|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال سوم | شماره ی بیست و چهارم | ژانویه 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
روی سنگ قبرم بنویسید Fairy’s Dead رسول از وبلاگ http://memoiresofafrozenknight.blogspot.com
صورتی و سبز و سیاه در هم آمیخته .چشمانِ بازِ بازِ من، جرعه جرعه درخششِ هوس آلودِ کُلتِ سیاه را می بلعد. هوای اتاق ابر و باران است و تپشِ قلبِ من ، منطق را دریده. پژواکِ خاکستریِ مرگ ، پرده ی اتاق را می رقصاند. " به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر... " را دوباره نوشتند: "مبسوط" نیست این نسخه ؛ کوتاه و نفس گیر : اعدام خواهید شد. چند روز سکوت... آشوب و بی قراری ؛ پاره ای از دامانِ شب را اندوهِ دلِ من بافت. توحش بی رنگ هوای راکد و چشمان از حدقه درآمده ی من. کودکانه. نشستن و در خود پیچیدن... - پرخاش؟ - نه حتی فکرش . خاموش و سرد و ترد، موسیقیِ نیم جانِ گرامافونِ قدیمی ... پرده ی اول : نیم شب های سنگین، رختخواب خیس ازعرق، نفس های به شماره افتاده . پرده ی دوم : با من حرف نزن . پرده ی سوم : چند صورتک از زندان گریخته، پرسه زنان شهر سیه چرده . پرده ی چهارم : فوبیا های عجیب و غریب ... . پرده ی پنجم : مانیتور 19 اینچ . نِی . نمی توان . نباید ... دهانِ یک سره باز به گلایه . - پرخاش؟ - شاید. کومه های کاغذی ،پرسه گاه این روزها. رقص جوهر در دامن لوح سفید : باز هم بخوان. [ پاییز بود و برگ ریزان .چشمان چوبین نهال خشک ، یگانه پروانه ی باغ سوخته . من؟ پاهای من راه به مرداب بردند .] چند کلاویه خوشبختی . .. ... .... . . . اعدام خواهید شد. به سبزی برگ اعتنا ندارم و از اینکه سرنوشتم مثل آسمان های نیویورک باشد، سرد می شوم. از من و یک فضای خالی می ترسم. کودک بودن و مثل یک بادبادک در مسیر باد رفتن، بی دغدغه ی سردی و بلندی آسمان های بارانی پاریس : همه ی آواز یک تیر . آخرین مهر شناسنامه ام : Fairy’s Dead .
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |