|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال سوم | شماره ی بیست و نه | جولای 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
خاورميانه در آشوب؛ جمهوري اسلامي كانون توطئه
مدت ها از حركت اعتراضي ايرانيان و به تبع از اين اتفاق، در ساير خاورميانه مي گذرد اما خاور ميانه هم چنان در فضايي ملتهب و آشفته به سر مي برد، و با اينكه جامعه ي بين المللي و افكار عمومي جهان خواستار كاهش فشارها بر مردمان اين ديار هستند، نه تنها از ميزان فشارها كاسته نشده است بلكه روز به روز شاهد افزايش كاربرد خشونت بي اندازه و هدفمند در اين كشورها هستيم. اما به راستي چه دليلي دارد كه علي رغم وجود مجامع بين المللي از قبيل سازمان ملل متحد و نهادها و سازمان هاي حامي حقوق بشر، كه دفاع از حقوق انساني در برابر خودكامگان اصلي ترين وظيفه ي اين سازمان هاست، باز هم خشونت در جهان بيداد مي كند و قدرت اجرايي و سرعت اعمال نفوذ چنين مجامعي در خاور ميانه تا بدين پايه ناتوان و كند مي باشد. يكي از اين دلايل، عدم تعهد دولت هاي مستبد وحاكم بر اين كشورها به تعهدها و تضمين هاي داده شده در قبال شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد مي باشد. اين نهاد مسئول نظارت بر اجراي مفاد ذكر شده در منشور حقوق بشر در كشورهاي عضو آن مي باشد. اما هنگامي كه كشور عضو اين نهاد جهاني از پذيرش گزارشگر ويژه براي بررسي موارد آشكار نقض حقوق بشر در آن كشور سر باز مي زند، چه مي تواند كرد؟ دليل مهمتر كه بسيار در خاورميانه، مشهود است و به راستي مي توان آن را عاملي در جهت بسط و گسترش ديكتاتوري و كاربرد خشونت هدفمند و عريان، عليه آزادي خواهان اين منطقه دانست، پشتيباني آشكار دو قدرت نوظهور در صحنه ي بين المللي يعني چين و روسيه از اين حكومت هاست. اين دو از اعضاي ثابت شوراي امنيت سازمان ملل متحد بوده و از حق وتو برخوردار هستند. وظيفه ي شوراي امنيت، پاسداري از امنيت و صلح بين المللي است، اما گويا چين و روسيه موظف به تامين امنيت براي حاكمان مستبد بر كشورها هستند تا پاسداري از امنيت مردم آن ها. به ويژه اين مورد در برخورد با اتفاقات اخير در ايران و هم اكنون در سوريه به طرز آشكاري مشخص گرديده است. روسيه و چين هر دو برخاسته از نظام هايي كمونيست هستند. روسيه اگرچه بعد از فروپاشي شوروي از قيد كمونيسم دولتي رها شده است، اما هنوز تا رسيدن به دموكراسي راه زيادي دارد. چين هم اگرچه ديگر آن رويكرد مائويستي سابق را ندارد، اما در ديكتاتوري بودن نظام حاكم بر آن نمي توان شك داشت. هر دو زندانيان سياسي دارند و بارها و بارها شاهد قتل و ربايش روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر در اين دو كشور بوده ايم. پس اگر چنين كشورهايي خود پاسدار امنيت جهاني باشند، توجيه آنچه كه در ايران و سوريه و به طرزي گسترده تر در خاورميانه رخ مي دهد، كار چندان سختي نخواهد بود. روسيه هنوز هم خواستار برگشتن قذافي و مذاكره جامعه ي جهاني با اوست، در حالي كه جهاني يك صدا عليه جنايات او در ليبي فرياد سر مي دهند. و چرا بايد اينگونه باشد، دليل آن مواردي است كه در ادامه آن ها را بيان مي كنم. اولين دليل حمايت هاي روسيه و چين از نظام هايي چون رژيم جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه، منافع سرشاري است كه از ايران چون سيل به سوي اين كشورها جاري شده است. تحريم هاي بين المللي، جمهوري اسلامي را چنان محتاج اينان ساخته است كه خارج از سايه ي آن ها نمي تواند به حيات اقتصادي شكسته بسته ي خويش ادامه دهد. در مقابل روسيه و چين هم بازاري بلامنازع براي كالاهاي دسته چندم و از رده خارج خود و تكنولوژي هاي عقب مانده و تاريخ مصرف گذشته شان پيدا كرده اند، كه در ازاي مبالغي هنگفت و چندين برابر ارزش واقعي خويش، به ايران واگذار مي كنند. اين نوع حيات انگل وار چين و روسيه براي ايران چنان گران تمام شده و خواهد شد كه در تاريخ نظير آن را پيدا نخواهيم كرد. وجود دولتي پايدار، مستقل و سربلند در ايران و كشورهاي آشوب زده ي خاورميانه كه متكي به چنين قدرت هاي نوكيسه اي نباشند، دليل دومي است كه اين دو قدرت نوظهور از آن واهمه دارند. زيرا بازارهاي رنگين اين كشورها اگرچه به رويشان بسته نخواهد شد، اما همانند گذشته بي در و پيكر نخواهند بود. همچنين بسط دموكراسي در خاورميانه، آيا اميدي نيست براي معترضين موجود در همين دو كشور؟! بنابراين تا چنين ديدگاه هايي در بين اعضاي ثابت شوراي امنيت سازمان ملل متحد وجود داشته باشد، توسعه ي متوازن دموكراسي در خاورميانه دور از انتظار خواهد بود. هرچند اين دو قدرت نشان دادند كه در برابر خواسته هاي بين المللي ياراي ايستادن را ندارند و به قطعنامه هاي ضد جمهوري اسلامي ايران رأي داده اند، اما همين تلاش اينان براي كند ساختن روند مبارزه با رژيم هاي ديكتاتوري موجود در خاورميانه، در پايداري اين نظام ها بي تاثير نبوده است. جمهوري اسلامي ايران اما در ميانه ي اين آشوب ها در كجا ايستاده است؟ ناظر است يا قلب تپنده ي آشوب هاست؟ اين ها پرسش هايي هستند كه امروزه يافتن جواب برايشان كار سختي نخواهد بود. جمهوري اسلامي تامين كننده ي هزينه هاي حزب الله و عمليات هاي تروريستي ايشان و حماس مي باشد. در عراق بارها و بارها شاهد كشف سلاح هاي جمهوري اسلامي بوده ايم و روابط طالبان والقاعده با آن ها تا بدانجا كشيده شد كه شواهد نشان از دست داشتن سپاه در جنايات يازدهم سپتامبر مي دهند. افراختن پرچم جمهوري اسلامي در بحرين و هدف گرفتن قلب معترضين سوري از طرف ايادي اين رژيم، ديگر بر كسي پوشيده نيست. سياست چندگانه ي جمهوري اسلامي در برخورد با اين حوادث پرده از چهره ي اين رژيم برداشته است. از سويي خود را حامي آزادي براي مردم بحرين مي خواند و از سويي ديگر به جاي به تصوير كشيدن كشتارهاي وحشيانه در خيابان هاي تهران و ديگر شهرهاي ايران و تانك هايي كه در شهرهاي سوريه رژه مي روند، راهپيمايي حمايت از بشار اسد بر صفحه ي بي فروغ تلويزيون آن نقش مي بندد! و چه بي شرمانه انكار واقعيت مي كند!! اما اين بازي خطرناكي است كه جمهوري اسلامي پاي در آن نهاده است. تخريب چهره ي ديپلماتيكي و سياسي مقامات ايراني حتي در سطح منطقه از اولين پيامدهاي آشكار اين رويداد است. انزواي هرچه بيشتر ايران نه تنها در جهان بلكه به خاورميانه هم نفوذ كرده است، تا آنجا كه عربستان به راحتي به خود اجازه مي دهد به جهانيان پيشنهاد دهد كه جمهوري اسلامي را تحريم نفتي كرده و خود كمبود نفت ناشي از اين امر را جبران كند! از آن سو خبرها حاكي از آن است كه تنش ها در مرز سوريه و تركيه در حال افزايش و به قول مقامات ارتش تركيه در حال انفجار است. و ما چه مي بينيم؟ شايعاتي مبني بر حمايت جمهوري اسلامي از سوريه در برابر ناتو! و تهديد تركيه در صورت اجازه دادن به ناتو براي حمله به سوريه! اما به راستي جمهوري اسلامي توان آن را خواهد داشت كه در چندين جبهه به مبارزه برخيزد. شايد اگر شرايط همانند سال 1359 مي بود، اندك اميدي هم وجود داشت؛ كه شرايط فعلي بازگو كننده ي چنين امري نخواهد بود. اما بايد توجه كرد كه جبهه هاي جنگ تنها محدود به خارج از مرزهاي ايران نيست، بلكه جبهه ي جديدتري هم در ميان خود اصول گرايان به وجود آمده است كه كم از ديگر جبهه ها نيست. گزارش ها حاكي از آشفتگي شديد در مديريت اين بحران تازه مي باشند و گويا اصول گرايان حامي احمدي نژاد هم اگرچه اكنون در موضع ضعف قرار دارند اما به سادگي حاضر به عقب نشيني نخواهند بود، با اين حال باز هم مي توان گفت كه جمهوري اسلامي در وضعيتي قرار دارد كه بتواند براي مقابله با ناتو آمادگي لازم را داشته باشد؟ آيا ورود به جنگ بر سر سوريه، فرصتي براي تجديد قواي اصول گرايان طرفدار احمدي نژاد نخواهد بود؟ گذشت زمان همه چيز را معلوم خواهد ساخت.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |