|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال سوم | شماره ی بیست و هشتم | جون 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
عدم شهامت یک بیماری ملی احمد رافت
امروز پس از دو سال قانع شدم این عدم شهامت مختص آقای خاتمی نیست و نوعی بیماری ملی است. داستان آمنه، دختر جوانی که در اثر اسید پاشی مردی که دست رد به سینه او زده بود، زیبائی و بینائی اش را از دست داد، گذشته از ابعاد دردناک این واقعه، ما را در مقابل حقیقتی تلخ قرار داد. درخواست آمنه برای اجرای قصاص ، خود داستانی جداگانه است که نشان از گسترش چرخه خشونت در کشور و جانشین ساختن انتقام بجای عدالت دارد. قصاص مجازاتی غیر انسانی است که با هیچکدام از ارزش های دمکراتیک سازگاری ندارد. جای تعجب نیست در کشوری که ارزش های دمکراتیک ناشناخته هستند، بسیاری این چنین مجازاتی را حق خطاکاران بدانند. آنچه تلخ و تاسف آور است سکوت نخبگان و روشنفکران و سیاست ورزان مخالف نظام در رابطه با این داستان است. غیر از تعدادی انگشت شمار، روشنفکران درون و برون مرز همه سکوت اختیار کردند. اگر بخواهیم بی پروا تر بگوئیم همه از ترس اینکه مبادا مورد حمله عوام قرار گیرند شهامت ابراز نظر را پیدا نکردند. کسانی که بارها در گذشته علیه اعدام، سنگسار، قصاص و بریدن دست و پا فریاد به آسمان برده بودند و حکومت را غیر انسانی خوانده بودند، این بار شهامت حرف زدن نیافتند. در خلوت بسیاری تصمیم آمنه را نادرست، غیر عادلانه و انتقام جویانه خواندند، ولی از نوشتن یک خط و یا گفتن یک کلمه حذر کردند. واهمه داشتند اکثریت خشمگین و طرفدار قصاص و انتقام انها را بباد انتقاد گیرد. ترس داشتند از محبوبیتی که فکر می کنند در بین عوام دارند کاسته شود. این سکوت ما را در مقابل واقعیتی تلخ و دردناک قرار می دهد و سوالی بسیار جدی را مطرح می سازد: در کشوری که نخبگانش از ترس عوام سکوت اختیار می کنند، از شکستن تابو ها واهمه دارند و شیفته پوپولیسم یا مردمگرائی هستند، چگونه می خواهیم و می توانیم ارزش های دمکراسی یا مردم سالاری را بسط و گسترش دهیم؟
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |