Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی بیست و هشتم | جون 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

 

سخن اول

آرشام پارسی

پدر و مادر گرامی ام، الناز، طناز و فریناز خواهران عزیزم، آرام، فرزاد، اردشیر، پویا، مجتبی، آیدین، فرهاد، آرش، مهدی، الیش، فرشته، ارمغان، نسا، فرزاد، امیر، سهیل، حامد، سام، شاهین، ارشاد، آراد، رضا و رشید عزیز، نام های شما در تاریخ جنبش دگرباشان ایرانی همیشه به یاد خواهد ماند زیرا که ورقی از تاریخچه مان - که جایش خالی بود - را با حضورتان به ثبت رساندید. شاید حدود سی نفر بیشتر نبودیم اما هر کدام از ما به نمایندگی از تعدادی از دوستانمان که امکان حضور در مراسم را نداشتند سهم خود را ادا کردیم و این آغازی خواهد بود برای آینده ای بهتر.    >>>

 

تاریخی که بر بدن هایمان حک شده؛ بدن های دردناک و ترسناک

مجتبی مصطفایی

همیشه اقلیت های گوناگون از طرف جو حاکم بر جامعه مورد ظلم و جور واقع شده اند. بخش بزرگی از این اقلیت ها، اقلیت های جنسی هستند، که از بنیادی حقوق خود برای زیستن، محروم اند. هر اقدامی از طرف یک دگرباش برای ارضای بنیادی ترین نیازش، با سرکوب و تحقیر و توهین جو حاکم مواجه می شود. اما حقوق یک دگرباش تنها >>>

 

عدم شهامت یک بیماری ملی

احمد رافت

 

دو سال پیش در نامه ای خطاب به محمد خاتمی که در پایگاه خبری گویا منتشر شد، از رئیس جمهور سابق خواسته بودم برای یکبار هم که شده از خود شهامت بخرج دهد و مواضعش را روشن و بدون ابهام بیان کند.  این نامه را در رابطه با داستان دست دادن رئیس جمهور سابق با  >>>

 

گزارشی از ششمین نشست منطقه ای مقابله با هوموفوبیا

تایپ و ویرایش: طناز

 

 من به همراه آرشام پارسی در این نشست شرکت کردم و علاوه بر علاقه مند بودنم به این گونه مسائل قرار بود یک گزارش نیز از این نشست تهیه کنم. مطالب خیلی زیادی به بحث و تبادل نظر گذاشته شد و من تنها به نکات مهم تر آن ها بسنده می کنم. در ابتدای کنفرانس صحبت های مقدماتی از برگزارکنندگان کنفرانس بود. امکان سازماندهی علیه هوموفوبیا یک موفقیت است. این دیداری بود تاریخی چون نمایندگانی از کشورهای خاورمیانه>>>

 

ترس و سلب حقوق

مجتبی مصطفایی

 

 رساندن آگاهی جزو بهترین وسیله ها برای مبارزه با آن دسته از رفتار هایی است که حق زندگی کردن را از هم نوعان خود سلب کرده اند. حقی که همه به همنوع خود می دهند، ولی هنگامی که حق هم نوع دگرباش به میان آورده می شود، آن را استثنا قرار می دهند. یا در گفتار یا در رفتار و یا در هر دوی این موارد. ولی چرا باید همه حق زندگی کردن داشته باشند، ولی یک دگرباش چنین حقی را نداشته باشد؟ چرا باید همه حق داشتن خانواده، روابط اجتماعی مناسب را داشته باشند؛ ولی کسی که در گرایش جنسی و عاطفی خود متفاوت است، باید >>>

نامه ی فرزند یک دگرباش و پاسخ آن

فرناز

 

آقای آرشام پارسی، خیلی حرف ها تو دلم هست ولی نمی دانم از کجا شروع کنم. عادت ندارم واسه کسی درد دل کنم ولی خسته شدم از این که هرشب دارم با خودم حرف می زنم و روزهای جوانیم را با مرور خاطرات بدم از گذشته می گذرانم و شبی نیست که آه نکشم و صورتم پر از اشک نشود. شاید باور نکنید ولی حتی نمی گذارم پدر و مادرم هم پی به حال و روزم ببرند ولی شما را به عنوان کسی که درکم می کند و برای من مثل ناجی است می بینم.>>>

 

به مناسبت روز جهانی مقابله با همجنسگراستیزینامه ای به یک روانشناس ایرانی ارسال کنید

 

 هر کدام از دگرباشان ممکن است روزی ناچار شوند که به روانشناس و یا روانپزشک مراجعه کنند اما لزوما این قشر از جامعه آگاهی کافی برای حل مشکلات جامعه ی دگرباشان را ندارند. به عبارتی دیگر بسیاری از پزشکان و روانشناسان خود همجنسگراستیز هستند. بیایید با ارسال نامه ای از آنها بخواهیم که کمی بیشتر دقت کنند. نامه ی تهیه شده را چاپ و به آدرس حداقل یک روانشناس ارسال کنید. می توانید از آدرس های غیرواقعی برای فرستنده استفاده کنید. لطفا دیگر دوستان خود را نیز در این مورد مطلع کنید. چنانچه لازم می دانید می توانید نامه را برای بیش از یک نفر ارسال کنید.>>>

 

فصل دوم از زندگی من

شهروز

فصل دوم زندگی من، از وارد شدن به دبیرستان و یکی از بدترین اتفاق های زندگی من درسایه دگرباش بودنم، در این فصل رخ داد. کلاس  سوم راهنمایی تمام شد و ما وارد دبیرستان شدیم. روز اول ورود به دبیرستان بود. من با دوست های دوران راهنمایی از یک مدرسه همگی به یک دبیرستان منتقل شدیم. من و دوستم بهرام و محسن، روز اول خدا خدا می کردیم، تا توی یک کلاس باشیم. من استرس داشتم که نکند از هم دیگر جدا شیم. هنگام تقسیم بندی دانش آموزها، به همین خاطر من پیش دستی کردم، و به پیش مسئول تقسیم بندی دانش آموز ها رفتم، از او خواهش کردم >>>

 

گزارشی از راهپیمایی رنگین کمانی ها در آنکارا

تایپ و ویرایش: طناز

 

ما به سمت محل راهپیمایی حرکت کردیم. ساعت 2 بعد از ظهر در محل حاضر شدیم. دگرباشان ترکیه هم آمدند. تعدادی از شرکت کنندگان در کنفرانس دو روز پیش نیز آمده بودند. همه خوشحال بودند. مخصوصا ایرانی ها که اولین راهپیمایی دگرباشان ایرانی را در ترکیه برگزار می کردند. از طرف چند شبکه خبری ترکیه با آرشام پارسی مصاحبه شد. آرشام از حال و هوای این راهپیمایی و علت گردآمدن مان صحبت کرد و در پاسخ یکی از سوالات خبرنگاران در ارتباط با شرایط ترکیه و انتخابات در پیش رو گفت که نگرانی جدی ای در ارتباط با ترکیه وجود دارد. >>>

 

 

رسانه ها

 

هومان – اولین مجله ی همجنسگرایان ایرانی 

ماها - مجله ی الکترونیکی همجنسگرایان ایرانی

چراغ – نشریه ی دگرباشان جنسی ایرانی

رها – رادیو همجنسگرایان ایرانی

دلکده - ماهنامه ی ادبی همجنسگرایان ایرانی

پسر - وبلاگ خبری دگرباشان ایرانی

رنگین کمان – فصلنامه ی دگرباشان ایرانی

همجنس من – نشریه ی لزبین های ایرانی

ندا – نشریه ی دگرباشان ایرانی

 

لزبین یا آدم فضایی؟

پریا. ف

 

موضوعی  که میخوام راجبش حرف بزنم، علامت سوال بزرگی هست توی ذهن خیلی از مردم. بارها با این سوال مواجه شدیم که رابطه ی دو زن غیر ممکنه. اگر در یک آشنایی ساده با یک فرد دگرجنس گرا خودت رو لزبین معرفی کنی،اولین سوال که تو ذهنشون شکل میگره اینه: چطور دو زن میتونن باهم در ارتباط باشن؟ عشق بازی کنن. توضیح عشق بازی زنان باهم با کلمات ممکن نیست.و من شاید نتونم با کلمات قلنبه اینو توضیح بدم. اما >>>

آواز

کوهیار نیک پندار

 

دلم مي خواهد امشب بشنوم آواز قلبم را اگر حتي به سان آذرخشي

                 [ بر دل اين آسمان ، كوتاه

و حتي كمتر از آن، هم صداي قطره اي از جنس باران

كه بي جان گشته چونان لاشه ي يك آه

و در ديوار خشكي ، غرق يا خاموش

نهان مي گردد از هر سوي.

دلم مي خواهد امشب هم نواي قلب خود فرياد بردارم : خموشي تا به>>>

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.