Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی بیست و یکم | سپتامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

پاسخ به اسلام از زبان و دیدگاه اسلام

ق

 

این مطلب درپاسخ به کتاب گناهان کبیره نوشته ی آقای علی محمّد حیدری نراقی نوشته شده است ص443 تا ص 448

 

درپاسخ به کتاب گناهان کبیره نوشته ی آقای حیدری نراقی ما عین گفته های ایشان را دراینجا ذکر  می کنیم و به تحلیل و پاسخگویی به آن می پردازیم . 

" ص444 روایاتی که در مذمّت همجنسگرایی از پیشوایان اسلام نقل شده آن قدر زیاد و تکان دهنده است که با مطالعه ی آن هرکس احساس می کند که زشتی این گناه به اندازه ایست که کمتر گناهی در پایه ی آن قرار دارد "

1- روایات و احادیث موجود توسط افراد غیرمعصوم و ممکن الخطا نقل شده و به ما رسیده اند وهیچ اعتباری در این که این جملات به همین شکل از زبان ائمه ی اطهار یا پیامبر صادر شده باشد وجود ندارد . اشخاصی که عموماً تاریخ اسلام یا احادیثِ مُقدّسین را می نگاشتند هرکدام استنباط خویش را از این جملات ثبت می کردند ... نسل در نسل ، سینه به سینه آن چنان این جملات آلوده به استنباطاتِ شخصیِ نقل کنندگانشان می شدند که گاه فحوایشان کاملاً تغییر می کرد . این نقل کنندگان جملات را براساس فرهنگ و منش زمان خود و باورهای خویش درک می کردند و ثبت می نمودند و به درست یا غلط بودنش کاری نداشتند. از طرف دیگر در زمان معاویه که دستور رسمی و حکومتیِ جعل حدیث صادر شد ، تا اواخر دوران عباسیان آن چنان احادیث ائمه و پیامبر به رشته ی جعل و دستبرد کشیده شد که حتی صحابه ی ایشان هم گاه قدرتِ تشخیص روایاتِ حقیقی را از دروغین نداشتند چه برسد به روحانیون امروز !!! چطور ممکن است پیامبر اسلام و ائمه ی اطهار که ما مسلمانان معتقدیم به علم بیکرانِ الهی متصل بوده اند از حقایق لایتغیّر و انکارناپذیری که بشر تنها سی سال است به آن پی برده بی اطلاع بوده و رأیی برضدِّ واضحات داده باشند ! اینجا تنها دو راه پیش پای ماست یا ما باید از اساس اسلام و تمام ضمایمش را زیر سؤال ببریم یا باید به این روایات و گفته ها شک و اشکال وارد کنیم و از آنجا که منطق حُکم می کند که در مَصافِ جزء با کل ، امکان غلط بودنِ جزء بسیار بیشتر از کُل است ، ما محل ایراد را بر این آیات و احادیث قرار می دهیم نه بر اسلام!!!

" پیغمبر اکرم(ص) فرمود : هنگامی که قوم لوط آن اعمال ننگین را انجام دادند زمین آن چنان ناله و گریه سرداد که اشکهایش به آسمان رسید و آسمان آن چنان گریه کرد که اشکهایش به عرش رسید ، دراین هنگام خداوند به آسمان وحی فرستاد که آنها را سنگباران کن و به زمین وحی فرستاد که آنها را فروببر "

2- اولاً دیگر نمی گوییم که داستان قوم لوط منشأ دقیق تاریخی ندارد ... به فرض محال هم داشته باشد حضرت در این حدیث نفرمودند که قوم لوط چه عملی را انجام می دادند و فرمودند " لمّا عَمِلَ قَومُ لُوطٍ ماعَمِلوا ..." یعنی هنگامی که قوم لوط آن اعمال را انجام دادند . دراین جمله نیامده که قوم لوط چه عملی را انجام دادند که به سبب آن سنگباران شدند و زمین آنان را فروبلعید . به نظر من قطعاً نظر حضرت اشاره به هوموسکشوئلیتی که علم به یقین فطری و طبیعی بودنِ آن را به اثبات رسانده و برایش هزاران شواهد و قرائنِ عینی و انکارناپذیر دارد نبوده بلکه نظر حضرت اشاره به عمل کودک آزاری جنسی یا همان بچه بازی/پدوفیلیا بوده است . من هم دراین صورت با حضرت موافقم اگر چنین قومی وجود داشته که به آزارِ همه گیرِ جنسیِ کودکان ارتکاب داشته اند به حق که خداوند ، عادلِ مطلق عذاب دهنده ی چنین مردمانیست . گذشته از این ، هوموسکشوئلیتی به معنای ارتباط افراد بالغ و مختار با یکدیگر است که نتیجه ی مسائل ژنتیکی و فطری آنهاست ، امّا در تاریخ ایران ، عرب ، اسلام و قریب به اتفاق اقوام هرگز دراین مورد ارتباط افرادِ بالغ منظورِ نظر نبوده است و هزاران مصداق در متون تاریخی و ادبیات ایران و ادبیات تازی نمایانگرِ ارتباط یک مرد بالغ با یک پسر نابالغ و نوجوان است که این عمل مصداق بارزِ بچه بازیست نه همجنسگرایی . بچه بازی یک عمل غیرفطری و انحرافی ست و عین ظلم و فساد است . هیچ ژن یا فاکتورِ مادرزادی وجود ندارد که انسان را به ارتباط با کودکان و نابالغین بکشاند .        بچه بازی نتیجه ی بی بروبرگردِ افراط در اِلتذاذِ جنسی ست (البته برخی پارامترهای ژنتیکی اگر با پارامترهای محیطی جور آیند در ایجاد پدوفیلیا مؤثرند اما این عوامل مستقیم التأثیر نیستند) که در تمامی جوامع دیده می شود ، درهمین ایران خودمان آمارش بیداد می کند امّا همجنسگرایان افرادی هستند که متفاوت به دنیا می آیند متفاوت زندگی می کنند و تمایلاتشان به صورت مادرزادی با عُرف جامعه متفاوت است و همین عُرف است که اصلاً باعث می شود اینان را متفاوت بخوانیم . قرار دادن همجنسگرایی و بچه بازی دریک بازه و صادر کردن یک حُکم روی آن ، ناشی از خِلطِ مسائل مختلف و مُشتبه شدن بوده و این از محالات است که پیامبر اسلام با وجود اتصال به علمِ بی انتهای الهی چنین واقعیت اجتناب ناپذیری را لعنت فرستاده یا محکوم کرده باشد!!!

"رسول الله فرمودند : هرکس با نوجوانی آمیزش کند روز قیامت ناپاک وارد محشر می شود آن چنان که تمام آبهای جهان او را پاک نخواهد کرد . خداوند او را غضب می کند و از رحمت خویش دور می دارد و دوزخ را برایش آماده ساخته است و چه بد جایگاهی ست ... سپس فرمود : إنَّ الذَّکَرَ یَرکَبُ الذَّکَرَ (مذکّر با مذکّر درآمیزد ) عرش الهی به لرزه درمیآید !"

3- به روشنی می بینیم که حضرت از ارتباط با نوجوانان سخن می گوید یعنی بچه بازی یا همان پدوفیلیا ، زیرا اساساً درآن زمان این نوع ارتباط غالباً مدِّ نظر بوده و همجنسگرایی به شکل علمی امروز نه تنها   شناخته شده نبوده بلکه آن را نیز درامتدادِ بچه بازی قلمداد می کردند . حضرت در این حدیث از رابطه با نوجوانان سخن می گوید و زشتی این عمل را به تصویر می کشد و بعد از پی همین حرف می گوید " هرگاه دو مذکّر باهم آمیزش کنند " مرجع این حرف همان " مَن جامَعَ غُلاماً " یا غلامبارگی/ بچه بازیست و منظور یک مذکَّر بالغ و یک  مذکَّر نابالغ است نه هردو مذکّری.

" درحدیث دیگری از امام صادق(ع) می خوانیم : آنها که تن به چنین کاری می دهند بازماندگان سدوم هستند ! سپس اضافه فرمود من نمی گویم از فرزندان آنها هستند ولی از  طینت آنها هستند . سؤال شد همان شهر سدوم که زیرو رو شد ؟ فرمود : آری چهار شهر بودند سدوم ، صریم ، لدنا و غمیرا(گومورا) "

4- اولاً بارها گفتیم که وجود چنین شهرهایی به لحاظ تاریخی زیر سؤال است. ثانیاً حضرت فرمودند چنین عملی  ، و بعد راجع به داستان سدوم و گومورا سخن می گویند ، درواقع یعنی عملی که قوم لوط انجام می دادند، ما تاکنون به کرّات ثابت کردیم که قوم لوط آشکارا به بچه بازی و کودک آزاری جنسی شهرت داشتند نه همجنسگرایی، و این که دو مسئله را بعداً در یک گور کرده اند امری ست علی حده .

" رسول الله فرمود : لَعَنَ اللهُ المُتَشَبِّهینَ مِنَ الِّرجالِ بِالنّساءِ !!! والمُتَشَبِّهاتِ مِنَ النّساءِ بِالرِّجالِ ( لعنت خدا بر دوجنسگان !!!)"

آقای نراقی به واسطه ی افکار خودشان تلاش کرده اند که معنای دلخواهشان را پاورقیِ این حدیث کنند البته مطالبی که ایشان عنوان کرده اند هیچ ارتباطی به متن عربی این حدیث ندارد ! این حدیث دیگر از آن حدیثهایی ست که جداً باید به صحّتش مشکوک بود . چون این حدیث بابِ طبع برخی مُفسّرین و آقایانِ روحانی بوده و آن را قلم در قلم گردانده اند دالِّ بر صحّت آن نیست . این از محالات است که پیامبر با وجودِ اتصّال به علم بی انتهای الهی ! آن هم پیامبر که ما او را رسول رحمت می دانیم افرادی را به خاطر چیزی لعنت بفرستد که هیچ اختیاری درآن نداشته اند و تنها آن گونه آفریده شده اند ! درگذشته ی حتی نزدیک دوجنسگان که به طور مادرزادی با اختلالاتِ فاحشِ جسمی_جنسیّتی به دنیا می آمدند هیچ چاره و علاجی نداشتند ، برعکسِ امروز که شرایط جراحیهای اصلاحِ جنسیّت برای آنان مهیّا شده است .چطور ممکن است حضرت محمّد(ص) معلولینِ جنسیِ مادرزادی را لعنت و نفرین کرده باشد ! با کمی تعقّل می فهمیم که این حدیث نمی تواند سندیّت داشته باشد

" گرچه در دنیای غرب که آلودگیهای جنسی فوق العاده زیاد است ، این گونه زشتیها مورد نفرت نیست و حتی شنیده می شود در برخی کشورها همانند انگلستان طبق قانونی که با کمال وقاحت از پارلمان گذشته این موضوع جواز قانونی پیدا کرده . ولی شیوع این گونه زشتیها هرگز از قُبح آن نمی کاهد و مفاسد اخلاقی و روانی و اجتماعی آن درجای خود ثابت است !!!"

5- با تمام احترامی که برای این نویسنده قائلم باید بگویم که این حرفها جزو احمقانه ترین و جاهلانه ترین حرفهایی بود که تاکنون شنیده بودم . حرفهایی که بی اطلاعی و بی خبری درآن فریاد می زند . ممکن است یک سِری افراد بی اطلاع و عامّی این مطالب را بخوانند و به تأیید سر تکان دهند امّا این چیزی از حقانیّتِ حقایق کم نمی کند . این آقا ادعا کرده است که چون در غرب آلودگیهای جنسی بسیار زیاد است همجنسگرایی رواج پیدا کرده است درواقع می گوید همجنسگرایی نتیجه ی فساد است . آقای نراقی کاش پیش از آن که حرف می زدید و قلم دست می گرفتید کمی دستتان می لرزید و از ندانستنِ خودتان شرم می کردید . غرب در تمام طول تاریخش با همجنسگرایان همان رفتار وحشیانه ای را کرد که امروزه در کشور ما صورت می گیرد . غرب هرگز به خودی خود حاضر به قبول همجنسگرایی نبود و همیشه آن را محکوم و سرکوب می کرد . امّا با کشفِ شواهدِ عینیِ بیشمار در آفرینش و کشفیاتِ تکان دهنده ی جامعه ی روانشناسانِ جهان تدریجاً حرکتی آغاز شد تا غبارِ جهالت از روی قوانینِ نابرابر و ظالمانه برداشته شود و از ظلمِ دیرینه ای که به بلندای تاریخ درحق همجنسگرایانِ سیاهبخت شده بود جلوگیری شود . وقتی که علم ثابت کرد که درجهان زن و مرد به طور مطلق موجود نیست ، وقتی ثابت کرد که در هر مردی یک زن پنهان و در هر زنی یک مرد پنهان وجود دارد ، وقتی ثابت کرد که همجنسگرایی یک امر انتخابی و انحرافی نیست و در بخش بزرگی از اجزاء آفرینش به وضوح برقرار است . آن گاه بود آقای نراقی که غرب قوانینش را اصلاح کرد و شد مُدافعِ حقوق همجنسگرایان . چون فهمید که به دلایل احمقانه ای که هم اکنون شما برآن پا می فشارید قرنها چه ظلمی به گروهی از ابناء بشر کرده است . تفاوت غرب با ایرانِ امروز دراین نیست که در غرب فساد بسیار است و درایران همه باتقوا و سجاده نشین هستند !!!! دراین است که افراد کوته فکری مثل شما زمام امور را در دست دارند ، قلم می زنند و سخنسرایی   می کنند

" گاهی برخی از پیروان مکتب مادی که این گونه آلودگیها را دارند برای توجیه عملشان می گویند هیچ گونه منع طبّی برای آن سراغ نداریم . ولی آنها فراموش کرده اند که اصولاً هرگونه انحراف جنسی درتمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر می گذارد و تعادل او را برهم می زند !!!"

6- اولاً همجنسگرا بودن یا جنس مخالفگرا بودن هیچ ارتباطی به پیرُوِ مکتب الهی یا مادّی بودن ندارد به عینه یک مسئله ی درون جوش و فطری ست . بعد هم شما این مسئله را انحراف می دانید آقای نراقی و نظرتان برای خودتان محترم است . پس سعی کنید درزندگی خودتان نظر شخصی تان را به کار ببندید !!! شما این موضوع را انحراف می خوانید و برای اثباتش هیچ مدرک علمی یا مستندی ندارید درحالی که علم با مدارک و مستنداتِ غیرقابل انکار می گوید که شما سخت دراشتباه هستید . همجنسگرایی انحراف نیست آقای نراقی ، عمل شما عین انحراف و ظلم است . وقتی که قلم دردست می گیرید درباره ی چیزی که علم و آگاهیِ درستی برآن ندارید کتاب پُر می کنید و بعد یک مشت مردمِ از همه جابی خبر و مُستأصل به کتاب شما مراجعه می کنند که بفهمند چه باید بکنند ... و بعد با خواندن این لاطائلات تصوّر می کنند که خداوند از آنها متنفّر است ، آنان را لعنت فرستاده و برایشان عذابی دردناک مهیا کرده !!! آقای نراقی جواب خدا را چه می دهید ؟! آقای نراقی می دانید بخاطر همین مطالب احمقانه ای که شما و امثال شما می نویسید چه تعداد انسان بی گناه در سال خودکُشی     می کنند ، تباه می شوند ، به بیراهه می روند ؟! شرم بر شما و امثال شما که این گونه در کار خداوند فساد می کنید ...

"انسان به طور طبیعی و سالم تمایل جنسی به جنس مخالف دارد و این تمایل از ریشه دارترین غرایز انسان و ضامن بقای نسل اوست هرگونه کاری که تمایل را از مسیر طبیعی اش منحرف سازد ، یک نوع بیماری و انحراف روانی در انسان ایجاد می کند !!!"

7- اولاً باید پرسید که معیار طبیعی بودن از نظر شما چیست آقای نراقی ؟! چه کسی به شما اجازه داده که تعیین کنید چه نوع انسانی طبیعی و چه نوع انسانی غیرطبیعی ست ؟! براساس کدام علم ، پژوهش یا منطقی شما به این نتیجه رسیدید که انسان به طور طبیعی چگونه است ؟! آیا هرانسانی شبیه شما نیست غیرطبیعی ست ؟! این معیار شما برای طبیعی یا غیرطبیعی بودن است ؟! بگذارید پاسختان را قاطع بدهم چون افرادی مثل شما علیرغمِ تحصیلات حوزوی یا حتی دانشگاهی معمولاً افرادی با افکار عامّی و ظاهربینانه هستند پس خیلی جای تعجب نیست که عقلشان را به دست چشمشان بدهند و با نگریستن به مردم کوچه و بازار پیش خود این گونه نتیجه بگیرند که اکثر مردم جنس مخالفگرا هستند پس هرکه نیست از طبیعت عُدول کرده است ! آقای نراقی سالیان سال است که علم آشکارا اثبات کرده که همجنسگرایی نه تنها درانسان بلکه در بخشِ باورنکردنی از جانداران جاریست . حتی درآثار و نقاشیها و حجّاریهای انسانهای اولیه آثاری دال بر وجود همجنسگرایی مشهود است . چطور مُدّعی می شوید که همجنسگرایی مخالف و درانحراف با طبیعت است ؟! آیا برای این ادّعای خود سند و مدرکی هم دارید ؟! می توانید اثبات کنید که همجنسگرایی در طبیعت وجود ندارد و این یک انحراف انسانی ست ؟!!! درحالی که تمامِ حقیقتِ کائنات حرفهای شما را صراحتاً رد می کند ! همجنسگرایی نیز همچون دگرجنسگرایی از ریشه دارترین غرایز انسان و جهان و همزادِ میل به جنس مخالف است و اتفاقاً ضامنِ بقای هر نسل و گونه است زیرا نتیجه ی فرآیندی ست که طی آن تجاوزات و اصطکاکِ درون گونه ای کاهش و تعدیل می یابد و باعث حفظ هرگونه می گردد . اگر افراد عامی و کم مایه ای مثل شما قادر به فهم و درک این مسائل پیچیده نیستند پس چرا افراد فهیمتر و شایسته تری را پشت این قلمها نمی گذارند؟!

"مردی که تمایل به جنس موافق دارد و یا مردی که تن به چنین کاری می دهد هیچ کدام یک مرد کامل نیستند !!! در کتابهای امور جنسی هموسکوآلیسم!!! همجنس گرایی به عنوان یکی از مهمترین انحرافات ذکر شده است !!!!!!!"

8- مثل این که آقای نراقی خیلی احساسِ مردِ کامل بودن دارند که حالا دیگری را مردِ ناکامل می خوانند !!! آقای نراقی اگرچه می دانم نمی فهمید ولی باز برایتان توضیح می دهم ! نه شما یک مرد کامل هستید نه پدرتان یک مرد کامل بود که موجودی مثل شما را به وجود آورد !!!  نه هیچ مرد دیگری در دنیا . درجهان هیچ مرد یا زنی به معنای کامل وجود ندارد . از سوی دیگر آقای نراقی به نظر می رسد برای اثبات عقایدش به دروغ و نیرنگ نیز متوسّل شده باشد ! اولاً هوموسکشوئلیسم آقای نراقی نه هموسکوآلیسم !!! شما حتی قادر به خواندن صحیح کلمات انگلیسی نبودید عجیب است که قادر به فهم مسائل پیچیده ی کتابهای امورِ جنسی بوده باشید ! شما حتی جرأت نداشتید که نام یک کتاب را به عنوان نمونه ( از آن کتابهایی که  می گویید خوانده اید و چنین گفته!!! ) ذکر کنید ! می دانید چرا ؟ جوابتان را من می دهم چون شما دروغ می گویید در بیست سال گذشته هیچ کتاب روانشناسی یا زیست شناسی در مجامع علمی دنیا به چاپ نرسیده که از همجنسگرایی به عنوان انحراف یا بیماری یاد کرده باشد !!! سالیان سال است که جهان بیدار شده آقای نراقی و مانند شما در خوابِ جهالت و حماقت نیست ! امروزه تقریباً در بیشتر کشورهای غیراسلامی همجنسگرایی پذیرفته شده و هیچ کس آن را ممکن است افتخار ندانسته امّا انحراف هم نخوانده است ... به شما سفارش می کنم که کتاب کهنه هایتان را دور بریزید ! و کتابهای جدید و به روز خریداری کنید !

" ادامه ی این کار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف درانسان تدریجاً می کُشد و درمورد کسی که تن به این کار درمی دهد احساسات زنانه تدریجاً دراو پیدا می شود و هردو گرفتار ضعف مفرط جنسی و به اصطلاح سردمزاجی می شوند به طوری که بعد از مدتی قادر به آمیزش طبیعی ! با جنس مخالف نخواهد بود !!!"

9- آقای نراقی ، افرادی که همجنسگرا هستند از روزی که به دنیا می آیند همجنسگرا هستند ، ساختار و فطرت همجنسگرایانه دارند ، این امر را انتخاب نمی کنند . مانند شما که گرایش جنسی اتان را که این گونه به آن     می بالید ! انتخاب نکرده اید . تنها از سنّی متوجه شده اید که چه گرایشی دارید . این افراد از روز نخست هم نمی توانستند از جنس مخالف تجسّم جنسی داشته باشند ، و دیگر این حرف که با مبادرت به همجنسگرایی میلِ نداشته ی آنها به جنسِ مخالف کُشته شود ، حرفی بسیار کوته بینانه است . اگر شما هم همجنسگرا متولّد می شدید آیا باز هم همین حرفها را به هم می بافتید ؟!!! وجودِ احساساتِ به اصطلاح زنانه در مردان همجنسگرا نتیجه ی عملِ همجنسگرایی نیست آقای نراقی بلکه علّت آن است . ولی مثل این که آقای نراقی مُدعی هستند که از علم پزشکی و سکسولوژی هم سررشته دارند ! می توانم بپرسم شما درکدام کتاب یا منبع علمی خوانده اید که همجنسگرایی باعث سردمزاجی و ضعفِ جنسی می گردد ؟!!! بگویید ما هم برویم بخوانیم از ناآگاهی دربیآییم ! شاید این از آن منبع هایی باشد که فقط خود شما دراختیار دارید آقای نراقی درست است ؟!!! درهیچ کتاب پزشکی یا منبع علمی چنین ادعایی مطرح نشده و این حرفها زاییده ی ذهن آقای نراقی ست . چطور ممکن است کسی طبیعتِ همجنسگرایانه داشته باشد بعد طبیعتِ خود را به اجرا بگذارد و بعد از اجرا کردنِ طبیعتش آسیب ببیند ؟! این حرفها ناشی از آن است که آقای نراقی به چشم انحراف به این موضوع می نگرد ... گذشته از این ایشان پیش از این درجایی از متنشان از زبانِ پیرُوانِ مکتب مادی که بعد هم تأییدِ خودشان تلویحاً مُهرش شد گفتند که برای این موضوع منع طبّی نمی بینیم ، بعد یکباره نمی دانم این همه منع  طبّی را از کجایشان درآوردند الله اعلم ! ممکن است یک جنسِ مخالفگرا دراثر فشارهای هورمونی و استیصال به ارتباط با همجنس روی بیاورد ، که این پدیده درکشور ما که سیاست جدایی دو جنس اجرا می شود بیداد می کند . این افراد همجنسگرا نیستند و ممکن است براثر انجام عملی که ذاتاً تمایلی به آن ندارند دچار خودبیزاری و یا سردمزاجی شوند ... ولی ما دراینجا راجع به جنسِ مخالفگرایان صحبت نمی کنیم . ما درباره ی همجنسگرایان حرف می زنیم کسانی که با فانتزی ارتباط با همجنس به دنیا می آیند . این اشتباه آقای نراقی به آنجا برمی گردد که ایشان به غلط همه ی مردم را جنسِ مخالفگرا می دانند .

"با توجه به این که احساسات جنسی مرد و زن هم در اُرگانیسم بدن آنها مؤثر است و هم در روحیات و اخلاق ویژه ی آنها ، روشن می شود که از دست دادن احساسات طبیعی تا چه ضربه به جسم و روح انسان وارد می سازد و حتی ممکن است افرادی که گرفتار چنین انحرافی هستند چنان گرفتار ضعف جنسی شوند که دیگر قدرت بر تولید فرزند پیدا نکنند !!!"

10- درجهان هیچ مرد یا زن مطلقی وجود ندارد پس درتمامی انسانها هم احساسات زنانه موجود است هم احساسات مردانه . اگر به شخصی در عُرف مرد می گویند این به آن دلیل است که تعادلِ میل به جنسِ مخالف و موافق و وضعیتِ قرارگیری او در طیف میان مردانگی و زنانگی به شکلیست که از او سیمای مردانه ارائه می دهد و در فرهنگِ ما انسانها اصطلاحاً به او مرد می گویند . امّا با این حال چنین شخصی هم باز از رُجولیتِ مطلق برخوردار نیست . احساسات طبیعی انسان توأمان از احساساتِ زنانه و مردانه مایه دارد ، و انسانها با گرایشهای متفاوت زنانه و مردانه به دنیا می آیند و وقتی پا به دنیا می گذارند هرآن چه هستند طبیعت آنهاست نه چیزی که جامعه از آنان توقع دارد باشند . افراد همجنسگرا چه در انسانها و چه در سایرِ جانداران ، قادر به تولید نسل از ارتباط خود نیستند و این چیزی نیست که انسان خلق یا انتخاب کرده باشد در تمامی جانداران و کائنات به همین صورت است . امّا بچه دار نشدنِ همجنسگرایان خود علّتی برای ابقای نسل است زیرا همجنسگرایی باعث کاهش تنازعات و تزاحُماتِ درون گونه ای می گردد و داشتنِ روحیاتِ زنانه و مردانه توأمان ، موجبِ تعدیلِ اصطکاکِ میانِ همجنسان می شود از این رو بچه دار نشدنِ عده ای باعث تداومِ نسلِ سایرِ اعضای گونه می گردد درست است که انسان امروزه از طبیعت بیش از ده هزار سال است که فاصله گرفته ، زندگی مصنوعی و صنعتی برای خویش ساخته و گرداگرد خود شهرهای عظیم بنا کرده است امّا هیچ کدام از این دستساخته های بشر نتوانسته درون مایه ی بشر و غرایز طبیعی او را تغییر دهد . در طبیعت این تداومِ نسلِ یک نفر از اعضای یک گله یا گونه نیست که مهم است بلکه هدف ، تداومِ نسلِ کُلیِ آن گونه است و نیروهای طبیعت و انتخاب طبیعی در جهتی عمل کرده تا افرادِ هرگونه به شکلی آرایش بیابند که نسل تمامیِ هرگونه برجای بماند و نه صرفاً نسل یک یا دو نفر از هرگونه . در طبیعت فردیت معنایی ندارد و اهمیت بقای هر گونه بسیار بسیار بیشتر از یک یا دو نفر از زیرمجموعه ی گونه است . انسان اگرچه زندگی طبیعی خود را رها کرده و زندگی بهتری برای خود ساخته امّا غرایز طبیعی او همچنان با همان آرایشِ دیروزی پابرجاست . انسان همچنان درامتداد سایر کائنات میل به جنسِ مخالف و موافق را توأمان داراست و ادّعای برخی افراد درمورد انتخابی یا اختیاری بودن گرایشهای جنسی ناشی از جهالت و ناآگاهی ست . درضمن با پیشرفت علم امروزه دیگر از سنگ و سنگ هم بچه حاصل می شود ! پس شما آقای نراقی بهتر است بی جهت غصه ی بی بچه ماندن دیگران را نخورید

"این گونه اشخاص از نظر روانی غالباً سالم و در خود یک نوع بیگانگی از خویشتن و بیگانگی از جامعه ای که به آن تعلق دارند احساس  می کنند !!!"

11- آقای نراقی همجنسگرایان به این دلیل که منحرفند به حس بیگانگی گرفتار نمی شوند ! به این دلیل دچار حس بیگانگی با جامعه می شوند و خود را در آن تنها احساس می کنند زیرا از کودکی تا سن بلوغ در فرهنگی رشد می یابند که تمایل به جنس مخالف را افتخار و همجنسگرایی را بزرگترین ننگها می داند و تمامی امکاناتش درخدمت تزریق این نوع تفکّر به مردم جامعه است . این افراد وقتی در سن بلوغ می فهمند که به همجنس خود گرایش دارند درمیان همسن و سالان خویش ، خود را تنها احساس می کنند فرهنگ جامعه را در ستیز با ماهیّت خود می بینند و به اشتباه خود را در احساس خود تنها می یابند . همین امر باعث احساس بیگانگی نسبت به خود و جامعه می شود . این احساس بیگانگی انعکاس نوع برخورد جامعه با همجنسگرایان است نه نتیجه ی همجنسگرایی . این احساس بیگانگی حتی سالها قبل از اینکه همجنسگرایان تجربه ی جنسی داشته باشند درآنان پدیدار می شود . پس برخلاف ادعای آقای نراقی این احساس نمی تواند نتیجه ی عادت فسادآمیز جنسی باشد!!!

"قدرت اراده که شرط هرنوع پیروزی ست تدریجاً از دست می دهند و یک نوع سرگردانی و بی تفاوتی در روح آنها لانه می کند !!!"

12- همجنسگرایان به دلیل همجنسگرایی نیروی اراده شان را از دست نمی دهند بلکه اصلاً جامعه ی همجنسگراستیزِ ما نمی گذارد آنها به اراده و اعتماد به نفس برسند ! جامعه ی ما همجنسگرایان را در طرد و نفرت و تنهایی می پرورد و ماهیّت آنان را انکار می کند بنابراین همجنسگرایان برای آن که بتوانند به حیاتِ خود در چنین جامعه ای ادامه دهند مجبور می گردند خود را انکار کنند به خود و دیگران دروغ بگویند و درحضور دیگران نقش بازی کنند و چون از ذات طبیعی شان فاصله می گیرند و از خود دوری می کنند هیچ وقت به اعتماد به نفس لازم نمی رسند . بعد هم جامعه آنها را متهم می کند که چون همجنسگرا هستند دچار ضعف اعتماد به نفسند ! این دیگر نهایت ظلم و نابرابریست درحالی که امثال آقای نراقی ادعا می کنند که مسلمانان باهم برابر و برادرند از سوی دیگر عده ای را بخاطر گرایش خدادادی جنسی شان محکوم می کنند و پست      می شمرند و همان ظلمی که درگذشته نژادپرستان درحق سیاه و سرخ کردند را امروزه این انحصارپرستانِ جنسی در حق اقلیتهای فطری-جنسی جامعه روا می دارند

"آنها اگر به زودی تصمیم به اصلاح خویشتن نگیرند و حتی درصورت لزوم از طبیب جسمانی یا روانی کمک نخواهند و این عمل به صورت عادتی برای آنها درآید ، ترک آن مشکل خواهد شد ، ولی درهر حال هیچ وقت برای ترک عادت زشت دیر نیست ، تصمیم می خواهد و عمل!!!"

13- همجنسگرایی عادت نیست آقای نراقی ، یک امر فطری و غریزی ست و از روزی انسان پا به هستی گذاشته همراه او بوده است . هیچ کس همجنسگرایی را انتخاب نمی کند . بلکه انسانها طیِ آفرینش خداوند  همجنسگرا یا دگرجنسگرا متولّد می شوند . آنها نخواسته اند و نمی خواهند که مورد نفرت دیگران باشند . هیچ کس درجهان پیدا نمی شود که خواسته باشد طوری به دنیا بیآید که انگشت نما یا دراقلیّت و تنها باشد. هیچ کدام از ما آن چه امروز هستیم را انتخاب نکرده ایم . این آفرینش خداوند است که چگونه بودنِ ما را رقم زده . گرایش جنسی یک امرِ قهری و غریزی ست و انسان دریک سن خاص درمی یابد که به این یا آن جنس یا هردو گرایش دارد . انسان طبع جنسی خود را انتخاب نمی کند . ممکن است محیط درشاخ و برگ پیدا کردنِ طبع جنسی مؤثر باشد ولی هرگز بر شالوده و اساسِ آن تأثیری ندارد . برخی از وابستگان به مذهب اسلام و مسیحیّتِ کاتولیک ادعا کرده اند که می شود با ایمان و توبه ، گرایش غریزی جنسی را تغییر داد ! و از یک همجنسگرا به یک دگرجنسگرا تبدیل شد ! این ادعاها همگی پوچ است و هیچ همجنسگرای مادرزادی درجهان دیده نشده که طیِ هیچ درمان یا رمل و جادویی به یک دگرجنسگرا تبدیل شده باشد ! جنسیّت شناسان بارها تأکید کرده اند که تلاش برای تغییر گرایش خدادادی جنسی نفساً بسیار مضر و خطرناک است و افراد بیشماری دراثر این گونه درمانها صدمات جبران ناپذیری دیده اند . یک همجنسگرا به همان دلیلی ممکن است دنبال طبیب و روانپزشک باشد که هرانسان دیگری . اغلب همجنسگراها وقتی با جوِّ تبعیض آمیز و ضدِّ ماهیّتِ خود روبرو می شوند بعد از مدتی دچار افسردگی و سرخوردگی می گردند و چون این جوِّ ناسالم همچنان پابرجاست این افسردگی درآنان مُزمن می گردد خصوصاً همجنسخواهانِ مُذکَّر که غالباً دارای روحیه ی لطیف و شکننده ای هستند درچنین شرایطی بسیار بیشتر آسیب می بینند . اینان غالباً به روانپزشک برای درمان افسردگی خود مراجعه می کنند و حتی از پزشک برای مقابله با شرایطِ تبعیض آمیزِ اطرافشان راهنمایی می طلبند . حتی بسیار دیده شده که همجنسگرایانی که تحمّل شرایطِ ظالمانه ی پیرامونشان را ندارند به روانپزشک مراجعه می کنند و از او می خواهند که برای تبدیل شدن به یک جنسِ مخالفگرا به آنها کمک کند که همیشه ی خدا بی اثر است

"به هرحال سرگردانی روانی تدریجاً آنها را به مواد مُخدِّر و مشروبات الکلی و انحرافات اخلاقی دیگر خواهد کشانید و این یک بدبختی بزرگ دیگر است !!!"

14- آقای نراقی نمی دانم این اطلاعات را ازکجا آورده اید امّا محض اطلاعتان باید بگویم که همجنسگرایان به دلیل همجنسگرایی به سمت مواد مُخدِّر و مشروبات الکلی و سایر معضلات نمی روند . همه ی آنها مثل بقیه ی بچه ها ، کودکانی هستند که به آغوش گرم و امنیّت و محبّت خانواده احتیاج دارند و حتی بخاطر شرایط متفاوتشان به حمایت و همدلی بسیار بیشتری نیاز دارند . امّا با وجود همه این نیازها ، قریب به اتفاق اوقات همجنسگرایان مورد طرد و بی مهریِ اطرافیانِ سطحی نظرشان قرار می گیرند و در چنین فرهنگِ مُستبد و کوری درتنهایی و نفرت قد می کشند ولی نیازهای نادیده گرفته شده اشان همچنان برجای خود باقی ست و بر روح و جسم آنان فشار می آورد . اینان برای تسکین خود مانند سایر مردم که تحت همین شرایط چنین رفتارهایی را از خود نشان می دهند به سمت مشروبات الکلی یا بعضاً مواد مخدِّر می روند تا روح افسرده و آزرده ی خود را آرام کنند حتی بسیار دیده شده که خیلی از همجنسگرایانِ جوان که تبعیض و مصائبِ جامعه ی پیرامونشان را تاب نمی آورند به افرادی ضداجتماع و مردم ستیز مبدَّل می شوند و این یک امر غیرعادی نیست هرانسان دیگری هم تحت چنین شرایطی ممکن است همین رفتار را از خود نشان دهد . این افراد چون از حمایت و محبت خانواده و جامعه بی بهره می مانند آسیب پذیرتر از همسن و سالهای تحتِ حمایت خود می شوند و خیلی راحتتر درتنهایی گرفتار دوستانِ ناباب و بدکار میگردند و به بیراهه می روند امّا مقصّرِ این شرایط آنان نیستند. باعث و بانیِ چنین تباه شدنها و به بیراهه رفتنهایی شما و امثال شما هستند آقای نراقی که زمام امور را دردست دارند و از مطرح کردنِ حقایق و آگاه کردنِ مردم امتناع می کنند و برعکس اطلاعات غلط و مُخرِّب به مردم القاء می نمایند . مُسببِ نابود شدنِ تمام این بچه ها ، نوجوانان و انسانها تنها امثال شما هستند آقای نراقی نه همجنسگرایی

"در روایتی از امام صادق (ع) می خوانیم که کسی از او سؤال کرد : لِمَ حَرَّمَ اللهُ اللِّواطَ (چرا خداوند لواط را حرام کرد؟) فرمود : اگر آمیزش با پسران حلال بود ، مردان از زنان بی نیاز و نسبت به آنان بی میل می شدند و این باعث قطع نسل می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی موافق و مخالف می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بارمی آورد !"

15- به روشنی می بینیم که امام صادق (ع) عملِ لواط را ارتباط با پسران می نامد که می شود بچه بازی یا همان پدوفیلیا نه همجنسگرایی . بارها گفته ایم که بچه بازی یا پدوفیلیا یک عمل جنایی و ضدبشری ست که دراثر افراط در لذت طلبیِ جنسی ایجاد می شود و درطول تاریخ و در تمام ملل همواره در افراطیانِ جنسی بروز می کرده ... افرادی که مرتکب این عمل می شوند به دلیل افراط درارتباطِ طبیعیِ جنسی شان ارضای طبیعیِ جنسی خود را از دست داده اند و دیگر قدرت طبیعی برای ارتباط و نسل آفرینی را ندارند و همین امر است که نسل بشر را به مخاطره می اندازد . جالب اینجاست که بچه بازان بعد از مدتی از کودکان نیز سیر می شوند و به انواع سادیسمهای جنایتبار جنسیِ دیگر مبتلا می گردند و روز به روز بیشتر دراین باتلاق فرومی روند و آلوده تر می شوند . بچه بازی برخلاف همجنسگرایی یک امر فطری نیست بچه بازی در سایر حیوانات دیده نمی شود . زیرا اولاً حیوانات به طور فصلی آمیزش می کنند و درباقی اوقات سال سیستمِ جنسی شان خاموش است . تصور براین است که انسان هم پیش از این ، به همین صورت بوده امّا دراثر تغییرِ نوع زندگی جنسیّت خواهی اش دائمی شده است . ثانیاً حیوانات در آمیزش جنسی خود به زیبایی ، پول ، ثروت و امتیازات خانوادگی که ما انسانها اهمیّت می دهیم اهمیّتی نمی دهند . تنها چیزی که باعث آمیزش بین جانوران می شود نشانه های جنسی ست . جفت نر و جفت مادّه هرکدام نشانه های جنسی مخصوص به خود را دارند و این نشانه در هرگونه با گونه ی دیگر متفاوت است . چون این نشانه ها از افراد بالغ صادر می شود حیوانات هرگز نسبت به افراد نابالغ و بی نشانه عکس العمل جنسی نشان نمی دهند . بنابراین بچه بازی ریشه در کائنات ندارد و انسان نیز در زندگی طبیعی خود قطعاً چنین بوده و به کودکان واکُنشی نداشته است . بچه بازی مصیبتی ست که محصول جوامعِ غیرطبیعی و تصنّعیِ بشر است و هیچ ارتباطی با همجنسگرایی که یک غریزه ی بسیار ریشه دار و جاری در تمام هستی ست ندارد . حضرت در این حدیث لواط را بچه بازی خوانده نه همجنسگرایی . پس پرواضح است که یکی دانستنِ همجنسگرایی با بچه بازی بعدها و توسّط قرائتهای اشتباه و خودسرانه ی حضرات روحانی صورت گرفته است

" کشیده شدن افراد به این گونه انحراف جنسی علل بسیار مختلفی دارد و حتی گاهی طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس و طرز معاشرت و خواب آنها باهم درخانه ممکن است از عوامل این آلودگی گردد "

16- اولاً فرضیه ی ارتباط میان همجنسگرایی و رفتار والدین بخصوص والدِ پدر توسّطِ بیبر در سال ۱۹۷۶م یعنی درحدود سی و چهار سال پیش مطرح شد ! این عقاید مخصوصاً به علت جابجا کردن علت با اثر زیر سؤال رفته‌ و مردود دانسته شده اند . وضعیّت خاصِّ همجنسگرایان در خانواده مثلاً داشتن رابطه ی مستحکمتر با مادر یا فاصله جُستن از پدر و غیره غیره علّتِ همجنسگرایی نیست آقای نراقی بلکه نتیجه ی آن است . عقاید بیبر هم دقیقاً به همین علّت مردود اعلام شد زیرا یک چنین ادّعایی نمی تواند همجنسگرایی را در حیوانات یا سایر موجودات توضیح دهد . آیا جانوران همجنسگرا هم مورد بی مهری و بدرفتاریِ پدرومادرشان بوده اند ؟!!! خیر همجنسگرایی یک امر غریزی ست و شالوده ی آن هیچ ارتباطی با رفتار والدین یا محیط ندارد . از طرف دیگر جابه جا کردن علّت با نتیجه و معرفیِ نتیجه به عنوان علّتِ یک پدیده ، مصداقِ بارزِ مغلطه و سفسطه است . انجمن روانشناسی آمریکا سی و چهار سال پیش این نظریه را قاطعانه رد کرد و اظهار داشت که درجوامع مختلف همجنسگرایان درصد مشابهی از جامعه را تشکیل می دهند درحالی که اگر روابط خانوادگی دارای چنان تأثیری بود درجوامعی با فرهنگ خانواده ی متفاوت این میزان می بایست متفاوت باشد . از طرفی حتی طرفداران نظریه ی نقش تربیت در همجنسگرایی هم به وجود زمینه های طبیعی برای همجنسگرایان قائلند و تنها معتقدند که بروز همجنسگرایی ناشی از محرکهای محیطی و عوامل تربیتی ست که در پنج سال نخست زندگی در اثر   منطبق سازی اشتباه از جانب فرزند با والد غیرهمجنس ایجاد می شود . اما با این حال این افراد نیز معتقدند که گرایش جنسی در سنین بسیار کم شکل می گیرد که امری خارج از کنترل و انتخاب انسانهاست بنابراین حتی طرفداران نظریه ی نقش تربیت در همجنسگرایی نیز قائل به سرکوب و شکنجه و مجازات همجنسگرایان نیستند و آنان را محکوم نمی کنند .  من فکر می کنم افکار آقای نراقی بسیار منقضی و تاریخ مصرف گذشته است و اگر از برخی افکارِ عهدِ عتیقشان فاکتور بگیریم حداقل به نیم قرنِ پیش برمی گردد ! از طرفی تماس یافتنِ کودکان با یکدیگر دراثر مراقبت نکردنِ والدین به هیچ وجه دلیل ایجاد همجنسگرایی نیست . کودکان همجنسگرا از روزی که به دنیا می آیند رفتارهای متفاوت و خاص از خود بروز می دهند و حتی دورانِ بارداری مادرانِ این کودکان به دلیل شرایط خاصّ این کودکان بخصوص و متفاوت است . گذشته از اینها با اثبات علمِ روانشناسی ، کودکان همگی همجنسگرا هستند ولی همجنسگرای خاموش یا نیمه خاموش ؛ بسیار دیده شده که کودکان علیرغم آنکه از سکس یا مسائل جنسی هیچ نمیدانند و یا هیچگونه مشاهده ای از این گونه ارتباطات نداشته اند ، باهم ارتباطاتِ کودکانه ای برقرار می کنند که ریشه ی اصلی اش به کنجکاویِ کودکان نسبت به مسائل جنسی و جنسیّت بازمی گردد . این گونه کودکان پس از طی بلوغ و تکامل جنسی قریب به اتفاق اوقات به افراد دگرجنسگرا مبدَّل می شوند و هیچ گونه مشکلی درارتباطات خود ندارند و آن دسته از آنان که نمی شوند و همجنسگرا می مانند درواقع تکامل جنسی را طی نمی کنند و این به آن دلیل نیست که درکودکی با کودکان دیگر تماس داشته اند . زیرا کودکان فهم درستی از سکس و مقاربت ندارند که این گونه کنجکاویهای کودکانه شان بتواند در آنان زمینه ساز گرایشی خاص شود و از طرفی گرایش جنسی یک امر ژنتیکی ست و با بازیهای کودکانه ایجاد نمی شود . همجنسگرایان به دلیل مواجه شدن با یک سد یا مانع مثل عوامل ژنتیکی و یا خصوصیات کسب شده در رَحِمِ مادر تکامل جنسی را طی نمی کنند . حتی آن دسته افراد هم که تکامل جنسی را طی می کنند باز  کم و بیش و به درجات مختلف میل به جنس موافق را در درون خود دارند . با این حال مراقبت از کودکان و رفتارهای آنان ، درهرحالی باید به والدین توصیه شود

"حتی شوخیهای بی مورد که گاهی درمیان پسران و یا دختران نسبت به همجنسان خود می شود گاهی انگیزه ی کشیده شدن به این انحرافات می گردد، به هرحال باید به دقّت مراقب این گونه مسائل بود و آلودگان !!! را به سرعت نجات داد و ازخدا دراین راه توفیق طلبید "

17- درمورد جهالت چطور آقای نراقی ! فکر نمی کنید پیش از نسبت دادن آلودگی به دیگران بهتر است اوّل خود را از لوثِ جهالت پاک کنید و دراین راه از خدا توفیق بطلبید ؟! همجنسگرایی یک عادت یا یک تصادفِ تلخ نیست آقای نراقی ، یک گرایش اصیل انسانی ست که ریشه در ژنتیک و جسم و فطرت انسان دارد . هیچ کس دراثر شوخیهای زشت و بی مورد گرایش خدادادی جنسی اش شکل نمی گیرد یا تغییر نمی کند . گرایش جنسی یک امر انتخابی یا اختیاری نیست و نتیجه ی فرآیندهای ژنتیکی-هورمونی و برهم کنشهای میان روح و جسم انسان است . ممکن است شوخیهای نادرست حس غرور جنسیِ کسی را بتواند خدشه دار کند و یا حتی به سرخوردگی جنسی کسی بیانجامد امّا هرگز ممکن نیست که گرایش غریزی جنسی دراثر این تصادفات و اتفاقات تغییرِ بنیادین دهد . از طرفی ممکن است درکشور ما که سیاست جدایی دختران و پسران به شکل قساوت آمیزی اِعمال می شود عده ای از نوجوانان تحت فشارهای هورمونی و جنسی ، به دلیل دوری از جنسِ مخالف و دسترس پذیری جنس موافق به ارتباط با جنسِ موافق روی بیاورند ولی اینان همجنسگرا نیستند و با مُرتفع شدنِ شرایط نامطلوب و یا ایجاد فرصت ، مانند فنرِ فشرده ای که رها شده باشد به حالت بنیادین خود بازمی گردند . امّا مقصّرِ اصلی این وضع تأسف بار و این پدیده ی ناهنجار خودِ سردمداران و امثال شما هستند آقای نراقی که با تحمیلِ افکار شخصی شان به دیگران محدودیتها و تنگناهای بسیاری را برای مردم به بار می آورند . بله ممکن است افراد جنسِ مخالفگرا اگر به رابطه با همجنس عادت کنند چون خلافِ حالتِ بنیادینشان عمل می کنند به سرخوردگی و افسردگی مبتلا شوند امّا باز تقصیر چنین پیامدهایی با شما و امثال شماست نه همجنسگرایی یا همجنسگرایان . همجنسگرایان افرادی هستند که با فانتزی میل به جنسِ موافق فطرت و هستی شان سرشته شده و از به اجراء گذاشتن طبیعت خدادادی شان مانند سایر جانداران گناهی بر آنان نیست .شما آنان را به چیزی محکوم می نمایید و برای چیزی مجازات و شکنجه شان می کنید که همانا زندگی طبیعی آنهاست . فکر نمی کنم تیره ی افرادی مثل شما حقیقتاً بویی از خدا و اخلاق برده باشند ! خدای شما درحقیقت کیست آقای نراقی ؟! آیا خدای شما آن چنان خدای مادی ایست که درتمامِ اقدامات و سیاستهای کثیف حکومتی دخالت دارد و بر آنان مُهر تأیید می زند ؟!!! اعدام و سنگسارِ سالانه عده ی بسیاری همجنسگرای بی گناه را چگونه با وجدان خود توجیه می کنید آقای نراقی چگونه؟!

از طرفی هیچ مرجعی دراسلام قابل قبولتر و قابل استنادتر از قرآن نیست . در قرآن درباره ی قوم لوط آمده " یاد کن آن گاه که برادرشان لوط به آنان گفت : آیا پرهیزگاری نمی کنید ؟ من برای شما پیامبری امینم پس از خدا پروا کنید و از من فرمان برید . و من از شما برای این پیامبری پاداشی نمی خواهم ، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست .  أتأتوُنَ الذُّکرَانَ مِنَ العَالَمِینَ ؟! (یعنی آیا از میان جهانیان با نرها آمیزش می کنید ؟!) . و آن چه از زوجهایتان که خدا برایتان آفریده است وامی نهید ، بلکه شما مردمی تجاوزکارید(شُعراء161 تا 166). اولاً در این آیه گفته شده" الذُّکرَانَ" این کلمه در عربی جمعِ اسم است برای واژه ی الذَّکَر به معنای نر ، مذکَّر اعم از انسان و حیوان این واژه یک واژه ی خاص نیست و معنای عام دارد . در قرآن نیآمده که این مذکَّرها افرادی بالغ بوده اند یا افرادی نابالغ ، و اشاره ی حضرت لوط به کدامینشان بوده ... امّا درجای دیگر می گوید : بلکه شما مردمی تجاوزکارید . آیا با فرض این که مفعولِ فسادِ قوم لوط مردهای بزرگسال ( عاقل ، بالغ ، مختار و راضی ) بوده باشند دیگر واژه ی تجاوز معنا می یابد ؟! تجاوز دو زمان معنا دارد 1- زمانی که شخصی به زور و تحت ارعاب قرار گیرد (که درمورد قوم لوط بی معنا و بی ربط است) 2- شخص نابالغ باشد و رضایت و انتخابش محلِّ اعتبار نباشد . با درنظر گرفتن تمام روایاتی که درباره ی قوم لوط و شهرهای سودوم و گومورا تاکنون شده درمی یابیم که قربانیان فساد سودوم و گومورا کودکان و نابالغین به خصوص از میان پسربچه ها(مذَّکران) بوده اند . از طرفی در تمامی احادیث و تفاسیر از لواط(عملِ قوم لوط) با عنوان رابطه ی مردان با پسران یاد شده (بچه بازی ) نه رابطه ی میان مردان (بالغ) . آقای نراقی بهتر است یک سَری به فرهنگهای لغت پارسی نظیر فرهنگ عمید یا معین یا ... بزنید و معنای لواط را درآنان بخوانید . خصوصاً شما که ادّعا می کنید خیلی اهل مطالعه هستید !!! و به روشنی درآنان بخوانید : لواط = عملِ شنیع مرد با پسر (بچه بازی ) نه همجنسگرایی . در سوره ی هود آیات 77 تا 83 به داستان لوط اشاره شده است . گفته شده : و چون فرشتگان ما نزد لوط آمدند . از آمدن آنان پریشان گشت و دستش از یاری به آنان کوتاه شد و گفت : امروز روز سختی ست ! ... قوم لوط گفتند خوب می دانی که به دخترانت نیازی نداریم و بی گمان تو می دانی که چه     می خواهیم ... پس چون امر رسید آن شهر را زیرو رو گرداندیم ... و آن عذاب از ستمگران دور نیست . دراین آیات گفته نشده که فرشتگان الهی به چه شمایلی در نزد لوط مهمان شده بودند که قوم لوط خواستار تصاحبِ آنان بودند آنها تنها می گویند : تو می دانی که ما چه می خواهیم ! کجای این جمله معنی می دهد که تو بی گمان می دانی ما همجنسگراییم !؟! در روایات نیز آمده است که فرشتگان الهی به شکل پسران زیبارو درآمدند و در نزد لوط مهمان شدند . پسرانِ زیبارو = لواط =  بچه بازی = پدوفیلیا نه همجنسگرایی . در روایات دینی دیگر اسلام نیز آمده است که شیطان برای کشاندن قوم لوط به عملِ لواط خود را به صورت پسر زیبارویی (بچه بازی نه همجنسگرایی) مُجسَّم ساخت و درنزد خانه ی یکی از اهالی آن قوم مهمان شد(تاریخ انبیاء سیدمحمدمهدی موسوی ) . درنهایت شما را به خدا و وجدانتان حواله می دهم .

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.