Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی بیست و چهارم | ژانویه 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

فیروز از ایران زمین

 

 

چرا گرایش به جنس موافق و گی بودن انتخا بی نیست و چرا گی بودن در کشورهای عقب افتاده مانند ایران تابو است ؟

 

سلام، دوستان عزیزم . نمی دانستم که  چرا سالهاست که به دنبال این مفهوم می گردم که چرا من مانند  سایر پسرهای هم سن و سال خودم  نیستم و چرا در این همه سال با هویت و شخصیت جنسی خودم در جنگ بودم. اول براتون موارد زیر رو تعریف کنم بعد می گم که جواب این سؤال رو من پیدا کردم. 

همه به خوبی می دانیم که حقیقت آن چیزی است که هیچ کس تا کنون نتوانسته به درستی مفهوم آن را بیابد و هر آن  تفکری که در ذهن هر انسانی آرامشی عمیق ایجاد می کند و به مزاقش خوش می آید را  حقیقت نام می گذارد و برای آن حاضر است که هر کاری کند و حتی جان خود را برای آن عقیده ی آرامش بخش ( به ظاهر حقیقت بدهد ) مثلاً یک فرد مسلمان را در نظر بگیرید که به تفکرات اسلامی معتقد است و اساس تفکرات اسلامی را در ذهن خود حقیقت می نامد و گاهاً برای القای آن به دیگران نیز تلاش می کند. در کل من چرا این مثال را زدم و هدفم از این مقاله در اینجا چیست. اولاً مشکل بشریت در این نیست که چه چیزی را در ذهن خود حقیقت بنامد و چه چیزی را بایست و پایه ی  تفکرات خود قرار دهد و اصلاً مهم نیست که چه چیزی  به عنوان حقیقت تعریف شود چرا که به اندازه ی تمام جمعیت  انسانی کره ی زمین تفکرات و عقاید مختلفی وجود دارد.

 پس مشکل این حقیقت چیست ؟ بله. مشکل اینجاست که انسان موجودی سیری ناپذیر و منفعت طلب و قدرت گراست و دوست دارد که آنچه را که در ذهن خود به عنوان حقیقت تعریف کرده و آن را می ستاید و تمجید می کند به دستاویزی برای رسیدن به قدرت و ثروت و منفعت تبدیل کند و اینجاست که  می توان به راستی این مساله را درک کرد که حقیقتی وجود نداشته و ندارد   به عنوان مثال حاکمان مستبد وظالمان و دیکتاتوران در خاورمیانه را در نظر بگیرد که برای تحمیل کردن تفکر به اصطلاح حقیقت خوانده ی خود دست به چه کارهای نمی زنند. مثلاً همین حکومت جمهوری اسلامی ایران خودمان را در نظر بگیریم که شخصی مستبد مانند آیت الله خامنه ای رهبر آن است و مدام به ملت ایران می گوید که حقیقت خود من هستم و کسی که از معنی آن دور است  باید سریعاً بداند و به تفکرات اسلامی من پایبند باشد تا راه راست را دریابد . بگذریم در حالی که این مثال ها را زدم می خواهم بگویم که در این دنیا همه چیز به قول انشتین نسبی است و اصلاً حقیقتی وجود ندارد که بر حقیقتی دیگر غالب گردد و حقیقت، جز بعد مادی وجود و عدم وجود و جز بودن قوانین علمی و حاکم بر ما  چیز دیگری نیست و این انسان می خواهد که آنچه را که به عنوان حقیقت می پندارد دستاویزی برای رسیدن به امپراتوری و رسیدن به اهداف دنیویش کند و در تکمیل این نکته می خواهم ذکر کنم که شخصی مانند رهبر جمهوری اسلامی ایران اگر خود را بر حق می داند و بهشت را نعمتی برای خود در جهان دیگر قبول دارد چرا این همه ظلم و زور و حکم اعدام و جنایت در زیر ردای او خوابیده و چرا این کشور را دچار این گرفتاری و شوربدختی کرده ؟ پس حقیقت او ابزاری در  زندگی اوست که بر آن اساس بتواند به منافعش دست یابی پیدا کند. بگذریم سالهاست که در ایران به تمام معنا اسلامی وجود هم جنس گرایان و افرادی که هویت جنسی متفاوت دارند نقض می شود همانطور که وجود  اقیلت های ایرانی مانند ترک و کرد و لر و عرب و  بلوچ و ... انکار می شود وجود  پسران و دختران هم جنس گرا نیز انکار می شود و این  انکار کردن هم جزء ی از همان برنامه ی تحمیل حقیقتی است که حاکمان جمهوری اسلامی ادعا دارند که با این حقیقت می توانند  ایران، سهل است بلکه دنیا را اداره کنند . بله دوستان عزیزم  در طول تاریخ  انسان برای رسیدن به اهدافش در قبال آن آرامش و ایدئو لوژی ذهنیش مکاتب و تفکرات مختلفی را بنا نهاده و در این راستا ادیان و مذاهب و گروه ها و عقاید گاه سازنده و گاه ویران گر را بوجود آورده . در جهان مدرن ما نیز این روند همچنان ادامه دارد و آنچه که در تاریخ زمانی حقیقت تعریف شده باز برای عده ای ابزارهای مفیدی می شود تا  بر اساس آن ظلم و استکبارشان را بر سر توده ای از مردم اعمال کند . جالب اینجاست که همیشه عوامل این ظلم و ستم و تسیلم شدن  به  آن عقیده  که اصطلاحاً حقیقت خوانده می شود را خود توده ی نا آگاه مردم فراهم می آورند و به آن حقیقت تعریف شده توسط مستکبرین ایمان می آورند و ساده لوح هایی از میان  آنها نیز برای آن جان خود را هدیه می دهند و... آری دوستان خوبم و این طور می شود که جامعه ای عقب افتاده مانند ایران شکل می گیرد  که در آن حق دگر اندیشی و دگر باشی و عدم تفکر منطبق بر تفکر اسلام و انقلاب وجود ندارد . باید مدام به آنچه که از  جانب مأموران و  نمایندگان تام الاختیار خدواند باری متعال  می آید و تحمیل می شود توجه و دقت کرد و  خلاف آن یعنی اعدام توسط  نمایندگان مستقیم الخط خداوند .

در طول تاریخ و  در زمان حیات انسان مسائل جنسی  همیشه به نوعی مسائلی مهم برای بشر بوده اند به گونه ای  پاره ای از جنگ ها برای غنایم و جنس مونث و زنان زیبا  و دفاع به اصطلاح از ناموس و ... بوده و در این میان در ملت های خاورمیانه چه پیش از اسلام و چه بعد از اسلام ، چون که مرد به عنوان موجودی برتر  و صاحب قدرت به واسطه ی خصوصیات بدن و ظاهر  شناخته می شده و می شود   . همیشه زن به چشم یک کالا و موجودی ضعیف مورد رفتار قرار گرفته  حتی پس از ظهور اسلام توحش  خصلت مردانگی نه تنها بیشتر شد بلکه به آستانه ی غیره انسانی رسید چرا که در اسلام  هر مردی در داشتن زن حق تکثر گرای دارد اما زن  حتی اگر به آن فکر کند مجازاتش مرگ است.  به عنوان مثال اینکه در  قلب اسلام یعنی عربستان زن حتی شناسنامه ندارد و هویت آن در زمان مجرد بودن توسط پدر و در زمان ازدواج توسط شوهر معین می شود و علاوه بر آن حق رانندگی و شرکت در کارها و امورات دولتی و سیاسی را ندارد .

هم جنس گراها هم در چنین شرایطی از تاریخ تا کنون همیشه نه تنها انکار شده اند بلکه به اشد مجازات رسیده اند درست است که  حقوق زنان در طول تاریخ در ملت های خاورمیانه نادیده گرفته شده و حکم غالب مردان بر سر آنان رفتارهای آنها را جهت دار و احاطه کرده و تخطی از آن احکام غالب، موجب قتل آنها شده اما بد نیست که توجه کنیم که خود اصل زن بودن در جوامع عقب افتاده ی مذهبی جرم نیست آنچه جرم است عدم  تبعیت از قوانین تعین شده و ظالمانه ی مردان  توسط زنان است ولی خوب است بدانیم که هم جنس گرایی در این جوامع بدبخت و ایدئولوژیک همیشه جرم بوده و هست و اشد مجازات برای آن تعریف شده و می شود  و در مکاتب ساخت بشری مانند اسلام که محصول کاهن بزرگ یهود ورقه بن نوفل و عمر بن زید و ابو حشام نصرانی و... و محمد مصطفی،  که الحق سیاست مداری بزرگ بود ، همیشه  از قوم های کذای و موهومی مانند لوط و ... نام برده می شود که مجازات تعریف شده بر اساس آن تاریخ های ساختگی  همان مرگ و اعدام است . پس اینجا به این سؤال هم برای انسانهای احمقی که می گویند همجنس گرایی محصول غرب است پاسخ داده می شود که همیشه گفته اند که در طول تاریخ همجنس گرایی نبوده ولی الآن جوامع غربی دارند آن را اشعاعه می دهند و آنقدر احمق و کودن اند که نمی داند  که آنهایی که همجنس گرا بودند و هستند از دست مغز گندیده ها و احمق های مثل خودشان نتوانسته اند ابراز وجود  کنند و برای یک بار هم که شده  در طول تاریخ آشکارا بگویند که ما هم وجود داریم  و این است که در ایران هم همیشه به بی انصافی عده ای دنباله رو آن احمق ها می شوند و می گویند که همجنس گرایی هوس است و محصول مدرنیته . اما خوب است بدانیم که این مدرنیته نیست که باعث هم جنس گرایی می شود بلکه این عقب افتادگی است که در جوامعی مانند ایران هم جنس گرا ها یا اعدام می شوند یا توسط مردم بی فکری مورد آزار و مسخره قرار می گیرند .

اینجا لازم است ذکر شود که مدعیان پاکی و خوبی ها  و منزه بودن از روابط جنسی و نمایندگان معصوم خدواند بزرگ، خدایی که خودش هم خبر ندارد که کیست،  همیشه صاحب حرمسرا های با شکوه و زنان زیبا روی بوده اند  که چه آنها را متعهه کرده باشند و چه صیغه و چه ازدواج مهم نیست مهم آن است که نمایندگان خدا شانس آورده اند که هم جنس گرا نشده اند  والی ...

 از موارد دیگر در بحث عدم قبول همجنس گرا ها در طول تاریخ در ایران و کشور های عقب افتاده را می توان به فرهنگ مردم و نه حکومت نسبت داد  . امروزه علم بشر به جای رسیده که با بیشترین تحقیقات در زمینه ی روان پزشکی و ژنتیک به این مواردی رسیده اند که هم جنس گرایی نه تنها بیماری نیست بلکه انسانهای همجنس گرا مانند سایر انسانها طبیعی و نرمال اند و حتی می توانند از همه ی لحاظ موفق تر و شکوهمند تر باشند مانند جوامع پیشرفته ی امروزی که همه شاهدیم که چطور وزیر امور خارجه ی کشوری مانند آلمان که دومین اقتصاد دنیا است یک مرد 45 ساله ی همجنس گرا (گی) هست. و ایران اسلامی رهبرانش نماینده ی تام الختیار خداوند اند .

   تا جایی که من اطلاع دارم آخرین دستاورد بشری در زمینه ی هم جنس گرایی  کار یکی از پزشکان بریتانیایی بود که با قرار دادن الکترودی در مغز یکی از بیماران فلج اش به این نتیجه رسید که می توان حرکات و رفتار های او را از طریق آن الکترود کنترل کند که بعدها خودش به این نتیجه رسید که همجنس  گرایی نه تنها  مریضی نیست بلکه جزی از شخصیت فرد است چرا که با آن الکترود می تواند آن را از فرد حذف کند و کنترل کند  چرا که دریافته بود که علایم مغزی طبیعی را می توان با آن کنترل کرد پس همو سکشولیتی مریضی نیست و کاملاً طبیعی است .

