Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی بیست و سوم | دسامبر 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

در آیینه بنگریم     

امید

 

یک سال و اندی از انتخابات فرمایشی رژیم اسلامی ایران سپری شده است و اعتراضات خیابانی  مردم ظاهرا خاموش شده است،  ولی دستگیریهای گسترده همچنان ادامه دارد.         

 قربانیان آن حوادث از سوی رهبر مذهبی نظام حاکم، همگی پس از مرگ،  میکروب لقب داده شدند. در فرهنگ ایرانی کمتر کسی به خویش اجازه می دهد نسبت به کسانی که در گور خفته اند بی احترامی کند. متاسفانه فردی از جایگاهی به اصطلاح خویش معنوی، اینگونه به جان باختگان توهین می کند و موجبات دردمندی بیشتر بازماندگان آن از دست رفتگان را،  فراهم می سازد.

آقای مهدی کروبی چندی پیش،  نسبت به کشتار وحشیانه دولت محمود احمدی نژاد و همچنین تجاوزات  جنسی به زندانیان آن حوادث در بازداشتگاه کهریزک، دوباره صریح تر از پیش زبان به اعتراض گشود. 

ایرادات فراوانی به آقای کروبی گرفته می شود که چرا وی  از تجاوزات جنسی  به دختران  باکره پیش از اعدام، در دوران رهبری آیت الله خمینی سخنی به میان نمی آورد ودراعتراض به اعدام های دسته جمعی سال 1367 کلامی نمی گوید. شاید آقای کروبی بیم از آن دارد که بجای لقب سران فتنه،  به سر دسته محاربان با خدا ملقب شود

آقای موسوی نیز به اعدامهای اخیرجنبش سبز اعتراض کرد. او نیز از سوی بسیاری متهم به آن شد که چرا در زمانی که نخست وزیر آیت الله خمینی بود همانند آیت الله منتظری نسبت به اعدامهای جمعی که مستقیما به فرمان آیت الله خمینی(مرجع عالیقدر شیعه) صورت می گرفت اعتراض نکرد.    

در اینصورت  آیت الله منتظری را نیز می توان متهم نمود که چرا وی به اعدام های  بهاییان  و فرماندهان ارتش در سالهای آغازین انقلاب و همچنین نسبت به کشتارهای بی رحمانه  صادق خلخالی زبان اعتراض نگشود.

سازمان مجاهدین خلق نیز مشتاقانه از اعدام فرماندهان ارتش و اعدام خلبانان کودتای پایگاه هوایی شاهرخی، استقبال کردند. آنان خود سالهای بعد قربانی قدرت طلبی آیت الله خمینی شدند و این موج انتقام جویی همچنان ادامه دارد.

ابتدا باید خاطر نشان کنم که سخنان من هیچگاه به معنای هواداری از آقایان موسوی و کروبی و یا جنبش سبزنمی باشد،  بلکه هدف،  تا آنجا که در توان باشد،  شکافت واقعیت است.

در سال 1367 خورشیدی در پی شکست سنگین سازمان مجاهدین خلق ایران در عملیات نظامی در غرب کشور(عملیات فروغ جاویدان یا مرصاد)، زندانیان بسیاری به فرمان مستقیم آیت الله خمینی قتل عام شدند. بیشتر آن زندانیان از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین بودند. بسیاری  دیگرنیزاز سایرگروههای مخالف حکومت اسلامی بودند که همگی درمحاکمات چند دقیقه ای به جوخه های مرگ سپرده شدند.

آیت الله خمینی پس ازدستیابی به اریکه قدرت، جایگاه قدرتمندی در میان بیشتر مردم ایران بدست آورده بود و بسیاری از ایرانیان،  هوادار وحتی دلداده وی گردیده بودند. این اکثریت بدون   کوچکترین تفکری تمام اقدامات آیت الله خمینی را به صلاح اسلام و ایران می دانستند.

فراموش نکنیم که در زمان سخنرانی آیت الله خمینی،  بسیاری ازحاضران، بی جهت اشک می ریختند. پس از آنکه  آیت الله خمینی، نوجوانی سیزده ساله را، که طی یک عملیات انتحاری در جبهه جنگ ایران و عراق جان باخته بود؛ رهبر ملت ایران خطاب کرد، گروه بسیاری از نوجوانان هیجان زده شدند و با عشق و علاقه شدید که به شخص آیت الله داشتند به سوی میدان های نبرد شتافتند. 

 بسیاری از جوانان به سوی میدانهای مین روانه شدند و برای گشودن راه،  خود را به روی مین  می انداختند. نمی توان آن محبوبیت گسترده  آقای خمینی را نادیده گرفت. وی یک رهبر کاملا عمل گرا بود و از عواقب انجام هیچ کاری بیم نداشت. او قدرت خویش را از مردم هوادارش می دانست و یقین داشت که با وجود آن هواداران بیشمار، دست به هر اقدامی که بخواهد خواهد زد.

وی به آسانی فرمان مرگ صادر می کرد. تا آنجا که بدان گستاخی رسیده بود که فتوای قتل یک نویسنده هندی(سلمان رشدی) که تابعیت ایرانی نداشت را نیز صادر نمود.

شایعات بسیاری در آن روزگار در میان کوچه و بازار رواج داشت:

عده ای می گفتند؛ این اعدامیان کمونیست و دشمن خدا و اسلام هستند. گروهی نیز اعدامیان را شیطان پرست می دانستند. بعضی کوته اندیشان نیز اعدامیان را، افرادی می پنداشتند که به محارم خویش تجاوز کرده بودند.

در دوران حکومت آیت الله خمینی؛ فرمان امام، در اندیشه بسیاری، فرمان خداوند تلقی می شد.

تبلیغات بسیاری از سوی مروجین و مبلغین دستگاه حکومتی آیت الله خمینی در میان مردم جریان داشت و دروغ های فراوان درذهن مردم می پروراندند تا شاید بتوانند جنایات امام امت را مجاز جلوه دهند. 

هر چقدر زمان  بیشتری از آن حوادث سپری می شود وسعت آن وقایع دردناک بیش از پیش نمایان می گردد.

در پایان این گفتار،  ناگهان این بیت شعر زیبا را به خاطر می آورم:

                                 

آینه چون نقش تو بنمود راست                      خود شکن،  آیینه شکستن خطاست

 

در برابر آن بی تفاوتی ها  همگی باید پاسخگو باشیم  و هم اینک بی تفاوت ننشینیم                                                                                      

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.