|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال دوم | شماره ی بیست و یکم | سپتامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
یک مرد تنها همایون
"یک مرد تنها"، فیلمی امریکایی بر اساس داستانی با همین نام نوشته "کرستوفر ایشروود" می باشد. این فیلم در سال 2009 توسط "تام فورد" که طراح لباس می باشد، کارگردانی شده است. ستاره فیلم، "کولین فیرت" می باشد که به عنوان "جورج فالکونر" به ایفای نقش می پردازد. این فیلم که بر فرهنگ دهه 1960 تاکید دارد، برای اولین بار در 11 سپتامپر 2009 در 66-امین فستیوال بین المللی فیلم ونیز نمایش داده شد شروع فیلم تاریخ 30 نوامبر 1962 را نشان می دهد یعنی یک ماه بعد از جنگ سرد میان امریکا و کوبا. این فیلم داستان جرج فالکنر، یک مرد میان سال انگلیسی استاد دانشگاه است. تصادف ماشین منجر به مرگ پارتنر وی -"جیم"- می شود و به زندگی مشترک 16 ساله آن دو پایان می دهد. جورج بعد از گذشت هشت ماه از این رویداد، هنوز در تقلا برای پیدا کردن معنی ای برای زندگی خود می باشد. خانواده جیم که رابطه پسرشان را با جرج ناپسند میدانسته و نپذیرفته بودند، نه تنها مرگ جیم را به جورج اطلاع ندادند بلکه اجازه شرکت در مراسم خاکسپاری را نیز به وی نداند در میان این یک روز نمایش داده شده در فیلم که از قول جورج نقل می شود، جرج همزمان که برای خودکشی برنامه ریزی شده خود آماده می شود، گذشته و آینده به ظاهر پوچ خود را نگاه می کند. وی برای تفنگ خود گلوله می خرد، صندوق امانات خود را خالی می کند و نامه هایی برای برخی از دوستانش می نویسد و به همراه نامه ای برای خدمتکار خود مقداری پول می گذارد و ترتیب بیمه عمر خود را می دهد. سایر چیزهای مهم نظیر کلید ها و لباس هایی را که می خواهد بعد از مرگ تنش کنند، با همان دقت و نظم همیشگی اش، دم دست می گذارد هر رویدادی برای او معنی خاصی دارد و به او نشان می دهد که چه قدر برای مردم عزیز است. جورج قرار شامی با دوست مونث خود "چارلی" می گذارد. او چارلی را از قبل ازدواجش و از زمانی که در انگلستان بوده اند، می شناسد. بعد از این همه سال و یک ازدواج ناموفق، چارلی با آنکه از تمایلات جورج آگاه است، هنوز به وی علاقه مند می باشد. جورج در کلاس درسش در مورد اقلییت ها و ترس سخنرانی می کند که بعد از آن شاگردش "کنی پاتر" با او شروع به صحبت می کند و به چهره او خیره می شود. بعد از آن جورج با یک روسپی مرد مواجه می شود و به او پول می دهد بدون اینکه از خدمات جنسی او استفاده کند. بعد از رسیدن به خانه تلاش می کند خودکشی کند که چارلی برای یادآوری قرار شام با او تماس می گیرد. وی بعد از شامش با چارلی، به مشروب فروشی –جایی که برای اولین بار جیم را ملاقات کرده است- می رود تا چیزی بنوشد. کنی را دوباره در بار می بیند، آنها لخت به شنا می روند و به خانه جورج می روند و بعد از خوردن نوشیدنی بسیار، مست می شوند. جورج روی صندلی از هوش می رود و بعد از بیدار شدن خود را در تخت خود می بیند در حالی که کنی روی کاناپه خوابیده است. کنی متوجه تصمیم جورج برای خودکشی می شود و تفنگ وی را بر می دارد. جورج تفنگ را پیدا می کند ولی تصمیم می گیرد که خودکشی نکند، درست بعد از این تصمیم و کنار آمدن با اندوهش، دچار حمله قلبی می شود و می میرد
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |