Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال سوم | شماره ی سی ام| اوت 2011 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

نگاهي به سريال مختارنامه و تحريف تاريخ ايران و تشيع در آثار داوود ميرباقري

آرتا جاويد

 

مختارنامه هم تمام شد، و برگ ديگري از كارنامه ي آقاي ميرباقري در تحريف تاريخ ايران و مذهب تشيع رقم خورد. پيش از اين او با ساختن سريال امام علي نشان داد كه در مسيري قرار گرفته است كه از تحريف تاريخ مذاهب و اديان به سود جريان خاصي از اهل تشيع كه به افراطي گري بودن متهم هستند، ابايي ندارد. تصاويري كه مير باقري از خلفاي راشدين و شيوخ و صحابه ي محمد ابن عبدالله در سريال امام علي به تصوير كشيد، چهره اي به شدت دست كاري شده و مخدوش بود. ميرباقري با ساخت آن سريال به همگان اعلام كرد كه هيچ ترسي از دست كاري كردن تاريخ به نفع جريان هاي خاص ندارد. او متكي به انديشه هاي خويش است، مبلغ رسانه اي شيعه ي افراطي كه تنها به پيشبرد اهداف خويش به هر وسيله اي باور دارد. بعد از ساختن سريال پر هزينه ي امام علي، دامنه ي اعتراضات به كارگرداني و فيلم نامه نويسي ميرباقري بسيار بالا گرفت. اهل تسنن به ساخت آن و تصاوير مجعولي  كه باورهايشان را به سخره گرفته بود، شديدا اعتراض داشتند. اما در قبال اين اعتراضات، پاسخ نظام تنها و تنها سركوب ايشان بود. از كساني كه نسبت به سريال امام علي انتقاد كردند مي توان به مرحوم دكتر عبدالعزيز مجد از اساتيد دانشگاه زاهدان اشاره كرد. ايشان در سال 1375 و بعد از ايراد يك سخنراني در نقد ساخته ي ميرباقري ربوده شده و جنازه ي او چند روز بعد در زاهدان كشف شد.

آري، اين از مستقيم ترين نتايج ساخته ي آقاي ميرباقري بود. مدتي گذشت و ايشان همچنان فعاليت هاي خويش را انجام مي داد اما هنوز كاري به آن وسعت و بزرگي انجام نداده بود كه ساخت سريال مختارنامه  به او پيشنهاد شد. اين بار ميرباقري با قرار گرفتن در راس گروهي كه وظيفه اش ساختن سريال مختارنامه بود، چهره ي ديگري از خويش نشان داد. او به صراحت و در برنامه ي شما و سيما بيان داشت كه هيچ ترسي از تحريف تاريخ ندارد و اصولا براي دراماتيك شدن داستان سريال، و عامه پسند شدن آن، اين يك نياز است كه فيلم نامه نويس از خود مطالبي را به متن تاريخي فيلم اضافه نمايد!!

اما گذشت زمان و پخش سريال 20 ميليارد توماني ايشان، پرده از كنه ماجرا و عمق مصيبت برداشت؛ باقري حتي دست به تحريف تاريخ ايران، كشور عزيزمان زده بود. او حتي قيام مختار را به بيراهه اي كشانده بود كه تنها ذهن هدفمند ايشان مي توانست چنين جهت گيري هايي را در درون خويش هضم كند. ساخت اين سريال هشت سال به درازا كشيده شده بود، و بسياري دليل آن را عدم دريافت بودجه مي پنداشتند، اما گذر زمان ثابت كرد كه اين وقفه ها دلايل سياسي داشته اند. پخش اين سريال در رسانه ها ي جمهوري اسلامي، نشان داد كه ماجراي سريال شباهت بسياري به وقايع سياسي جاري دارد. كلماتي از قبيل فتنه، منافقين كوردل، و تنهايي اين سردار ميرباقري بيان كننده ي سخنان بي رنگ و بوي مسئولان حكومتي را داشت، و ماجرا به طرز بسيار سبك و مبتذلي سعي در تطبيق جريانات اين دو مقطع از زمان را داشت. بويژه در صحنه هاي پاياني فيلم و هنگامي كه مختار با تعداد اندكي از ياران باقي مانده اش وارد ميدان مي شود، سخني بس عجيب بر زبان مي آورد: "اين بار تزوير و ريا در لباس تقوي و ايمان به پيش آمده است. و سپس خطاب به كساني كه تنهايش گذاشتند مي گويد كه تا فردا يك تن از شما هم زنده نخواهد ماند." اينجاست كه بايد از خويش پرسيد كه اين تهديد مختار و قهرمان هاي او تا كجا را هدف قرار مي دهند.

اما گذشته از اين مباحث، آنچه دل ايرانيان را آزرد، تحريف تاريخ ميهن شان بود. نه تنها تحريف كه توهين به ايرانيان و فرهنگ و تمدن ايشان در اين سريال موج مي زد. گويي كه فيلم به درخواست سفراي كشورهاي عربي ساخته شده بود. من منكر تحقير ايرانيان توسط اعراب و در دوره ي اموي نيستم و بدان باور دارم. اما معتقدم كه نشان دادن اين وقايع به اينگونه و با اين اسلوبي كه ميرباقري بيان كرد، تنها و تنها در جهت ايراد خدشه به تاريخ و هويت ايرانيان بود. به باور اينجانب مقايسه ي مختار با رستم كه از زبان كيان بيان مي شد، بزرگتريت تحقيري است كه يك غير ايراني مي تواند از شخصيت هاي اسطوره اي و تاريخي ايران بيان كند. ميرباقري به شيوه اي ناشيانه و پريشان گونه، پرچم سه رنگ ايران را بر گور همسر و فرزند كيان مي گذارد و با وقاحتي تمام تر مي گويد كه اين پرچم سه رنگ، نه پرچم ايران كه پرچم قيام مختار است! غافل از اينكه سابقه ي پرچم سه رنگ  ايران به كمي پيش از قاجاريه بر مي گردد.

به هر حال او نشان داد كه در مسيري پا مي نهد كه هيچ گونه اهميتي به تاريخ در اين مسير وجود ندارد و تنها اين مطامع و سود خويش است كه در اين راه ارزشمند قلمداد مي شود. مي خواهم در پايان خطاب به آقاي ميرباقري بگويم كه خون دكتر مجد مستقيما به شما هم حواله مي شود. نه تنها او كه بسياري از كساني كه به خاطر پريشان بافي هاي ذهن تان به دست جلادان نظام سپرده شدند، ناشي از كار هدف دار شما بوده و شما نمي توانيد خود را از آن بري بدانيد. شايد اكنون در برابر دوربين خبرگزاري هاي جمهوري اسلامي قرار گرفته و ژستي هنرمند گونه به خويش مي گيريد، اما منتظر آن روزي باشيد كه جز تحقير مردم در كارنامه ي ضد هنري خويش نخواهيد يافت.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.