 از طرف دیگر همه به خوبی می دانیم که فرهنگ در جامعه حاصل ساله ا اشاعه ی عقاید و تفکراتی بوده که در طول سالیانی دراز به باور و عقاید  تبدیل شده اند که به همان بحث حقیقت پنداری که در اول مقاله اشاره کردم ختم می شود .پس در کشور های سنتی و مذهبی که بیس و پایه ی تفکرات عامه ی مردم عقاید و تفکراتی سنتی و پوسیده در طول تاریخ بوده و هست و در طی سالیان سال به باور و ایمان قلبی مردم تبدیل شده، پس   دیگر انتظاری نمی رود که  هم جنس گرای معقوله ای قابل قبول در آن جوامع باشد  . من همیشه گفته ام و می گویم که حتی اگر نظام فاشیستی و تروریستی جمهوری اسلامی هم  در ایران سقوط کند و نابود گردد. باز محیط جامعه ی ایران نمی تواند برای همجنس گرایان مناسب باشد چرا که نابود شدن عقاید سنتی به سالها زمان نیاز دارد؛ به عنوان مثال همان عراق را در نظر بگیرید که به همت آمریکا نظام دیکتاتوری بعثی ریشه کن شد و با عزم بزرگ مردانی مانند بارزانی و طالبانی کردستانش از ترور و نفرت پاک شد و حکومتی دمکرات و مردم سالار بنا نهاده شد اما آیا مشکل فرهنگ مردم و زن ستیزی و  کشتن زنان به بهانه های مختلف حل نشد ؟ جواب این است که دموکراسی چیزی نیست که بشود آن را تحمیل کرد و نیاز به پنانسیل  دروحله ی اول و دوم کار و تلاش دارد که به راستی باید طوری باشد که دموکراسی ثابت کند که ثمره ی خوبی را می تواند برای مردم به ارمغان بیاورد و بدین گونه می شود که کم کم اعتماد ملتها به نظام برخاسته از تفکر مردم سالاری بیشر می شود و حقوق اقلیت های مذهبی و جنسی و  زنان و... تأمین می شود .

 در نظر داشته باشید که در دموکراسی امروز موجود در شمال عراق هیچ سایت اینترنی فیلتر نیست و هیچ روزنامه  نگاری در زندان نیست و هیچ زندانی که به خاطر عقیده اش در زندان باشد وجود ندارد و آزادی به معنای  واقعی درآن موجود است  آزادی  که حتی در دولت امارت عربی هم  درصد کوچکی از ان وجود ندارد  پس چرا از سال 2002 تا 2010 فقط 5000 زن توسط مردان به دلایل مختلفی کشته شده اند ؟ جواب همان ریشه های فرهنگی و باور های کاملاً غلظ استوار بر ادیان ساخت بشر است که در ذهن انسانها به حقیقت و قانون تبدیل شده و غالبا با سنت ها و آداب قدیمی هم اخت گردیده که اساس تفکرات ملت را می توان بر آن معیار ها دید که چه موجب تروریسم و فاندمنتالیسم و افراط گرای شده و می شود به گونه ای افرادی که بر آن فرهنگ غلط بار آمده اند و حاضر به تفکر و خود سازی نیستند برای توجیه عقاید حقیقت خوانده ی خود حاضرند دست به هر کاری بزنند و درراه آن جهاد و ترور و کشتار کنند . بله دوستان خوبم  ایجاد یک  جامعه ی دموکرات به سالها کار وتلاش نیاز دارد هرچند که به انسانهای بزرگی هم نیاز دارد تا به اوج و موفقیت برسد ولی آنچه مهم است این است که تفکرات غالب مذهبی و عرق به سنتها و آداب قدیم عامل و فاکتور بسیار سختی مانند کوهای پر عظمتی است که شکستن آنها نیاز به کوشش های فراوان وحتی سوختن نسل های متعددی را داراست مانند همین افغانستان همسایه که بیش از چند قرن است که دستخوش آشوب ها و جنگ های داخلی شده ،جنگ هایی که برای هیچ است و فقط عده ای می گویند که ما حقیقتیم در حالی که غیر از ضد انسان بودن هیچ نیستند .

 گی ها، لزبین ها و ترنسکشوال های عزیزم بدانید که کشور ما ایران از اینکه جای خوبی برای ما نیست و باید بیشتر مراقب باشیم شک نکنید. و لی خوب است که بدانید که تفکر غالب انسانی یعنی همان تفکر انسانی و دموکراسی و آزادی  و یعنی همان احساس مسئولیت در قبال وظایف خودمان و همان احساس و امید به زندگی به شکل پاک و انسانی است که در نهایت پیروز می شود و  ظالمان و دشمنان آزادی و بشریت هم اکنون هم در حال نابود شدن توسط  قدرت بی انتهای طبیعت اند . پس از شما می خواهم که با جدیت هرچه بیشتر به زندگی ادامه داده و قدم ها در جهت نابودی این افکار پوسیده که جامعه ی ما را گرفتار کرده بردارید و مطمئن باشید که طبیعت پاداشتان را می پردازد .  

بگذریم دوستان من . می خوام تو این مقاله کمی کشور خودمون یعنی ایرانو تعریف کنم و کمی بخندیم و یا به عبارتی گریه کنیم  تا شاید کسانی که اونور آبند کمی از این اوضاع مطلع شوند چون گناه دارند بیچاره ها خودشون که در ناز و نعمت اند حداقل کمی بدوند که تو این مملکت اسلامی چی می گذره .شاید بخواند یه سر توریستی بیان اینور.

اسم کشور ما ایرانه و جمعیتی بالغ بر 75 میلیون نفر در اون زندگی می کنند  و در بهترین موقعیت در خاور میانه قرار گرفته کشوری اسلامی با تفکرات انسانی که بهشت برین توسط حاکمانش تعریف  می شود  بهشتی که هر انسان  در هر گوشه ی دنیا  شیفته اش می شود و سعی در رسیدن به آن دارد . آما به راستی این کشور چه بهشتی است .

در این بهشت ما ایران، در روز روشن 40 میلیون رآی ملت رو می دزدند و ملت را گاو و گوسفندانی بیش تلقی نکرده و به میل خود رئیس جمهوری  محترم را  معرفی می کنند  و به مردم می گند غلط کردید و هرکیم صداش در میاد میگن فتنه گر و من الموت و مستقیم راهی اون دنیاش می کنند . این از  جمهوریش که عرض کردم خدمتتون، ولی سایر مصادیق این بهشت خوش آب و هوا چیست بله دوستان مصادیق دیگرش را در زیر برایتان ردیف می کنم تا کمی برای ایرانی بودنتان نه تنها متأسف شوید بلکه دگر گون و منقلب شوید .

ما در کشوری هستم که صداو سیما و تلویزیون دست عده ای است که شب و روز داد می زنند ای مردم ما می خوایم که شما رو ببریم بهشت و کاری کنیم که به خدا برسید و به آرزوهای اخرویتون برسید و شب و روز داد می زنند ای مردم ما هستیم تو این دنیا که بر حقیم و ما هستم که حقیقت و راستی در تمام کائناتیم و همه ی ملت ها غلط و گمراه اند .  از طرف دیگه می آند یه سری مطالب کارشناسانه برای ملتی که خودشون خوب می شناسنشون می بافند و در کل ملت رو می زارن سر کار . خب حالا این روش و مرام و منطق چیه که ملت رو می بره بهشت حالا عرض می کنم خدمتون . یکیش اینه که  می گند خودمون حاکم مطلق و نایب  چند پشت از امامان و ... هستیم  پس حرف زدن و ادعا کردن در این باره موقوف . در اینجا اقتصاد و علم و دانش و ادبیات و فرهنگ و هنرو و ورزش و خوردن و خوابیدن و نشستن و بر خاستن و راه رفتن و لباس پوشیدن و ... همه و همه از طرف  این نمایندگان خدا برای مردم به شکل برنامه تهیه و تدوین گشته که تخطی از آن یعنی محاربه با خداوند و مجازات مرگ . جالب اینجاست از یه طرف می گن که خدا واقف بر شماست و از طرف دیگه با اعدام کردن مردم به جرم محارب عملاً  بی خاصیت بودن خدواند رو در دفاع از خودش ثابت می کنند چرا که اگه خداوند قدرتمندشون توانای داره چرا خودش اون محاربو از بین نمی بره و باهاش نمی جنگه و شما باید حتماً بفرستیدش اون دنیا .

در اوایل انقلاب وقتی که من و بسیاری از شما نبودید یعنی  10 الی 12 سال قبل از دنیا اومدن من  مردی که برای تحولاتی سیاسی و اجتماعی از جانب یه عده مملکت منفعت طلب انتخاب شده بود.  به ملت ایران اطمینان خاطر داد که شما را به آن سوی مفهوم و انسانیت می بریم و پول آب و برقتون رو مفت می کنیم و نفری 75 تومان پول نفت رو به جیبتون می رزیم ولی همه بعد از 30 سال دیدم که چی شد . فقر و بدبختی و بی کاری و فحشا دامن مردمی رو گرفت که نا آگاهانه به صحبت همان مرد حتی تولید مثلشون رو هم بالا بردند . اعتیاد و بزهگاری جامعه مار و گرفت و عده ای  بیگانه مانند حزب الله و ... گروه های آشوبگر و تروریستی صاحب ثروت و سامان این خاک شدند و مال مردم ایران به خودشان حرام شد .  بله دوستان سالانه عده ی زیادی از انسانهای این بلاد به خاطر عقاید و تفکرات و باورهاشون اعدام می شوند و اقتصاد ی  رو که بنیان گذار این انقلاب در ابتدا علم خر نامید و حال خر صفت های  مانند احمدی نژاد پرچم  دار اقتصاد گشته و فوق تخصص اقتصاد و به قول امامشون فوق تخصص علم خر را دارند و با سرعتی مافوق نور ایران را به منزل گاه رشد و تعالی می برد به گونه ای که ایران را منزوی ترین کشور  دنیا کرده و به همین خاطر سالانه میلیارد ها دلار خصارت به مملکت  وارد می شود و با سفر های پر برکتش به بلاد غربی چهره ای جز عین توحش را از ملت ایران به جای نمی گذارد همین چند سال پیش بود که در دانشگاه کلمبیا وجود همجنس گرا ها را  در ایران و جلو چشم  دانشجویان  انکار کرد و در سازمان ملل هم اراجیفی که می بافت کاری کرد که اکثر نمایندگان کشور ها از جلسه خارج شوند . .

در ایران اسلامی دانشگاه ها شده پادگان برادران بسیجی و علم و دانش و فرهنگ و هنری که مال اهل بیت و ائمه ی اطهار و خدواند بزرگ که بسیجی سربازان مدافعش هستند  چیز دیگری مفهوم ندارد و دانشوجی که جز این فکر کند جایش در زندان و پای چوبه ی دار است  در  کشور ما روزنامه نگارها مدام باید در مدح ولایت فقیه (قبیح ) و در مدح اسلام ناب شیعی موجود در ایران و در مدح ارزش های ضد بشری و تروریستی جمهوری اسلامی باشند والا روزنامه ها بسته و روزنامه نگاران در زندان خواهند پوسید و یا به حکم الهی اعدام می گردنند . در کشور ما  به حکم ولایت مطلقه گوش کردن به رادیو و تلویزون و صدای بیگانگان جرم تقلقی گشته و مجازات اسلامی دارد . در کشور ما دانشجوی آینده سازش رو سر جلسه ی امتحان می برند اونقدر شکنجه می کنند که می میره (ابراهیم دانشجوی پیام نور  رو تو سنندج می گم ) .... در مملکت  ما شاخص های توسعه چندی پیش با فرمان ولی مطقه ی فقیه به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت تبدیل شد الگوی که با حذف  یارنه ها و گران شدن همه ی اقلام زندگی بیش از حد استاندارد موجود در  دنیا ،  بهارش مشخص می باشد که به لطف رئیس جمهور دانا و رهبری داهیانه ی ولی فقیه در حال اجرا است . به طویکه در همین آستانه ی این الگوی پیشرفت ،نرخ بیکاری به بیش از 35 درصد در ایران رسیده و اکثر کارگاه ها و کارخانجات تولیدی ور شکست شده و  رکود و تورم در ناهمگونی بسیاری با هم زندگی مردم فقیر را تیره کرده و آمار طلاق و اعتیاد و بیماری های مقاربتی سر به سریا کشیده و بگذریم هوا  هم آلوده شده . بیماری های روانی زیاد شده . کوچه و خیابان هم حتی فرسوده شده به طوری که  زمین لرزه هم جرات اومدن نمی کنه . سن سکته ی قلبی و مغزی  اومده زیر 30 سال .  دادگستری ها روز به روز شلوغ تر می شه مخ و نابغه ها دارن از کشور الفرار می کنند . دانشمند هسته ی ایش رو تو روز روشن ترور می کنند... البته پس از اینکه خرشون توسط اون دانشمند بیچاره  از پل عبور دادند بعدش می زارن گردن اسرائیل و آمریکا، فکر کردن اگه اینجوری کنند دنیا می گه شما راست میگید  . خشک سالی و آتش سوزی جنگل ها که قسمتهای از این کشور رو گرفته . اونوقته که الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی هم سر بر آروده الحق و النصاف که این وضع لیاقت همین الگوی اسلامیه تا چی دیگه دنیا  بدونه که این اسلام ایرانی چیه و ایران اسلامی یعنی چی  اصلا کشور اسلامی چیه اصلا بابا خود اسلام یعنی چی....    

ارداتمند شما

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.