند که نظام های غیر دمکراتیک از آنها برای بقای خود استفاده می کنند.  تنها پاسخ کارا  برای خنثی ساختن این دسیسه ها ایجاد موقعیت هائی است که شبح هرگونه فروپاشی در صورت سقوط حکومت را دور سازد. و این موقعیت ها تنها با گفتگو  بدون رودربایستی و با مطرح ساختن خواست های اقوام و اقشار در این مرحله بدست می آید

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.