Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی بیست و چهارم | ژانویه 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

و آنجا که اندیشه را هراسی نیست

بهزاد رها

بحث و گفتگو در مورد دگرباشی و تلاش در جهت توضیح دگرباش بودن خود به عنوان یک پدیدهٔ علمی‌ و واقعی که ریشه در چگونگی تفکر شخص محیط زندگی‌ پیرامون و ارتباط میان شخص با اشخاص دیگر دارد نیازمند صرف ساعت‌ها وقت و انرژی می‌باشد با بهره گیری از نظرات و ایده های مختلف.

اما واقعیتی که در این بین جوامع بشری و نوع بشر با آن مواجه می‌باشد این است که دگرباش بودن چه از منظر تئوریک و چه از منظر عملی‌ توسط افراد پیگیری شده و به آن عمل میشود. شاید عدم پذیرش آن نزد برخی‌ از جوامع بصورت یک واقعیت عملی‌ خصوصاً جوامعی که در آنها حکومتهای دینی مذهبی‌ حکم میرانند به جوان بودن باب گفتگو در این خصوص برگردد. و نیز هراس از اندیشیدن پیرامون این موضوع نزد عموم و حتی صاحبان اندیشه. برای درک آسانتر موضوع نگاهی‌ به تاریخ علم خالی‌ از لطف نخواهد بود. پروفسور آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ میلادی دست به تبیین تئوری ای زد که بعدها اندیشه و برداشت انسان را در خصوص جهان هستی‌ با دگرگونی عظیمی‌ مواجه ساخت. تئوری مزبور تحت عنوان اصل نسبیّت نه بر اصول مکانیک نیوتنی بنا نهاد شده بود چرا که اصولا مکانیک نیوتنی در محدودهٔ سرعتهای بسیار پایینتر از سرعت نور بحث مینمود و در شکلی‌ عامیانه تر مکانیک نیوتنی نقش روزمرگی را در جهان هستی‌ بازی‌ می‌کند.

پس از ارائه‌ی تئوری مزبور در جهان هستی‌ تنها ۴ نفر بودند که روح و منطق موجود در آن را درک میکردند و این مهم تنها در سال ۱۹۲۰ طی رصد یک خورشید گرفتگی در آفریقای جنوبی و بر اثر شکست نور و انحنای بعد زمان مکان و پس از آن نزد دانشمندان دیگر پذیرفته شد. یعنی‌ دانشمندان از اول پس از ۱۵ سال آن هم طی یک واقعیت علمی‌-عملی‌ به آن دست یافتند حال آن که مردم عادی هنوز از درک آن عاجزند. غرض از باز گو کردن این واقعیت تاریخی‌ این که ما انسانها در اشل زندگی‌ روزمرهٔ خود با مسائلی‌ روبرو هستیم که درک و پذیرش آنها بسیار سخت است. این سختی می تواند به لحاظ عدم وجود آزادی های اجتماع و در شکلی‌ کلی تر مسائل خشک اعتقادی مذهبی‌ باشد.

اگر در ابتدای هر سخنی به این موضوع اندیشیده شود که (بنی‌ آدم اعضای یک پیکرند) همانطور که بر سر در سازمان ملل نقش بسته و یکی‌ از پیامهای بشر است برای موجودات ذی‌ شعور فرا زمینی‌ که در فضا پیمای ویجر نهاده شده این مهم خود را نشان خواهد داد که ما قبل از اینکه زن یا مرد باشیم انسان هستیم و مسائل موجود پیرامون زندگی‌ قبل از هر چیز مربوط به انسانهاست.
از این روی در مواجهه با پدیده ای به نام دگرباش بودن، ما با یک پدیدهٔ کاملا انسانی‌ روبرو هستیم
.

بسیاری از آقایان موضوع را با زیر پا گذاشتن مردانگی و بسیاری از خانمها آن را از تبار روسپیگری می دانند .شاید پرداختن به این پرسش که اساساً مردانگی چیست؛ چه چیزهایی شامل مردانگی می شود خود رهگشای قسمتی از درک مشکل موجود باشد. آیا فاعل به امری بودن و داشتن صدایی کلفت و یا بزن بهادر بودن از اصول اولیهٔ آن است؟

اگر بگوییم فعلاً حاجی بازاری که صاحب چند حجره در بازار است و صاحب چند تکیه در مناطق مختلف تهران در طول ایام سال به مناسبتهای مذهبی‌ به دوستان و آشنایان غذا می دهد او خیلی‌ مرد خواهد بود؟ حال در جای دیگری از دنیا کسی‌ را داریم چون التون جان که به NGO های مختلف و نهادهای حقوق بشر کمک کرده و متولی چند یتیم خانه است. کدام یک به بشریت کمک بیشتری می‌کند؟ می‌خواهم بگویم همان طور که(توماس جفرسون) در نسخهٔ ویرجینیایی حقوق بشری خود گفت: "این که همسایه من به یک خدا یا هزار خدا اعتقاد داشته باشد آسیبی به من نمی رساند" برای داشتن یک محیط انسانی‌ و روابط موجود در آن عقاید و باورهای شخصی‌ مهم نیست ولی‌ قابل احترام است و برای تداوم این جامعه نیازمند روابط انسانی‌ هستیم بر اساس قانون و اصول مورد وثوق جامعه جهانی‌.

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.