|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال سوم | شماره ی سی ام| اوت 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
روند نوپاي سينماي هدايت شده در ايران آرتا جاويد
شايد براي اولين بار اين سعيد امامي بود كه مصمم شد سينماي ايران را در جهت دلخواه خويش و مقاصد امنيتي پيش ببرد. ماجراي مسعود كيميايي و فشار بسيار زيادي كه به او وارد شد تا فيلمي با مضامين مورد علاقه ي سعيد امامي بسازد، شايد اكنون ديگر قدري كهنه باشد. دكتر نوري زاده در كتاب ناگفته هاي خويش پيرامون قتل هاي زنجيره اي به علاقه ي سعيد امامي به سينما و ورزش پرداخته است. در برگه ي هشتاد و يكم اين كتاب به ماجرايي بر مي خوريم كه طي آن، سعيد امامي بيان مي دارد كه عاشق سينماي آمريكا بوده، و بويژه شيفته ي كارگرداناني مانند استيون اسپيلبرگ و مارتين اسكورسيزي و فرانسيس فورد كاپولا مي باشد. او در ملاقاتي كه با مسعود كيميايي و بهرام بيضايي داشته اين جملات را بيان مي كند و سپس از آقاي كيميايي مي خواهد كه فيلمي با مضمون سوء قصد يك جاسوس و كماندوي آمريكايي به يكي از مقامات جمهوري اسلامي بسازد، كه در پايان منجر به شكست عمليات مي شود. كيميايي همان روز به بهرام بيضايي مي گويد كه موج مرگ را در چشمان اين مرد ديده است، و اين قضيه بسيار خطرناك به نظر مي رسد. به هرحال سعيد امامي بازداشت شده و به قتل رسيد و آن فيلم هم هرگز ساخته نشد، اما زمزمه هايي درباره ي فيلم سلطان مسعود كيميايي و سرمايه گذاري سعيد امامي در آن به وجود آمد كه بعدها كيميايي در گزارشي كامل به بيان واقعيت و قرباني بودن خويش پرداخت. به هر حال آنچه كه مسلم است، بي گناهي كيميايي در اين ماجرا بود.
در اين بين چندين امر براي مردم و در مورد اين جريان خاص سينمايي هويدا گشت. اولين امر و شايد تاثر انگيزترين قسمت آن شركت بازيگراني بود كه در ساخت اين فيلم ها شركت جستند. كساني كه تا پيش از اين كارنامه هايشان زرين بود و يا اگر كارنامه اي درخشان نداشتند، در دل هاي مردم جاي گرفته بودند. اكبر عبدي با بازي هاي ماندگارش در فيلم هاي مادر و دل شدگان، و آدم برفي محبوب قلب ها گشته بود، اما براستي چه شد كه هنرش را در خدمت امثال ده نمكي قرار داد و اخراجي ها را در كنار آن فيلم هاي درخشان اش نشاند! امين حيايي كه چهره ي محبوب سينماي ايران بود چه شد؟ و محمدرضا شريفي نيا كه در اين بين شايد بيشترين نقش ها را به عهده داشته است. او هم در سه سري اخراجي ها شركت كرده و هم در پايان نامه و هم در قلاده هاي طلا نقش هايي به عهده گرفته است كه هيچ گاه از منظر مردم ايران قابل بخشش نخواهند بود.
و اما نكته ي آخر كه از همه ي نكات واضح تر به نظر مي رسد اين است كه اين جريان نوپا نه تنها به نتيجه نرسيده كه اتفاقا نتيجه ي عكس داده است. هو شدن محمدرضا شريفي نيا به همراه دخترانش در كنسرتي در تهران، حمله ي مردم به صحنه ي ساخت فيلم هاي پايان نامه و قلاده هاي طلايي، حمله به سايت ليلا اوتادي كه قصد داشت نقش ندا آقا سلطان را ايفا كند، و نهايتا عدم حضور او در اين نقش، تماما حاكي از اين است كه مردم ايران به كنه اين جريان انحرافي در سينما پي برده و تمامي تلاش اين افراد در ساخت چنين فيلم هاي هدف داري بي نتيجه مانده است.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |