|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال دوم | شماره ی بیست و یکم | سپتامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
هموفوبیا و ازدواجهای مصلحتی واراند
مقدمه : روز May 17،از حدود 5 سال گذشته، روز مقابله با هوموفوبیا نامگذاری شد و هدف آن برجسته کردن ظلم ها، تعدی ها و تبعیضاتی است که به نسبت های متفاوت در همه کشورهای جهان بر علیه همجنسگرایان اعمال می شود. هموفوبیا بمعنی ترس، نفرت و گریز از همجنسگرایی و همجنسگرایان، و اجتناب از گشودن باب گفتگو در باره همجنسگرایی، تنها به افراد همجنسگرا آسیب نمیرساند بلکه به ماندگاری ارزشها و سنتهای غلط و غیر انسانی یاری میرساند. هموفوبیا پدیده ای است که قرنهاست در میان جوامع وجود دارد ، اما هرگاه به رنگ و نوعی خودش را نشان می دهد ، گرچه در از زمان برگزاری کنفراسها و همایشهای مقابله با هموفوبیا مدتهاست که گذشته و به نوعی تا زمان رسیدن به روزجهانی مقابله با هموفوبیای آینده نیز زمان زیادی در پیش رو داریم ، اما از آنجا که این بحث هیچگاه نباید مسکوت بماند و می توان آن را از جهات مختلف مورد بررسی قرار داد ، سعی بر آن دارم تا در سلسه مقالاتی تاثیری که این پدیده ی منفی بر زندگی اجتماعی و حتی خصوصی همجنسگرایان ایرانی می گذارد را مورد بحث قرار دهیم. امیدواریم بازخورد این بحثها به روشن شدن بسیاری از مسایل کمک کند. چرا خواستگار به خوبی رو رد می کنی ؟ .. .. کی می خوای سر و سامون بگیری... دیگه داره از سن ازدواجت می گذره پسر ! ............................................... این جملات و جملات مشابه دیگر ، جملاتی هستند که بسیاری از همجنسگرایان در طول زندگی خود از اطرافیان ، پدر و مادر و دوستان می شنوند و دلیلی ندارد جز ، عدم درک متقابل اطرافیان از پدیده ای بنام همجنسگرایی از طرفی و گریز همجنسگرایان از ابراز حقیقت وجودی خویش به خاطر جو هموفبیا در میان جامعه ی ایرانی از طرف دیگر . جامعه ی دگر باش در ایران از جهات گوناگون تحت تاثیر هموفوبیای سیال در جو جامعه ی سنتی / مذهبی ایرانیست . اگردگرباشان را به منزله ی یک جامعه متشکل از تمام اقلیتهای جنسی به حساب آوریم سوای از مشکلاتی که دامنگیر تمام دگرباشان از جمله ترانسکشوالها در ایران است ، مشکلات بزرگتری برای قشر همجنسگرای این جامعه بوجود می آورد که اگر بخواهیم آن را بررسی کنیم از چند منظر می توان به آن پرداخت اما مساله ای که امروزه روز جامعه ی همجنسگرا ، سوای از تعلقات خاطری که می بایست در پیشبرد اهداف جامعه ی دگر باش داشته باشد ، با آن درگیر است ، همانا رفع ظاهری دیدگاه منفی نسبت به جامعه ی صرفا همجنسگرا ، زن و مرد ، این اقلیت دگر باش است. اکثر قریب به اتفاق همجنسگرایان نه ظاهری متفاوت نسبت به دیگر افراد جامعه دارند و نه رفتاری که آنها را خاص جلوه دهد ، عده ی بیشماری از همجنسگرایان در سازمانها و تشکیلات خصوصی و دولتی در ایران مشغول به کارند و عده ی بیشتری نیز در حال تحصیل و کسب علم ، اما مساله ای که در این بین بر مشکلات این قشر می افزاید همانا زیر ذره بین بودن رفتارهای عادی آنها است ، طبیعی است که یک همجنسگرا به جنس مخالف نه به چشم یک جذابیت جنسی که از منظر یک دوست ، یک همکار ویا یک همکلاسی نگاه می کند و این در بسیاری از اوقات باعث ایجاد شبه در بین دوستان و سوال برانگیز شدن در خانواده می شود. چه ، همجنسگرایی که ظاهری کاملا شبیه یک دگر جنسگرا دارد با عدم توجه اش به جنس مخالف ، بیشتر باعث واکنش منفی در بین اطرافیان می شود ، که ابتدا با نوعی شک و سپس سوال از او همراه می شود که : .................چرا ؟ اما همجنسگرایان داخل ایران این روزها در پی یافتن راهکارهایی برای برون رفت از این بست و سوالهای پی در پی خانواده و دوستان هستند . یکی از این راهکارها ازدواج است . اما ، نه ازدواجی متعارف ، و نه حتی ازدواج با یک دگرجنسگرا و نه ازدواجی که اساس آن معیارهای دگرباشی و یا همجنسگرایانه است که در ایران غیر ممکن است ، ازدواجی مصلحتی که باعث می شود ظاهر امر به نظر موجه بیاید اما همان کسانی که در پی این فرصتها هستند بیخبر از تبعات منفی آن ، تنها به رهایی از فشارهای خانواده و جامعه می اندیشند. این راهکار یک شیوه ی تازه و عجیب را جلوی روی ما می گذارد . ازدواج بین دو هموسکشوال زن و مرد ! یا بعبارت بهتر ازدواج بین یک گی و یک لزبین ! در جامعه ی همجنسگرایان در داخل ایران ، بحث بر سر این که شیوه ی زندگی مشترک همجنسگرایان چقدرمورد قبول است ، هنوز به مرحله ی پذیرش از جانب خود همجنسگراها قرار نگرفته و هنوز هم خیلی از همجنسگرا ها عقیده دارند نفس همجنسگرایی با زندگی مشترک ، حتی با همجنس خویش مغایر است. اما ، در این بین عده ی قلیلی از همجنسگرایان به خاطر فشارهایی که از جانب خانواده ، جامعه و بعضا دوستان دگر جنسگرایشان به آنان تحمیل می شود در پی یافتن فرصتی هستند تا با آشنا شدن با یک همجنسگرا از جنس مخالف ، خود را این بن بست فرهنگی/ اجتماعی برهانند. شاید تا قبل از این این امر به نظر محال می آمد اما این روزها با فرصتهایی که در ایجاد روابط دوستانه در محیط مجازی اینترنت بوجود آمده ، بسیاری از همجنسگرایان زن و مرد با یکدیگر آشنا شده و البته دوستان خوبی نیز می توانند برای هم باشند گرچه عقاید و اهداف ممکن است توفیر داشته باشد اما از آنجا که اکثر قریب به اتفاق این قشر بر این امر تاکید دارند که همگی از یک طیف اجتماعی هستند ، سوای گرایشات سیاسی و ایدئولوژیک و البته تفاوت در جنسیت ، توانسته اند در ایجاد روابط دوستانه و پیدا کردن نقطه نظرات مشترک گامهای موثری بردارند. اما گاهی این روابط با نیتهایی از پیش تعیین شده همراه است. نکته ای که در این بین خود نمایی می کند ، این است که عوامل موثر انتخاب زندگی مشترک با یک همجنسگرا برای زنان و مردان همجنسگرا تفاوت دارد. هستند لزبینهایی که به خاطر احساسات شدید زنانه( که البته کاملا طبیعی نیز هست ) ، در پی این هستند که حس زیبای مادری را تجربه کرده و آن را ارضا کنند . مسلما در ایران به هیچ وجه دو همجنسگرای زن نمی توانند فرزندی از خود داشته باشند و این امر تنها با ازدواج با یک مرد میسر است و از آنجا که لزبینهای دارای آگاهی نیز همانند همجنسگرایان مرد ، ازدواج با یک دگرجنسگرا را مغایر با شیوه ی زندگی خود می دانند، اما برای رسیدن به این خواسته ی ذاتی خویش حاضر می شوند با یک همجنسگرای مرد ازدواج کنند تا به گمان خود ، هم به شیوه ی زندگی خویش لطمه نزنند و هم این که به آرزوی خویش برسند. اما در بین همجنسگرایان مرد بزرگترین عامل ازدواج با یک لزبین فرار از فشارهای خانواده و اجتماع است و برای موجه جلوه دادن خویش راهی انتخاب می کنند که تبعات آن کمتر از ازدواج با یک دگر جنسگرا نسیت. اگر بخواهیم ازدواج یک زن و مرد ایرانی را از جهت فرهنگی بررسی کنیم می بینیم که ازدواج در ایران نه تنها پیوند یک زن و مرد است بلکه وصلت دو خانواده را شامل می شود و از آنجا که فرهنگ ایرانی با آمد و شد های فامیلی و روابط شدید خانوادگی همراه است ، یک زن و مرد ایرانی به هیچ وجه زندگی خصوصی و منحصر به خود ندارند . توقعات و انتظارات خانواده های دو طرف باعث می شود تا هم زن و هم مرد خود را مسئول ارضا خواسته های خانواده های خویش بدانند . با توجه به این موارد ، ازدواج یک گی و لزبین را هم تحت تاثیر همین روابط قرار می گیرد و البته به هیچ عنوان ، در این شرایط نمی توانند زندگی و شیوه ی زندگی خود را ادامه دهند. این رفتار اجتماعی در موجه نشان دادن خود در جامعه از دیدگاه دیگری نیز قابل تامل است. حفظ بقا و نسل خانواده و بوجود آمدن یک کودک ! مسلما زن همجنسگرایی که به امید داشتن فرزند با یک مرد همجنسگرا ازدواج می کند دیر یا زود در صورت ادامه ی این زندگی مشترک نمایشی دارای فرزندی هم خواهد شد . ( به این که یک همجنسگرای مرد چطور با وجود نداشتن تمایل جنسی و عاطفی به جنس مخالف می تواند در نقش یک همسر دگرجنسگرا رفته و لقاحی را که شیوه ی دگرجنسگرایان در بقای نسل است ، در پیش گیرد ، بحث نمی کنیم ! ) کودکی که در این بین در یک خانواده ی بدون داشتن عشق و علاقه رشد می کند چه سرنوشتی می تواند داشته باشد ؟ اکثر انسانها ، فرزند را حاصل عشق بین دو انسان می دانند و البته عامل عشق را فاکتور مهمی در تشکیل جنین و زناشویی می دانند. اما آیا یک مرد و زن همجنسگرا می توانند علی رغم خواسته ها و امیال درونی خویش آنچنان به یکدیگر عشق ورزی کنند که براحتی یک جفت دگر جنسگرا زناشویی کرده و حاصلش تشکیل یک جنین از تخمک و اسپرم یک زن و مرد همجنسگرا باشد ؟ در تربیت صحیح کودک و رفع نیاز های روحی و معنوی او شرایط بسیاری باید مهیا باشد . در دنیای امروز کودکان به توجه والدین ، توامان نیاز دارند و در صورت کوتاهی یکی از این دو صدمات جبران ناپذیری به کودک وارد می آید . آیا یک جفت همجنسگرای زن و مرد در صورت داشتن فرزندی مشترک می توانند به یک میزان به او عشق دهند ؟ در صورتی که کانون این خانواده تهی از عشق و علاقه ی واقعی و تنها یک صحنه ی نمایش است که بازیگری ناخواسته و بدون هیچ متنی به آن وارد شده و در این بین رو به تباهی می رود. به هر صورت با توجه به فرهنگ ایرانیان در تشکیل خانواده و با توجه به تلاش روز افزون گروه ها و سازمانهایی در راستای خود شناسی و دسترسی دگرباشان به اطلاعات و آگاهی های لازم ، مطرح کردن چنین راهکارهایی برای خلاصی از فشارهای جامعه و خانواده ها کمی جای تامل دارد و باید مورد بررسی های کارشناسانه و جامعه شناسی قرار گیرند . گرچه این موضوع یکی از تبعات بیشمار هموفوبیای سیال در جامعه ی ایرانیست اما می تواند مهمترین معضل دگرباشان به خصوص همجنسگرایان باشد .
براستی اگر جامعه ی ما اکنون با تعاریف دگر باشی و اقلیتهای جنسی اشنا بود و جو مناسبی برای آشکارسازی اقلیتهای جنسی به خصوص هجنسگرایان وجود داشت بازهم چنین راهکارهایی برای کم کردن فشار و رهایی از تنگناهای اجتماعی مطرح میشد ؟ واراند – 1389
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |