|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال سوم | شماره ی بیست و هفتم | می 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
سخن دوم مجتبی مصطفایی
زندگی، ادبیات، همجنسگرایی
ادبیاتی که ما با آن به سر می بریم، ترس و خفگی ما را به نمایش می گذارد. ما با زبان، بر زبان ادبیات اعتراف می کنیم که از همجنسگرایی می ترسیم و خفه می شویم. با نماد هایی که به کار می بریم، خود را در پشت مجموعه ای از تفسیر های اجتماع پسند پنهان می کنیم! طوری می نویسیم تا همیشه راهی برای فرار داشته باشیم. طوریکه همواره بتوان نوشته ها را به گونه ای اجتماع پسند تفسیر کرد. شرایط ما هنوز به آن درجه از بلوغ نرسیده که بتواند بی هیچ ترسی، از اشکال دیگر زیستن سخن بگوید؛ و به عبارت دیگر، جامعه هنوز اشکال دیگر را نمی پسندد. ما همیشه در حال فرار هستیم، ادبیات شکل می گیرد، ادامه پیدا می کند ولی ما هنوز هم حرف خود را نمی توانیم بزنیم. منتظر قرن های دیگر هستیم تا شاید کسی پیدا و ناگفتنی ها را تبدیل به گفتنی کند. هنگامی که می خواهیم از عشق سخن بگوییم، آن را تغییر شکل می دهیم. به آن جنبه غیر زمینی می بخشیم، مگر عشق های زمینی چه ایرادی دارد؟! چرا نباید عشقی زمینی داشته باشیم؟ شاید صحبت از عشق زمینی تلخ و زننده باشد، چون جامعه آن ها را تلخ و زننده می کند. چون جامعه کاری می کند که معشوقمان وحشتناک ترین حرف ها و رفتار ها را به معرض نمایش بگذارد: تو عادی نیستی، تو دیوانه هستی، تو بیماری، تو ... تو ... و تو ... ما همیشه از دوست سخن می گوییم، در وصفش می نویسیم. همه چشم ها را به بالا می دوزند و دوست از کنار همه عبور می کند، می رود و هیچ کس او را نمی بیند. دوست همان پسری بوده که هر روز از کنار خانه مان رد می شده. دوست همان پسری بوده که هنگامی که به او می گویی این ها را در وصف تو نوشته ام، ناگهان تبدیل به دشمن می شود و می گوید: تو عادی نیستی، تو بیماری، تو دیوانه هستی... هنگامی که عشق با همجنس مجال پیدا نمی کند، تبدیل به سرکوفت و نفرت می شود. هنگامی که نخواهیم فضایی برای همجنسگرایی داشته باشیم،چیزی جز نفرت متقابل به ثمر نمی نشیند. ادبیات همان زندگیست. با هر شکلی که مطرح شود، با همان شکل زندگی را رقم می زند. دنیایی هست که در آن زندگی می کنیم. همان تک تک لحظه هاییست که در خانه، کوچه، خیابان و محل کار، کتابخانه و دانشگاه، پارک و محل تفریح برای زندگی و زیستن می گذرد. بحثی که شد به منزله نادیده گرفتن و تحقیر ادبیات گذشته و حال نیست. ادبیات همیشه افق های تازه ای برای مخاطبش باز کرده و می کند. بحث بر سر این است که باز هم به گونه ای دیگر و شکلی دیگر می توان گفت. بحث بر سر این است که ابعاد ناگفته و اشکال دیگر گفتن را نیز می توان آزمود. و نیز انکار این نیست که نویسندگان و شاعرانی نبوده و نیستند که از همجنسگرایی چیزی نگفته و ننوشته اند. منظور من این نیست که نباید از نماد ها بهره برد و نباید غیر مستقیم نوشت، منظور من این است که در کنار نماد پردازی ها و غیر مستقیم گویی ها، طور دیگر نیز می توان گفت. و بخسی از طور دیگر نوشتن؛ ادبیات همجنسگرایی است.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |