Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی بیست و سوم | دسامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

 

جنسیتش را عوض و ازدواج کرده است.

گفتگو با روزنامه ی ملیت

 

با این که ماریه لزبین نیست، می گوید قبل از این که سهند هنوز جنسیتش را عوض نکرده بود اورا به چشم پسر می دید. با دیدن عکس سهند و ماریه با چند ایرانی دیگر در خانه شان، پرسیدیم ازدواج کرده اید؟ وقتی که آن ها بله گفتند اطرافیان هم با خوشحالی تایید کردند. با پچ پچ آنان متوجه شدیم که سهند تا سال پیش زن بوده است.

سهند 34 ساله از بچگی خودش را مانند مردان حس می کرد. در میان اسباب بازی هایش اصلا عروسکی وجود نداشت و به مردان گرایشی نداشت. هشت سال پیش که تصمیم به تغییر جنسیت گرفت، مصمم شد با دختر خاله ی روان کاوش صحبت کند. می گوید: فکر می کردم در توضیح دادن وضعیتم به خانواده کمک خواهد کرد. اما او به مادر خودش گفت و خاله ام همان روز من را تا حد شکستن پایم کتک زد و از خانه بیرون انداخت.

یک سال بعد روزی که برای بازی بسکتبال رفته بود با ماریه که بازی کن والیبال بود آشنا شد. از لحظه ی اول  همدیگر را خوب فهمیده و عاشق هم شدنشان را عنوان کردند. ماریه در مورد این رابطه توضیح عجیب و غریبی می دهد: ما لزبین نبودیم. مرد بودن سهند را از روز اول فهمیدم و به همان دلیل عاشق او شدم.

ماریه در حالی که چای تعارف می کند یکی از عکس های زمان زن بودن سهند را در کامپیوتر نشان می دهد و داستان عشقشان را به این شکل تعریف می کند: بعد از سه سال رابطه خانواده ی سهند دخترشان را به مدت یک سال به دوبی فرستادند. سهند درحالی که می خندید می گوید: فکر می کردند اگر کمی از نظر زمانی دور بمانم فکر تغییر جنسیت را نمی کنم اما این روش به کارشان نیامد. سهند بعد از برگشتن با 7000 دلار و دو عمل جراحی مرد شد اما این بار خانواده ی ماریه مشکل تراشی کردند. در آن زمان مادری که به هر حال هویت جدید دخترش را قبول کرده بود یک روز به مغازه ی پدر ماریه رفته و از دخترش خواستگاری کرد. پدر بنیادگرا بعد از بهم  ریختن اوضاع آنان را به این نتیجه رساند که جلب رضایت پدر ماریه برای این ازدواج ممکن نخواهد بود. سهند می گوید: خانواده ی ماریه مرا در کوچه گیر انداخته و شدیدا کتک زدند. آن زمان متوجه شدیم که دیگر باید از دستشان گریخت. زوجی که غریب به چهار ماه پیش به ترکیه آمده اند منتظر نتیجه ی مصاحبه شان (با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل) هستند. کسانی که از نزدیک با پرونده ی آنان آشنا هستند احتمال زیادی به موفقیت پرونده شان می دهند.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.