|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال دوم | شماره ی بیست و یکم | سپتامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
همجنسگرایی در ایران و ایران باستان ق
ایران عزیز ، ایران بزرگ . ایران با ده هزار سال تاریخ و فرهنگ ، تک چراغِ شبِ تاریخ که مفاخرِ غیرقابلِ وصفِ گذشته اش در مقالِ سخن نمی گنجد . ما ایرانیان که تا قبل از هجومِ وحشیانه ی اعراب و غارتِ تاریخ و فرهنگ و مَواریثِ ملّیِ مان همواره از پیشرفته ترین و سرآمدترین کشورهای دنیا بودیم ، سرزمینی با کهن ترین و ریشه دارترین فرهنگِ جهان ، سرزمینی که مهدِ تمدّن ، فرهنگ ، حقوق بشر و آزادیِ جهان بوده و به جرأت میتوان گفت بیشترین و بزرگترین سهم را در پی ریزیِ تمدّن انسانی بر روی کُره ی زمین داشته ، امروزه به درجه ای از خفّت و حقارت رسیده که به کانونِ انواعِ رذایلِ ضدِّ بشری و مصادیقِ نقضِ حقوق بشر مبدَّل شده است !در ایران باستان اساساً درباره ی خیلی از مسائل با سایرِ اقوام و ملل متفاوت بوده و متفاوت نیز عمل می شده است . مسئله ی همجنسگرایی نیز یقیناً مانندِ تمامِ مللِ دیگر در ایران زمین بوده ، چه در میانِ توده های مردم و چه در میانِ پادشاهان ، اشراف ، ارتشیان و بزرگان و یقیناً آثاری هرچند محدود از این افراد و نوعِ رفتار و زندگیشان در خیلِ آثارِ تاریخیِ ایران بوده امّا بعد از هجومِ وحشیانه ی اعراب و ویرانگری و غارت و دستبردِ آنان به ثروتها و آثارِ ملّی و تاریخیِ ما احتمالاً این آثار را به بهانه ی بقایای دورانِ کُفر !!! و منافات با اسلام نابود و معدوم ساخته اند و اخبارِ آن به ما نرسیده است . در ایران باستان با همجنسگرایی و روابطِ همجنسگرایانه در مکان های زیادی همچون دیرها ،کاروان سراها ، حمام ها و پادگان های نظامی برخوردی صورت نمی گرفته و مُجاز بوده است . همچنین در دوران صفویه مکانی به نام امردخانه برای مردانِ هرجایی/روسپی وجود داشته است. این مکان توسطِ حکومت قانونی بوده و حتی مالیات نیز پرداخت می نموده است.در دورانِ هخامنشیان و ساسانیان مجازاتِ رابطه با اَمرَد یا پسربچه اعدام بوده است. علی ایّ حال بنا به اقوالِ موثقِ تاریخی ایرانیان باستان نیز همچون یونانیان همجنسگرایی را امری پلید یا گناه نمی دانستند و همجنسگرایان بی واهمه درمیانِ مردم و هم میهنانشان روزگار میگذرانده اند . درزبانِ پارسیِ پهلوی همجنسگرا را مردویپ mardvip می گفته اند . امّا مجازاتِ پُس گا (پسرگاینده- بچه باز) pos-ga یا امردبارگamradbarag در دوره ی ساسانیان اعدام مقنن شده بود . همجنسگرایی در ایران همیشه و همه حال چه از اعصارِ باستان چه از اعصارِ پس از اسلام یک حقیقتِ مسلّم و مشهود بوده است . ولیکن بخاطرِ برخوردِ غیرانسانی و وحشیانه ی اسلام با همجنسگرایان و دگرباشانِ سیاهبخت این مسئله تدریجاً به تقلاهای زیرزمینی و خارج از کنترل مبدّل شده , جنبه ی تجاوز اجتماعی یافته و به وضع وخیم و جبران ناپذیری رسیده است. در ایران باستان درمورد این که با همجنسگرایان باید چه رفتاری شود اختلاف نظر شدیدی وجود داشته است. عده ای از زرتشتیان معتقد بودند که باید آنان را مجازات یا طرد نمود . عده ای دیگر از زرتشتیان همجنسگرایی را به عنوان یک حقیقت جاری پذیرفته بودند همین اختلاف نظر موجب می شد تا در حقوقِ مادیکانِ ساسانیان واضحاً از مسئله ی همجنسگرایی به عنوانِ جرمی قابل مجازات چیزی ذکر نشود . امّا بیایید نظر پیامبر بزرگ ایران باستان اشو زرتشت اسپیتمان را بررسی کنیم . زرتشت می گوید : تنها آفریننده ی جهان اهورامزدای یکتاست او آگاه و توانا برهمه چیز است و از هرچیزی به انسان نزدیکتر است و اهریمن آن چیزی ست که در خلأِ خیر معنا میآبد درواقع اهریمن(شیطان) یک موجود یا هستی نیست بلکه یک نوع نیستی ست . زرتشت می گوید این انسانها هستند که با اعمالشان اهریمن را می سازند زیرا ذاتِ اهورامزدا خیر محض است و از آفرینشِ شرّ و بدی مُبرّاست درواقع همان گونه که تاریکی از نیستی و کاهشِ نور معنا می گیرد ، همان گونه که سرما از نیستی و کاهشِ گرما معنا می گیرد و اینها به خودی خود معنایی ندارند ، زرتشت به همین صورت می گوید که شر و بدی هم از نیستی و کاهشِ خیر و نیکی معنا می یابد و فی النفسه معنایی ندارد . انسان آن جا که خیر را انکار کند ، پایمال نماید و از خود براند جای این خیرِ از دست رفته را مفهومی به نامِ شر می گیرد . زرتشت می گوید آدمی مسئول اعمال و کردارِ خویش است . انسان پیش از آفرینش چیزی نیست جز شعاعی از اِفرَوَهر یا اِفرَوَشی(روح یا پرتویی که از ذاتِ خدا درانسان دمیده شده و ودیعه ی الهی ست در درونِ انسان) از ذاتِ اهورامزدا ، پس ذاتِ انسان سراسر خدایی و خیرِ محض است . با آفرینشِ جهانِ مادّی یعنی گیتیایی یا اَستومند که توسطِ اهورامزدا انجام می شود رنج و تباهی و شرّ در جهان مادّی به وجود می آید که ضرورتِ آفرینشِ جهانِ مادّیست . اهورامزدا پیشاپیش جهانِ مِثالی یا مینُوی (ملکوت) را آفریده بود که صُوَرِ انواع و همه ی نمونه های آفریده شده در جهانِ مادّی به صورتِ مینُوی و روحانی در آن وجود داشت و کاستی و شرّ و تباهی نیز در جهانِ روحانی وجود نداشت . امّا وقتی جهانِ مادّی را آفرید کاستی و تباهی و شرّ که لازمه ی مادّه بود ناگزیر پدید آمد . راهِ بد ، بدی ، گناه و رنج را اهورامزدا نیآفریده است ، چنان که در عالمِ روحانی که همه ی آفریدگان به صورتِ غیرمادی هستند بدی و شرّی نیز نیست امّا در انتقالِ جهانِ مینُوی و مِثالی به جهانِ گیتیایی و مادّی دگرگونی , رنج , زیانکاری و تضاد لاجرم و ناگزیر از عوارضِ جهانِ مادّیست پدید میآید . چون اهورامزدا آدمی را با خرد و تمیزِ خوب و بد و اختیارِ گزینش آفریده است پس مسئولِ مستقیمِ کردارهای نادرستِ خود است ... دیدیم که پیامبرِ ایران باستان صراحتاً اعلام کرد که انسانها پاک و منزه و با روانی که سراسر خیرِ محض است پا به دنیای مادّی می گذارند و این جهان مادّی و انتقال از جهان غیرمادّی به جهان مادّی ست که موجب دگرگونی و رنج و تضاد می شود . پس تمام افرادی که آنان را همجنسگرا میخوانند هم مثل همه دارای این روان که از آغاز خیرِ محض بوده هستند و زاده شدنِ آنان به شکلِ مادّی موجب تفاوتها و دگرگونیهایی در آنان شده و این تفاوتها لازمه ی آفرینشِ مادّی هستند و به آنچه انسان نقش و اختیاری در آن ندارد گناهی بر او نیست . چون همه ی ما انسانها صاحبِ اراده و اختیار و حق انتخابیم و خداوند از ما انتظار دارد که با این حقِ گُزینش بهترین که همان اَشا(حق)ست را برگزینیم باید گفت که انسانهای همجنسگرا نیز طبقِ رآی اشو زرتشت به خاطرِ همجنسگرا بودنشان مقصّر و گناهکار نیستند زیرا با آن دنیا آمده اند و در آفرینشِ خداوند و فطرتِ انسان شرّی وجود ندارد امّا بخاطرِ اَعمالِ نادرستی که مرتکب شوند مانند باقی انسانها پاسخگو و مسئولند . من با نظر اشو زرتشت قلباً موافقم افراد همجنسگرا باید بفهمند و بدانند که همجنسگرا زاده شدن به معنای تبهکار زاده شدن نیست و هر انسانی چه همجنسگرا چه دگرجنسگرا باید شرافت و اخلاق را در زندگی خط مشی خود قرار دهد و جانبِ انسانیّت را در تمام شئونِ زندگیِ خود مراعات نماید و این هیچ ارتباطی به حکومت و دولت و مذهب ندارد بلکه مربوط به بشریّت و انسانیّت است. امروزه در دینِ زرتشت برای همجنسگرایی مانع و برخوردِ شرعی وجود ندارد و اساساً امروزه زرتشتیان همجنسگرایی را به عنوان یک حقیقتِ جاری و اجتناب ناپذیر پذیرفته اند. در ایران پس از انقلاب 1357 هجری شمسی شکنجه ، تعقیب و کشتارِ حکومتی که با ابتدایی ترین حقوقِ بشر در منافات است به شکلی همه گیر جریان یافت . حُکمِ شلاقهای کثیرالضربه و وحشیانه و اعدامهای بی رحمانه و سنگسار و ... برای همجنسگرایان و دگرباشان صادر شده و تاکنون بیش از پنج هزار نفر در طول سالیان به مَسلَخِ مکافات رفته اند . افرادِ دوجنسه ( با همجنسگرا کاملاً متفاوت است ) تنها شانسی که برای زنده ماندن دارند مبادرت به جراحیِ تغییرِ جنسیّت است که بهای سنگینِ آن برای کشوری که بیش از دوسومِ مردمش زیر خط فقر زندگی می کنند قابلِ تقبل و تهیه نیست . جمله ای هست از دیوانه ای به نامِ محسن یحیوی نماینده ی مردمِ بروجرد در مجلس که در جریانِ یک دیدارِ خصوصی در کنفرانسِ صلح به نمایندگانِ مجلسِ بریتانیا گفته است : باید همجنسگرایان را کُشت و شکنجه کرد !!! در سال 2007 میلادی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا درجوابِ سؤالِ یک دانشگاهی که پرسیده بود : چرا در کشور شما همجنسگرایان مورد شکنجه ، آزار و کشتار قرار می گیرند گفته بود : ما در ایران همجنس باز نداریم !!!! این پدیده درایران وجود ندارد !!! من حتی فکر نمی کنم رئیس جمهورِ دروغگو و بیسوادِ ایران فرقِ همجنسگرا و همجنس باز را بداند ! در ایرانِ امروز همجنسگرایان مانند تمام مللِ دیگر با همان جمعیّتِ مشابه (درایران پنج تا هفت و نیم میلیون همجنسگرا زندگی می کنند !) وجود دارند و مثلاً نفس می کشند و زندگی می کنند !!! و این درحالیست که همجنسگرایی در کشورِ متحجّر و کورعقیده ی اسلامی جُرمی ست با مجازاتِ بی بروبرگرد مرگ ! هرنوع رابطه ی جنسی خارج از ازدواج ممنوع و موردِ مجازاتِ بی رحمانه ایست امّا از آنجا که امکانِ ازدواج برای جمعیّتِ قابل ملاحظه ای از مردم به دلیلِ فقر و محرومیت و هزاران معضل و مصیبتِ اجتماعی وجود ندارد با وجودِ مجازاتها و سرکوبهای وحشیانه ی حکومتی برای روابطِ ممنوعه ! ، مردم به صورتِ وسیع و از سنینِ بسیار پایین اقدام به روسپی گری و هرزه گری می کنند تا نیاز طبیعیِ جنسی شان را رفع کنند !!!... در ایرانِ باستان در دوره ی ساسانی بین دو گروهِ همجنسگرایان و بچه بازان به طور سنتی عملاً فرق قائل بودند . درواقع همجنسگرایی آزاد و بلامجازات امّا بچه بازی را تجاوز و جنایتِ جنسی که ارتکاب به آزارِ جنسیِ همنوعان و کودکان است ، قلمداد می کردند برای موردِاوّل کیفری درپیش نبود امّا برای گروهِ دوم مجازاتِ مرگ در حقوقِ ایران باستان به خصوص در دو دوره ی هخامنشی و ساسانی درنظر گرفته شده بود . بعد از ورودِ اعرابِ خونخوار و وحشی به ایران و قتل و غارتِ مردمِ مظلوم و بی گناهِ ایران و چپاولِ ثروتها و مَواریثِ فرهنگی و تخریبِ آثارِ ملّی و تاریخیِ ما دین اسلام را با شُعارِ خون و شمشیر !!! به ایرانیان تحمیل کردند !ایران در سال 637 بعد از میلاد به دستِ اعرابِ فرصت طلب و وحشی که از آشفتگیِ سیاسیِ ایرانِ ساسانی سوء استفاده کرده و برای دستیابی به ثروتهای بی اندازه ی ساسانیان خاکِ ایران را به توبره کشیدند ، تسخیر شد ! در آن زمان اعراب با چیره شدن بر رومِ شرقی و غارتِ ثروتهای روم و پالمیر( سوریه ) به قدرتِ زیادی دست یافتند و امپراتوریِ ایران که سرمستِ غرورِ پیروزیها و فتوحاتِ گذشته بود و اعراب وحشی را به شدت دست کم می شمرد موردِ حملاتِ وحشیانه و تاتارگونه ی اعراب قرار گرفت و با خیانتِ سلمانِ فارسی(لعنتِ عالم بر ذاتِ وطن فروش و خائنش باد!!!) که تمامِ نقشه ها و موقعیّتِ راهها و استراتژیهای نظامیِ ایرانیان را در اختیارِ اعرابِ وحشی گذاشته بود !!! قبل از آن که چاره ای بیاندیشند شکست خورده و کُشته شدند . شهرهای ایران آن زمان چنان غرق در اشرافیّت و ثروت بود که مردمِ پُرغرور و سرخوشش حتی از توهّمشان نیز گذر نمی کرد که میهنِ ابرقدرتشان آن هم از طرفِ یک مشت تازیِ وحشی موردِ تهدید یا تسخیر قرار بگیرد ! شهرهای امپراتوری ایران یکی بعد از دیگری در اوجِ شکوه و ثروت تسلیم شدند . دراین میان چنان مصیبتها و فجایعی برای مردمِ مظلومِ ایران به بار آمد که حتی دستم از نوشتنِ آن قاصر است و نمی دانم صحبت کردن راجع به همجنسگرایان را کجای این مصیبت بگنجانم...آنان به حکمِ فقهِ اسلام !!! به شدت به قتل و سرکوب و شکنجه ی همجنسگرایان و دگرباشان پرداختند و آثارِ آنان را از هرگوشه و کنار نیست و نابود کردند . درحالی که درمیانِ خودِ اعراب همجنسگرایی کاملاً مشهود بود و اشعارِ زیادی از شعرای نامیِ عرب مربوط میشد به جوانان و زیبایی آنان !!! ولی خوب مثل اینکه فقه فقط برای همسایه ها بوده !!! برای همین دست به نابودی و کُشتارِ این دسته از انسانها زدند ! در ایران نیز ادبیات چه از عصر باستان و بعد از اسلام نمایانگرِ وجودِ همجنسگرایی در ایران بوده است و نشان می دهد که مردم ایران درطولِ این سالیان همجنسگرا نشده اند بلکه درمیانِ تمامی انسانها در تمامِ طولِ تاریخ همجنسگرایی حکمفرما بوده . درمیان اشعار ایران می توان به راحتی مضامینِ عرفانی را یافت به همان راحتی که می توان غزلهای سعدی در بوستان و گلستان را با مفاهیمِ همجنسگرایانه اش درباره ی جوانانِ خوش سیما دید و فهمید . در خیلی از اشعار سعدی عشقی را نسبت به جوانی زیبا می رساند نه یک زن زیبا ! ادبیاتِ کلاسیکِ ایران با چهره هایی مثل عطار ، سعدی، حافظ ، مولوی ، جامی ، عبید زاکانی ... تا ایرج میرزا از وجودِ احساسات و رفتارهای همجنسگرایانه سرشار و غیرقابل انکار است. در آنان صحبت و حدیث درباره ی جوانانِ زیبا و پدیده ی همجنسگرایی فراوان است . امّا در ایران، اسلامیون همیشه تبلیغ کرده اند که این اشعار زیبا اصلاً مضمونِ همجنسگرایانه ندارند و با هزاران توجیهِ عجیب و بی ربط ثابت کرده اند که این اشعار مضمون عرفانی دارند !!! کیست که از عشق دیوانه وار و تکان دهنده ی سلطان محمود غزنوی به غلامِ زیبارویش ایاز چیزی نشنیده باشد که در دیوان حافظ بدان اشاره های فخرآلودی شده است ...! درزمانِ محمّدرضا شاهِ پهلوی آخرین سرسلسله ی خاندان سلطنتی پهلوی همجنسگرایی موردِ مماشات و تحمّل قرار می گرفت ، حتی درباره ی ازدواج و زندگیهای مشترک و عاشقانه ی چندین زوجِ مردانِ جوان درسالِ 1970 میلادی در ایران و برپاییِ مراسمِ پاگشا از طرفِ دربار برای آنان چیزهایی نقل شده است ! برخی ایرانیان حتی شروع به بحث درباره ی آغازِ تأسیسِ یک بنیادِ همجنسگرایان کرده و حرکتهای آزادی خواهانه ای دربرابرِ منعِ همجنسگرایی صورت داده بودند . در زمان شاه پهلوی حتی کلوبهای خاصی برای همجنسگرایان در تهران به وجود آمده بود تا این که انقلابِ از پیش طراحی شده و ارتجاعیِ ایران به وسیله ی دستانِ نیرومندِ سیاستِ جهانی برای مواجهه با شوروی و جلوگیری از دسترسِ آن به آبهای جنوبِ ایران به وقوع رسانده شد ! و ایران یک سیرِ قهقراییِ مصیبت باری را پیموده و چندین قرن به عقب نشست ! این زمان موقعیتی به وجود آمد که بلایا و فجایع زیادی را به مردمِ مظلومِ ایران تحمیل نمود که شاید مسئله ی کشتار و شکنجه ی همجنسگرایان دربرابر آنان کوچک و کم اهمیَت بنماید . در اوایل انقلاب اسلامی 1357 ه.ش ، خمینی در مصاحبه با اوریانا فالانچی ، خبرنگار ایتالیایی درپاسخ به سؤال درباره ی علّت کُشتارِ مردانِ همجنسگرا در ابتدای انقلاب گفت : کُشتنِ این افراد شبیه بُریدنِ انگشتِ افرادِ مبتلا به قانقاریاست !!! که باعثِ جلوگیری از نفوذِ بیماری به سراسر بدن می شود !!!!!!!!!!! با انقلابِ ایران در 1357 ه.ش کُشتار و تعقیب همجنسگرایان به شکلی وحشیانه آغاز و از آن موقع تا امروز بیش از پنج هزار نفر از آنان چوبه ی دار سنگسارها , شلاقها ، فروریختنِ دیوارها(روی محکومٌ علیه) ، (در جوال شدن و) پرت شدن از کوهها ، تیرباران شدنها و ... را با تمامِ وجود به دوشِ جان کشیده اند و دوزخی چشیده اند در این سی ساله ی سیاه !
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |