Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی بیست و هشتم | جون 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

عدم شهامت یک بیماری ملی

احمد رافت

دو سال پیش در نامه ای خطاب به محمد خاتمی که در پایگاه خبری گویا منتشر شد، از رئیس جمهور سابق خواسته بودم برای یکبار هم که شده از خود شهامت بخرج دهد و مواضعش را روشن و بدون ابهام بیان کند.  این نامه را در رابطه با داستان دست دادن رئیس جمهور سابق با چند خانم در ایتالیا نوشته بودم. خاتمی در حاشیه کنفرانسی در رابطه با گفتگوی ادیان در شهر اودینه، در شمال ایتالیا،  دست چند خانم ایتالیائی که قصد ابراز ارادت به رئیس جمهور اصلاح طلب ایران را داشتند فشرده بود. پس از پخش فیلم این کنفرانس  در ایران، آقای خاتمی ابتدا تهیه کنندگان آنرا که دانشجویان دانشگاه اودینه بودند به مونتاژ و دستکاری فیلم متهم ساخت و زمانیکه  کارشناسان این اتهام را رد کردند صحبت از توطئه نئوکان های امریکائي و سرویس های امنیتی خارجی برای تخریب چهره اش کرد. در نامه ام از آقای خاتمی خواسته بودم برای یک بار هم که شده از خود شهامت بخرج دهد و یا دستانی را که در خارج با شوق بسوی او دراز  می شوند رد کند و یا در بازگشت به ایران جرئت دفاع از فشردن آنها را داشته باشد.

امروز پس از دو سال قانع شدم این عدم شهامت مختص آقای خاتمی نیست و نوعی بیماری ملی است.  داستان آمنه، دختر جوانی که در اثر اسید پاشی مردی که دست رد به سینه او زده بود،  زیبائی و بینائی اش را از دست داد، گذشته از ابعاد دردناک این واقعه، ما را در مقابل حقیقتی تلخ قرار داد. درخواست آمنه برای اجرای قصاص ، خود داستانی جداگانه است که نشان از گسترش چرخه خشونت در کشور و جانشین ساختن انتقام بجای عدالت دارد.  قصاص مجازاتی غیر انسانی است که با هیچکدام از ارزش های دمکراتیک سازگاری ندارد.  جای تعجب نیست در کشوری که ارزش های دمکراتیک ناشناخته هستند، بسیاری این چنین مجازاتی  را حق  خطاکاران بدانند. آنچه تلخ و تاسف آور است سکوت نخبگان و روشنفکران و سیاست ورزان مخالف نظام در رابطه با  این داستان است.

غیر از تعدادی انگشت شمار،  روشنفکران درون و برون مرز همه سکوت اختیار کردند.  اگر بخواهیم بی پروا تر بگوئیم همه از ترس اینکه مبادا مورد حمله عوام قرار گیرند شهامت ابراز نظر را پیدا نکردند.  کسانی که بارها در گذشته علیه اعدام، سنگسار، قصاص و بریدن دست و پا فریاد به آسمان برده بودند و حکومت را غیر انسانی خوانده بودند، این بار شهامت حرف زدن نیافتند.  در خلوت بسیاری تصمیم آمنه را نادرست، غیر عادلانه و انتقام جویانه خواندند، ولی از نوشتن یک خط و یا گفتن یک کلمه حذر کردند. واهمه داشتند اکثریت خشمگین و طرفدار قصاص و انتقام  انها را بباد انتقاد گیرد. ترس  داشتند از محبوبیتی که فکر می کنند در بین عوام دارند کاسته شود.

این سکوت ما را در مقابل واقعیتی تلخ و دردناک قرار می دهد و سوالی بسیار جدی را مطرح می سازد:  در کشوری که نخبگانش از ترس عوام سکوت اختیار می کنند، از شکستن تابو ها واهمه دارند و شیفته پوپولیسم یا مردمگرائی هستند،  چگونه می خواهیم و می توانیم ارزش های دمکراسی یا مردم سالاری  را بسط و گسترش دهیم؟

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.