|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال دوم | شماره ی بیست و یکم | سپتامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
راه خوشبختی در داشتن تفکرو روحیه ای مثبت فیروز از ایران
دوستان گرامی؛ من فیروز، همجنس گرایی 20 ساله می خواهم برای آنان که اهل تفکر و تعمق و منطق هستند مطالبی در باره ی داشتن تفکری مثبت و روحیه شاد بنویسم . دوستان گرامی می دانید که کشور در ایران یعنی کشوری که ما در آن زندگی می کنیم، در همان بدو تولد مان تربیتی بر مبنای سنت و مذهب برایمان اتخاذ می شود که این مورد حتی در خانواده ها ی ثروتمند هم مستثنی نیست. در همان بدو تولد و تا رسیدن به دوران کودکی همیشه و به طور پیوسته ما تحت تاثیر شرایط روحی والدین که اسمش را می گذاریم روش تربیت قرار می گیریم و پیوسته با آن بزرگ می شویم طوری که به گونه ای که سرمشق دهنده ی راه زندگی آینده ی ما همان افکار و به طوری باز خورد همان افکار می باشد همه به خوبی می دانیم که جامعه ی ما متاسفانه یا خوشبختانه یک جامعه ی سنتی و مذهبی است که مبنای تربیت بچه ها بر آن استوار شده که تمامی باز خورهای رفتار انسانها در جامعه ی ما از آن ناشی می شود . و به طور کل در هر جامعه ای رفتارهای اجتماعی و پیشرفتهای علمی و صنعتی و دستاورد های علوم انسانی و بشری آن به همان باز خورد تربیتی باز می گردد. می خواهم قبل از پرداختن به موضوع اصلی که در این مطلب مورد هدف من است کمی درباره ی نحوه ی تربیت در کشورم ایران برایتان بگویم و برای عدم سوء تفاهم خود را مورد مثال قرار می دهم . من در خانواده ای مذهبی و سنتی در ایران متولد شدم که از همان اوایل کودکی مذهب و سنت را به گوش و وجود و رفتار من تزریق کردند در دوران مدرسه هم تحت کنترل جمهوری اسلامی از تربیت بر پایه ی خود شناسی خبری نبود به جز اینکه یک مشت تاریخ غلط از 1400 سال پیش را برایمان بازگو می کردند و به جای اینکه احساس های شخصی افراد شناخته شود ودر جهت اعتلای روحیات خوب و تعدیل روحیات خطرناک افراد تلاشی شود مهم این بود که مثلا شمشیر امام علی چگونه بود یا پیامبر چگونه غذا می خورد یا امام فلانی چطور با رحم و مروت دشمنش را سر می برید. از طرف دیگر به جای آموزش افراد در حین بلوغ که چگونه از سلامت و نظافت خود مراقبت کنند یک تابو از روابط دختر و پسر را در قالب کلمات و آیه های ترسناکی آموزش می دادند و حال تصور کنید جوانی هم جنس گرا که گرایشات موافق دارد در سن 18 سالگی به این قناعت می رسد که از جنس مخالف نمی تواند لذت ببرد و از طرف دیگر گرایش خود را شیطانی و متضاد با آنچه که خانواده و معلم و تلویزیون و رسانه ها در طول این مدت در گوش و مخ او فرو برده اند می بیند و در تضادی شخصیتی قرار می گیرد که مسیر زندگی او را بر هم می زند و از علم و ادب و دانش و هنر و انسانیت به خاطر این تناقض فاصله می گیرد یادم می آید دوستی داشتم به نام امید در پیش دانش گاهی که هم جنس گرا بود واز طرف دیگر ذهنیتی که از هم جنس گرایی داشت یک ذهنیت شیطانی بود به همین خاطرروزی در خانه و جلوی چشمان مادرش چاقویی به قلب خود فرو برد و خودکشی کرد و به زندگی خود خاتمه داد من هم جز آن دسته از افراد بودم که دچار تناقض شده بودم و 2 بار اقدام به خود کشی کردم ولی به دلایلی نجات یافتم . آری به نظر شما اگر ما در همان اوایل کودکی بر اساس واقعیت و تربیتی مبتنی بر علم و عقل منطقی تربیت می یافتیم آیا حقوق زنان در جامعه ی ما زیر پا گذاشته می شد؟ آیا هم جنس گرایی تابو و گرایشی شیطانی تلقی می شد؟ آیا کشورمان این همه از علم و آگاهی و تکنولوژی و صنعت و دستاوردهای انسانی و مادی عقب می افتاد؟ آیا حکومتی دیکتاتوری فاشیستی مانند رژیم اسلامی خمینی می توانست بر ایران با آن همه تمدن و عظمت پیاده شود؟ آیا ما ایرانیان تا این حد بی جایگاه و بی منزلت در جهان می بودیم ؟ صدها سوال دیگر ...... مسلما دوستان من، جواب همه این سوالات نخیر می بود . روان پزشکان امروزی معتقد اند که روحیات بشر و آنچه متقابلا موجب شکل گیری رفتارها ی انسان و نگرش و عملکردهای آن می شود ابتدا تربیتی است که در اوایل کودکی و بعد از کودکی و دردوره های دیگر انسان با آن بزرگ می شود و بعد ها نیز تفکرات شخص و اندیشه ای است که از آن تربیت به جای می ماند که آن اندیشه و طرز تلقی خودگردان زندگی و شکل دهنده ی رفتار های انسانی و بشری و... می شود . ولی اینجا این سوال مطرح می شود که آیا اندیشه ها و تفکرات و روحیات بشر که در طول سالها شکل گرفته اند قابل تغییر هستند یا نه ؟ اگر جواب این سوال را می خواهید پس بدانید که جواب مثبت است و دانشمندان بر این باورند که روحیات و طرز فکر ذهن انسان در صورت تغییر اندیشه و افکار مستعد به تغییر می باشد که بسته به سطح هوش و استعداد و توانای های ذهنی انسانها زمان لازم برای تغییر روحیات بشر متفاوت می باشد . دوستان عزیز ، جهان پر از انسان امروزی را در نظر داشته باشید با تمامی مشکلاتی که بشر با آن در چالش است همگی از طرز تلقی و افکار انسانها ناشی می شود. انسانها موجوداتی پیچیده اند که به اندازه ی وجود هر انسان طرز تلقی و اندیشه های متفاوتی وجود دارد اما آنچه که این نظم را در دنیا بر هم می زند داشتن اندیشه های متفاوت و افکار و روحیات متفاوت نیست بلکه تفکراتی است که انسانها را از مسیر عادی و طبیعی زندگی و چرخه ی پر از زیبایی دنیوی منحرف می کند و اینجاست که تعرض به حقوق انسانها و انحصار طلبی ها و دشمنی ها و کشتار ها و ظلم و زور و ستم و... ایجاد می شود و آری اینجاست که افسردگی ها و احساس های غیر طبیعی و خودکشی و انتحار و رفتار های غیر طبیعی ایجاد می شود . همان طور که گفتم ما انسانها گاهی اوقات در شرایطی قرار می گیریم که افکار منفی و روحیات منفی که ناشی از تربیت گذشته ی ما می شود بر ما چیره می شود و زندگی صحیح ما را از مسیر عادی و رسیدن به آرامش و کمال دور می کند ولی دوستان بدانید که روحیات انسان قابل تغییر است بگونه ای که می توان تمام انچه افکار منفی است را از ذهن بیرون کرد افکاری که ضد بشر و ضد انسان و حیات بشری است و همچنین می توان طرز تلقی مثبت و آرامی را جایگزین نمود طرز فکری که می تواند انسان را به کمال و آرامش برساند و کاری کند که انسانها خودشان باشند و هیچ وقت عظمت و بزرگی خود را فراموش نکند و هر چیزی را بدون عقل و منطق و دلیل علمی قبول نکنند.
امروزه در جوامع سنتی و مذهبی همه روزه خبر از انتحارهای تروریستی و کشتن انسانهای بی گناه و مظلوم به گوش افراد از طریق رسانه ها می رسد. بله خبر های ناشی از آدم ربایی و عملیات ترورسیتی و اعدام زنان و اعدام همجنس گرایان و نادیده گرفتن حقوق گروه های اقلیت زبانی و قومی و زنان، همه روزه ما شاهد شنیدن چنین خبر های هستیم و بیشتر این خبرها مربوط به کشورهای سنتی و مذهبی مانند عراق و افغانستان و پاکستان و ایران و.... می شود. ولی تا به حال از خود پرسیده اید چرا؟ اگر این سوال را از خود پرسیده اید بدانید که جوابش جز همان تربیت انسانها و به دنبال آن اندیشه و تفکرات ناشی از آن تربیت چیز دیگری نیست که منجر به شکل دهی روحیات خطرناک در انسانها می شود. بدانید که هیچ آدم قاتلی در ابتدای زندگی روحیات خطر ناک نداشته اما تربیتی بر اساس ترس و رعب و اندیشه های دیکتاتوری که در ذهن او جای می گیرد عامل ایجاد جنایات شنیع اوست. به طور مثال امروزه انسانهایی هستند در پاکستان و افغانستان که به امید رسیدن به بهشت و نیز ترس از انجام وعده های خدا دست به عملیات انتحاری می زنند و خود را برتر و دیگران را ملعون تلقی می کنند. چرا؟؟؟؟ چون بر اساس تعالیمی که از منطق و عقل و خود شناسی بدور است و منشا آن ترس و انتقام و وحشت است پرورده شده اند. تعالیمی که به انسان اجازه نمی دهد که خودش باشد و برای خوش زندگی و تفکر کند. تعالیمی که انسان را در چهار چوبی منجمد با تربیت و افکاری منجمد قرار می دهد به گونه ای که تخطی کردن از آن تعالیم و قوانین را فاجعه ای بس بزرگ و گناه تلقی نموده و برای آن مجازات های غیر انسانی تدارک دیده و فاجعه پنداری و تفکرات و اندیشه های منفی را یکجا و بدون چون و چرا در ذهن انسانها می پروراند. و جالب اینجاست که اجازه نقد و بررسی و انتقاد و یا پیشنهاد برای انسان به تعدیل در این تعالیم داده نمی شود و آن قالب منجمد باید رعایت شود که متاسفانه فیدبک (پس خوراند .مصحح) و باز خورد آن را امروزه در جوامع سنتی و مذهبی که پیشتر نام بردم مشاهده می کنید.
از موارد بالا که بگذریم ما انسانها نیاز به روحیات شادو تفکرات مثبت داریم نیاز داریم که در موقع مشکلات چگونه و عاقلانه و منطقی با آنها برخورد کنیم، نیاز داریم چگونه در آینده ی شغلی و کاری خود برجسته و موفق باشیم، نیاز داریم که چگونه در مواقعی که مرگ عزیزانمان فرا می رسد با عقل و درایت و عدم افسردگی با آن برخورد کنیم، نیاز به این داریم که در مواقعی که شکست عشقی می خوریم چگونه دست از نا امیدی و ناراحتی برداریم. بله دوستان من، ما به اینها نیاز داریم، نه به اینکه امام علی در چهارده قرن پیش چگونه می جنگید. به قول یکی از نوابغ روان پزشکی: "گذشته ها گذشت و تنها نکات منفی که از گذشته ها که می تواند منجر به تفکر و تلقی مثبت شود مهم و چاره ساز است." دوستان من، همه ی ما چه همجنس گراها و چه افراد دگرجنس گرا که در جامعه ی ایران زندگی می کنیم به گونه ای با تفکراتی منفی و روحیاتی بد دست به گریبان هستیم که بیشتر اوقات به آن چیزی که در زندگی می خواهیم دست پیدا نمی کنیم در ادامه ی این مطلب در این شماره ی ندا و شماره های دیگر می خواهم نحوه ی تغییر روحیات و طرز تلقی های بد را که بوجود آورنده ی افسردگی های شدید و اظطراب و ترس و احساسات بد دیگر است برایتان بنویسم باشد که هموطنهای همجنس گرای من بتوانند نشان دهند که از افراد دیگر در جامعه پر عظمت تر و بلند همت تر و انسان دوست تر و دارای روحی پر عظمت اند تا دیگر جامعه ی سنتی ایران نتواند ما را غیر عادی بداند و ما را به حاشیه پرت کند و دنیا بداند که آنچه غیر عادی است جامعه ی سنتی مذهبی ما و تربیت و باورهای غلط عده ای است که امروز ادعای تغییر دنیا و اصلاح جهان را دارند و به راستی نمی دادند که امپراتوری ظلم و ستمشان روی توده ای از توهمات و فنداسیونی سست و بنیادی ضد بشری و فانی بر پا شده است و دنیا و عظمت بشر و آزادگی تفکرات و اندیشه ی انسانی، آنها را مانند زبالجاتی آلوده کننده و بی خاصیت غیر مفید می داند. ( پس با من همراهی کنید تا روحیاتی مثبت و تفکراتی بر پایه ی خود شناسی و اندیشه ای مثبت و انسانی ایجاد کنید تا بتوانید بر اساس آن به آنچه از زندگی آرزو دارید به راحتی وبا فکری مثبت دست یابید )
آیا لازم است روحیات خود را تغییر دهیم؟ ما گاهی اوقات از خود می پرسیم که چگونه نسبت به خود احساس خوبی داشته باشیم مثلا گاهی اوقات به خودمان می گوییم که من آدم موفقی نیستم و شغل شکوهمندی ندارم یا تحصیلات آن چنانی ندارم و دسته ای از این سوالات و روحیات بد خود را به آن نسبت می دهیم. عده ای از افراد هستند که روحیات بد خود را به عوامل ژنتیکی و مواد شیمیای و غیره نسبت می دهند. عده ای دیگر روحیات بد خود را به وضع بد موجود در جهان و شرایط اقتصادی و ترافیک و مالیات و زندگی مکانیکی و شلوغی و ترس از حمله ی اتمی و... نسبت می دهند وبر اساس اعتقاد آنها فلاکت و بد بختی چیزی نیست که از آن بشود گریخت !! البته در مورد هریک واقعیاتی وجود دارد. بدون شک تمامی عوامل ذکر شده می توانند در روحیات انسانها و طرز برداشت آنها از زندگی و برهم زدن تفکرات و ایجاد شرایط بد ذهنی تاثیر گذار باشند اما اگر انسان بگوید که احساس من و یا رفتار من نمی تواند تغییر یابد مطمئنا انسان قربانی ناراحتی های خود می شود و خود را فریب می دهد... اگر می خواهید افکار خود را بهبود دهید و حالی خوب داشته باشید بدانید که به جای حوادث و اتفاقات بیرونی این طرز تفکر شماست که حالتان را بد کرده و همانطور که قبلا گفتم، می شود اندیشه و افکار خود را عوض کنید نمی گویم به سادگی این امر میسر است اما این کار ممکن است . گاهی اوقات برای رهایی از روحیات بد باید تلاش و مداومت زیادی به خرج دهید. جالب اینجاست که روحیات بد نه تنها انسان را از مسیر زندگی خود منحرف می کنند و از موفقیت های شغلی و تحصیلی و... باز می دارند بلکه چهره ی انسانها را پیر و فرسوده و جسم و قلب انسانها را نیز هدف قرار می دهند. بگذارید قبل از پرداختن به چگونگی تغییر روحیات ابتدا پاره ای از احساسات بد را که منجر به ایجاد روحیات و طرز تلقی های بد در انسان می شود را نام ببریم . احساساتی شامل 1.اندوه و افسردگی 2.حسادت و انحصار طلبی 3.گناه و خجالت 4.خشم و رنجش و دلخوری 5.یاس و نومیدی 6.کینه ونفرت 7.اضطراب نگرانی و ترس و هراس شدید 8.احساس حقارت و ناشایسته بودن 9.احساس تنهای 10.احساس درماندگی و کم توجهی . بله دوستان من، اینها پاره ای از احساسات بد بودند که یا تحت تاثیر تربیت غلط دوران کودکی و یا تحت تداوم انگاشت غلط ما مبتنی بر آن تربیت و یا اندیشه ای منفی در ذهن ما ایجاد می شود که براستی که اگر انسانها به جای بند شدن به سنتها و تفکرات قدیمی و مذهبی اگر ذهن خود را این افکار بدور نگهداری کنند و یا تلاش کنند که از دست چنین احساساتی رهایی یابند بدانید که حقیقت به کمال رسیدن و اصلاح جامعه امری ممکن خواهد بود و دیگر به فاجعه پنداری و دیکتاتور بازی و پیروی از مرام و آیین و مسلکی مسخره جای نخواهد داشت و با اندیشه ای مثبت و فکری سازنده و ذهنی خلاق جامعه پل های رشد و سازندگی خود را می پیماید و دیگر اخبار بد وچالش های بشری که امروزه در خاورمیانه و نقاطی از جهان وجود دارد باقی نخواهد ماند کما اینکه امروزه جوامع غربی تقریبا به چنین آرامشی دست یافته اند و جان و حقوق انسانها در پناه تفکرات مثبت محترم و مهم محسوب می شود . ( ادامه ی راه خوشبختی در شماره ی دیگر ندا )
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |