|
سمفونی
پنج بتهوون بسیار زیباست . همینطور چهار فصل ویوالدی هم زیباست . دو
موسیقی متفاوت که هرکدام را به تنهایی گوش میکنی و از شنیدنشان کمال
لذت را میبری . اما .. اگر این دو را باهم تلفیق کنی بلغمه ای به وجود
می آید که تاب و توان گوش دادنش را کمتر کسی دارد و نیاز به گوشهای
آهنین دارد ... ما هم از این قاعده استثنا نیستیم . ما شخصیتی جداگانه
به همراه سلایق . تفکر و اندیشه ای متفاوت از هم داریم که برخی تشابهات
مانند خاطره ای یا دردی یا فکری مشترک ما را به هم نزدیک میکند . ولی
برای آغاز یک زندگی مشترک این نت ها باید به گونه ای کنار هم قرار
گیرند که یک سمفونی واحد را شکل دهند و نه تلفیقی گوش خراش .
ظاهر زیبا و خوش اندام بسیار هم خوب و متین است و در جایگاه مقدس خود
یعنی همبستر شدن نقش بزرگی ایفا میکند . اما در زندگی مشترک نود برابر
زمانی که در بستر هستیم در مراودات و معاشرات اجتماعی با هم هستیم . و
در آنجاست که یک نت فالش آنچنان خود را به رخ میکشد که لذت مارا از
موسیقی تبدیل به نفرت میکند .
اجازه بدهید موضوع را کمی بازتر و خودمانی تر بیان کنم . پنج سال پیش
من عضو یک شبکه اجتماعی شدم به نام منجم . مسلما" اکثر همجنسگرایان با
این وبسایت آشنایی دارند . آن زمان من بیست و سه سال سن داشتم و جوانتر
و پر هیجان تر از امروز بودم . مسائل جنسی برایم در درجه اول اهمیت
قرار داشت و زیبایی اندام و چهره طرف مقابلم برایم بسیار مهم بود .
جستجوی من برای یافتن جفت و همبستری با مشخصات ظاهری زیبا گه گاه نتیجه
بخش بود و این پیوند برقرار میشد . اما این پیوند ها دو ماه بیشتر دوام
نمی آورد . چرا ؟
عرض میکنم.
من در ذهنم به دنبال یک همسر بودم . او هم به نوبه خودش به دنبال یک
همراه متعهد و مسئول میگشت . اما هردو مشخصات ظاهری را نخستین شرط
ارتباط میدانستیم و بر اساس آن فرد مقابل را انتخاب میکردیم . چند روز
اول بسیار زیبا و رویایی میگذشت اما وقتی سکس و ارتباط جنسی برایمان
عادی میشد تازه نت های فالش شروع به نواختن میکردند .
تو چرا با رضا در ارتباطی من از این پسره خوشم نمیاد ... کی بود بهت
زنگ زد ؟ تو چقدر میخوابی ؟ چرا انقدر تنبلی ؟ واسه چی نمیری کار کنی ؟
نمیتونی الان بیای بیرون ؟ چرا اینقدر بد حرف میزنی ؟ چرا مثل پیرمردا
میمونی ؟ غیرت داری ؟ چرا اینقدر وابسته ای به مادرت ؟ اس ام اس منو
جواب نمیدی چرا ؟ این چه لباسیه می پوشی ؟ چرا بلند بلند میخندی ؟
کتاب نمیخونی ؟ من لیسانس دارم تو چرا نمیری ادامه تحصیل بدی ؟ اه گیر
چرا میدی اینقدر ؟ محبتت داره کلافم میکنه ... مگه برده گرفتی که منو
کنترل میکنی ؟
اینها نمونه های کوچکی هستند از نت های فالش که در نهایت منجر به یک
جدایی غم انگیز و افسردگی دوره ای در ما میشد و در این مدت تصور
میکردیم دیگر هیچکس قابل اعتماد نیست و همه را با یک چوب میزدیم و
خاکستری رنگ میدیدیم و این دور تناوب مکرارا" تکرار میشد . حالا اما
من و هم دوره ای های من در پنج سال پیش دیگر کم کم به جایی رسیده ایم
که کمتر چهره زیبا را در درجه اول اعتبار میگذاریم و بیشتر به فکر
هماهمنگ کردن نت های شخصیت ها هستیم . اما جای مارا نسلی جدید گرفته
است که اکنون در هجده سالگی تا بیست و سه سالگی به سر میبرد . و اکثریت
و نه البته همه . به اقتضای سن زیبا پسندند و هیجان ارتباط جنسی به
ناچار مجبورشان میکند تا ارتباطات را بر مبنای آن شکل دهند .
مثل نسل ما هم هیچ نصیحت و پیشنهادی را پذیرا نیستند و تا خود شکست های
تلخ را تجربه نکنند وقعی بر درستی سخن ما نمینهند . اما این بنده حقیر
و نگارنده این سطور با یک مثال تلاش میکنم واقعیت را نشان برادران و
خواهران کوچکترم بدهم .
هیجان سکس یک ماه بیشتر نیست و سپس زیبایی و تقدس خود را زمانی حفظ
میکند که دو شخصیت روی هم یک شخصیت را شکل دهند . در غیر اینصورت تبدیل
به یک مسئله عادی و گه گاه حتی انجام وظیفه میشود . در سن شما و البته
من . این اتفاق میتواند به سرانجام تلخی کشیده شود که برای کشتی
تایتانیک اتفاق افتاد . تصور نکنید که بزرگترین و با عظمت ترین کشتی
دنیا هستید و هیچ چیز نمیتواند مانع راحتی خیال شما شود . یک اشتباه
میتواند مانند کوه یخ آنچنان کمر این بزرگترین کشتی را بشکند که منجر
به غرق شدن و خرد شدنش باشد . کوه یخ که چیزی نمیشود . شاید به سراغ
کشتی دیگری برود و یا خراشی کوچک در دل نگاه دارد . اما دل شما که روزی
عظمتش و اعتماد به نفسش به دریایی چشم غره میرفت اکنون کف همان دریا
خوابیده است و دیگر نمیتواند همان کشتی با عظمت شود که بود .
زیبا پسند بودن خصلت یک انسان است و البته یکی از پایه های صندلی رابطه
همین ارتباط جنسی موفق بر پایه زیبایی (زیبایی کاملا" سلیقه ای و نسبی
است) خواهد بود . اما سه پایه دیگر هم هستند که اگر هرکدامشان حذف شود
به ناچار با نشستن بر صندلی رابطه به زمینتان خواهید خورد . هماهنگی
سلایق . تفکر و شخصیت سه پایه دیگری هستند که مشخصا" از ملزومات
پایداری یک زندگی مشترک به حساب می آیند .
بگذارید حرف آخر را خودمانی بیان کنم : گمان میکنم زندگی مشترکتون وقتی
زیبا و پایدار میشه که بعد از سکس بتونید دوتا چایی بریزید و بشینید با
همسرتون در مورد تمام افکار و سلایق مشترکتون صحبت کنید و احساس
خوشبختی را با نگاه و کلامتون به هم منتقل کنید و از شنیدن سمفونی
ارتباط لذت ببرید .
به فرهیختگی و شعور شما آنقدر ایمان دارم که میدانم مغز سخن مرا
دریافته اید و ادامه کلام را توهین به شما میدانم .
یا حق
|