Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی سی ام | اوت 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

 

سخن اول

آرشام پارسی

پیرو سخن اول شماره ی بیست و هشتم ن د ا، این بار باید به تمام دوستانی که در گی پراید تورنتو شرکت کردند تبریک بگویم زیرا که با حضور خود نه تنها یک بار دیگر رعایت حقوق پایمال شده ی خود و دوستان شان در ایران را مطالبه کردند و توجه بسیاری از رسانه های جهانی را جلب نمودند، بلکه تلاش کردند که تاریخچه و فلسفه ی تقریبا فراموش شده ی راهپیمایی های سالانه ی دگرباشان را نیز به همگان یادآوری کنند. >>>

 

سخن دوم

کوهیار نیک پندار

كلامم را با بيت زيبايي از سخن حافظ شروع كردم، چون كه مي دانم بيان كننده ي احساسات بسياري از ما دگرباشان است. نه تنها آنهايي كه در ايران هستيم، بلكه بسياري از آنها كه اكنون در ايران نيستند. اولين بار كه اين غزل را خواندم حس غريبي داشتم‎؛ چندين سال بود كه پي برده بودم كه چون ديگران نيستم اما نمي دانستم كه چه هستم؟! دلم مي تپيد و مي لرزيد اما هواي ديگري داشت. خسته دل بودم، اما خاموش؛ و در درونم كسي بود كه فرياد مي زد و ديوانه وار در فغان و در غوغا بود. شايد آن زمان پي به مفهوم اين غزل حافظ نبردم و آن را خوب نفهميدم. اما بعدها كه دانستم من نيز دگرباشم، دريافتم كه حافظ چه مي گويد؟ آري اين درد بزرگ قشر وسيعي از جامعه ي امروزين ما دگرباشان است: >>>

 

دگرباشان چه می گویند؟!

 

 

"ما هستيم"، ایرانی ها در گی پراید خواهند گفت

چشم انتظار آن ها (ايراني ها) در روز يكشنبه هستم. راهپيمايي از خيابان يانگ شروع خواهد شد، در اين حين شركت كنندگان كم كم ملبس شده و به راهپيمايان ملحق مي شوند. آن ها همان هایی هستند که لباس هاي سپيدشان را پوشيده اند، و دست هايشان را به نشان صلح بلند خواهند كرد و پرچم هاي رنگين كماني را كه حمل مي كنند به نام ميهن شان، كه آن را ترك كرده اند به اهتزاز درخواهند آورد. و هنگامي كه ساير شركت كنندگان در راهپيمايي شروع به حركت مي كنند، برخي از ايشان صورت هايشان را خواهند پوشانيد، زيرا نگران امنیت خانواده و دوستانشان در ایران هستند. اين اولين بار خواهد بود كه ايرانيان به طور رسمي در گی پراید تورنتو سهيم خواهند بود. >>>

 

سازمان دگرباشان ايراني، خواستار حمايت جامعه ي ايرانيان است

خواسته ي آرشام پارسي اين است كه مردم بدانند : "دگرباشان ايراني وجود دارند" به راستي چرا مدير سازمان دگرباشان ايراني دوستانش را به گی پراید در تورنتو فرا خوانده است؟ پارسي مي گويد : اين "اولين" باري خواهد بود كه ايرانيان به طور رسمي در راهپيمايي غرور در تورنتو شركت خواهند كرد. در بيست و دوم ماه مي در ششمين همايش بين المللي مقابله با همجنسگراستيزي، پارسي تصميم گرفت كه از ايرانيان دگرباش پناهنده درخواست كند، كه در صورت تمايل، به همراه او و براي آگاه ساختن مردم از مبارزه ي آن ها به خيابان هاي تورنتو بيايند. در حدود سي و پنج نفر دعوت او را پذيرفتند.>>>

 

دگرباشان پناهنده ي ايراني، آزادي را در كانادا فرا مي گيرند

ترس ناشي از اينكه اگر خانواده تان به دگرباش بودن شما پي مي برد، مي توانستند شما را وادار كنند كه مانند ديگران شويد را تصور كنيد. روحانيون باورمند به اجراي شريعت، مي توانستند دستور به سنگسارشدن، شلاق خوردن، ويا دو نيمه شدن شما بدهند. در ايران اين يك واقعيت براي دگرباشان به شمار مي رود. بر اساس گفته ي جمهوري اسلامي ايران، در آنجا همجنسگرايان وجود ندارند. بسياري از ايرانيان مجبور به تحمل عمل جراحي براي تغيير جنسيت خويش مي شوند، قطع نظر از اينكه آن ها چه احساسي نسبت به اين جنسيت خواهند داشت.>>>

 

ایرانيان هدفمندی را به گی پراید باز گرداندند

هنگ چهل نفری اعضا،‌ حامیان و متحدان سازمان دگرباشان ایران در رژه‌ی غرور روز یکشنبه‌ی تورنتو، ملبس به تی‌شرت‌های سفید تبلیغاتی با دست‌هایی که به علامت صلح بالا برده بودند و لبخندهای خجالتی روی لب‌هایشان در مقابل خوش‌گذران‌های لخت و پتی که فقط شال پری روی گردن انداخته بودند و مایوهای تنگ شنای مزین به پولک پایشان بود، خیلی توی چشم نمی‌آمدند. در حالی که بقیه‌ی شرکت‌کنندگان جشنواره‌ی غرور با تفنگ آب‌پاشی و لباس‌های مدل کارناوال ور می‌رفتند، گروه ایرانی‌ها پلاکاردهای هشیارکننده‌ای داشت که از حقوق دگرباشان می‌گفت. "پیام:‌ ما نه برای پارتی و خو‌ش‌گذرانی که برای هدفی گرد آمده‌ایم." "سازمان دگرباشان‌ ایران" سازمانی غیرانتفاعی و غیرحزبی در تورنتوی کانادا است. این سازمان در سال 2008 بر پا شد تا به پناهندگان ایرانی کمک کند بر اساس تمایل جنسی و هویت جنسیتی خود به دنبال پناهجویی باشند.>>>

 

فرهنگ و ادب

 

 

تبيني از فرآيند مدرن و پست مدرن شدن

يكي از تبيين ها در مورد مدرن و پست مدرن شدن توسط اسكات لش عرضه شده است. او از تفكيك شدن امور اجتماعي بحث مي كند. در جوامع ابتدايي فرهنگ و امر اجتماعي تفكيك نشده اند و كنش هاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي از هم متمايز نيستند. در فرآيند مدرن شدن اين تفكيك روي مي دهد و قلمروهاي مختلف نظري اخلاقي زيباشناسي از يكديگر تفكيك شده و به استقلال مي رسند. بر اين نظر مدرن شدن فرآيندي مبتني بر تفكيك و جدايي امر فرهنگي از امر اجتماعي است. در چنين شرايطي امكان گسترش «رئاليسم» پديد مي آيد.>>>

 

سقراط و تبيين مفهوم فرهنگ همجنس گرايي

« تاملي ديگر در رساله ي مهماني ( عشق ) افلاطون »

بدون شك، يكي از تاثيرگذارترين شخصيت ها بر فلسفه ي مدرن و انديشه ي « عقل گرايي انتقادي »، سقراط مي باشد. فيلسوفي كه پيش از ميلاد مي زيست، اما دامنه ي انديشه هايش بنيان گذار يكي از پيشرفته ترين نظريه ها در فلسفه ي سياسي و علمي دنياي امروز گشته است. كارل ريموند پوپر فيلسوف برجسته ي علمي در شرح وتفسير نظريه ي علمي و معروف خويش « عقلانيت انتقادي » اين چنين بيان مي دارد : سقراط در دفاعيه ي معروف خود مي گويد : « مي دانم كه هيچ نمي دانم، اما سروش معبد دلفي مرا خردمندترين مردمان قلمداد كرده است. » و پس از لختي تفكر، سقراط راه حل زير را مي يابد : « به ناداني ام آگاهم. شايد اين آگاهي به حدود تنگ من است كه مرا اندكي خردمندتر از ديگران مي گرداند، كه حتي نمي دانند كه هيچ نمي دانند. »>>>

 

دانش و شرايط اجتماعي

جامعه دانش را توليد مي كند و دانش توليد شده نشانگر وضعيت و شرايط اجتماعي هر دوره است. از سوي ديگر، دانش توليد شده به نوبه ي خود روي جامعه و شرايط آن تاثير مي گذارد و به عبارتي ما با واكنش هاي متقابل روبه رو هستيم. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه دانش هاي توليد شده بي ارتباط با يكديگر نيستند، چون همه در شرايط و دوره ي يكساني به وجود آمده اند. دانش هاي توليد شده در هر دوره و شرايط يكسان مي توانند در ارتباط با يكديگر باشند و مجموعه اي را پديد آورند.>>>

 

اندیشه ها

 

مردي كه خاك را سبز مي خواست

«به مناسبت دوم امردادماه، سالگرد درگذشت احمد شاملو»

 شاملو كسي نيست كه بتوان آرام از كنارش گذشت، يا ساعتي قبل از خواب كتابش را در دست گرفت و شعرهايش را خواند و بعد خرامان، خرامان به بستر رفت و خوابيد، تا روز ديگري را به خاك بسپاريم، كه اگر اينگونه باشد به يقين كلام او را درنيافته ايم. شاملو همچون توفاني است كه تندرها را در خويش حل مي كند. شاملو طغيان انديشه است در كلام، و خيزش مفهوم است در واژه ها. هنگامي كه قطعه شعري از شاملو را مي خوانيم و در ژرفاي مفاهيم آن غوطه ور مي شويم، محال ممكن است كه ساعتي را در جذبه ي كلام اين مرد بزرگ ادبيات ايران محو نشويم. >>>

 

دمی با دگرباشان

 

 

ديويد جيمز فرنيش

آقای "دیوید جیمز فرنیش"، متولد 25 اکتبر 1962، در واقع یک فیلمساز انگلیسی  ̶  کانادایی است که در گذشته بیشتر به انجام کارهای تبلیغاتی و تجاری می پرداخت. ولی در حال حاظر، به شکل اختصاصی، به تهیه و تولید فیلم های سینمایی و مستند،چه به شکل کارگردان و چه به شکل تهیه کننده مبادرت می نماید. آقای فرنیش، متولد کشور کانادا بوده و به همراه دو برادر دیگر خود، تنها فرزندان یک پدر و مادر بازنشسته بودند. فرنیش در دانشگاه، در رشته ي مدیریت بازرگانی موفق به گرفتن مدرک کارشناسی شد و بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای سال ها در یک شرکت تبلیغاتی در کشور انگلستان کار حرفه ای خود را ادامه داد. در سال 1993، دیوید فرنیش، توسط یک دوست مشترک، به یک مهمانی شام در منزل "التون جان" دعوت گردید که خود "فرنیش" در خاطراتش و در باره آن، عنوان نموده بود که تمایل چندانی برای شرکت در این مهمانی نداشته چرا که آن را بسیار خسته کننده و کسالت آور پیش بینی می کرد>>>

 

"جنايت ناشي از تنفر عليه دگرباشان"

نتایج حاصل از تحقیقات آماری جامعه شناسان جنایی و برخی از سازمان های حامی حقوق افراد دگرباش، که هر ساله انجام و از سال 1996 آغاز شده است، نشان دهنده ي وجود یک سیر صعودی در میزان خشونت و انجام جنایات ناشی از تنفر علیه دگرباشان است. همچنین، این مراکز تحقیقی و حمایتی، ابراز داشته اند که تنها راه مقابله با چنین سیر بالارونده ای، این است که به هر طریق ممکن، برای آگاه سازی جامعه و مردم نسبت به این اقلیت کوچک و جنایات انجام گرفته علیه آنها، قدم های مثبتی از طرف مقامات دولتی برداشته شود. از هفته گذشته، پرونده جنایی مربوط به آقایان "لارنس کینگ" و "براندون مک.لنرنی"(سمت چپی و سفید پوست) در دادگاه ایالتی لس آنجلس، به جریان افتاده است و مطابق آن،>>>

 

"وحشت بنفش رنگ"

 فیلم "وحشت بنفش رنگ"، ساخته آقای "جاش هاوارد"، در واقع اولین فیلم بلند مستند و داستانی است که در آن به اقدامات بیرحمانه و غیر انسان دوستانه دولت آمریکا در دهه های 50 و 60 بر علیه همجنسگرایان می پردازد. این فیلم بر اساس کتابی به همین نام بوده و توسط یک مورخ آمریکایی به نام آقای "ديوید جانسون" تالیف شده و جوایز زیادی را هم در زمینه نگارش این کتاب دریافت نموده است. جریان این فیلم، اشاره ای به دهه 50 کشور آمریکاست، یعنی زمانی که سناتور جمهوری خواه آقای "جوزف مک.کارتی"، ادعا نموده بود که در پست های دولتی کشور، و از آن جمله در وزارت امور خارجه تعداد زیادی از کمونیست ها و جاسوسان روسی در حال فعالیت هستند. همزمان با این ادعای وی، معاون امور خارجه نیز گزارش نمود که در وزارت امور خارجه، تعداد زیادی کارمند همجنسگرا اشتغال دارند و وزارتخانه در تلاش است تا آنها را شناسایی و اخراج نماید. >>>

 

دنیای هنر

 

 

نگاهي به سريال مختارنامه و تحريف تاريخ ايران و تشيع در آثار داوود ميرباقري

مختارنامه هم تمام شد، و برگ ديگري از كارنامه ي آقاي ميرباقري در تحريف تاريخ ايران و مذهب تشيع رقم خورد. پيش از اين او با ساختن سريال امام علي نشان داد كه در مسيري قرار گرفته است كه از تحريف تاريخ مذاهب و اديان به سود جريان خاصي از اهل تشيع كه به افراطي گري بودن متهم هستند، ابايي ندارد. تصاويري كه مير باقري از خلفاي راشدين و شيوخ و صحابه ي محمد ابن عبدالله در سريال امام علي به تصوير كشيد، چهره اي به شدت دست كاري شده و مخدوش بود. ميرباقري با ساخت آن سريال به همگان اعلام كرد كه هيچ ترسي از دست كاري كردن تاريخ به نفع جريان هاي خاص ندارد. او متكي به انديشه هاي خويش است، مبلغ رسانه اي شيعه ي افراطي كه تنها به پيشبرد اهداف خويش به هر وسيله اي باور دارد. >>>

 

روند نوپاي سينماي هدايت شده در ايران

شايد براي اولين بار اين سعيد امامي بود كه مصمم شد سينماي ايران را در جهت دلخواه خويش و مقاصد امنيتي پيش ببرد. ماجراي مسعود كيميايي و فشار بسيار زيادي كه به او وارد شد تا فيلمي با مضامين مورد علاقه ي سعيد امامي بسازد، شايد اكنون ديگر قدري كهنه باشد. دكتر نوري زاده در كتاب ناگفته هاي خويش پيرامون قتل هاي زنجيره اي به علاقه ي سعيد امامي به سينما و ورزش پرداخته است. در برگه ي هشتاد و يكم اين كتاب به ماجرايي بر مي خوريم كه طي آن، سعيد امامي بيان مي دارد كه عاشق سينماي آمريكا بوده، و بويژه شيفته ي كارگرداناني مانند استيون اسپيلبرگ و مارتين اسكورسيزي و فرانسيس فورد كاپولا مي باشد. او در ملاقاتي كه با مسعود كيميايي و بهرام بيضايي داشته اين جملات را بيان مي كند و سپس از آقاي كيميايي مي خواهد كه فيلمي با مضمون سوء قصد يك جاسوس و كماندوي آمريكايي به يكي از مقامات جمهوري اسلامي بسازد، كه در پايان منجر به شكست عمليات مي شود.>>>

 

میکده ی عشق

 

 

تاریک و روشن

 13، 14 ساله م. زندگی بی معنی ای دارم. بی خیالی دنیای راهنمایی و کشف دنیای اینترنت.

هر روز به خونه نرسیده کامپیوترو روشن می کنم و تا چند ساعت چت می کنم.

زندگی بی معنی.

وانمود می کنم 18 ساله م و دانشجو. هنوز بچه تر از اونی ام که بخوام رشته ها رو درست و حسابی از هم تشخیص بدم. می گم ریاضی می خونم. وقتی ازم می پرسن محض یا کاربردی، یکی رو بیخودی می گم. هر چند دفعه ی بعدش یادم نمی مونه چی گفتم.

پسرا واسم موجودات ناشناخته این... وقتی باهاشون حرف می زنم احساس قدرت می کنم. شاید چون فریبشون می دم. خودمو جای یه دختر دانشجوی بالای شهر نشین جا می زنم.

یه تفریح، یه سرگرمی، یه اعتیاد.

زندگی بی معنی.>>>

 

خلسه ي عشق

همه در تکاپو، من در حال خلسه؛

خلسه ای بنام عشق.

خلسه ای که گناه می نامندش

یعنی عشق من گناه است؟!>>>

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.