Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی بیست و ششم | ایپریل 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

جورج سگال و مبارزه برای حقوق همجنسگرایان

تارا نیازی

 

معرفی: جورج سگال (George Segal) متولد 26 نوامبر 1924 در شهر نیویورک، نقاش و مجسمه ساز شناخته شده در جنبش هنر پاپ بود. او موفق به دریافت مدال ملی هنر (National Medal of Arts) در سال 1999 گردید. اگرچه سگال فعالیت حرفه ای- هنری خود را به عنوان نقاش آغاز کرد، اما بهترین و مهمترین آثار شناخته شده وی، آثار مجسمه سازی او به شمار می روند. سگال برای نخستین بار به جای استفاده از روش های سنتی مجسمه سازی، استفاده از باند گچی (گاز تنزیب آغشته به گچ- نوار گاز طراحی شده برای ساخت قالبهای ارتوپدی) را باب نمود. در این فرایند، او ابتدا قسمتهای مختلف یک مدل را با باندهای گچی می پیچید و سپس مدل اصلی را از داخل قالب خارج میکرد، بدین ترتیب پوسته ای خالی از باند گچی خشک شده تشکیل می گردید که با گچ خمیری این قسمتها را به هم متصل می نمود. بدین ترتیب قشری میان تهی از مدل زنده ایجاد می شد. این قشر توخالی بعنوان قالب استفاده نمی شد، بلکه شالوده مجسمه اصلی را تشکیل می داد. مجسمه های سگال کمترین میزان رنگ و جزئیات را دارا هستند، از اینرو حالتی شبح مانند و مالیخولیایی به بیننده القاء می کنند. در کارهای بزرگتر او یک یا چند شخصیت، در مکانهای ناشناس شهری نمایش داده می شوند، مکانهایی مانند کنار خیابان، اتوبوس، رستوران و ... نمونه ای از کارهای جورج سگال، با نام «مجال ملاقات» (Chance Meeting) در سال 2001 به مبلغ ششصد هزار دلار به فروش رفت. این اثر در سال 1989 ساخته شده بود. سگال در سال 1946 با هلن سگال ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی نمود. وی در سال 1992 جایزه موفقیت مادام العمر در مجسمه سازی معاصر، مرکز بین المللی مجسمه سازی همیلتون در نیوجرسی را دریافت کرد. سگال از عوارض ناشی از سرطان در 9 ژوئن 2000 درگذشت.

 

جورج سگال و حقوق همجنسگرایان

در سال 1979 ، مجسمه ساز پاپ؛ جورج سگال توسط بنیاد میلدرد اندروز (Mildred Andrews Fund) (بنیادی خصوصی که به هنرهای عمومی و هنرمندان کمک می کرد) مأموریت یافت که برای دهمین سالگرد یادبود روز «استون وال(1) ریبیلیون نیویورک                                              » (New York City's Stonewall Rebellion) مجسمه یادبودی تهیه کند. ماحصل این پیشنهاد مجسمه معروف «آزادی همجنسگرا جنجالی ترین اثر جورج سگال شد. این طرح که از ابتدای ساخت در کانون بحث قرار گرفت و دچار انواع حملات شد، شامل دو مرد در حالت ایستاده و دو زن در حالت نشسته است که یکی از مردان دست بر شانه شریک خود (مرد دیگر) دارد و یکی از زنان به آرامی در حال لمس کردن پای زن دیگر است. اگرچه ژستهای این مجسمه ها به هیچ عنوان دراماتیک یا اروتیک نیست، اما طرحی قدرتمند است که نشان از عمق عشق و مصاحبت دو شریک دارد. مجسمه ها در سایز انسان معمولی و به رنگ سفید طراحی شده اند.

به توصیف خود سگال، هدف وی از طراحی مجسمه این دو زوج، عادی سازی روابط همجنسگراها در منظر دید و قضاوت عموم، نجات آنها از احساسات غیرعادی عموم و تعدیل تصویر بیش از اندازه جنسی و هرزه نگاری از همجنسگرایان که در رسانه ها تصویر شده بود، عنوان شده است. با همه اینها، سگال در عین حال بر عنصر فیزیکی رابطه هم تأکید می ورزد. ارتباط چشمی و نگاهی توأم با احساس دو زوج، نماد تعهد و صمیمیت و همدلی است، اما لمس کردن دیگری نشان دهنده صمیمیت فیزیکی است.

سگال در ابتدا برای پذیرش پیشنهاد ساخت این اثر مردد بود. واکنش اولیه او این بود که مجسمه باید توسط یک هنرمند همجنسگرا ساخته شود، اما در نهایت نتیجه گرفت :«من بسیار نگران مشکلات و مصائبی هستم که افراد همجنسگرا با آنها روبرو هستند. همجنسگرایان در درجه اول انسان هستند و تعهد انسانی هر هنرمندی اقتضا می کند که به مسائل انسانها بپردازد.»  هنرمند خود اظهار می کند:«مجسمه این دو زوج بر لطافت در حرکات، حساسیت، نجابت و ملایمت تمرکز دارد و این نشان می دهد که درک و احساس یک همجنسگرا از رابطه و شریک خود، همانند درک و احساس افراد دیگر است.» سگال انتخاب خود از ساخت این مجسمه و نهادن عنوان «آزادی همجنسگرا» بر آن را کاملا با انگیزه غیر سیاسی می داند، چرا که در آن مقطع بحث بر سر حقوق همجنسگرایان به دلیل حساسیتهای اجتماعی و دولتی، تبدیل به یک مقوله سیاسی شده بود. سگال عنوان می کند :«در برخورد با دوستان همجنسگرایم متوجه این موضوع شدم که زندگی و خواسته های زنان و مردان همجنسگرا، هیچ تفاوتی با آن دسته از زوجها که به جنس مخالف خود علاقمند هستند، ندارد. ماهیت سیاسی که به مقوله آزادی همجنسگرایی داده شده، نه ساخته و پرداخته هنرمندان است و نه ساخته خود انسانهای همجنسگرا، این ماهیت توسط اجتماع و محدودیتهای قانونی در برابر یکی از اساسی ترین نیازهای شناخته شده انسان ساخته شده است؛ نیاز به دوست داشتن و نیاز به دوست داشته شدن.»

عواقب ساخت این مجسمه، در مشکلات ایجاد شده بر سر راه نصب آن یکی یکی آشکار شد. مشکل بزرگ این بود که بسیاری از مردم آمریکا حتی این گروه از انسانها را بصورت پیش فرض بعنوان «انسان» قبول نداشتند، تا اینکه استدلال یا فرض و حکمی بر سر حق و حقوق آنها یا تفاوتهای آنها بتوان انجام داد.

طرح اولیه این بود که مجسمه هر زوج در مکانی جداگانه نصب شود، یکی در پارک شرایدن (Sheridan) در نزدیکی مسافرخانه استون وال (Stonewall) در شهر گرینویچ ویلیج، همانجا که شورش استون وال رخ داد و دیگری در شهر لوس آنجلس. با این حال حتی روستای معروف لیبرال گرینویچ ویلیج که ده سال از آن جنبش معروف در آن می گذشت، حاضر به پذیرش مجسمه آزادی همجنسگرا نبود. رهبران سیاسی شهر از جمله تئودور وایس (Theodore Weiss ) و بلا آبزگ (Bella Abzug)، روزنامه ویلیج وویس (Village Voice) و مدیر پارکها و مکانهای تاریخی شهر، سر و صدای زیادی جهت مخالفت با نصب این مجسمه ها به راه انداختند. اگرچه درصد زیادی از مردم عادی شهر هم مخالف نصب این مجسمه ها در شهرشان بودند، در همین حال یک گروه افراطی ایتالیایی کاتولیک علنا به مبارزه پرداخت و از سازندگان و ایده پردازان این طرح به دادگاه شکایت کرد، آنها قبلا از تعداد زیادی افراد همجنسگرا نیز به دادگاه شکایت برده بودند. یادداشتها و تلفنهای ناشناس زیادی به مقامات شهر مبنی بر تهدید به منفجر کردن مجسمه ها در صورت نصب میشد. سرنوشت مجسمه هایی که قرار بود در شهر لوس آنجلس نصب شوند هم همینگونه شد؛ فرماندار لوس آنجلس با نصب آنها مخالفت کرد.

انتقال به استنفورد

با توجه به واکنش های تند در برابر نصب مجسمه ها توسط مقامهای دولتی و ساکنان شهرهای نیویورک و لس آنجلس، تصمیم بر آن شد که مجسمه ها به دانشگاه استنفورد در پالو آلتوی کالیفرنیا که دانشگاه معروفی در حوزه مجسمه سازی بود، منتقل شود. پس از کشمکش های زیاد و تصویب دو کمیته هیات علمی و رئيس دانشگاه، هیأت امنای دانشگاه استنفورد پذیرفت که مجسمه در این دانشگاه نصب شود.

کمتر از یک ماه پس از نصب مجسمه در فوریه 1984،  این اثر با چکشی سنگین مورد حمله قرار گرفت. خرابکار(ها) با بیش از 40 ضربه به قسمتهای فوقانی و صورت مجسمه، خسارتی در حدود پنجاه هزار دلار به این اثر وارد کرد. مجسمه از صحن نمایش برداشته و به انبار فرستاده شد. مهاجم(ان) این پیام را بطور علنی به میان جامعه همجنسگرایان ارسال کردند که: «خود شما نیز از حملاتی مشابه این مصون نیستید.» در آن زمان حملات ناشی از تنفر به افراد همجنسگرا در منظر عمومی جامعه عملی عادی به حساب می آمد. اعضای جامعه دانشگاه استنفورد پس از انتقال مجسمه به انبار، اقدام به کاشت گل و گیاه در مکان نصب مجسمه نمودند. در همین حال سگال با صدور بیانیه ای، یادآوری کرد ایده و هدف ساخت مجسمه «آزادی همجنسگرا» انسانیت است؛ عنصری که فصل مشترک میان همه ما و افراد همجنسگراست. او در این بیانیه نوشت:«من نگرانم که مخالفت با این طرح، دامنه خشونتها را به مرز اعمال و رفتار غیرانسانی برساند

پس از تعمیر مجسمه، این اثر به مدت یک سال دیگر در انبار دانشگاه نگهداری شد اما کمتر از یک سال پس از نصب دوباره، مجددا مورد حمله قرار گرفت. این بار شخص مهاجم کلمه "ایدز" را با اسپری رنگی بر روی دو مجسمه مرد اسپری کرده بود.
در سال 1994 برای بار سوم به این اثر حمله شد و خسارتی در حدود 8.000 $ به آن وارد آمد
.  

اگرچه قوانین مربوط به عدم تبعیض در خصوص همجنسگرایان پس از شورش استون وال در برخی از ایالتهای آمریکا به تصویب رسید، اما این قوانین ناکارآمد و بعضا ناقص بودند. با اینهمه دفتر وکلای محلی منطقه، پیگیری پرونده مربوط به خشونتها و تهدیدها علیه همجنسگرایان، پس از نصب مجسمه در دانشگاه استنفورد را به عهده گرفتند. در این پرونده دو نفر از دانشجویان به اتهام خرابکاری و چهار نفر دیگر با اتهام تخطی از قوانین تحت پیگرد قرار گرفتند. بدلیل خشم عمومی جامعه علیه همجنسگرایان، قوانین ایالات متحده، خشونت علیه همجنسگرایان را همچنان یک دعوای فردی و جرمی شخصی قلمداد  می کرد و نه جرمی عمومی و اجتماعی. با اینهمه قاضی این پرونده طی رأی صادره شش متهم این پرونده را به گذراندن کلاسهای آموزشی در خصوص مطالعات همجنسگرایی، آشنایی با پدیده همجنسگرایی، علل و عوامل آن محکوم کرد

نصب مجسمه در نیویورک

در سال 1992 در نهایت شهر نیویورک موافقت خود جهت نصب مجسمه «آزادی همجنسگرا» در پارک شرایدن را اعلام کرد. جورج سگال از این رویداد ابراز شگفتی می کند که هیچ معترض مذهبی ای با این عمل مخالفت نکرد. در نهایت بحث قدیمی «آزادی همجنسگرا» در جامعه آمریکایی امروزه مورد قبول و احترام است و سگال علیرغم انتقادات تند از سوی گروههای افراطی ، گام های بلندی در رسیدن به این احترام برداشت. وی می گوید:« تمامی این فشارها و تهدیدها باعث نشد که من دید و قضاوتی در مورد طبیعت دوستان همجنسگرایم داشته باشم و به چشم افرادی غیرعادی یا بیمار به آنها نگاه کنم.» سگال علاوه بر این اثر، جهت رفع حساسیت های غیر معمول در توصیف زوج های همجنسگرا، آثار دیگری چون «عاشقانه در بستر من» (1976) و «دوستان دختر» (1969) خلق کرد.

 

--------------

1) شورش Stonewall لحظه تعیین کننده در تاریخ جنبش حقوقی همجنس گرایان در ایالات متحده آمریکا است. این قیام توسط زنان و مردان همجنسگرا و با ایده دفاع در مقابل حملات و آسیبهای گروههای مخالف همجنسگرایی و هموفوبیاها شکل گرفت. در سال 1969 همجنسگراها در شهرگرینویچ ویلیج در همسایگی نیویورک به این نتیجه رسیدند که می بایست گروهی سازماندهی شده تشکیل دهند جهت بیداری و آگاهی عمومی به منظور دفع حملات و قضاوتهای نادرست در مقابل همجنسگرایان. این گروه که در دهه های 50 و 60 میلادی از تبعیضها و آزارهای قانونی در ایالات متحده رنج می برند، سرانجام در 28 ژوئن 1969 با دستگیری جمعی از این مردان و زنان و بروز شورش و اعتراضات گسترده، به اهداف خود نزدیک شدند. امروزه این گروه علاوه بر فعالیت در زمینه حقوق همجنسگرایان، سازمانی است که به فعالیتهایی تحت عنوان کمیته های ضد تبعیض، فعالیتهای سیاسی و اقداماتی در جهت ساخت مسکن و پیشرفت بهداشت و طرحهای ابتکاری دیگر در سایر کشورها اقدام می کند.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.