|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال سوم | شماره ی بیست و هفتم | می 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
خواب ابراهیم آبی
وقتی/ همه خوابیم دست داغ چه کسی روی تنهای یک شانه سرد سوزشی خواهد زد یا که روی بوم نقاشی دل افق رابطه را آنقدر/ صاف و بی تاب / امتداد خواهد داد که تمام/ تن زرد خورشید رغبتی حس نکند پشت یک کوه غروب / لحظه ای خواب رود. وقتی/ همه خوابیم چه کسی هست که از کم شدن روطوبت پرتوی ماه نگرانی به دلش رخنه دهد یا که از پنجره های خالی که بروی سقف های بی غرور خانه ها باز شده چفت امید محال را / به عقب چرخاند. زیر خط تکرار چوب مضراب ماه ازهمین ساعت قبل تن ناقوس هوا را / پشت هم می کوبد و صدای آسوده شب به تمام رنجش پیکر نور سایه های مرهمت می بخشد. از تو می پرسم دوست وقتی / با همه چشمانمان در خوابیم باز آیا / یک کسی هست از کتاب عهد روی طاغچه که بزیر/ چرخش عقربه های ساعت خواب تاریخ مرورش میکرد دو سه خط خوشبو/ روی برگی تازه رسم کند یا به هنگام دعا چادر فروتن مادر را روی آن سجاده همیشگی که به شاخ ابدی چسبیده بود در اطاق خاطرم پهن دهد. منم من ویک تنهایی بلند و پاک واین دوتا شانه سرد وکم آبی دریای زمین وهمین حسرت دیدار بزرگ که بی بال و پری در حیاط خلوت خانه مان نشسته است وچراغ کوچک وروغنی بهانه ها که / ابتدای بام طولانی شب چوب کبریت کسی / آتشش نمیزند وهمان گودی کم قامت چشم که در تحمل سنگین صبر زیردست ارتفاعی مجهول رسیده است ومردمان بسیار که در سرگمی هوایشان از همه بانگ کلاغ صبحدم حیرت ساده ای نمی رود وبه هرجا سفری می آیند روی خط معنی اشیاء خاک / چند قدم نمیزنند و درون آب جاری خدا شاخ وبرگ بید خود را دوسه تار ساعت / به تماشای روان نمی دهند وبه شبها که چراغ کوچه همسایه ها خاموش است وصله چشم علاج روی سمت انزوای پوسیده ماه نمیبرند و به زیرهرچه دستان حریص بوی نان سبد کودکی خانه را قصه های/ رنگ رنگ طوطی و دانه های/ توت بسیار سفید میبخشند. 2011/03/25 |
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |