|
چند
هفته ای است که در یکی از سینماهای سوئد، فیلم *شرایط* ساخته خانم
*مریم کشاورز* بر روی پرده و در حال اکران میباشد و فرصتی دست داد تا
به اتفاق چند نفر از دوستان ایرانی و افغانی که همگی غیر دگرباش بودند
و با اصرار و تشویقهای من برای دیدن فیلم علاقه نشان داده بودند، به
تماشای این فیلم برویم.
آنچه که در ادامه این نوشته خواهد آمد، نقد و تحلیل مواردی از جنبه های
منفی این فیلم است که بنا بر عقیده شخصی، به فیلم و بار پیامی آن ضربه
زده است و میتواند برای یک تماشاچی غیر دگرباش، سبب تقویت حس هموفوبیک
و انزجار از افراد دگرباش گردد. اگرچه، این فیلم جنبه های مثبت فراوانی
نیز با خود به همراه دارد که در انتهای نقد، به شکل فهرست وار اشاره
خواهد شد.
اما مواردی از جنبه های منفی فیلم :
یک - در صحنه ای از اوایل فیلم، عاطفه و شیرین در اتاق خواب با هم تنها
هستند و هم آغوشی را آغاز کرده اند و موذن مسجد محل نیز در حال اذان
گویی برای نماز دم صبح میباشد.
در برخی ادیان و اعتقادات مذهبی، رابطه سکس آنقدر ارزشمند و تقدس گونه
محسوب میگردد که حتی در حد عبادت خداوند قابل قیاس دانسته شده است و در
آن نوعی رسیدن به وحدت و یگانگی ذکر میگردد. همچنین در عصر برخی از
انبیای دوران عهد عتیق، بسیاری از بت پرستان به هنگام اجرای مراسم
عبادی و نیایشی خود، چنین روابط و رفتارهای جنسی را در پای بتهای مقدس
خود به انجام میرساندند و برای چنین روابطی بسیار ارزش و احترام قایل
بودند.
در این صحنه از فیلم *شرایط* نیز تماشاچی شاهد چنین اتفاقی است و
بواقع، خانم کشاورز آنرا به زیبایی به تصویر کشیده است اما این زیبایی
برای چشمهای یک تماشاچی با ذهنیت اسلامی و بسته، چندان خوشایند به نظر
نمیرسد و آنرا نوعی توهین و بی احترامی به مقدسات اعتقادی و دینی خویش
تصور خواهد نمود و طبعا میتواند آنرا به کل فرهنگ و آداب همجنسگرایانه
تعمیم بدهد. در واقع برای یک ذهن اسلامی، در این صحنه دو اتفاق بسیار
ناپسند و غیر شرعی در حال وقوع است؛ یکی هم آغوشی دو فرد از جنسیت
مشابه و دیگری، تقارن این واقعه با اذان گویی موذن مسجد محل برای نماز
صبح، که هر دوی اینها بر روی ذهن یک فرد غیر دگرباش و مذهبی و بسته
میتواند اثری سوء و هموفوبیک ایجاد نماید.
دو- در طول نمایش فیلم، بارها شاهد صحنه هایی هستیم که پدیده سکس در
آنها به شکلی افراط گونه به تصویر کشیده شده است و گاه این افراط بقدری
تشدید میگردد که تعادل فیلم بهم میخورد و تصویر آن تا آخر فیلم با
تماشاچی همراه باقی میماند و تاثیری منفی بر روی قضاوتهای وی بجا
میگذارد. برای مثال در صحنه ای که آن چهار جوان در حال دوبله فیلم
هستند و مجبور میشوند تا برای طبیعی تر شدن صداهای خود در دوبله یک
صحنه با مظمون سکسی، مشروب بنوشند، افراط در ادای واژه ها و صداها
بقدری شدید و ناراحت کننده میگردد که یکی از پسرها چندین بار فریاد
میزند و اعلام توقف و کات میدهد.
یک واقعیتی که برای قالب داستانها و فیلمهای همجنسگرایانه بایستی اشاره
شود این استکه در آنها، سکس به شکلی بسیار اغراق آمیز و رنگ و لعاب دار
و افراطی به تصویر کشیده میشود و انگار نویسنده، به نوعی دارد از بابت
بند و زنجیرهایی که سالها به دست و پاهای خود داشته، فریاد بلند بر می
آورد و قصد دارد تا از این آزادی و اجازه ای که در نگارش یک مطلب به او
داده شده است، نهایت بهره برداری را ببرد. اما بایستی قبول داشت که این
کار نه تنها نمیتواند برای جامعه دگرباش مثمر ثمر واقع گردد بلکه حتی
میتواند برعکس بر روی ذهنیت افراد غیر دگرباش و استریت، اثری مخرب و
هموفوبیک بر جای بگذارد.
خاطرم هست که یکی از کارگردانان ژانر جنگی چنین گفته بود که *گاه
میتوان یک داستان و یا یک فیلم جنگی را حتی بدون شلیک و یا حضور یک عدد
گلوله هم خلق نمود*. اما جالب است که در متنها و فیلمهای همجنسگرایانه،
غالبا سکس و البته به شکلی افراط گونه، حضوری حتمی دارد و گویی خالق
اثر تصور مینماید که بدون وجود آن، موضوع دگرباشی دیگر هیچ معنا و
مفهوم صحیحی در بر نخواهد داشت.
در فیلم *شرایط*، هربار که عاطفه و شیرین به نحوی در یک چهار دیواری
قرار میگرند، میخواهند تا به شکلی از رفتارهای جنسی بهرمند گردند و این
موضوع در ذهنیت تماشاگر غیر دگرباش چنین القاء میکند که این دو تنها
برای نیازهای سکس است که به هم وابسته و محتاج هستند و البته ذهنیت
چنین تماشاگری میتواند این تصور را در کل جامعه دگرباش نیز تعمیم بدهد
و چنین خیالی داشته باشد که افراد دگرباش تنها و تنها تشنه سکس و روابط
جنسی هستند و از هر فرصتی برای رفع این نیاز و تشنگی استفاده خواهند
کرد.
حال فرض کنین که والدین یک فرزند دگرباش در حال تماشای چنین فیلمی
باشند و سوال این است که بعد از اتمام این فیلم آیا میتوان از آنها
توقع داشت تا به فرزند خود اجازه هم صحبتی و یا دوستی با سایر دگرباشان
را به راحتی و بدون دغدغه فراهم نمایند و دیگر نگران رخ دادن هیچ واقعه
ای نباشند؟ عقیده شخصی من این استکه نوشتن و ساخت موضوعات مربوط به
دگرباشان برای جامعه ای همچون ایران بایستی با احتیاط بیشتری همراه
باشد و خالق اثر لازم است تا همیشه مدنظر داشته باشد که مخاطبان چنین
آثاری تنها افراد دگرباش نخواهند بود و چه بسا که والدین و یا بستگان
فرد دگرباش نیز برای تماشا و یا بهرمندی از این آثار به آن مراجعه
نمایند و چه بهتر که در نوشتن وقایع و حوادث داستانی و یا سیر وقایع،
حساسیت بیشتری قایل شده و همواره بخاطر داشته باشد که هضم برخی موارد
میتواند برای تماشاچی غیر دگرباش و مذهبی کمی سنگین تمام شود.
سه - بابک، همان پسری که از کشور آمریکا به ایران آمده، نیز یک پسر
همجنسگرا است و در صحنه ای او را میبینیم که مدیریت سایر بچه ها را
برای دوبله یک صحنه از فیلم با مظمون سکسی بر عهده گرفته است و بارها و
بارها دستور کات میدهد و یا از بچه های دوبلر میخواهد تا طبیعی تر
رفتار و صحبت نمایند. و سوال این است که آیا با وجود چنین صحنه ای و با
مدیریت انجام گرفته توسط یک فرد آشنا با فرهنگ آمریکایی، از یک تماشاگر
ایرانی و مذهبی نمیتوان توقع داشت که به چنین باوری برسد که بواقع
همجنسگرایی یک محصول وارداتی و غربی می تواند باشد و از سوی چنین جوامع
غربی در حال تقویت و پشتیبانی است؟
... و اما جنبه های زیبا و خوش ساخت این فیلم :
یک- تصاویر و صحنه هایی از حیاط مدرسه و خیابان و اطاقها که توسط
دوربینهای مدار بسته گرفته شده است و به تماشاگر میگوید که در جامعه
ایران، همگی در زیر نگاه های کنترل کننده ای قرار گرفته اند و در پشت
چنین نگاه هایی، افرادی مذهبی و غیر منطقی همچون *مهران* حضور دارند که
تنها براساس آنچه میبینند، قضاوت مینمایند و نه براساس اصولی عقلانی و
منطقی .
دو-
خانواده های *عاطفه و شیرین* و نیز مامور منکراتی، شدیدا خود را وابسته
به اصول خاصی نشان میدهند و شکسن آن اصول را عجیب و غیر طبیعی و ناممکن
تصور مینمایند. برای مثال, نماز خواندن مهران، عدم اجازه مهران به همسر
خود برای آواز خوانی در حظور جمع، پایبندی مامور منکراتی به موازین
اسلامی و امثال آن. اما بعد ها کم کم همین افراد خود را با شکستن برخی
از اصول وفق میدهند. مثلا حتی پدر با مهران شروع به نماز خواندن
مینماید و یا آن مامور منکراتی در مجلسی که زنان لباسهای نامناسب برتن
دارند و همگی در حال نوشیدن شراب هستند، به راحتی و بدون دغدغه ای شرکت
میکند. به عبارتی، خانم *کشاورز* نشان میدهد که امکان تغییر و سازش در
همگی وجود دارد و تنها این پدیده همجنسگرایی دخترها است که آنها قادر
به پذیرش و نرمش نسبت به آن نیستند و این موضوع در این فیلم به زیبایی
نشان داده شده است.
سه- مهران در صحنه ای از فیلم که به خیانت شیرین پی میبرد و میفهمد که
رضایت شیرین به ازدواج، تنها نقشه ای برای رسیدن وی به عاطفه بوده،
شدیدا گریه میکند و با حالتی زار از شیرین میپرسد که *چرا ... چرا او
نمیتواند برای شیرین کافی باشد*. خانم کشاورز با نشان دادن این صحنه و
سایر موارد گفته شده در موضوع شماره دو، قصد دارد تا به تماشاگر نشان
بدهد که هموفوبیای موجود در ایران از روی نا آگاهی، کم دانشی و بی
اطلاعی است و برای همین هم است که عامه مردم به سختی میتوانند نسبت به
آن خود را وفق بدهند. برای مثال، خانواده ها میتوانند خود را با بسیاری
از موارد سنت شکنی چون حظور مامور منکراتی در مجلس مهمانی، عدم رضایت
عروس به آوازخوانی در جمع و امثال آن خود را هماهنگ نمایند اما همچنان
با همجنسگرایی دخترها مخالفت میکنند و یا *مهران* که با حالتی زار نشان
میدهد که دقیقا نمیداند که شیرین، همسر فعلی او، به چه دلیلی و چرا
نمیتواند خودش را با او قانع و راضی نماید و هنوز به وجود عاطفه به
عنوان یک معشوقه همجنس نیازمند است.
فیلم *شرایط*، علارغم تمام ضعفها و قوتهایی که دارد، باز هم یک فیلم
زیبا محسوب میگردد و نشان از جسارت و وسواس سازنده خود در انتخاب یک
موضوع اجتماعی را دارد و در آن میتوان به گوشه ای از دردهای افراد
دگرباش در ایران پی برد.
|