Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی بیست و یکم | سپتامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

به جای سرمقاله

در روزهایی که برنامه ی "پارازیت" تلویزیون فارسی صدای آمریکا اعلام کرد که با رئیس سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) گفتگو خواهند کرد، کامنت های فیس بوک این برنامه ناگهان به شکل بی سابقه ای افزایش یافت. گروه بزرگی از بینندگان این برنامه که احتمالا باید خود را از روشن فکران جامعه بدانند این عمل را "تقبیح کردند" و کلماتی نوشته و خوانده شد که گاه در فکر نمی گنجید. در مقابل دگرباشان یا روشن فکرانی بودند که به این کامنت ها پاسخ های علمی می دادند.

به هر روی به بهانه ی این گفتگو یک بار دیگر مسئله ی دگرباشان و حقوق آنان به  مرکز توجه کشیده شد. اما آن چه بسیار اهمیت داشت، نتیجه ی پس از این گفتگو بود. بسیاری از افرادی که از بنیاد با وجود این گفتگو مخالف بودند از انجام آن ابراز رضایت نسبی کردند.

افرادی که تا این اندازه بدبین بودند که حتی پرسیده بودند که آیا می شود این گفتگو را در "حضور کودکان" تماشا کرد به این نتیجه رسیدند که گفتن از "حقوق" انسانی یک گروه منافاتی با اخلاق عمومی جامعه ندارد.

بزرگ ترین نتیجه ای که از این مسئله می توان گرفت به گفته ی خود آرشام این است که: "بزرگ ترین مخالفان حقوق دگرباشان، دقیقا کسانی هستند که هرگز دگرباشی را ندیده اند و با دگرباشی به گفتگو ننشسته اند."

این یک واقعیت است! دگرباشان در نگاه بسیاری از افراد، اعضای معمول جامعه نیستند. و این عدم شناخت موجب بروز ترس در میان بسیاری می شود. بزرگترین کمکی که می توان به جامعه ی دگرباش کرد و همچنین بزرگترین کمکی که می توان به کسانی که خود را روشن فکر می دانند اما هنوز در بند دسته بندی ها و سنن مخرب گرفتارند کرد، رو به رو کردن این افراد با این واقعیت است که یک دگرباش چیزی نیست جز یک انسان معمولی مثل همه ی انسان ها. فرزند شما ممکن است دگرباش باشد و شما ندانید، آیا لحظه ای که آن فرزند به شما درباره ی گرایشات جنسی خود بگوید در هویت او تفاوتی ایجاد می شود؟ خیر! تفاوت در زاویه ی نگاه شماست که ایجاد می شود و تمامی این "خطر" ها و عوامل نفرت انگیزی که در باره ی دگرباشان گفته می شود زاده ی ذهن شماست.

بیایید یک بار و تنها یک بار بدون عینک بد بینی و به دور از افکاری که با خرد مغایرت دارند به یک دگرباش نگاه کنیم و این حقیقت تاریخی را دریابیم که اگر روزی سیاه پوست بودن نکته ی منفی ای بود، این به دلیل ذلت افکار نژاد پرستان بود. اگر امروز در بسیاری مناطق مسلمان بودن مترادف با تروریسم است، این تنها به دلیل ناآگاهی افراد است و لا غیر.

زمانی که تصور می شد زمین تخت است و چهار گوشه دارد و گالیله برای مخالفت با آن نظر نزدیک بود جان خود را از دست بدهد چندان هم زمان دوری نیست. زمانی که این حقیقت که دگرباشان نیز انسان هایی مانند دیگران هستند دور نخواهد بود.

اما نکته ای که در این سرمقاله نیاز به اشاره به آن احساس می شود سوال دوست غیر ایرانی ای درباره ی خبر برگزاری مراسم روز ملی دگرباشان در ایران است. ظاهرا خبر بیرون رفتن این دوستان "آن هم با پرچم رنگین کمان" گروهی را به این اشتباه انداخته است که ایرانیان دگرباش مجوز راهپیمایی آزاد دریافت کرده اند. در پاسخ باید گفت، آن چه ندا در باره ی این مراسم می داند این است که این مراسم به صورت خصوصی و به دور از چشم همگان انجام شده و پس از آن کمی گشت زنی انجام شده است. میزان نمایش پرچم رنگین کمان در خیابان هم بر ندا پوشیده است و از بنیاد این سئوال که آیا اگر یک پرچم رنگین کمان را به یک سپاهی نشان دهید معنی آن را می فهمد یا نه خود سوالیست بزرگ.

 اما همین حرکت زیبا ی این دوستان که حتی توان نشان دادن صورت خود در عکس ها را هم نداشتند. نشان گر سرکوب شدید تمامی دگرباشان و دگراندیشان در ایران است و تمام امید یان دوستان به این است که مقاومت خود را در بدترین فشارها به گوش و چشم جهانیان برسانند.  

به امید روزهای بهتر

فرخ نیک مرام

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.